ايستادگى عاقلانه مؤمن در مقابل فتنهها
مؤمن بچه و كم عقل نيست، بلكه وزن عقلش بالا است. مؤمن گرچه هجده ساله است، اما از نظر باطن صد ساله است. وقتى مىبيند پدر روى زين اسب خوابش برده، اسب آرام حركت مىكند، ناگهان پسر فاطمه عليهماالسلام سرش را بلند مىكند و مىفرمايد:
« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّـآ إِلَيْهِ رَ جِعُونَ »
على اكبر مىآيد و به پدر دلدارى مىدهد، مىگويد: پدر ! چرا كلمه استرجاع را فرموديد؟ فرمود: على جان ! در خواب ديدم هاتفى مىگويد: اين قافله مىرود تا به كام مرگ فرو رود. خبر مرگ را به پهلوانهاى بزرگ دنيا بدهند، همان جا مىميرند. گفت: پدر ! « أَفَلَسْنا عَلَى الحق » ما بر حق نيستيم؟ فرمود: چرا، عزيز دلم. گفت: « إذَنْ لانُبالِى بِالمَوْت » پس اگر در كام مرگ برويم، باكى نيست. فرمود: پسرم ! مزدى كه خدا از هر پدرى به فرزندش مىدهد، از من به تو بدهد.
مؤمن وقور است، يعنى خيلى وزن دارد. چگونه محبوب خدا، پيغمبر صلىاللهعليهوآله و اهل بيت عليهمالسلام در هيچ فتنهاى شكست نخوردند، مؤمنى كه در باطن با پيغمبر صلىاللهعليهوآله، قرآن، حضرت على و اولاد فاطمه عليهمالسلام پراست، شكست نمىخورد.
ابونصر فارابى مىگويد: من صد بار « رساله نفس» ارسطو را از اول تا آخر
خواندم، برايم شيرين بود؛ چون علم بود. بعضى چيزها خيلى شيرين است، اما بعضى چيزها تلخ است.
قرآن مجيد آياتى كه درباره جهنم و عذاب دارد، خيلى كمتر از آيات بهشت و نعمتهاى آن است. يك آيه براى جهنم دارد، ده آيه براى بهشت. يك آيه براى شيطان دارد، ده آيه درباره خدا. يك آيه درباره دشمنان انبيا دارد، نزديك هفتصد آيه درباره پيغمبران دارد.
English