لطفا منتظر باشید

الگوهاى تسليم‏

جامع السعادات نوشته عالم كم نظير وجود مبارك ملامهدى نراقى كه از بهترين كتابهاى اخلاقى است، روايتى را به اين مضمون نقل ميكند:

زاهدى از جامعه كناره گرفت، و از شهر و ديار دور شد و كنار كوهى مسكن گزيد و گفت: از احدى چيزى درخواست نميكنم تا خدا روزى مقررم را برساند! هفت شبانه روز زندگى گذرانيد، خبرى از رزق و روزى نشد، مرگ را نزديك ديد، عرضه داشت خدايا اگر بناست مرا زنده بدارى رزق مقررم را برسان و گرنه تسليم مرگ باشم ندا آمد: به عزت و جلالم سوگند روزيت را نميدهم مگر به اجتماع بپيوندى و ميان مردم زندگى كنى.

از كوه سرازير شد و به شهر درآمد شخصى آب و ديگرى به او نان داد، و روزى او جريان پيدا كرد به او خطاب شد تو ميخواهى با زهد غلط حكمت مرا كه جريان امور به وسيله و اسباب و ابزار است مانع شوى؟

«اما علمت انى ارزق عبدى بايدى عبادى احب الى من ارزقه بيد قدرتى:»

مگر نميدانى من روزى بندگانم را به دست بندگانم عنايت ميكنم در پيشگاهم محبوبتر است از اين كه با دست قدرتم بيواسطه به او برسانم.

روايت درس ميدهد كه به حكمت و قضاى عادلانه حق و مجارى امورى كه قرار داده تسليم باشيد و جز اين راه را نپيماييد.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه