اوصاف و اعمال شياطين انسى و جنى در قرآن (1)
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هشتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
قرآن مجيد وضع ابليس و ساير شياطين انسى و جنى را از نظر اوصاف و اعمال، در سى و سه مرحله بيان مىفرمايد:
اطاعت نكردن امر حق
1- خوددارى كردن از اطاعت امر حق و بازايستادن از عبادت كه با حالت «إبا» نشان داد.
وَ اذ قُلْنا لِلمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا الّا ابْلِيسَ ابى وَ استَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الكافِرينَ» «1»
و [ياد كن] هنگامى كه به فرشتگان گفتيم: به آدم سجده كنيد، [پس] سجده كردند مگر ابليس كه سر پيچيد و تكبّر ورزيد و از كافران شد.
هدف حضرت حق از فرمان سجده به ملائكه، نشان دادن عظمت و مقام و شرافت آدم بود.
فرشتگان مىبايست در برابر كسى كه داراى مقام خلافت از خداست سر تعظيم فرود مىآوردند.
آدم داراى مقام علّم الاسمائى و نيابت از حق، و منبع همه گونه استعداد و تكامل و كمال و از همه مهمتر ريشه انبيا و اوليا و حكيمان و عارفان و عباد شايسته الهى بود.
علّت بىتوجّهى ابليس از اطاعت حق، غرور و تكبّر و تعصّب بى جا بود كه بر فضاى انديشهاش غلبه كرد، و پنداشت از آدم بالاتر و والاتر است و نمىبايد دستور سجده متوجه او مىشد!!
حالت إباى از فرمان حق، در هر كه ظهور كند و اين حالت تا آخر عمر با او باشد، هم اخلاق ابليس شده و در دنيا و آخرت از حزب او محسوب خواهد شد.
تشويق به گناهكارى
2- واداشتن ديگران به گناه و معصيت، در حدّى كه در برنامه زشتىها و گناهان چون ديگ جوشان به خروش و شورش آيند.
قرآن مجيد از اين موضوع تعبير به «ازّ» فرموده است:
الَم تَرَ انَّا ارْسَلنَا الشَّياطينَ عَلَى الْكافِرينَ تَؤُزُّهُم ازّاً» «2»
آيا ندانستهاى كه ما شيطانها را بر كافران فرستاديم تا آنان را به شدت به سوى گناهان و شهوات برانگيزند.
«ازّ» به معناى غليان و جوشش ديگ و زير و رو شدن مواد در آن به وقت حرارت زياد است «3»، و در آيه شريفه كنايه از اين كه شياطين بر هواپرستان چنان مسلّط مىشوند كه به هر صورتى بخواهند آنان را به حركت درآورده و زير و رو مىكنند.
سلطه شيطان بر انسان، سلطه اجبارى نيست، انسان قدرت دارد شيطان را در همه زمينهها از خود دفع كند و طوفان هجومش را با تقوا و عبادت بشكند.
اين لذّت گرايان و هوس رانان هستند كه زمينه تسلّط شيطان را بر جان و مال خود فراهم مىكنند، و چشم و گوش بسته تسليم اين دشمن خانمانسوز مىگردند.
پيروى از هوا و هوس
3- زمينه سازى براى پيروى از هواها و هوسهاى حيوانى و گم كردن راه خدا است.
قُل انَدْعُوا مِن دُونِ اللّهِ ما لايَنْفَعُنا وَ لايَضُرُّنا وَ نُرَدُّ عَلى اعْقابِنا بَعْدَ اذْ هَدانَا اللَّهُ كَالَّذِى استَهْوَتْهُ الشَّياطينُ فِى الأَرْضِ حَيْرانَ لَهُ اصحابٌ يَدْعُونَهُ الَى الْهُدَى ائْتِنا قُلْ انَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الهُدَى وَ امِرنا لِنُسلِمَ لِرَبِّ العالَمينَ» «4»
بگو: آيا به جاى خدا معبودى را بپرستيم كه نه سودى به ما رساند و نه زيانى؟ و پس از آن كه خدا ما را هدايت كرد [به سبب شرك و بت پرستى] به فرهنگ و فضاى جاهليت بازمان گردانند، مانند كسى كه شياطين عقلش را ربودهاند و در زمين سرگردان [و بىهدف و گمراه] است، در حالى كه براى او يارانى است كه وى را به سوى هدايت دعوت مىكنند كه به جانب ما بيا [ولى او به سبب سرگردانى و حيرت زدگى نمىپذيرد.] بگو: يقيناً هدايت خدا همان هدايت [واقعى] است، و ما مأموريم كه تسليم پروردگار جهانيان باشيم.
ايجاد لغزش و انحراف
4- ايجاد لغزش و انحراف از راه صواب و حق، و وادار كردن به خطا و سيئه و معصيت كه به تعبير قرآن مجيد «ازلّ» و «استزلّ» است.
فَازَلَّهُمَا الشَّيطانُ عَنْها فَاخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُم لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُم فِى الأرْضِ مُستَقَرٌّ و مَتاعٌ الى حينٍ» «5»
پس شيطان، هر دو را از [طريق] آن درخت لغزانيد و آنان را از آنچه در آن بودند [چه مقام و مرتبه معنوى، و چه منزلت و جايگاه ظاهرى] بيرون كرد.
و ما گفتيم: [اى آدم و حوا و اى ابليس!] در حالى كه دشمن يكديگريد [و تا ابد، بين شما آدميان و ابليسيان صلح و صفايى نخواهد بود، از اين جايگاه] فرود آييد و براى شما در زمين، قرارگاهى [براى زندگى] و تا مدتى معين، وسيله بهرهورى اندكى خواهد بود.
بيرون كردن انسان از بهشت
5- زمينه سازى براى خارج شدن انسان از رحمت الهى و بهشت در روز قيامت.
يا بَنى آدَمَ لايَفتِنَنَّكُمُ الشَّيطانُ كَما اخرَجَ ابَوَيْكُم مِنَ الجَنَّةِ» «6»
اى فرزندان آدم! شيطان، شما را نفريبد چنانكه پدر و مادرتان را [با فريبكاريش] از بهشت بيرون كرد.
امر به فحشا و منكر
6- امر به فحشا و منكر در تمام زمينههاى اعتقادى، اخلاقى، عملى.
يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيطان وَ مَنْ يَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّيطانِ فَانَّهُ يَأمُرُ بِالفَحْشاءِ وَ المُنكَرِ وَ لَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكُمْ وَ رَحْمَتُهُ مازَكى مِنكُم مِنْ احَدٍ ابَداً وَلكِنَّ اللّهَ يُزَكِّى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ» «7»
اى مؤمنان! از گامهاى شيطان پيروى نكنيد؛ و هر كه از گامهاى شيطان پيروى كند [هلاك مىشود]؛ زيرا شيطان به كار بسيار زشت و عمل ناپسند فرمان مىدهد؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، هرگز احدى از شما [از عقايد باطل و اعمال و اخلاق ناپسند] پاك نمىشد، ولى خدا هر كه را بخواهد پاك مىكند؛ و خدا شنوا و داناست.
اگر شيطان را به معنى وسيع كلمه يعنى هر موجود موذى و تبهكار و ويرانگر تفسير كنيم، گستردگى اين هشدار در تمام ابعاد زندگى روشن مىشود. هرگز اين انسان پاكدامن و با ايمان را يك مرتبه نمىشود در آغوش فساد پرتاب كرد، بلكه گام به گام اين راه را مىسپرد:
گام اول: معاشرت و دوستى با آلودگان
گام دوم: شركت در مجالس آنان.
گام سوم: فكر گناه.
گام چهارم: ارتكاب مصاديق مشكوك و شبهات.
گام پنجم: انجام گناهان صغيره.
و بالاخره در گامهاى بعد گرفتار بدترين كباير مىشود، درست مانند كسى كه زمام خويش را به دست جنايتكارى سپرده، او را گام به گام به سوى پرتگاه مىبرند تا سقوط كند و نابود گردد. «8»
ايجاد سرگرمىهاى لهو
7- ايجاد سرگرمىهائى كه انسان را از حضرت حق دور كند، و وى را از عبادات و طاعات باز دارد، به وسيله آرزوها به خصوص آرزوهاى فريبنده كه قرآن به «يمنّى» تعبير مىكند.
يَعِدُهُم وَ يُمَنِّيهِم وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيطانُ الّا غُرُوراً» «9»
شيطان به آنان وعده [دروغ] مىدهد، و در آرزوها [ى سرابوار] مىاندازد، و جز وعده فريبنده به آنان نمىدهد.
راستى، اين آرزوهاى طولانى و دراز و بى پايه كه براى رسيدن به همه آن، زمانى در اختيار نيست، چه بلاها كه بر سر جوامع انسانى نياورده، و چه خسارتهاى جبران ناپذيرى كه به حيات انسان نزده است.
اگر همه انسانها به پيروى از انبيا و اوليا و امامان معصوم، به دنبال خير دنيا و آخرت بودند، از اين مشكلاتى كه همه انسانها با آن دست به گريبان هستند، خبرى نبود.
|
هر كه از دوست زنده شد جانش |
نرود دل به باغ و بستانش |
|
|
كشته عشق را كه زنده كند |
بار ديگر نسيم جانانش |
|
|
نيست عاشق كه پيش غمزه دوست |
ديده برهم نهد زپيكانش |
|
|
تا بود نوح ناخدا اى دل |
چه غم از موج و بحر طوفانش |
|
|
يا مده دل بدست دوست هما |
يا بنه سر به خطّ فرمانش |
|
(رضاقلى خان شيرازى، هما)
چيرگى بر عقل
8- زمينه سازى براى چيره شدن به عقل و مشاعر و احساسات و همه ظاهر و باطن انسان، براى دور كردنش از حق و انداختن به راه باطل است.
اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَانْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ اولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ الا انَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِروُنَ» «10»
شيطان بر آنان چيره و مسلط شده و ياد خدا را از خاطرشان برده است، آنان حزب شيطانند، آگاه باش كه حزب شيطان يقيناً همان زيانكارانند!
رواج قمار و شراب
9- ايجاد دشمنى سخت و شديد در بين مردم به وسيله رواج قمار و شراب، و بازداشتن انسان از ذكر حق و نماز و به تعبير قرآن ايجاد «بغضاء» است.
انَّما يُريدُ الشَّيْطانُ انْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ فِى الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُم عَنْ ذِكْرِ اللّهِ و عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ انْتُمْ مُنْتَهُونَ» «11»
مسلماً شيطان مىخواهد با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه [سخت] اندازد، و از ياد خدا و نماز بازتان دارد؛ آيا شما [از اين امور با همه زيانها وخطراتى كه دارد] خوددارى خواهيد كرد؟
حضرت رضا عليه السلام در نامهاى به مأمون نوشتند:
ايمان، اداى امانت و اجتناب از تمام گناهان كبيره است. ايمان، معرفت به قلب، اقرار به زبان و عمل به اركان است.
مقصود از اجتناب كباير، قتل نفسى است كه خداوند حرام كرده، و زنا، سرقت، شرب خمر، عقوق والدين، فرار از جبهه، خوردن مال يتيم به ستم، خوردن گوشت ميته و خون و گوشت خوك و آنچه براى غير خدا ذبح شده بدون ضرورت. و خوردن ربا، و مال حرام و قمار، و كم گذاشتن در ترازو، و تهمت به پاكدامن، و زنا، و لواط، و نااميدى از رحمت خدا، و ايمنى از مكر حق، و دلسردى از عنايت الهى، و كمك به ستمگران، و ميل به ظالمان، و قسم دروغ، و حبس حقوق مردم، و دروغ در گفتار، و اسراف، و تبذير، و خيانت، و سبك شمردن حج، و جنگ با اولياى الهى، و سرگرمى با لهو و لهب، و پافشارى برگناه است. «12»
قالَ ابُوعَبْدِ اللّهِ عليه السلام: يا يُونُسُ ابْلِغْ عَطِيَّةَ عَنّى انَّهُ مَنْ شَرِبَ جُرْعَةً مِنْ خَمْرٍ لَعَنَهُ اللّهُ وَ مَلائِكَتُهُ وَ رُسُلُهُ وَ المُؤْمِنُونَ، وَ انْ شَرِبَها حَتّى يَسْكَرَ مِنْها نُزِعَ رُوحُ الْايمانِ مِنْ جَسَدِهِ وَ رُكِّبَتْ فيهِ رُوحٌ سَخيفَةٌ خَبيثَةٌ مَلْعُونَةٌ. «13»
حضرت صادق عليه السلام به يونس بن ظبيان فرمود از گفته من به عطيّه بگو:
هركس جرعهاى از شراب بخورد، خدا و ملائكه و انبيا و تمام مردم مؤمن او را لعنت مىكنند، و اگر تا حالت مست كردن بنوشد، روح ايمان از وجودش كنده مىشود و بجاى آن روح پست و آلوده و لعنت شده قرار مىگيرد.
حضرت هادى عليه السلام در توضيح آيهاى كه در آن به حرمت قمار اشاره شده مىفرمايد:
كُلُّ ما قُومِرَ بِهِ فَهُوَ الْمَيْسَرُ، وَ كُلُّ مَيْسَرٍ حَرامٌ. «14»
آنچه كه به آن برد و باخت شود تحت عنوان قمار است، و هر نوع قمارى حرام است.
حرام در قرآن و روايات به آن عملى گفته مىشود كه حضرت حق به آن وعده عذاب داده است.
ايجاد ترس در قلوب مردم
10- ايجاد ترس و وحشت در قلوب مردم نسبت به آنچه كه در رابطه با خدا و مسئله هدايت و حلال و حرام الهى است و به تعبير قرآن كريم «تخويف» است.
انَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ اوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» «15»
در حقيقت اين شيطان است كه دوستانش را [با شايعه پراكنى و گفتار وحشت زا، از رفتن به جهاد] مىترساند؛ پس اگر مؤمن هستيد از آنان نترسيد و از من بترسيد.
تفسير نمونه در ذيل اين آيه مىگويد:
«اگر در قلبى ترس از غير خدا پيدا شود، نشانه عدم تكامل ايمان و نفوذ وسوسههاى شيطانى است؛ زيرا مىدانيم در عالم بى كران هستى تنها پناهگاه خداست، و مؤثّر بالذّات فقط اوست، و ديگران در برابر قدرت او قدرتى ندارند.
اصولًا اگر مؤمنان ولى خود را كه خداست با ولى مشركان و منافقان كه شيطان است مقايسه كنند، مىدانند كه آنها در برابر حق هيچ هستند و به همين دليل نبايد كمترين وحشتى داشته باشند.
نتيجه اين سخن اين است كه هر كجا ايمان نفوذ كرد، شهامت و شجاعت نيز به همراه آن نفوذ خواهد كرد.
كشاندن انسان به بند گمراهى
11- سياست گام به گام براى كشاندن انسان به بند ضلالت و گمراهى و به تعبير قرآن مجيد «خطوات» است.
يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِى السِّلْمِ كافَّةً وَ لاتَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ انَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ» «16»
اى اهل ايمان! همگى در عرصه تسليم و فرمانبرى [از خدا] در آييد، و از گامهاى شيطان پيروى نكنيد كه او نسبت به شما دشمنى آشكار است.
خوار كننده انسان
12- با تمام قدرت و قوت، خوار كننده انسان در دنيا و آخرت است، و به بيان قرآن مجيد «خذول» است.
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلِانْسانِ خَذُولًا» «17»
و شيطان همواره انسان را [پس از گمراه كردنش تنها و غريب در وادى هلاكت] وامىگذارد.
دعوت كننده انسان به عذاب الهى
13- شيطان با انواع حيلهها و مكرها، و ايجاد زمينههاى خدعه و فريب دعوت كننده انسان به عذاب الهى و آتش دوزخ است.
وِاذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما انْزَلَ اللّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آبائَنا اوَلَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ الى عَذابِ السَّعيرِ» «18»
و چون به آنان گويند: از آنچه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد، مىگويند:
[پيروى نمىكنيم] بلكه ما از آنچه پدرانمان را بر آن يافتهايم، پيروى مىكنيم. آيا [كوركورانه از گذشتگان پيروى مىكنند] و هرچند كه شيطان آنان را با اين پيروى به عذاب فروزان دعوت كند؟!
رجيم بودن شيطان
14- شيطان موجودى است كه به خاطر كبر و حسد و كفر و عصبيّت از پيشگاه رحمت حضرت رب العزّه رانده شد، و چون انسان را باعث رانده شدن خود مىداند، درصدد است تا بتواند بندگان را با درافكندنشان به چاه گناه و معصيت از درگاه لطف حضرت حق براند و به تعبير قرآن «رجيم» است.
قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَانَّكَ رَجيمٌ* وَ انَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ الى يَوْمِ الدِّينِ» «19»
[خدا] گفت: از اين [جايگاه والا كه مقام مقربان است] بيرون رو كه رانده شدهاى* و بىترديد تا روز قيامت لعنت بر تو خواهد بود.
زينت دادن مسائل مادى
15- شيطان با قدرت و وسوسه گرى عجيبى كه دارد، امور باطل، و به خصوص مسائل مادى را آن چنان در برابر انسان زينت مىدهد تا انسان از طريق هر معصيتى به آنها دچار شود و بين او وحضرت حق فاصله افتد.
وَعاداً وَ ثَمُودَ قَدْ تَبَيَّنَ لَكُمْ مِنْ مَساكِنِهِمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ اعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبيلِ وَكانُوا مُسْتَبْصِرِينَ» «20»
و [قوم] عاد و ثمود را [نيز نابود كرديم]، و از خانههاى [خراب شده و خالى] آنان [سرنوشت شومشان] براى شما نمايان است، و شيطان عملهاى [زشت] آنان را برايشان آراست، در نتيجه آنان را از راه [خدا] باز داشت در حالى كه [براى تشخيص حق از باطل] بصيرت داشتند.
انسان بايد در تمام جهات زندگى به معيارهاى الهى براى شناخت حق از باطل توجّه داشته باشد، و سروكارش را هرگز با عالم ربانى و خضرِ راه قطع نكند، تا دچار خوب ديدن بد و بد ديدن خوب نشود.
دوستى و همنشينى با شيطان
16- دوستى و همنشينى، بدترين و زشتترين و آلودهترين همنشين با انسان كه به تعبير قرآن مجيد، «سوء قرين» شيطان است.
وَ الَّذينَ يُنفِقُونَ امْوالَهُمْ رِئاءَ النّاسِ وَ لايُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لابِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطانُ لَهُ قَرِيناً فَساءَ قَرِيناً» «21»
و آنان كه اموالشان را از روى ريا و خودنمايى به مردم انفاق مىكنند، و به خدا و روز قيامت ايمان ندارند [شيطان، همدم آنان است]. و هر كس شيطانْ همدم او باشد بىترديد بد همدمى است.
تسويل شيطان
17- هنگامى كه هواها و هوسها بر باطن و ظاهر انسان چيره شوند، ميدان جلوه دادن بدترين اعمال و زشتترين جنايات، به طورى كه انسان آنها را برنامه هائى پاك و مقدس تصوّر كند براى شيطان باز مىشود. و او با تمام قدرت و قوت دست به اين كار مىزند، كارى كه قرآن مجيد از آن به عنوان «تسويل شيطان» ياد مىكند:
انَّ الَّذينَ ارْتَدُّوا عَلى ادْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِما تَبَيَّنَ لَهُمْ الْهُدى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ امْلى لَهُمْ» «22»
بىترديد كسانى كه پس از روشن شدن هدايت براى آنان [به همان عقايد باطل و كردار ناپسندشان] برگشتند [و دست از قرآن و پيامبر برداشتند] شيطان زشتىهايشان را در نظرشان آراست و آنان را در آرزوهاى دور و دراز انداخت.
هميشه تمايل مفرط نسبت به يك برنامه به خصوص وقتى توأم با مفاسد اخلاقى باشد، پردهاى سنگين و حجابى سخت روى قدرت تشخيص مىاندازد، و واقعيتهاى هستى را طورى ديگرى در نظر انسان جلوه مىدهد.
بازداشتن از راه حق
18- شيطان با برنامه ريزى مختلف، و حيلههاى گوناگون، و ظرافت مخصوص سعى مىكند انسان را به هر قيمتى كه شده از راه حضرت حق و پيمودن صراط مستقيم باز دارد كه به تعبير قرآن كريم «صدّ عن سبيل اللَّه» گردد.
وَجَدْتُها وَقَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمسِ مِنْ دُونِ اللّهِ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ اعْمالَهُمْ فَصَدَّ هُمْ عَنِ السَّبيلِ فَهُمْ لايَهْتَدُونَ» «23»
او و قومش را يافتم كه به جاى خدا براى خورشيد سجده مىكنند و شيطان، اعمال [زشتشان] را براى آنان آراسته و در نتيجه آنان را از راه [حق] بازداشته است به اين سبب هدايت نمىيابند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بقره (2): 34.
(2)- مريم (19): 83.
(3)- ترجمه مفردات الفاظ قرآن: 1/ 16: ذيل آيه 83 سوره مريم.
(4)- انعام (6): 71.
(5)- بقره (2): 36.
(6)- اعراف (7): 27.
(7)- نور (24): 21.
(8)- تفسير نمونه: 14/ 412؛ ذيل آيه 21 سوره نور.
(9)- نساء (4): 120.
(10)- مجادله (58): 19.
(11)- مائده (5): 91.
(12)- تحف العقول: 422؛ بحار الأنوار: 10/ 365، باب 20، ادامه حديث 2.
(13)- وسائل الشيعة: 25/ 297، باب 9، حديث 31949؛ الكافى: 6/ 399، حديث 16.
(14)- وسائل الشيعة: 17/ 325، باب 104، حديث 22675؛ تفسير العياشى: 1/ 105، ذيل آيه 219 سوره بقره.
(15)- آل عمران (3): 175.
(16)- بقره (2): 208.
(17)- فرقان (25): 29.
(18)- لقمان (31): 21.
(91)- حجر (15): 34- 35.
(02)- عنكبوت (29): 38.
(21)- نساء (4): 38.
(22)- محمّد (47): 25.
(23)- نمل (27): 24.
ادامه دارد . . .
English