لطفا منتظر باشید

غفلت‏

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هفتم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

راغب اصفهانى مى‏نويسد:

«غفلت، سهو و لغزشى است كه به خاطر كمى مراقبت و كمى هوشيارى و بيدارى دامنگير انسان مى‏شود.» «1» وقتى انسان بر اثر غرق شدن در مادّيات و لذّات جسمى و خوشى‏هاى زودگذر و دچار شدن به ثروت اندوزى و نشست و برخاست با بازيگران و بى خبران و دورى از مدرسه و مسجد و ترك رابطه با عالم ربانى، دچار غفلت از واقعيت‏ها و حقايق و عبادات و حسنات و ياد آخرت شود، البته از فيوضات الهيه محروم و ممنوع و به تدريج درهاى سعادت دنيا و آخرت بر او بسته مى‏گردد!

غفلت به معناى جهل به واقعيت‏ها و نادانى نيست، بلكه غافل كسى است كه كثرت امور مادى و شهوانى و دوستان ناباب و معاشران ناجنس و طمع‏كارى و حرص، بين او و بين آنچه به آن توجه داشته جداى انداخته است.

بسيارى از مردم از زمان كودكى مسئله بسيار مهم قيامت را از پدر و مادر و آموزگار و معلم و عالمان ربانى شنيده‏اند و چه بسا تا مدتى از عمر به آن توجه داشتند و بر مبناى ايمان به قيامت فعاليت مى‏كردند، اما با روى آوردن دنيا به آنان و پيدايش زمينه‏هاى شهوات و جاه و مقام و كار زدگى و حالت حرص و طمع و تكاثر، نسبت به روز جزا بى‏توجه شدند و از آن حقيقت عظيمه الهيه غفلت كردند و از پى آن غفلت به زيان وخسران ابدى دچار شدند.

غفلت در آيات قرآن‏

«اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فى غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ» «2»

حسابرسى [آنچه در مدت عمرشان انجام داده‏اند] نزديك شده در حالى كه آنان با [فرو افتادن‏] در غفلت [از دلايل اثبات كننده معاد] روى گردانند.

وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَلاتُطِعْ مَنْ اغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ امْرُهُ فُرُطاً» «3»

با كسانى كه صبح و شام، پروردگارشان را مى‏خوانند در حالى كه همواره خشنودى او را مى‏طلبند، خود را پايدار و شكيبا دار، و در طلب زينت و زيور زندگى دنيا ديدگانت [از التفات‏] به آنان [به سوى ثروتمندان‏] برنگردد، و از كسى كه دلش را [به سبب كفر و طغيانش‏] از ياد خود غافل كرده‏ايم و از هواى نفسش پيروى كرده و كارش اسراف و زياده‏روى است، اطاعت مكن.

 

غفلت در روايات‏

در باب غفلت، كلمات نورانى و حكيمانه‏اى از مولاى عارفان حضرت امير مؤمنان عليه السلام است:

الْغَفْلَةُ ضَلالَةٌ. «4»

غفلت، گمراهى است.

الْغْفَلَةٌ فَقْدٌ. «5»

غفلت، نداشتن است.

الْغَفْلَةُ ضِدُّ الْحَزْمِ. «6»

غفلت، ضد تدبير است.

وَيْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ عَلَيْهِ الْغَفْلَةُ فَنَسِىَ الرَّحْلَةَ وَ لَمْ يَسْتَعِدَّ. «7»

واى بر كسى كه غفلت بر او غلبه كند، پس مسئله سفر به سوى آخرت را فراموش نمايد و براى روز قيامت خود را آماده ننمايد.

فيا لَها حَسْرَةً عَلى‏ كُلِّ ذى غَفْلَةٍ انْ يَكُونَ عُمْرُهُ عَلَيْهِ حُجَّةً، وَ انْ تُؤَدِّيَهُ ايّامُهُ الَى شِقْوَةٍ. «8»

آه اى حسرت و اندوه بر صاحب غفلتى كه ايّام عمرش بر او حجت است و او روزگارش را به شقاوت مى‏سپارد!

در حديث معراج آمده است:

يا احْمَدُ، اجْعَلْ هَمَّكَ هَمّاً واحِداً، فَاجْعَلْ لِسانَكَ لِساناً واحِداً، وَ اجْعَلْ‏ بَدَنَكَ حَيّاً لاتَغْفُلُ عَنّى، مَنْ يَغْفُلْ عَنّى لا ابالى بِاىِّ وادٍ هَلَكَ. «9»

اى احمد، اراده و همّتت را اراده واحد و زبانت را يك زبان قرار ده و بدنت را با عبادت زنده بدار و از من غفلت مكن، كسى كه از من غافل گردد، باك ندارم كه او را در چه سرزمينى هلاك كنم.

گرفتاران دام غفلت، اگر چه مغز و قلبشان انبان علم باشد و از اصطلاحات چيزى بدانند، حركتشان بى نور و زندگيشان شب ديجور و جام روحشان پر از شراب غرور است.

علم‏هاى اهل دل حمّالشان‏

 

علم‏هاى اهل تن احمالشان‏

علم چون بر دل زند يارى شود

 

علم چون بر تن زند بارى شود

گفت ايزد يحمل اسفاره‏

 

بار باشد علم كان نبود زهو

علم كان نبود زهو بى‏واسطه‏

 

آن نپايد همچو رنگ ماشطه‏

ليك چون اين بار را نيكو كشى‏

 

بار برگيرند و بخشندت خوشى‏

هين بكش بهر خدااين بار علم‏

 

تا ببينى در درون انبار علم‏

تا كه بر رهوار علم آئى سوار

 

آنگهان افتد تو را از دوش بار

از هواها كى رهى بى جام هو

 

اى ز هو قانع شده با نام هو

     

(مولوى)

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- المفردات، راغب اصفهانى: كلمه «غفلت».

(2)- انبياء (21): 1.

(3)- كهف (18): 28.

(4)- غرر الحكم: 310، حديث 7170.

(5)- غرر الحكم: 57، حديث 581.

(6)- غرر الحكم: 266، حديث 5758.

(7)- غرر الحكم: 146، حديث 2656.

(8)- نهج البلاغه: خطبه 63؛ الكافى: 1/ 299، حديث 6؛ بحار الأنوار: 42/ 207، باب 127، حديث 11.

(9)- بحار الأنوار: 74/ 28، باب 2، ذيل حديث 6؛ ارشاد القلوب، ديلمى: 1/ 205.

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه