چشم يا جلوهاى از عظمت قدرت حق
منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد نهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
تشكيلات مربوط به چشم را بايد به دقت مطالعه كرد، اين تشكيلات عبارتند از:
كاسه چشم، كره چشم، عضلات خارجى چشم، پلكها، ملتحمه و دستگاه اشكى.
كاسه چشم: يك حفره مخروطى شكل است كه جدارهاى آن توسط استخوانهاى جمجمه و صورت تشكيل مىشود، استخوانهاى تشكيل دهنده جدار كاسه چشم عبارتند از: استخوان پيشانى، فك فوقانى، گونهاى، شبپره، پرويزنى، اشكى و كامى، جدارهاى كاسه چشم بسيار نازك بوده و به سهولت دچار شكستگى مىگردند.
كره چشم: در بالا توسط لبه فوقانى كاسه چشم و ابروها و در داخل توسط قاعدهبينى حفاظت مىشود.
سه چهارم خلفى كره چشم توسط كپسول تنون پوشيده مىشود، تعدادى رشتههاى عضلانى صاف در نيام كاسه چشمى منجمله عضله كاسه چشمى مولر وجود دارد.
اين عضله توسط رشتههاى قسمت سينهاى كمرى دستگاه خودمختار عصبى شده و عمل آن ممكن است جلوگيرى از كشيده شدن كره چشم به طرف عقب باشد.
در سندروم هورنر كه در آن عصب عضله مولر آسيب مىبيند كره چشم توسط عمل عضلات خارجى كره چشم به طرف داخل كاسه چشم كشيده مىشود.
عضلات خارجى كره چشم: عضلات خارجى كره چشم از رأس كاسه چشم شروع شده و بر روى كره چشم (طبقه صلبيه) مىچسبند، اين عضلات توسط نيامهايى پوشيده شدهاند كه در آنها استطالههايى به جدارهاى كاسه چشم كشيده مىشود.
چهار عضله راست موسوم به راست فوقانى، تحتانى، داخلى و خارجى و دو عضله مايل موسوم به مايل فوقانى و مايل تحتانى وجود دارند، هستههاى مغز ميانى و پل مغزى حركات چشم را كنترل مىكنند، عصبى شدن متقابل بين عضلات مخالف وجود دارد و گاهى حركات توأم بين دو يا چند عضله ديده مىشود.
عضلات راست كره چشم را در جهتى كه از اسمشان برمىآيد چرخش مىدهند، مايل فوقانى از ميان يك حلقه غضروفى در زاويه داخلى فوقانى كاسه چشم عبور كرده و بر روى نيمه خلفى كره چشم مىچسبد، اين طرز التصاق جهت كشش، آن را كه منجر به پيچش كره چشم به طرف داخل مىگردد تعيين مىكند، در نتيجه چشم به طرف پايين و خارج متوجه مىشود.
مايل تحتانى، كره چشم را به طرف بالا و خارج پيچانده و به طرف خارج مىچرخاند، مايل فوقانى و راست تحتانى با يكديگر و همينطور مايل تحتانى و راست فوقانى با يكديگر عمل مىكنند.
عضله بالا برنده پلك فوقانى از عقب كاسه چشم شروع شده به طرف جلو مىآيد و بر روى تارس پلك فوقانى مىچسبد، اين عضله پلك فوقانى را به طرف بالا و عقب مىكشاند.
پلكها: پردههاى متحركى هستند كه در جلو كره چشم قرار دارند و فضاى بين آنها شكاف پلكى ناميده مىشود، پلك فوقانى و تحتانى در زاويه خارجى و داخل چشم به يكديگر مىرسند.
تارس صفحهاى از بافت همبندى متراكم است كه به پلك شكل مىدهد، غدد سباسه موسوم به غدد ميبوميوس در تارس قرار دارد.
مژهها موهايى هستند كه در لبه پلكها قرار گرفتهاند، غدد سباسه همراه با مژهها وجود دارند و غدد عرق در پوست بين مژهها يافت مىشوند.
ملتحمه: يك غشاى مخاطى است كه سطح پلكها را مفروش كرده و بر روى بخشى از كره چشم نيز منعطف مىشود.
ملتحمه، غشاى شفاف نازكى است كه از اپيتليوم ستونى مطبق و بافت همبندى فيبرى ظريف تشكيل شده است و محتواى سلولهاى ساغرى است كه موكس ترشح مىكنند، به تدريج كه اپيتليوم به لبههاى پلك مىرسد به اپيتليوم سنگ فرشى مطبق تبديل مىشود.
لنفوسيتها در تيغه مخصوص با شبكه ضخيمى از بافت همبندى محتوى رشتههاى كالاژنى و ارتجاعى يكى مىشود.
هنگامى كه ملتحمه دچار عفونت مىشود، اين حالت، ورم ملتحمه ناميده مىشود.
دستگاه اشكى: شامل غده اشكى و مجارى آن است، غده اشكى از نظر شكل و اندازه شبيه يك بادام است.
غده اشكى ترشحى به نام اشك دارد كه از راه حدود يك دوجين مجارى كوتاه با كيسه ملتحمه حمل مىشود.
اشك به طور طبيعى از ميان راههاى اشكى كه در لبه پلكهاى فوقانى و تحتانى در نزديكى زاويه داخلى شروع مىشوند از چشم خارج مىگردد، اشك قرنيه را شفاف و تميز و مرطوب نگاه مىدارد.
صفحه نازك اشكى كه به طور طبيعى وجود دارد، از سه لايه تشكيل شده، لايه داخلى شبيه موكوس بوده و توسط غدد غشا مخاط ملتحمه توليد مىشود، لايه ميانى به طور عمده از آب تشكيل شده و توسط غدد اشكى توليد مىشود، لايه خارجى روغنى بوده و توسط غدد سباسه تارس و حاشيه پلكها توليد مىشود.
پردههاى كره چشم: جدار كره چشم از سه پرده صلبيه، مشيميه و شبكيه تشكيل شده است.
صلبيه: كه نام ديگر آن سپيدى چشم است از بافت فيبرى متراكم، بافت همبندى محتوى دستجاتى از رشتههاى كلاژنى با فيبروبلاستهاى پهن شده، در بين رشتهها و كمى رشتههاى ارتجاعى تشكيل شده است.
مقدار آب آن از قرنيه بيشتر است، صلبيه پوشش خارجى و محافظت كننده و نگاهدارنده كره چشم است و در دنباله سخت شامه قرار دارد.
صلبيه در جلو از يك غشاى سفيد كدر به قرنيه شفاف تبديل مىشود. سطح قرنيه مىبايستى توسط اشك مرطوب نگاه داشته شود، محتوى آب در قرنيه كمتر از صلبيه است، قرنيه بايد شفاف باشد تا اجازه دهد نور از آن عبور كرده و به گيرندههاى داخل كره چشم برسد.
مشيميه: پرده ميانى يا مشيميه يك پرده بسيار عروقى بوده و يك عمل تغذيهاى را به انجام مىرساند و داراى پيگمانهاى زيادى است.
مى آن تغيير شكل داده و جسم مژگانى را تشكيل مىدهد كه عملًا قسمت ضخيم شدهاى از مشيميه است، توده اصلى جسم مژگانى از عضله مژگانى درست شده كه بخشى از آن عملش تنظيم عدسى چشم براى ديدن فواصل مختلف است.
عنبيه: قسمت رنگى چشم است، سوراخى كه در مركز عنبيه قرار دارد مردمك ناميده مىشود.
عنبيه محتوى دو صفحه عضلانى صاف است، يك عضله حلقوى موسوم به اسفنكتر و يك عضله شعاعى موسوم به عضله گشاد كننده.
عمل عنبيه تنظيم مقدار نور وارد شده به چشم است، عضله مژگانى و عضلات تنگ كننده و گشاد كننده عنبيه روى هم عضلات داخلى كره چشم ناميده مىشوند.
مردمك هنگامى كه نور شديد است و نيز هنگامى كه شخص به يك جسم نزديك نگاه مىكند به علت انقباض عضله حلقوى يا اسفنكتر كوچكتر مىشود.
مردمك در نور كم و هنگام نگاه كردن به اجسام دور به علت انقباض عضلات شعاعى يا گشاد كننده بزرگ مىشود، گشاد شدن مردمك هنگام نگاه كردن به دور همراه با شل شدن عضله مژگانى است.
در محيط قرنيه در جايى كه با سطح قدامى عنبيه تقاطع مىكند، نوعى شيار يا فرورفتگى وجود دارد كه مجراى شلم قرار مىگيرد، مجراى شلم يك راه تخليهاى است كه توسط آن مايع زلاليه كره چشم را ترك كرده وارد خون مىشود.
عمل عدسى انكسار اشعه نور براى ميزان كردن تصوير بر روى شبكيه است، به تدريج كه انسان پير مىشود و در نتيجه كمتر مىتواند اشعه نور را منكسر كند، عدسى از اپيتليوم تشكيل شده و يك عمر باقى مىماند.
شبكيه: لايه داخلى كره چشم را تشكيل مىدهد و از دو بخش تشكيل شده است. بخش خارجى محتوى پيگمان بوده و به پرده مشيميه مىچسبد و بخش داخلى شامل بافت عصبى است.
در نزديكى مركز شبكيه هنگامى كه به درون كره چشم نگاه كنيم يك لكه بيضى شكل كوچك زردفام موسوم به لكه زرد ديده مىشود، مركز لكه زرد به علت نازك شدن شبكيه فرورفتگى پيدا مىكند، اين ناحيه موسوم به فووآى مركزى و ناحيهاى است كه داراى بهترين ديد است و يا بيشترين تيزبينى وجود دارد و فقط مخروطها در آن ديده مىشوند.
در شبكيه ده لايه وجود دارد كه ما اين ده لايه را نام مىبريم تا طرز قرار گرفتن آنها را روشن كرده و رابطه بين عناصر نورونى و نورو گلىهاى نگاهدارنده آنها را خاطر نشان سازيم.
سلولهاى نوروگلى در اينجا سلولهاى مولر ناميده مىشوند، بايد به خاطر داشت كه اشعه نور به طرف لايه پيگماندار شبكيه كه مجاور مشيميه است حركت مىكند، در حالى كه امواج عصبى در جهت مخالف نور سير مىكنند، هم چنين بايد به خاطر داشت كه اشعه نور از تمام لايههاى شبكيه مىگذرد تا بتواند به گيرندههاى حساس به نور برسد.
لايههاى شبكيه
ده لايه شبكيه عبارتند از:
1- اپيتليوم پيگماندار خارجى كه به پوشش مشيميه چسبيده است.
2- مخروطها و استوانهها زوايد دندريتى گيرندههاى نورى.
3- غشاى محدودكننده خارجى يا استطالههاى غربالى شكل، رشتههاى مولردندريتها از ميان آنها عبور كرده و توسط آنها نگاهدارى مىشود.
4- لايه هستهدار خارجى: هستههاى تنههاى سلولى مخروطها و استوانهها.
5- لايه مشبك خارجى: آكسون مخروطها و استوانهها با دندريت سلولهاى دو قطبى در يك شبكه انتهايى رشتههاى سلولهاى مولر سيناپس مىدهند.
6- لايه هستهدار داخلى: هسته تنه سلولى نورونهاى دو قطبى و هسته سلولهاى مولر و رگهاى خونى.
7- لايه مشبك داخلى: سيناپس بين دندريت سلولهاى عقدهاى و آكسون سلولهاى دو قطبى، رگهاى خونى.
8- تنههاى سلولى نورونهاى عقدهاى، رگهاى خونى.
9- لايه رشتههاى عصب بينايى: آكسون سلولهاى عقدهاى بدون غلاف ميلين و بدون غلاف شوآن يا نورولم، رگهاى خونى و نوروگلى.
10- غشاى محدود كننده داخلى كه در مجاورت جسم زجاجيه قرار دارد:
رشتههاى انتهايى پيوند شده سلولهاى مولر.
شبكيه مانند مبدلى عمل مىكنند كه در آن انرژى نور به انرژى الكتريكى امواج عصبى تبديل مىشود.
اين بود گوشه بسيار محدودى از خلقت و آفرينش چشم كه به اراده حضرت حق تعالى براى انسان قرار داده شده، اگر بخواهيم شكر واقعى اين نعمت را به پيشگاه مقدس او عرضه بداريم بايد دستورهاى آن وجود عزيز و عظيم را در مسئله چشم رعايت كنيم، بدين صورت كه تماشاى هر چه را اجازه داده تماشا كرده و به عنوان جلوهاى از عظمت او بنگريم و هر چه را از ديدن و تماشاى آن منع فرموده از تماشاى آن بپرهيزيم كه ديدن ديدنىها ما را به آن جناب رهنمون شده و آهنگ رشد و كمال را تسريع مىكند و از هر جهت به مصلحت ماست و چشمپوشى از آنچه حرام است، باعث تصفيه باطن ما گشته و ديده دل را براى تماشاى عظمت و جلال او لياقت مىدهد، اما اگر مرز محرمات الهى را بشكنيم و آنچه را نبايد ببينيم بدان نظر بيندازيم تيشه به ريشه خود زده و گاهى وسايل هلاكت و نابودى خود را در دنيا و آخرت فراهم خواهيم كرد.
English