گناه و سبب آن - جلسه دوم (1) – (متن کامل + عناوین)
بلد طيّب
دل مؤمن، كشتگاه خدا
تهـران، حسينيه همدانىها رمضان 1384
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
زمينهايى كه در سطح كره زمين هست، از نظر استعداد، تفاوت زيادى با هم دارند. قرآن مجيد و نهج البلاغه در خطبه اول، در باب خلقت آدم، به اين تفاوتها اشاره دارند.
زمينهاى سخت و شورهزار، ريگزار، پوشيده از رمل و زمينى كه استعدادش براى كار كشاورزى، استعداد متوسطى است و يا زمينى كه استعدادش صد در صد است، انواع مختلف زمين هستند.
پس بخشهايى از زمينها، آمادگى و استعداد كشاورزى ندارند و زمينهايى كه استعداد كشاورزى متوسط دارند و گاهى يك سال در ميان، بايد كاشته شوند و زمينهايى كه در سال چند بار، كشت شده و محصول مىدهند.
قرآن مجيد از زمينهاى مستعد به «بلد طيّب» تعبير كرده است:
« وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ »[1]
پروردگار با بيان اين مسائل مىخواهد مردم را بيدار كند؛ كه بدانيد و بفهميد
در اين عالم چه خبر است. يك مالك واقعى وجود دارد و بقيه شما مملوك هستيد.
اين مالك با احسان، رحمت و لطف به مملوك خويش نظر دارد و اگر مملوك را در اختيار خودش گرفته است، به خاطر اين است كه از هر راهى محبتش را در عمل به او برساند.
محبتِ تنها كه فايدهاى ندارد. مثلاً كسى به ديگرى بگويد: دوستت دارم و فقط در اين لفظ حبس باشد. هيچ كارى براى او نمىخواهد بكند. فقط دوستت دارم، اين دوستى چه فايدهاى دارد و اين محبت، با نبود آن چه فرقى مىكند؟ محبت خدا غير از اين كه معنوى است، در عمل نيز مىباشد.
معامله، بيع، خريد و فروش با اين مالك، معامله حقّى است، چون در جاى خودش قرار مىگيرد و معامله با غير او، معامله باطلى است و خدا هرگز بناى امضا كردن معامله باطل را ندارد.
اگر من بروم و از جانب مالك با كسى معامله كنم، اين را «بيع فضولى» مىگويند، يعنى بيعى كه بدون اجازه مالك انجام گرفته كه تمام فقها مىفرمايند: اگر مالك فهميد و اين بيع را اجازه داد، اين بيع بعد از اجازه او صحيح است. اما اگر اجازه ندهد، آن بيع باطل و بايد به هم بخورد.
در معامله با مالك واقعى، چون همه چيز مملوك اوست؛ بدن، مال، زمين، خون، قلب، زن، فرزند، نعمتهايى كه در اختيار ماست، همه براى اوست. اگر من با غير او معامله كنم، اين معامله بيع فضوليى است كه تا ابد از طرف مالك ـ خدا ـ اجازهاش صادر نمىشود تا معامله صحيح باشد. وقتى معامله باطل بود و مالك اجازه صحّت آن را نداد، قابل قبول او نيز نخواهد بود.
اين «اذن ربّه» در كنار «بلد طيّب» مسأله قابل توجهى است. زمين پاك، يعنى داراى استعداد كامل، اما زلف آن گره خورده به اذن پروردگار است، نه «اذن اللّه،
اذن الرحمن، و اذن الرحيم» ربّ يعنى مالكى كه لحظهاى از پرورش دهى ساكت و آرام نيست. مالكى است كه مملوك را رها نكرده و نمىكند و تا ابد نيز رها نخواهد كرد.
اين كه مملوك را در اختيار دارد، يعنى با رحمت، لطف، محبت و كرامت در اختيار دارد. اين اختيار، اختيار زيبايى است، چون مملوك را در اختيار دارد، فقط براى اين كه عنايات، الطاف و احسانش را از هر راهى كه قرار داده، يا صلاح مىداند و يا اراده مىكند به او برساند. چون رسيدن احسان او به مملوك، از يك راه و يك جاده نيست.
جمله ذرّات زمين و آسمان
همه ابزار او هستند، اين كار مالكى است كه اين ملك را به نفع خودش نمىخواهد.
من نكردم امر تا سودى كنم
چون نيازى ندارد. مملوك هيچ چيزى را به اين مالك اضافه نمىكند. مالك فقط در مقام پرداخت به مملوك است و توان هر نوع پرداخت مثبتى را نيز دارد.
مالكيت از باب محبت واقعى
در «بلد طيّب»ى كه زلفش به زلف «اذن ربّه» گره دارد، شما سالى چند بار دانه بكاريد، ضايع نمىشود، بلكه دانه در آن رشد مىكند و انواع منافع را به شما مىرساند.
آيات در اين زمينه در قرآن مجيد فراوان است، بنابراين هر كس، هر چيز زندگى خود را با هواى نفس، شهوت، شيطان، شرق، غرب، رفيق، زن و فرزندش معامله كند، از اول باطل است و تا ابد نيز اجازه صحّت اين معامله را نخواهند داد:
« وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الاْءِسْلَـمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِى الْأَخِرَةِ مِنَ الْخَـسِرِينَ »[4]
كاشت دانه در بلد طيّب
«بلد طيّب» قيمت دارد، چون خيال كشاورزش راحت است كه آن دانهاى را كه مىكارد، مىداند اگر سالى سه بار نيز بكارد، باز محصول مىدهد. اطمينان صد در صد دارد كه هر چه را در محضر مالك اين «بلد طيّب» بكارد ميوه مىدهد:
« يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ »[5]
نمونه از اين «بلد طيّب» ماه مبارك رمضان است و كشاورز آن، روزه دار مؤمن است كه دانههايى را كه در اين ماه، مالك اين بلد در اختيارش گذاشته است، در اين «بلد طيّب» بكارد، اين كشت او تا ابد قابل برداشت بوده و تمام شدنى نيست.
وجود مبارك رسول خدا صلىاللهعليهوآله كه در رأس همه كشاورزان عالم و با معرفت بوده است و در كشت، حرف اول را زده است، مىديد كه اين كشت به چه محصولى تبديل مىشود، در اين راستا فرمودند:
امت من! روى چهار چيز در اين ماه رمضان سرمايه گذارى كنيد،[6] چقدر سرمايه گذارى كنيد؟
خدا در قرآن مجيد و در سوره تغابن مىفرمايد: « مَا اسْتَطَعْتُمْ »[7] تا آنجايى كه توان داريد، چون زمان اين كشت كم است و در سال، سى شبانه روز بيشتر نيست، ولى دانههاى قابل كشت، بسيار مهم است و زمين نيز با «باذن ربّه» وصل شده است، يعنى تو بكار و برو، ربّ پرورش دهنده مىفرمايد: من بعد از كاشتن تو، وكيل تو براى رشد آن كشت مىشوم:
« ءَأَنتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّ رِعُونَ »[8]
چرا مرا براى پرورش كشت خود انتخاب نمىكنيد؟ چه كسى بهتر از من؟ تمام خزانهها در اختيار من است و قدرت پرورش دهندگى من بىنهايت است و من كشت شما را از هر آفتى حفظ مىكنم و در روز قيامت محصولش را با چند برابر به شما تحويل مىدهم، تا كنار اين محصول بنشينيد، بدون زمان، الى الابد برداشت كنيد و در اين ابديت نيز هيچ گونه رنجى به شما نمىرسد:
« لاَّ يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلاَ يُنزِفُونَ »[9]
اين كشت شما عامل هيچ بيمارى نبوده، فقط عامل سلامت، نشاط، شادابى، لذّت، بقا، دوام و هميشگى شدن است.
هزار نوع بيمارى در كمين مردم دنيا است؛ مرگ، شكستگى اعضاى بدن، آلودگى خون و عفونت، ولى خدا در قرآن مىفرمايد: وقتى اين كشت در قيامت محصول مىدهد، از همه طرف براى شما عامل سلامت، بقا، نشاط و لذت است.
اولين دانه در كشت آخرتى
اما كشت و دانه اول:
«اجتنبوا» كلمه اجتناب به معنى دورى است. به قدرى دور بايستيد كه زندگى شما در معرض خطر قرار نگيرد. يعنى خود شما، پول، جمال، محيط، زندگى و دوستان، شما را در معرض خطر قرار ندهند.
فرض كنيد كسى تيرى به كمان گذاشته است كه از كمان در كند و به قدرى توان دارد كه تا دوردست تير را مىاندازد، اميرالمؤمنين عليهالسلام مىفرمايد: تمام تيراندازان تو را نشانه گرفته، به هيچ تيراندازى نمىتوانى بگويى: تيراندازى را متوقف كن، اصلاً آنها نمىفهمند و دشمن تو و دشمن خدا هستند.
حضرت مىفرمايد: دور بايست، بگذار هر چه تير مىاندازند، بياندازند، وقتى تو دور باشى، تيرى به تو نمىخورد. به كسى كه نزديك است مىخورد. يعنى در محدوده اين تير نايست.
اميرالمؤمنين عليهالسلام مىفرمايد: همه آن تيرها نيز سمّى و هلاك كننده هستند، پس دنيا و آ خرت خود و خانواده و اطرافيان خود را از دسترس اين تيرها دور نگهداريد.
دين باخته، غارت شده واقعى
اميرالمؤمنين عليهالسلام مىفرمايد:
« اَلْحَرِيبُ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ »[10]
غارت شده به كسى مىگويند كه دينش را غارت كنند. بايد دور بايستيم كه غارتگران دين، ناموس، فرهنگ انسانى، محبتهاى صحيح و كرامت انسانى ما را نبرند. غارتگر تيرانداز اينقدر توان نداشته باشد كه تيرش به شما بخورد. اين معناى «اجتنبوا» است.
قدر و منزلت پيغمبر صلىاللهعليهوآله و كَرم خدا
اگر بخواهيم عظمت و قدر پيغمبر صلىاللهعليهوآله را بدانيم، خدا در سوره آل عمران مىفرمايد:
« إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »[11]
به مردم بگو: اگر واقعاً خدا را دوست داريد، براى اين كه بفهميد كه اين دوست داشتن شما راست است يا دروغ، ميزان و معيار اين است كه ببينيد آيا از پيامبر صلىاللهعليهوآلهپيروى مىكنيد، يا نه؟ آن كسانى كه حرف تو را گوش مىدهند، بدانند كه محبت آنان به خدا درست است وگرنه، بدانند كه محبت آنان پايه و اساس ندارد.[12] خدا را دوست دارد، براى اين كه نان و آبش را مىدهد و فكر مىكند كه اگر دلش با خدا چركين شود، از سفرهاش كم مىشود، در حالى كه هرگز چنين نمىشود.
نمرود، فرعون، ابوجهل و امثال اينها تا زنده بودند، خدا نان و آب آنها را داد، اين كه خيال مىكنند اگر دل آنها با خدا چركين شود، خدا جلوى نان و آب آنها را مىگيرد، فكر باطلى است. اگر كسى دشمن صد در صد خدا شود، خدا بناى بريدن نان و آبش را ندارد. در روايات ما نيز اين معنا وجود دارد.
موسى بن عمران عليهالسلام به خدا عرض كرد: بيست و پنج سال است كه من و برادرم، فرعون را دعوت مىكنيم تا با تو آشتى كند، اما نمىكند، خدا فرمود: چه كارش كنم؟ عرض كرد: او را بكش و نابودش كن.
هنوز عمر فرعون تمام نشده بود و جا داشت، چون پيغمبر صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: تا آخرين لقمه مقرّر شده از گلوى شخص پايين نرود، به ملك الموت اجازه گرفتن جان او را نمىدهند. تمام غصّه انبيا عليهمالسلام اين بود كه مردم خدا را نمىشناسند و نمىدانند كه در حوزه حكمت چه كسى زندگى مىكنند؟
اين نكته در قرآن آمده است كه؛ فرعون چند بار سخت گرفتار شد. هر چه فكر كرد، ديد كليدى براى حل مشكلش پيدا نمىشود، حضرت موسى عليهالسلام را خواست، گفت: خداى تو دعاى تو را مستجاب مىكند، تو واسطه شو كه خدا اين مشكل ما را حل كند.
مأموريت موسى عليهالسلام چه بود؟ اين بود كه به فرعون بگويد: ناجوانمرد، پست فطرت، ظالم، قاتل، متكبر، مفسد، آيا طلبكار هستى؟ نه، او اين وظيفه را نداشت، از اينرو به فرعون گفت: من از خدا مىخواهم تا مشكل تو را حل كند.
پی نوشت ها:
------------
[1] ـ اعراف 7 : 58؛ «و زمين پاك است كه گياهش به اذن پروردگارش بيرون مىآيد.»
[4] ـ آل عمران 3 : 85؛ «و هركه جز اسلام ، دينى طلب كند ، هرگز از او پذيرفته نمىشود و او در آخرت از زيانكاران است .»
[5] ـ اعراف 7 : 58؛ «گياهش به اذن پروردگارش بيرون مىآيد.»
[6] ـ بحار الأنوار: 93/340، باب 46، ذيل حديث 5؛ فضائل الأشهر الثلاثة: 95، حديث 78؛ «قال رسول اللَّهِ صلىاللهعليهوآله: فَاجْتَنِبُوا فِيهِ كُلَّ حَرَامٍ وَ أَكْثِرُوا فِيهِ مِنْ تِلاَوَةِ الْقُرْآنِ وَ سَلُوا فِيهِ حَوَائِجَكُمْ وَ اشْتَغِلُوا فِيهِ بِذِكْرِ رَبِّكُمْ وَ لاَ يَكُونَنَّ شَهْرُ رَمَضَانَ عِنْدَكُمْ كَغَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ فَإِنَّ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ حُرْمَةً وَ فَضْلاً عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ وَ لاَ يَكُونَنَّ شَهْرَ رَمَضَانَ يَوْمُ صَوْمِكُمْ كَيَوْمِ فِطْرِكُم . . . .»
[7] ـ تغابن 64 : 16؛ «به اندازه استطاعتى كه داريد.»
[8] ـ واقعه 56 : 64؛ «آيا شما آن را مىرويانيد، يا ما مىرويانيم؟»
[9] ـ واقعه 56 : 19؛ «كه از نوشيدنش نه سردرد گيرند، و نه مست و بىخرد شوند.»
[10] ـ الكافى: 2/216، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 16/192، باب 22، حديث 21320؛ «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلامكَانَ فِي وَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤمِنِينَ عليهالسلام لِأَصْحَابِهِ اعْلَمُوا أَنَّ الْقُرْآنَ هُدَى اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ نُورُ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ عَلَى مَا كَانَ مِنْ جَهْدٍ وَ فَاقَةٍ فَإِذَا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوَالَكُمْ دُونَ أَنْفُسِكُمْ وَ إِذَا نَزَلَتْ نَازِلَةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ الْحَرِيبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ أَلاَ وَ إِنَّهُ لاَ فَقْرَ بَعْدَ الْجَنَّةِ أَلاَ وَ إِنَّهُ لاَ غِنَى بَعْدَ النَّارِ لاَ يُفَكُّ أَسِيرُهَا وَ لاَ يَبْرَأُ ضَرِيرُهَا.»
هم چنين آمده: بحار الأنوار: 65/215، باب 23؛ «رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلىاللهعليهوآله أَنَّهُ قَالَ الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَحْمَرُ فَقِيلَ لَهُ الْفَقْرُ مِنَ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ فَقَالَ لاَ وَ لَكِنْ مِنَ الدِّينِ.»
[11] ـ آل عمران 3 : 31؛ «اگر خدا را دوست داريد، پس مرا پيروى كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد.»
[12] ـ بحار الأنوار: 65/164، باب 19، حديث 13؛ وسائل الشيعة: 15/247، باب 21، حديث 20409؛ «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام لَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا مَنْ قَالَ بِلِسَانِهِ وَ خَالَفَنَا فِي أَعْمَالِنَا وَ آثَارِنَا وَ لَكِنْ شِيعَتُنَا مَنْ وَافَقَنَا بِلِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ وَ اتَّبَعَ آثَارَنَا وَ عَمِلَ بِأَعْمَالِنَا أُولَئِكَ شِيعَتُنَا.»
هم چنين آمده: بحار الأنوار: 65/162، باب 19؛ تفسيرالإمامالعسكري: 319، حديث 161؛ «. . . قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عليهالسلام لِلرَّجُلِ الَّذِي قَالَ إِنَّهُ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ عليهالسلام يَا عَبْدَ اللَّهِ لَسْتَ مِنْ شِيعَةِ عَلِيٍّ عليهالسلامإِنَّمَا أَنْتَ مِنْ مُحِبِّيهِ إِنَّمَا شِيعَةُ عَلِيٍّ عليهالسلام الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عز و جل فِيهِمْ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ هُمُ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ وَصَفُوهُ بِصِفَاتِهِ وَ نَزَّهُوهُ عَنْ خِلاَفِ صِفَاتِهِ وَ صَدَّقُوا مُحَمَّداً فِي أَقْوَالِهِ وَ صَوَّبُوهُ فِي أَفْعَالِهِ وَ رَأَوْا عَلِيّاً بَعْدَهُ سَيِّداً إِمَاماً وَ قَرَماً هُمَاماً لاَ يَعْدِلُهُ مِنْ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ أَحَدٌ وَ لاَ كُلُّهُمْ لَوْ جَمَعُوا فِي كِفَّةٍ يُوزَنُونَ بِوَزْنِهِ بَلْ يَرْجَحُ عَلَيْهِمْ كَمَا يَرْجَحُ السَّمَاءُ عَلَى الْأَرْضِ وَ الْأَرْضُ عَلَى الذَّرَّةِ وَ شِيعَةُ عَلِيٍّ عليهالسلامهُمُ الَّذِينَ لاَ يُبَالُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَ وَقَعَ الْمَوْتُ عَلَيْهِمْ أَوْ وَقَعُوا عَلَى الْمَوْتِ وَ شِيعَةُ عَلِيٍّ عليهالسلامهُمُ الَّذِينَ يُؤثِرُونَ إِخْوَانَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْخَصاصَةٌ وَ هُمُ الَّذِينَ لاَ يَرَاهُمُ اللَّهُ حَيْثُ نَهَاهُمْ وَ لاَ يَفْقِدُهُمْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ وَ شِيعَةُ عَلِيٍّ هُمُ الَّذِينَ يَقْتَدُونَ بِعَلِيٍّ عليهالسلام فِي إِكْرَامِ إِخْوَانِهِمُ الْمُؤمِنِينَ مَا عَنْ قَوْلِي أَقُولُ لَكَ هَذَا بَلْ أَقُولُهُ عَنْ قَوْلِ مُحَمَّدٍ صلىاللهعليهوآله فَذَلِكَ قَوْلُهُ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ قَضَوُا الْفَرَائِضَ كُلَّهَا بَعْدَ التَّوْحِيدِ وَ اعْتِقَادِ النُّبُوَّةِ وَ الاْءِمَامَةِ وَ أَعْظَمُهَا قَضَاءُ حُقُوقِ الاْءِخْوَانِ فِي اللَّهِ وَ اسْتِعْمَالُ التَّقِيَّةِ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ عز و جل.»
ادامه دارد . . .
English