لطفا منتظر باشید

ميثم تمار در برابر فتنه‏ها

اما خرما فروشى مانند ميثم تمّار، در برابر اين همه فتنه ايستاد و فتنه او را 
از جا بلند نكرد. همه اين فتنه‏ها نيز فتنه‏هاى تلخى نبود. سه نوع فتنه شيرين، فتنه مال، مقام و شهوت كه از هر صد نفر، نود نفر دهان باز كرده‏اند كه شيرينى اين فتنه‏ها را بچشند. در مقابل مؤمنان واقعى نيز رخ نشان مى‏دهد.

يعنى دشمن كه پول، شهوت و زمينه‏هاى رياست را در دست داشت، پيغام مى‏داد، نماينده مى‏فرستاد، مى‏گفت: هر چه مى‏خواهيد: دختر زيبا، فرمانروايى هر استانى و هر چقدر پول مى‏خواهيد، مى‏دهيم، اما اين خرما فروش به آقايى در قيامت و در شهوت نيز به لذّت فكرى و معنوى قانع بود. دچار فتنه تلخ شد.

او را به جرم داشتن محبت اميرالمؤمنين  عليه‏السلام به دار كشيدند:

 به خون خويش نويسم كنار لوح مزارم

 كه من به جرم محبت قتيل محبت يارم

 بر سر دار بود، گفتند: از على دست بردار، وگرنه دست و پاى تو را قطع مى‏كنيم. گفت: دست و پا را مى‏توانيد از من بگيريد، اما محبت مولايم على  عليه‏السلام را نمى‏توانيد بگيريد.

نه فتنه شيرين، نه فتنه تلخ، هيچ كدام نتوانست او را تكان دهد. دست و پايش را قطع كردند، گفت: براى چه ايستاده‏ايد و مرا تماشا مى‏كنيد، خون كه از بازويم مى‏رود و تمام مى‏شود، اما قلم و كاغذ برداريد، من فضايل مولايم را براى شما بگويم، شما بنويسيد. چوبه دار را منبر كرد. اين مؤمن است.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه