گناه و سبب آن - جلسه دوازدهم – (متن کامل + عناوین)
خاندان الهى
مباحثى در مناقب اهل بيت عليهمالسلام
تهـران، حسينيه همدانىها رمضان 1384
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
مجموعه مبحث ما در ارتباط با شخصيت الهى و ملكوتى پنج تن آل عبا عليهمالسلامو جمله كوتاه قرآنى درباره مأمومين اين امامان همام است. سعى شده است كه همه مطالب از كتاب خدا، گرفته شود. همه شما بزرگواران آيه شريفه نور را هم شنيديد و هم خوانديد و هم در كتيبهها و كاشى مساجد ملاحظه كردهايد، كه ابتداى آيه با اين جمله شروع مىشود:
« اللَّهُ نُورُ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ »[1]
خدا روشنايى مجموعه سماوات و زمين است.
در پايان آيه، كلمه نور را ـ از نظر ادبى ـ به خودش اضافه مىكند:
« يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِمَن يَشَآءُ »[2]
البته اين « من يشاء » هر كس را بخواهم، به سوى نورم هدايت مىكنم، « لنوره » يعنى نور خدا. اين نورى كه اضافه به منِ خدا است، اضافه تشريفى است. خدا
هر كس را بخواهد به سوى نورش هدايت مىكند. اين هر كس را بخواهد، به معنى دلم مىخواهد، يا دلم نمىخواهد نيست، بلكه به اين معنا است كه هر كسى لياقت و شايستگى نشان بدهد، اهل طلب و خواستن باشد، من او را به نورم هدايت مىكنم.
اگر از پروردگار عالم بپرسيم: اين نور تو، اين نورى كه به وجود مقدس تو اضافه شده است، چه نورى است؟ پاسخ مىدهد: اين نور، نور ايمان، معرفت، اخلاق حسنه، كرامت، عزّت، عمل صالح و روشنايى باطن است.
مىگوييم: اين نور كجاست كه بندگانت را به اين نور هدايت مىكنى؟ اين نور در اين عالم بايد در جايى باشد كه در دسترس باشد، انسان بتواند آن را در اختيار و در آغوش بگيرد.
خدا در جواب مىفرمايد: آيه بعدى را نگاه كنيد. من آدرس اين نور را دادهام كه در كجا است.
رفعت و نورانيت خانه اهل بيت عليهمالسلام
اين نور كه با همه ارزشها برابر است:
« فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ »[3]
اين مجموعه ارزشها كه من از آن به نور تعبير كردهام و آن را به خودم اضافه كردهام، در خانههايى است كه خود من، زمينه رفعت و بلندى مقام اين خانهها را فراهم كردم.
سؤال مىكنيم: اين آدرس كلى و مبهم است، اين بيوت كجاست؟ علائم و
نشانه اين بيوت چيست؟ ويژگىهاى اين خانه چيست؟ مىگويد: دنباله آيه را بخوان، ويژگىهاى آن خانه را گفتهام :
« وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ »
خانههايى است كه در آن پيوسته از اسم، حقيقت و اوصاف من ياد مىشود. در آن خانه، ياد من پر است. « اسمه » يعنى « رسم و وصفه » يعنى صفات، رحمت، عطا، كرم، ربوبيت، رحمانيت، قدوسى، ودودى و همه صفات من در آن خانه ياد مىشود:
« يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْأَصَالِ »[4]
تمام روز و شب در آن خانه مرا از هر عيب و نقصى منزّه مىكنند. يعنى اهل خانه مىدانند كه من خداى بىعيب، بىنقص و صمد هستم. آنچه دارم، بىنهايت، ازلى و ابدى است. در من كمبودى نمىبينند و ديد آنان نيز درست است.
خلوص عبادى اهل بيت عليهمالسلام
بالاخره اين خانه چه كسانى است؟ مىفرمايد: آيه بعد را بخوان:
« رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَآءِ الزَّكَوةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَـرُ »[5]
« يخافون » كسانى هستند كه به خاطر آنها اين خانه رفعت معنوى گرفته است. كسانى كه اين خانه را از ياد من پر كردند و مرا شب و روز تسبيح گفتند. به سوره انسان نگاه كن، كسانى كه به پروردگار مىگويند:
« إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا »[6]
نود درصد علماى اهل تسنن و صد در صد علماى شيعه، از طريق گفتار پيامبر صلىاللهعليهوآله و روايات، اهل اين خانه را به چه نامى معرفى كردهاند؟
وقتى مراجعه مىكنيم، مىبينيم كه اين مجموعه آيات را كنار هم گذاشتهاند، همراه با روايات، گفتهاند: اهل اين خانه پنج نفر هستند. ريشه خانه، پيغمبر عظيم الشأن اسلام صلىاللهعليهوآله است، خانم خانه، حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام است، پايه خانه اميرالمؤمنين عليهالسلام است و شاخههاى اين شجره طيّبه حضرت مجتبى و حضرت سيدالشهداء عليهماالسلام هستند.[7]
« يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِمَن يَشَآءُ »[8]
يعنى آن كسى كه شايستگى داشته باشد، من دست او را در دست اين پنج نفر مىگذارم و به سمت اينها هدايت مىكنم. معرفت آنها را در قلب آنان مىگذارم. محبت آنها را به اين پنج نفر متوجه مىكنم و دل آنها را از عشق آن پنج نفر مالامال مىكنم.
آيه تطهير در شأن اهل بيت عليهمالسلام
اين پنج نفر هستند كه خانهشان رفعت پيدا كرده است:[9]
« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا »[10]
اينها هستند كه در اين خانه خدا را ياد كردند. جبرئيل در عروسى حضرت فاطمه زهرا و اميرالمؤمنين عليهماالسلام مىآيد، به پيغمبر صلىاللهعليهوآله عرض مىكند: خدا گفته است كه از شب عروسى اين عروس و داماد خبر بدهم:
« الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَـمًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ »[11]
اين عروس و داماد پر از ذكر خدا و انديشه در خلقت پروردگار هستند. از خدا و انديشه در خلقت آسمانها و زمين پر هستند.
« رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ »[12]
در كنار ياد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زكات،
«يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ »[13]
هيچ عنصر ماديى جاذبه ندارد كه اينها را از اين موارد روىگردان كند. اتصال، مجذوب بودن، ارتباط با حق و معرفت را ببينيد كه همه چيز را در همان ذكر و اقامه صلاة و پرداخت زكات و خوف از قيامت دارند. پر هستند و خلأى ندارند كه در وقت نماز اگر تجارتى، داد و ستدى در مقابلشان رخ نشان بدهد، خدا، قيامت و نماز از ياد آنان برود.
اميرالمؤمنين عليهالسلام شترى را بار كرده بودند، كسى به حضرت رسيد و عرض كرد: بار اين شتر چيست؟ فرمود: صد هزار درخت خرما. چرا هسته خرما نگفت؟ چون حضرت عاقبت بين بود. اين هستهها را كاشت، بعد از چند سال، سال اولى كه به محصول نشست، به قنبر فرمود: قلم و كاغذ بياور. كنار اين نخلستان نشست، كاغذ را روى زانو گذاشت و با قلم نوشت: مجموع اين نخلها را وقف فقرا و نيازمندان كردم. توليت آن با فرزندانم حسن و حسين عليهماالسلام است. يعنى دانهاى از خرماى آن نخلستان را نخورد.
جزاى احسن به اعمال اهل بيت عليهمالسلام
پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: عدهاى در اين عالم اسير خدا هستند، در مورد حال قيامتى آنان مىفرمايد:
« لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ »[14]
من در قيامت پاداش اين پنج نفر را اين گونه مىدهم: شصت و سه سال عمر پيغمبر صلىاللهعليهوآله، حداكثر بيست و پنج سال و حداقل هجده سال عمر حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام، شصت و سه سال عمر اميرالمؤمنين، چهل و هفت سال عمر حضرت مجتبى عليهالسلام، پنجاه و هفت سال عمر ابى عبدالله الحسين عليهالسلام، از مجموع اعمال اين پنج نفر، بهترين عمل ايشان در دوره عمرشان كدام عمل بوده است؟
من براى شما بهترين عمل را بگويم. اميرالمؤمنين عليهالسلام در بيست و سه سالگى ضربتى به دشمن، آن پهلوان نامى عرب زد كه هر عربى در اين ميدان اين دشمن را مىزد، براى هميشه چهره تاريخ مىشد. اين ضربت را زد و برگشت. پيغمبر صلىاللهعليهوآلهكه صادق و مصدّق است و
« مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى »[15]
كلامش، كلام خدا است، هم سنى و شيعه نقل كردهاند كه فرمود:
« لَضَرْبَةُ علىٍّ يوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين »[16]
اگر اين ضربت را از نظر اخلاص، در يك كفه ترازو بگذارند و عمل تمام جن و انس از اول خلقت تا قيامت را در كفه ديگر بگذارند، اين عمل حضرت سنگينتر است.
اين را خدا در قرآن « أحسن عمل » مىنامد:
« لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ »[17]
تمام عمل رسول خدا، حضرت زهرا، اميرالمؤمنين، امام مجتبى، ابى عبدالله عليهمالسلام، فكر كنيد پاداشى كه مىخواهند به اينها بدهند چيست و چه مقدار است؟ امكان ندارد بتوانيم وزن كنيم. قرآن را ببينيد:
« خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً »[18]
اين پنج نفر مصداق أتمّ قرآن هستند، يعنى هر قدمى برداشتند، « أحسن عمل » بوده است. يعنى عمل متوسط نداشتند. تمام اعمال آنها « احسن عمل » بود. حال خدا مىخواهد به پيغمبر صلىاللهعليهوآلهو اهلبيت او عليهمالسلام پاداش « احسن عمل » آنان را بدهد. فقط به اميرالمؤمنين عليهالسلام كه يكى از اعمالش « أفضل من عبادة الثقلين » است، چه مقدار پاداش بدهد؟
باز تمام نشده است، بلكه خدا در قرآن مىفرمايد:
« وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ »[19]
از باب احسانم، به تمام آنان تا ابد در حال اضافه كردن پاداش هستم. اين اضافه ديگر چيست؟ نمىدانم. مگر اين پاداشپذيرى، چقدر ديگر جا دارد؟
قرآن بهترين شناسنامه براى شناخت اهلبيت عليهمالسلام است:
« وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ »
ديگر تمام است؟ مىگويد: نه:
«إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ »[20]
« رزق بغير حساب » هم به آنها مىدهم.
اين خانواده يك خواسته داشتند. اول وضع اين خانواده را در برابر قرآن بگويم. پروردگار مىفرمايد:
« وَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِـٔايَـتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّواْ عَلَيْهَا صُمًّا وَ عُمْيَانًا »[21]
اينها هر وقت آيات پروردگار را مىشنيدند در برابر اين آيات كر و كور نبودند كه موج اين آيات از كنار چشم و گوش آنان رد شود و اينها محروم باشند. اينها تمام امواج حقايق و اسرار آيات را از طريق گوش گرفتند و يا از طريق چشم به درون دادند، تمام روح، سلول، خون، پوست و گوشت بدن آنان همانند قرآن شد.
خواسته اهل بيت عليهمالسلام از خدا
بعد خواسته آنان را مىگويد كه چقدر اين خواسته زيبا است:
« وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّيَّـتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ »
به خدا وزن معنوى اين آيه از كوههاى عالم سنگينتر است. گفتند: خدايا ! همسر و فرزندانى به ما بده كه باعث دلخوشى ما در دنيا و آخرت باشند.
بعد كه آن زن و فرزند را نصيب ما كردى، ما را در اين عالم، پيشواى پرهيزگاران قرار بده:
«وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا »[22]
يعنى ما با تقوا، عبادت، خدمت، احسان، فهم و بصيرت مسابقه را از همه خوبان عالم ببريم. خدا نيز قبول كرد.
خدا در سوره شورى در مورد خواستهها مىفرمايد:
« مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِمِنْهَا وَ . . . »[23]
به تو مىدهم؛ چون بالاخره به پيشگاه من به گدايى آمدى و من گدا را رد نمىكنم.
اينها نيز اين طور گفتند:
« رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّيَّـتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ »[24]
همسر و فرزندى به ما بده كه مايه خوش دلى ما در دنيا و آخرت باشند.
اى پيامبر ! تو تا بيست و پنج سالگى ازدواج نكردى. چنين زنى از من خواستى. من خانمى را به تو عنايت مىكنم كه قبل از تو ازدواج نكرده و نمىخواست بكند. من نيز او را كمك كردم كه با هيچ شوهرى رو به رو نشود. او را تا چهل سالگى نگه داشتم. خانمى با وقار، عاقل، بصير، پاك، شريف، باكرامت. من علاقه به ازدواج با تو و علاقه ازدواج تو را با او، به قلب شما انداختم كه تو در اين سنّ با زن چهل ساله ازدواج كنى.
اين خانم، خانمى بود كه در باطن، حال جدّت حضرت ابراهيم عليهالسلام را داشت ؛ چون روز بيست و هفتم رجب، وقتى از غار حرا برگشتى و در زدى، درب را باز كرد و ديد كه چهرهات عوض شده است، پرسيد، تو به او گفتى: من از جانب خدا مبعوث به رسالت شدهام، گفت: تا مرا با دين آشنا نكردى داخل نيا. در شهرى كه تو را براى اين دين سنگ باران مىكردند، او همراه تو بود. بعد به تو گفت: من مالك اين اموال نيستم، همه آنها فداى قدم تو. اين از آن همسرى كه مىخواستى.
فرزندان مورد درخواست اهل بيت عليهمالسلام
اما ذريّهاى كه مايه دلخوشى دنيا و آخرتت باشد، زمان به وجود آمدن اين ذرّيهاى كه از من خواستى، جبرئيل را مىفرستم:
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِإِنَّـآ أَعْطَيْنَـكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »[25]
حبيب من ! ذرّيه باعث خوش دلى دنيا و آخرت مىخواستى؟ فاطمه عليهاالسلام را به تو عنايت مىكنم. او كيست؟ امام باقر عليهالسلام مىفرمايد: اگر از حضرت آدم عليهالسلام تا حضرت مسيح عليهالسلام تك تك انبيا زنده بودند و به خواستگارى حضرت زهرا عليهاالسلام مىآمدند، پيغمبر صلىاللهعليهوآله به همه آنها مىفرمود: شما هم كفو او نيستيد.[26]
اينجا همسر و فرزند آشكار شد. نوبت دعا به حضرت على عليهالسلام رسيد:
« رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّيَّـتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ »[27]
خدايا ! همسرى بده كه باعث خوشدلى دنيا و آخرت من شود. على جان ! از من همسر مىخواهى؟ هر كس از من هر چه بخواهد، عنايت مىكنم. اگر مرا نخواهد، هر چه خودش مىخواهد، جلوى او را نمىگيرم، برود و به آن برسد.
آمد در زد:
آشنا داند صداى آشنا
آرى آرى جان فداى آشنا
صداى درب زدن على عليهالسلام را پيغمبر صلىاللهعليهوآله مىشناسد. خودش آمد در را باز كرد. اميرالمؤمنين عليهالسلام آمد و در اتاق نشست، سر خود را پايين انداخت. پيغمبر صلىاللهعليهوآله فرمود: على جان ! چرا حرف نمىزنى؟ اميرالمؤمنين عليهالسلام عرض كرد: يا رسول الله ! وقت ازدواج من است. تا گفت وقت ازدواج است، جبرئيل نازل شد، عرض كرد: اى حبيب خدا ! خدا مىگويد: خودم عقد فاطمه و على عليهماالسلام را در آسمان خواندهام، تو نيز روى زمين بخوان.[28]
فرزندان على عليهالسلام و اقتدا كنندگان به آنان
اما اولادى كه مايه دلخوشى دنيا و آخرت باشد. پيغمبر صلىاللهعليهوآله آمد، على عليهالسلام در خانه بود، همه جمع هستند، در سحر، دعاى على و فاطمه عليهماالسلام مستجاب شد. خداوند حضرت مجتبى عليهالسلام را به اين خانواده عنايت كرد. على عليهالسلامگفته بود: « ذريّاتنا » سال بعد خدا ابى عبدالله عليهالسلام را به او عنايت كرد و سال بعد زينب كبرى عليهاالسلامرا.
حساب شما در قيامت نيز « حساب يسير » است، يعنى روز قيامت كه مىشود، پيغمبر صلىاللهعليهوآله، ائمه عليهمالسلام تا امام دوازدهم را جلو مىاندازد، بعد به اهل محشر رو مىكند، مىفرمايد:
« يَوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ أُنَاسِ بِإِمَـمِهِمْ »[29]
منِ خدا مىگويم: يا رسول الله ! با همه آنهايى كه به شما اقتدا كردند، بياييد. تنها نياييد. تمام اقتدا كنندگان را بياور:
« ادْخُلُوهَا بِسَلَـمٍ ءَامِنِينَ »[30]
وقتى در بهشت مستقر مىشوند، به امام صادق عليهالسلام عرض مىكنند: يابن
رسول الله ! خوشمزهترين، بالاترين، زيباترين، با لذتترين نعمتى كه آنجا به ما مىدهند، چيست؟ مىفرمايد: تماشاى چهره جدم حسين عليهالسلام است.[31]
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
پی نوشت ها:
[1] ـ نور 24 : 35؛ «خدا نور آسمانها و زمين است.»
[2] ـ نور 24 : 35؛ «خدا هر كس را بخواهد به سوى نور خود هدايت مىكند.»
[3] ـ نور 24 : 36؛ «[ اين نور ] در خانههايى است كه خدا اذن داده [ شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها ]رفعت يابند.»
[4] ـ نور 24 : 36؛ «و نامش در آنها ذكر شود، همواره در آن خانهها صبح و شام او را تسبيح مىگويند.»
[5] ـ نور 24 : 37؛ «مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمىدارد، [ و ] پيوسته از روزى كه دلها و ديدهها در آن زير و رو مىشود، مىترسند.»
[6] ـ انسان 76 : 10؛ «ما از پروردگارمان در روزى كه روز عبوس و بسيار هولناكى است مىترسيم.»
[7] ـ معاني الأخبار: 400؛ بحار الأنوار: 16/363، باب 11، حديث 65؛ «عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليهالسلامعَنْ قَوْلِ اللَّهِ عز و جل كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها قَالَ أَمَّا الشَّجَرَةُ فَرَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله وَ فَرْعُهَا عَلِيٌّ عليهالسلام وَ غُصْنُ الشَّجَرَةِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله وَ ثَمَرُهَا أَوْلاَدُهَا عليهالسلام وَ وَرَقُهَا شِيعَتُنَا ثُمَّ قَالَ عليهالسلام إِنَّ الْمُؤمِنَ مِنْ شِيعَتِنَا لَيَمُوتُ فَيَسْقُطُ مِنَ الشَّجَرَةِ وَرَقَةٌ وَ إِنَّ الْمَوْلُودَ مِنْ شِيعَتِنَا لَيُولَدُ فَتُورِقُ الشَّجَرَةُ وَرَقَةً.»
و نيز آمده: بحار الأنوار: 16/364، باب 11، حديث 66؛ «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى عليهالسلام عَنْ آبَائِهِ عليهالسلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله أَنَا سَيِّدُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ وَ أَنَا خَيْرٌ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ جَمِيعِ الْمَلاَئِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْمُرْسَلِينَ وَ أَنَا صَاحِبُ الشَّفَاعَةِ وَ الْحَوْضِ الشَّرِيفِ وَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوْا هَذِهِ الْأُمَّةِ مَنْ عَرَفَنَا فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ أَنْكَرَنَا فَقَدْ أَنْكَرَ اللَّهَ عز و جل وَ مِنْ عَلِيٍّ سِبْطَا أُمَّتِي وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ أَئِمَّةٌ تِسْعَةٌ طَاعَتُهُمْ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُمْ مَعْصِيَتِي تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ وَ مَهْدِيُّهُمْ.»
[8] ـ نور 24 : 35؛ «خدا هر كس را بخواهد به سوى نور خود هدايت مىكند.»
[9] ـ الكافى: 1/286، حديث 1؛ «إِنَّما يُرِيدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً فَكَانَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ فَاطِمَةُ عليهالسلام فَأَدْخَلَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله تَحْتَ الْكِسَاءِ فِي بَيْتِ أُمِّ سَلَمَةَ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ لِكُلِّ نَبِيٍّ أَهْلاً وَ ثَقَلاً وَ هَؤلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ ثَقَلِي فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِكَ فَقَالَ إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ وَ لَكِنَّ هَؤلاَءِ أَهْلِي وَ ثِقْلِي.»
و در كتب اهل سنت آمده: الدر المنثور في تفسير المأثو: ر5/198، ذيل آيؤ 33 احزاب؛ «أخرج ابن جرير و ابن أبى حاتم و الطبراني عن أبى سعيد الخدري رضى الله عنه قال قال رسول اللَّهِ صلىاللهعليهوآله لى الله عليه و سلم نزلت هذه الآية في خمسة في و في علي و فاطمة و حسن و حسين « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا ».»
هم چنين آمده: «أخرج ابن مردويه و الخطيب عن أبى سعيد الخدري رضى الله عنه قال كان يوم أم سلمة أم المؤنين رضى الله عنها فنزل جبريل عليهالسلام على رسول اللَّهِ صلىاللهعليهوآلهبهذه الآية «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » قال فدعا رسول اللَّهِ صلىاللهعليهوآله بحسن و حسين و فاطمة و علي فضمهم اليه و نشر عليهم الثوب و الحجاب على أم سلمة مضروب ثم قال اللهم هؤاء أهل بيتي اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا قالت أم سلمة رضى الله عنها فانا معهم يا نبى الله قال أنت على مكانك و انك على خير.»
[10] ـ احزاب 33 : 33؛ «جز اين نيست كه همواره خدا مىخواهد هرگونه پليدى را از شما اهل بيت [ كه به روايت شيعه و سنى محمّد، على، فاطمه، حسن و حسين عليهمالسلاماند ] برطرف نمايد، و شما را چنان كه شايسته است [ از همه گناهان و معاصى ] پاك و پاكيزه گرداند.»
[11] ـ آل عمران 3 : 191؛ «آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مىكنند، و پيوسته در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند.»
[12] ـ نور 24 : 37؛ «مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمىدارد.»
[13] ـ نور 24 : 37؛ «[ و ] پيوسته از روزى كه دلها و ديدهها در آن زير و رو مىشود، مىترسند.»
[14] ـ نور 24 : 38؛ «[ اينگونه عمل مىكنند ] تا خدا آنان را بر [ پايه ] نيكوترين عملى كه انجام دادهاند پاداش دهد.»
[15] ـ نجم 53 : 3؛ «و از روى هوا و هوس سخن نمىگويد.»
[16] ـ إقبال الأعمال: 467؛ كشف اليقين: 83؛ «لضربة علي يوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين.»
و هم چنين آمده: إقبال الأعمال: 467؛ «قال النَّبِيِّ صلىاللهعليهوآله لما برز مولانا علي إليه برز الإسلام كله إلى الكفر كله.»
و نيز آمده: إقبال الأعمال: 467؛ «قد روينا في الطرائف عن المخالف أن النَّبِيِّ صلىاللهعليهوآله قال لضربة علي لعمرو بن عبد ود أفضل من عمل أمتي إلى يوم القيامة.»
و در جاى ديگر از رسول گرامى اسلام صلىاللهعليهوآله نقل شده: كشف الغمة: 1/162؛ بحار الأنوار: 40/330، باب 98، حديث 13؛ «عَمَّارَ بْنَ يَاسِرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلىاللهعليهوآلهيَقُولُ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى زَيَّنَكَ بِزِينَةٍ لَمْ يُزَيِّنِ الْعِبَادَ بِزِينَةٍ هِيَ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْهَا زُهْدُكَ فِيهَا وَ بُغْضُهَا إِلَيْكَ وَ حَبَّبَ إِلَيْكَ الْفُقَرَاءَ فَرَضِيتَ بِهِمْ أَتْبَاعاً وَ رَضُوا بِكَ إِمَاماً يَا عَلِيُّ طُوبَى لِمَنْ أَحَبَّكَ وَ صَدَّقَ عَلَيْكَ وَ الْوَيْلُ لِمَنْ أَبْغَضَكَ وَ كَذَّبَ عَلَيْكَ أَمَّا مَنْ أَحَبَّكَ وَ صَدَّقَ عَلَيْكَ فَإِخْوَانُكَ فِي دِينِكَ وَ شُرَكَاؤكَ فِي جَنَّتِكَ وَ أَمَّا مَنْ أَبْغَضَكَ وَ كَذَّبَ عَلَيْكَ فَحَقِيقٌ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنْ يُقِيمَهُ مَقَامَ الْكَذَّابِينَ.»
[17] ـ نور 24 : 38؛ «[ اينگونه عمل مىكنند ] تا خدا آنان را بر [ پايه ] نيكوترين عملى كه انجام دادهاند پاداش دهد.»
[18] ـ ملك 67 : 2؛ «مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد.»
[19] ـ نساء (4) : 173؛ «و از فضل و احسانش بر آنان مىافزايد.»
[20] ـ آل عمران 3 : 37؛ «يقيناً خدا هر كس را بخواهد، رزق بىحساب مىدهد.»
[21] ـ فرقان 25 : 73؛ «و آنان كه وقتى به آيات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت كرى و كورى نمىافتند، [ بلكه با گوش شنوا و چشم بصيرت به آن دل مىدهند. ].»
[22] ـ فرقان 25 : 74؛ «و آنان كه مىگويند: پروردگارا ! ما را از سوى همسران و فرزندانمان خوشدلى و خوشحالى بخش، و ما را پيشواى پرهيزكاران قرار ده.»
[23] ـ شورى 42 : 20؛ «كسى كه زراعت دنيا را بخواهد، اندكى از آن را به او مىدهيم.»
[24] ـ فرقان 25 : 74؛ «پروردگارا ! ما را از سوى همسران و فرزندانمان خوشدلى و خوشحالى بخش.»
[25] ـ كوثر 108 : 1 ـ 3؛ «به نام خدا كه رحمتش بىاندازه است و مهربانىاش هميشگى * بىترديد ما به تو خير فراوان [ كه بركت در نسل است و از فاطمه ريشه مىگيرد ] عطا كرديم. * پس [ به شكرانه آن ]براى پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانى كن. * يقيناً دشمن [ كه به ]تو [ زخم زبان مىزند ] خود بدون تبار و نسل [ و بريده از همه خيرات و بركات ] است.»
[26] ـ بحار الأنوار: 43/57 - 58، باب 3، حديث 50؛ «عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ عليهالسلام عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله صَلاَةَ الْعَصْرِ فَلَمَّا انْفَتَلَ جَلَسَ فِي قِبْلَتِهِ وَ النَّاسُ حَوْلَهُ فَبَيْنَا هُم..فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى فَاطِمَةَ فِي الدُّنْيَا ذَلِكَ أَنَا أَبُوهَا وَ مَا أَحَدٌ مِنَ الْعَالَمِينَ مِثْلِي وَ عَلِيٌّ بَعْلُهَا وَ لَوْ لاَ عَلِيٌّ مَا كَانَ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ أَبَداً وَ أَعْطَاهَا الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ مَا لِلْعَالَمِينَ مِثْلُهُمَا سَيِّدَا شَبَابِ أَسْبَاطِ الْأَنْبِيَاءِ وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ . . . .»
و نيز آمده: بحار الأنوار: 43/100، باب 5، حديث 11؛ تفسير القمي: 337/2، ذيل آيه 30 سوره واقعه؛ «يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ أَعْطَانِي فِي عَلِيٍّ سَبْعَ خِصَالٍ هُوَ أَوَّلُ مَنْ يَنْشَقُّ عَنْهُ الْقَبْرُ مَعِي وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ يَقِفُ مَعِي عَلَى الصِّرَاطِ فَيَقُولُ لِلنَّارِ خُذِي ذَا وَ ذَرِي ذَا وَ أَوَّلُ مَنْ يُكْسَى إِذَا كُسِيتُ وَ أَوَّلُ مَنْ يَقِفُ مَعِي عَلَى يَمِينِ الْعَرْشِ وَ أَوَّلُ مَنْ يُقْرِعُ مَعِي بَابَ الْجَنَّةِ وَ أَوَّلُ مَنْ يَسْكُنُ مَعِي عِلِّيِّينَ وَ أَوَّلُ مَنْ يَشْرَبُ مَعِي مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ يَا فَاطِمَةُ هَذَا مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عَلِيّاً فِي الآْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُ فِي الْجَنَّةِ إِذَا كَانَ فِي الدُّنْيَا لاَ مَالَ لَهُ فَأَمَّا مَا قُلْتَ إِنَّهُ بَطِينٌ فَإِنَّهُ مَمْلُوءٌ مِنْ عِلْمٍ خَصَّهُ اللَّهُ بِهِ وَ أَكْرَمَهُ مِنْ بَيْنِ أُمَّتِيوَ أَمَّا مَا قُلْتَ إِنَّهُ أَنْزَعُ عَظِيمُ الْعَيْنَيْنِ فَإِنَّ اللَّهَ خَلَقَهُ بِصِفَةِ آدَمَ عليهالسلام وَ أَمَّا طُولُ يَدَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ عز و جلطَوَّلَهَا لِيَقْتُلَ بِهَا أَعْدَاءَهُ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِهِ وَ بِهِ يُظْهِرُ اللَّهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ بِهِ يَفْتَحُ اللَّهُ الْفُتُوحَ وَ يُقَاتِلُ الْمُشْرِكِينَ عَلَى تَنْزِيلِ الْقُرْآنِ وَ الْمُنَافِقِينَ مِنْ أَهْلِ الْبَغْيِ وَ النَّكْثِ وَ الْفُسُوقِ عَلَى تَأْوِيلِهِ وَ يُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ يُزَيِّنُ بِهِمَا عَرْشَهُ يَا فَاطِمَةُ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلاَّ جَعَلَ لَهُ ذُرِّيَّةً مِنْ صُلْبِهِ وَ جَعَلَ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِ عَلِيٍّ وَ لَوْ لاَ عَلِيٌّ مَا كَانَتْ لِي ذُرِّيَّةٌ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَخْتَارُ عَلَيْهِ أَحَداً مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَزَوَّجَهَا رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآلهفَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ عِنْدَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مَا كَانَ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ غَيْرُ عَلِيٍّ عليهالسلام.»
[27] ـ فرقان 25 : 74؛ «پروردگارا ! ما را از سوى همسران و فرزندانمان خوشدلى و خوشحالى بخش.»
[28] ـ بحار الأنوار: 43/128، باب 5، ذيل حديث 32؛ كشف الغمة: 1/357؛ «. . . قَالَ جَبْرَئِيلُ ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيَّ أَنِ اعْقِدْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ فَإِنِّي قَدْ زَوَّجْتُ أَمَتِي فَاطِمَةَ بِنْتَ حَبِيبِي مُحَمَّدٍ عَبْدِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَعَقَدْتُ عُقْدَةَ النِّكَاحِ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى ذَلِكَ الْمَلاَئِكَةَ أَجْمَعِينَ وَ كُتِبَ شَهَادَتُهُمْ فِي هَذِهِ الْحَرِيرَةِ وَ قَدْ أَمَرَنِي رَبِّي عز و جل أَنْ أَعْرِضَهَا عَلَيْكَ وَ أَنْ أَخْتِمَهَا بِخَاتَمِ مِسْكٍ وَ أَنْ أَدْفَعَهَا إِلَى رِضْوَانَ وَ إِنَّ اللَّهَ عز و جل لَمَّا أَشْهَدَ الْمَلاَئِكَةَ عَلَى تَزْوِيجِ عَلِيٍّ مِنْ فَاطِمَةَ أَمَرَ شَجَرَةَ طُوبَى أَنْ تَنْثُرَ حَمْلَهَا مِنَ الْحُلِيِّ وَ الْحُلَلِ فَنَثَرَتْ مَا فِيهَا فَالْتَقَطَتْهُ الْمَلاَئِكَةُ وَ الْحُورُ الْعِينُ وَ إِنَّ الْحُورَ الْعِينَ لَيَتَهَادَيْنَهُ وَ يَفْخَرْنَ بِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ . . . .»
[29] ـ اسراء 17 : 71؛ «[ ياد كن ] روزى را كه هر گروهى از مردم را با پيشوايشان مىخوانيم.»
[30] ـ حجر 15 : 46؛ «با سلامت و امنيت وارد آنجا شويد.»
[31] ـ اصل روايت پيدا نشد ولى شبيه آن آمده: المناقب: 4/73، بحار الأنوار: 43/298، باب 12، حديث 60؛ «عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ.»
هم چنين آمده :المناقب: 4/73، بحار الأنوار: 43/298، باب 12، حديث 59؛ «الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عليهمالسلامقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى أَحَبِّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى الْحُسَيْنِ رَوَاهُ الطَّبَرِيَّانِ فِي الْوَلاَيَةِ وَ الْمَنَاقِبِ وَ السَّمْعَانِيُّ فِي الْفَضَائِلِ بِأَسَانِيدِهِمْ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَجَاءٍ
وَ عَمْرُو بْنُ شُعَيْبٍ أَنَّهُ مَرَّ الْحُسَيْنُ عليهالسلام عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى أَحَبِّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا الْمُجْتَازِ فَمَا كَلَّمْتُهُ مُنْذُ لَيَالِي صِفِّينَ فَأَتَى بِهِ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ إِلَى الْحُسَيْنِ عليهالسلام فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ أَ تَعْلَمُ أَنِّي أَحَبُّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ تُقَاتِلُنِي وَ أَبِي يَوْمَ صِفِّينَ وَ اللَّهِ إِنَّ أَبِي لَخَيْرٌ مِنِّي فَاسْتَعْذَرَ وَ قَالَ إِنَّ النَّبِيَّ صلىاللهعليهوآله قَالَ لِي أَطِعْ أَبَاكَ فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ عليهالسلام أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما.»
English