اصلاح نفس
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هفتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
عفت و پاكى نفس و آراسته بودن اين موجود عظيم كه حقيقت و كنه آن بر احدى روشن نيست، به واقعيتهاى اخلاقى و حسنات الهى موجب سعادت ابدى و آلودگى و ناپاكى و پستى و خست آن باعث شقاوت و سرشكستگى و خسران دائمى و سرمدى است.
آنچه نفس را به صلاح و سداد مىرساند و هر آنچه اين امانت الهيّه را به ضعف و زبونى و ذلّت و شقاوت دچار مىنمايد در معارف الهى بيان شده و در اين زمينه حجت خدا بر فرد فرد بنى آدم تمام گشته است.
شايد بتوان ادّعا كرد كه كليه ابواب عبادات و معاملات و واجبات و مستحبات و مكروهات و محرمات و به خصوص مسائل عالى اخلاقى، محض اصلاح نفس، از جانب حضرت حق و انبيا و امامان عليهم السلام نظام گرفته و با توجه به مسئله با عظمت وحى و بعثت رسولان و امامت امامان و توان و قدرتى كه حضرت محبوب به انسان عنايت فرموده، اصلاح نفس بر عهده انسان تكليف واجب و بلكه از اوجب واجبات است.
اصلاح نفس در آيات قرآن
آنچه انسان را در سنين تكليف به سوى خوشبختى و يا به گمراهى سوق مىدهد نفس است:
انَّ النَّفْسَ لَامَارَةٌ بِالسُّوءِ» «1»
زيرا نفس طغيان گر، بسيار به بدى فرمان مىدهد.
نفس است كه به تزكيه احتياج دارد:
وَ مَنْ تَزَكَّى فَإنَّما يَتَزَكّى لِنَفْسِهِ» «2»
و هر كس [از آلودگىها] پاك شود به سود خود پاك مىشود.
نفس است كه بايد در جستجوى رضا و خشنودى خدا باشد، تا مشمول عنايات و رأفت الهى گردد:
وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبادِ» «3»
و از مردم كسى است كه جانش را براى خشنودى خدا مىفروشد [مانند امير المؤمنين عليه السلام] و خدا به بندگان مهربان است.
نفس است كه بايد از خدا بترسد و بداند كه خداوند به جريانات ذهنى همه آگاه است و با جلوگيرى از هوا و هوسها راهى به رحمت الهى و بخشيده شدن گناهانش بيابد:
وَ اعْلَمُوا انَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فى انْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَ اعْلَمُوا انَّ اللّهَ غَفُورٌ حَليمٌ» «4»
و بدانيد كه خدا آنچه در دل داريد مىداند؛ بنابراين از [مخالفت با] او بپرهيزيد، و بدانيد كه خدا بسيار آمرزنده و بردبار است.
نفس است كه بايد از خدعه و نيرنگ زدن به خداوند و اهل ايمان دور باشد، چه اين كه بايد به اين معنى توجه داشته باشد كه اين نيرنگ و فريب ضررش متوجه خود اوست:
يُخادِعُونَ اللّهَ وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ الّا انْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ» «5»
[به گمان باطلشان] مىخواهند خدا و اهل ايمان را فريب دهند، در حالى كه جز خودشان را فريب نمىدهند، ولى [اين حقيقت را] درك نمىكنند.
نفس است كه حتى اهل ايمان نيز بايد از آن سخت بر حذر باشند تا مبادا بعد از هدايت شدن، آنها را به ضلالت و گمراهى اندازد:
يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ انْفُسَكُمْ لايَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ اذَا اهْتَدَيْتُمْ» «6»
اى اهل ايمان! مراقبِ [ايمان و ارزشهاى معنوىِ] خود باشيد؛ اگر شما هدايت يافتيد، گمراهى كسى كه گمراه شده به شما زيانى نمىرساند.
در صورت مراقبت نكردن، گمراهى گمراهان، نفس آدمى را تحت تأثير قرار داده و به تدريج انسان را به بلاى ضلالت دچار مىكند!
نفس است كه بايد در راه خدا مجاهدت كند تا به درجات بزرگ در پيشگاه الهى نايل آيد:
الَّذينَ آمَنُوا وَهاجَرُوا وَ جاهَدُوا فى سَبيلِ اللّهِ بِامْوالِهِمْ وَ انْفُسِهِمْ اعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللّهِ وَ اولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ» «7»
آنان كه ايمان آوردند و هجرت كردند و با اموال و جانهايشان در راه خدا به جهاد برخاستند، منزلتشان در پيشگاه خدا بزرگتر و برتر است، و فقط اينانند كه كاميابند.
نفس است كه بايد هميشه در جريان سود و زيان اعمال خود باشد و هر روز به حساب خود برسد و ببيند كه براى فرداى خود چه فرستاده است:
وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ» «8»
بايد با تأمل بنگرد كه براى فرداى خود چه چيزى پيش فرستاده است.
نفس است كه در گرو كردههاى خويش است:
كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهينَةٌ» «9»
هر كسى در گرو دستآوردههاى خويش است.
نفس است كه بايد به خاطر رستگارى خود، بخل ورزيدن را در تمام امور مثبته از خود دور سازد:
وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» «10»
و كسانى كه خود را از بخل و حرص بازدارند آنان رستگارند.
و بالأخره نفس است كه هرگاه در ايمان به خداوند و رسول او به درجه اطمينان رسيد و مطابق كتاب خدا، پاكى را پيشه خود ساخت و در هر كارى رضاى حضرت معبود را طلب نمود، مىتواند خطاب خداوند را نسبت به خود بشنود: «11» يا ايَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعى الى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً* فَادْخُلى فى عِبادى* وَ ادْخُلى جَنَّتى» «12»
اى جان آرام گرفته و اطمينان يافته!* به سوى پروردگارت در حالى كه از او خشنودى و او هم از تو خشنود است، باز گرد.* پس در ميان بندگانم درآى* و در بهشتم وارد شو.
|
در سراپرده دل خانه خدا را طلبيد |
اينچنين خانه خدا بهر خدا را طلبيد |
|
|
درخرابات فنا ساغر مىنوش كنيد |
آنگه از ساقى ما جام بقا را طلبيد |
|
|
گر بيابيد عطائى همه آن را جوييد |
ور بلايى برسد جمله بلا را طلبيد |
|
|
مىببخشيد به رندان و مجوييد بها |
كار خير است در كار دعا را طلبيد |
|
|
در نظر ديده ما بحر محيطى دارد |
هر چه خواهيد بيابيد چو ما را طلبيد |
|
(شاه نعمت اللّه ولى)
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- يوسف (12): 53.
(2)- فاطر (35): 18.
(3)- بقره (2): 207.
(4)- بقره (2): 235.
(5)- بقره (2): 9.
(6)- مائده (5): 105.
(7)- توبه (9): 20.
(8)- حشر (59): 18.
(9)- مدّثّر (74): 38.
(10)- تغابن (64): 16.
(11)- عصر ايمان و عمل: 165.
(12)- فجر (89): 27- 30.
English