لطفا منتظر باشید

گناه و سبب آن - جلسه دوازدهم – (متن کامل + عناوین)

 خاندان الهى

 مباحثى در مناقب اهل بيت  عليهم‏السلام

تهـران، حسينيه همدانى‏ها رمضان 1384

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

مجموعه مبحث ما در ارتباط با شخصيت الهى و ملكوتى پنج تن آل عبا  عليهم‏السلامو جمله كوتاه قرآنى درباره مأمومين اين امامان همام است. سعى شده است كه همه مطالب از كتاب خدا، گرفته شود. همه شما بزرگواران آيه شريفه نور را هم شنيديد و هم خوانديد و هم در كتيبه‏ها و كاشى مساجد ملاحظه كرده‏ايد، كه ابتداى آيه با اين جمله شروع مى‏شود:

« اللَّهُ نُورُ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ »[1]

خدا روشنايى مجموعه سماوات و زمين است.

در پايان آيه، كلمه نور را ـ از نظر ادبى ـ به خودش اضافه مى‏كند:

« يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ‏مَن يَشَآءُ »[2]

البته اين « من يشاء » هر كس را بخواهم، به سوى نورم هدايت مى‏كنم، « لنوره » يعنى نور خدا. اين نورى كه اضافه به منِ خدا است، اضافه تشريفى است. خدا
هر كس را بخواهد به سوى نورش هدايت مى‏كند. اين هر كس را بخواهد، به معنى دلم مى‏خواهد، يا دلم نمى‏خواهد نيست، بلكه به اين معنا است كه هر كسى لياقت و شايستگى نشان بدهد، اهل طلب و خواستن باشد، من او را به نورم هدايت مى‏كنم.

اگر از پروردگار عالم بپرسيم: اين نور تو، اين نورى كه به وجود مقدس تو اضافه شده است، چه نورى است؟ پاسخ مى‏دهد: اين نور، نور ايمان، معرفت، اخلاق حسنه، كرامت، عزّت، عمل صالح و روشنايى باطن است.

مى‏گوييم: اين نور كجاست كه بندگانت را به اين نور هدايت مى‏كنى؟ اين نور در اين عالم بايد در جايى باشد كه در دسترس باشد، انسان بتواند آن را در اختيار و در آغوش بگيرد.

خدا در جواب مى‏فرمايد: آيه بعدى را نگاه كنيد. من آدرس اين نور را داده‏ام كه در كجا است.

رفعت و نورانيت خانه اهل بيت  عليهم‏السلام

اين نور كه با همه ارزش‏ها برابر است:

« فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ »[3]

اين مجموعه ارزش‏ها كه من از آن به نور تعبير كرده‏ام و آن را به خودم اضافه كرده‏ام، در خانه‏هايى است كه خود من، زمينه رفعت و بلندى مقام اين خانه‏ها را فراهم كردم.

سؤال مى‏كنيم: اين آدرس كلى و مبهم است، اين بيوت كجاست؟ علائم و
نشانه اين بيوت چيست؟ ويژگى‏هاى اين خانه چيست؟ مى‏گويد: دنباله آيه را بخوان، ويژگى‏هاى آن خانه را گفته‏ام :

« وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ »

خانه‏هايى است كه در آن پيوسته از اسم، حقيقت و اوصاف من ياد مى‏شود. در آن خانه، ياد من پر است. « اسمه » يعنى « رسم و وصفه » يعنى صفات، رحمت، عطا، كرم، ربوبيت، رحمانيت، قدوسى، ودودى و همه صفات من در آن خانه ياد مى‏شود:

« يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْأَصَالِ »[4]

تمام روز و شب در آن خانه مرا از هر عيب و نقصى منزّه مى‏كنند. يعنى اهل خانه مى‏دانند كه من خداى بى‏عيب، بى‏نقص و صمد هستم. آنچه دارم، بى‏نهايت، ازلى و ابدى است. در من كمبودى نمى‏بينند و ديد آنان نيز درست است.

خلوص عبادى اهل بيت  عليهم‏السلام

بالاخره اين خانه چه كسانى است؟ مى‏فرمايد: آيه بعد را بخوان:

« رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَآءِ الزَّكَوةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَـرُ »[5]

« يخافون » كسانى هستند كه به خاطر آنها اين خانه رفعت معنوى گرفته است. كسانى كه اين خانه را از ياد من پر كردند و مرا شب و روز تسبيح گفتند. به سوره انسان نگاه كن، كسانى كه به پروردگار مى‏گويند:

« إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا »[6]

نود درصد علماى اهل تسنن و صد در صد علماى شيعه، از طريق گفتار پيامبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و روايات، اهل اين خانه را به چه نامى معرفى كرده‏اند؟

وقتى مراجعه مى‏كنيم، مى‏بينيم كه اين مجموعه آيات را كنار هم گذاشته‏اند، همراه با روايات، گفته‏اند: اهل اين خانه پنج نفر هستند. ريشه خانه، پيغمبر عظيم الشأن اسلام  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله است، خانم خانه، حضرت فاطمه زهرا  عليهاالسلام است، پايه خانه اميرالمؤمنين  عليه‏السلام است و شاخه‏هاى اين شجره طيّبه حضرت مجتبى و حضرت سيدالشهداء  عليهماالسلام هستند.[7]

« يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ‏مَن يَشَآءُ »[8]

يعنى آن كسى كه شايستگى داشته باشد، من دست او را در دست اين پنج نفر مى‏گذارم و به سمت اين‏ها هدايت مى‏كنم. معرفت آنها را در قلب آنان مى‏گذارم. محبت آنها را به اين پنج نفر متوجه مى‏كنم و دل آنها را از عشق آن پنج نفر مالامال مى‏كنم.

آيه تطهير در شأن اهل بيت  عليهم‏السلام

اين پنج نفر هستند كه خانه‏شان رفعت پيدا كرده است:[9]

« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا »[10]

اين‏ها هستند كه در اين خانه خدا را ياد كردند. جبرئيل در عروسى حضرت فاطمه زهرا و اميرالمؤمنين  عليهماالسلام مى‏آيد، به پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله عرض مى‏كند: خدا گفته است كه از شب عروسى اين عروس و داماد خبر بدهم:

« الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَـمًا وَقُعُودًا وَعَلَى جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ »[11]

اين عروس و داماد پر از ذكر خدا و انديشه در خلقت پروردگار هستند. از خدا و انديشه در خلقت آسمان‏ها و زمين پر هستند.

« رِجَالٌ لاَّ تُلْهِيهِمْ تَجَـرَةٌ وَ لاَ بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ »[12]

در كنار ياد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زكات،

«يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ »[13]

هيچ عنصر ماديى جاذبه ندارد كه اين‏ها را از اين موارد روى‏گردان كند. اتصال، مجذوب بودن، ارتباط با حق و معرفت را ببينيد كه همه چيز را در همان ذكر و اقامه صلاة و پرداخت زكات و خوف از قيامت دارند. پر هستند و خلأى ندارند كه در وقت نماز اگر تجارتى، داد و ستدى در مقابلشان رخ نشان بدهد، خدا، قيامت و نماز از ياد آنان برود.

اميرالمؤمنين  عليه‏السلام شترى را بار كرده بودند، كسى به حضرت رسيد و عرض كرد: بار اين شتر چيست؟ فرمود: صد هزار درخت خرما. چرا هسته خرما نگفت؟ چون حضرت عاقبت بين بود. اين هسته‏ها را كاشت، بعد از چند سال، سال اولى كه به محصول نشست، به قنبر فرمود: قلم و كاغذ بياور. كنار اين نخلستان نشست، كاغذ را روى زانو گذاشت و با قلم نوشت: مجموع اين نخل‏ها را وقف فقرا و نيازمندان كردم. توليت آن با فرزندانم حسن و حسين  عليهماالسلام است. يعنى دانه‏اى از خرماى آن نخلستان را نخورد.

جزاى احسن به اعمال اهل بيت  عليهم‏السلام

پيغمبر اكرم  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد: عده‏اى در اين عالم اسير خدا هستند، در مورد حال قيامتى آنان مى‏فرمايد:

« لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ »[14]

من در قيامت پاداش اين پنج نفر را اين گونه مى‏دهم: شصت و سه سال عمر پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، حداكثر بيست و پنج سال و حداقل هجده سال عمر حضرت فاطمه زهرا  عليهاالسلام، شصت و سه سال عمر اميرالمؤمنين، چهل و هفت سال عمر حضرت مجتبى  عليه‏السلام، پنجاه و هفت سال عمر ابى عبدالله الحسين  عليه‏السلام، از مجموع اعمال اين پنج نفر، بهترين عمل ايشان در دوره عمرشان كدام عمل بوده است؟

من براى شما بهترين عمل را بگويم. اميرالمؤمنين  عليه‏السلام در بيست و سه سالگى ضربتى به دشمن، آن پهلوان نامى عرب زد كه هر عربى در اين ميدان اين دشمن را مى‏زد، براى هميشه چهره تاريخ مى‏شد. اين ضربت را زد و برگشت. پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهكه صادق و مصدّق است و

« مَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى »[15]

كلامش، كلام خدا است، هم سنى و شيعه نقل كرده‏اند كه فرمود:

« لَضَرْبَةُ علىٍّ يوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين »[16]

اگر اين ضربت را از نظر اخلاص، در يك كفه ترازو بگذارند و عمل تمام جن و انس از اول خلقت تا قيامت را در كفه ديگر بگذارند، اين عمل حضرت سنگين‏تر است.

اين را خدا در قرآن « أحسن عمل » مى‏نامد:

« لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُواْ »[17]

تمام عمل رسول خدا، حضرت زهرا، اميرالمؤمنين، امام مجتبى، ابى عبدالله  عليهم‏السلام، فكر كنيد پاداشى كه مى‏خواهند به اين‏ها بدهند چيست و چه مقدار است؟ امكان ندارد بتوانيم وزن كنيم. قرآن را ببينيد:

« خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيَوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً »[18]

اين پنج نفر مصداق أتمّ قرآن هستند، يعنى هر قدمى برداشتند، « أحسن عمل » بوده است. يعنى عمل متوسط نداشتند. تمام اعمال آنها « احسن عمل » بود. حال خدا مى‏خواهد به پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهو اهل‏بيت او  عليهم‏السلام پاداش « احسن عمل » آنان را بدهد. فقط به اميرالمؤمنين  عليه‏السلام كه يكى از اعمالش « أفضل من عبادة الثقلين » است، چه مقدار پاداش بدهد؟

باز تمام نشده است، بلكه خدا در قرآن مى‏فرمايد:

« وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ »[19]

از باب احسانم، به تمام آنان تا ابد در حال اضافه كردن پاداش هستم. اين اضافه ديگر چيست؟ نمى‏دانم. مگر اين پاداش‏پذيرى، چقدر ديگر جا دارد؟

قرآن بهترين شناسنامه براى شناخت اهل‏بيت  عليهم‏السلام است:

« وَيَزِيدُهُم مِّن فَضْلِهِ »

ديگر تمام است؟ مى‏گويد: نه:

«إِنَّ اللَّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ »[20]

« رزق بغير حساب » هم به آنها مى‏دهم.

اين خانواده يك خواسته داشتند. اول وضع اين خانواده را در برابر قرآن بگويم. پروردگار مى‏فرمايد:

« وَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُواْ بِـٔايَـتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّواْ عَلَيْهَا صُمًّا وَ عُمْيَانًا »[21]

اين‏ها هر وقت آيات پروردگار را مى‏شنيدند در برابر اين آيات كر و كور نبودند كه موج اين آيات از كنار چشم و گوش آنان رد شود و اين‏ها محروم باشند. اين‏ها تمام امواج حقايق و اسرار آيات را از طريق گوش گرفتند و يا از طريق چشم به درون دادند، تمام روح، سلول، خون، پوست و گوشت بدن آنان همانند قرآن شد.

خواسته اهل بيت  عليهم‏السلام از خدا

بعد خواسته آنان را مى‏گويد كه چقدر اين خواسته زيبا است:

« وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّيَّـتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ »

به خدا وزن معنوى اين آيه از كوه‏هاى عالم سنگين‏تر است. گفتند: خدايا ! همسر و فرزندانى به ما بده كه باعث دلخوشى ما در دنيا و آخرت باشند.

بعد كه آن زن و فرزند را نصيب ما كردى، ما را در اين عالم، پيشواى پرهيزگاران قرار بده:

«وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا »[22]

يعنى ما با تقوا، عبادت، خدمت، احسان، فهم و بصيرت مسابقه را از همه خوبان عالم ببريم. خدا نيز قبول كرد.

خدا در سوره شورى در مورد خواسته‏ها مى‏فرمايد:

« مَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ‏مِنْهَا وَ . . .  »[23]

به تو مى‏دهم؛ چون بالاخره به پيشگاه من به گدايى آمدى و من گدا را رد نمى‏كنم.

اين‏ها نيز اين طور گفتند:

« رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّيَّـتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ »[24]

همسر و فرزندى به ما بده كه مايه خوش دلى ما در دنيا و آخرت باشند.

اى پيامبر ! تو تا بيست و پنج سالگى ازدواج نكردى. چنين زنى از من خواستى. من خانمى را به تو عنايت مى‏كنم كه قبل از تو ازدواج نكرده و نمى‏خواست بكند. من نيز او را كمك كردم كه با هيچ شوهرى رو به رو نشود. او را تا چهل سالگى نگه داشتم. خانمى با وقار، عاقل، بصير، پاك، شريف، باكرامت. من علاقه به ازدواج با تو و علاقه ازدواج تو را با او، به قلب شما انداختم كه تو در اين سنّ با زن چهل ساله ازدواج كنى.

اين خانم، خانمى بود كه در باطن، حال جدّت حضرت ابراهيم  عليه‏السلام را داشت ؛ چون روز بيست و هفتم رجب، وقتى از غار حرا برگشتى و در زدى، درب را باز كرد و ديد كه چهره‏ات عوض شده است، پرسيد، تو به او گفتى: من از جانب خدا مبعوث به رسالت شده‏ام، گفت: تا مرا با دين آشنا نكردى داخل نيا. در شهرى كه تو را براى اين دين سنگ باران مى‏كردند، او همراه تو بود. بعد به تو گفت: من مالك اين اموال نيستم، همه آنها فداى قدم تو. اين از آن همسرى كه مى‏خواستى.

فرزندان مورد درخواست اهل بيت  عليهم‏السلام

اما ذريّه‏اى كه مايه دلخوشى دنيا و آخرتت باشد، زمان به وجود آمدن اين ذرّيه‏اى كه از من خواستى، جبرئيل را مى‏فرستم:

« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ‏إِنَّـآ أَعْطَيْنَـكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ »[25]

حبيب من ! ذرّيه باعث خوش دلى دنيا و آخرت مى‏خواستى؟ فاطمه  عليهاالسلام را به تو عنايت مى‏كنم. او كيست؟ امام باقر  عليه‏السلام مى‏فرمايد: اگر از حضرت آدم  عليه‏السلام تا حضرت مسيح عليه‏السلام تك تك انبيا زنده بودند و به خواستگارى حضرت زهرا  عليهاالسلام مى‏آمدند، پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله به همه آنها مى‏فرمود: شما هم كفو او نيستيد.[26]

اينجا همسر و فرزند آشكار شد. نوبت دعا به حضرت على  عليه‏السلام رسيد:

« رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَ جِنَا وَذُرِّيَّـتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ »[27]

خدايا ! همسرى بده كه باعث خوشدلى دنيا و آخرت من شود. على جان ! از من همسر مى‏خواهى؟ هر كس از من هر چه بخواهد، عنايت مى‏كنم. اگر مرا نخواهد، هر چه خودش مى‏خواهد، جلوى او را نمى‏گيرم، برود و به آن برسد.

آمد در زد:

آشنا داند صداى آشنا

 آرى آرى جان فداى آشنا

صداى درب زدن على  عليه‏السلام را پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏شناسد. خودش آمد در را باز كرد. اميرالمؤمنين  عليه‏السلام آمد و در اتاق نشست، سر خود را پايين انداخت. پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله فرمود: على جان ! چرا حرف نمى‏زنى؟ اميرالمؤمنين  عليه‏السلام عرض كرد: يا رسول الله ! وقت ازدواج من است. تا گفت وقت ازدواج است، جبرئيل نازل شد، عرض كرد: اى حبيب خدا ! خدا مى‏گويد: خودم عقد فاطمه و على  عليهماالسلام را در آسمان خوانده‏ام، تو نيز روى زمين بخوان.[28]

فرزندان على  عليه‏السلام و اقتدا كنندگان به آنان

اما اولادى كه مايه دلخوشى دنيا و آخرت باشد. پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد، على  عليه‏السلام در خانه بود، همه جمع هستند، در سحر، دعاى على و فاطمه  عليهماالسلام مستجاب شد. خداوند حضرت مجتبى  عليه‏السلام را به اين خانواده عنايت كرد. على  عليه‏السلامگفته بود: « ذريّاتنا » سال بعد خدا ابى عبدالله  عليه‏السلام را به او عنايت كرد و سال بعد زينب كبرى  عليهاالسلامرا.

حساب شما در قيامت نيز « حساب يسير » است، يعنى روز قيامت كه مى‏شود، پيغمبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله، ائمه  عليهم‏السلام تا امام دوازدهم را جلو مى‏اندازد، بعد به اهل محشر رو مى‏كند، مى‏فرمايد:

« يَوْمَ نَدْعُواْ كُلَّ أُنَاسِ بِإِمَـمِهِمْ »[29]

منِ خدا مى‏گويم: يا رسول الله ! با همه آنهايى كه به شما اقتدا كردند، بياييد. تنها نياييد. تمام اقتدا كنندگان را بياور:

« ادْخُلُوهَا بِسَلَـمٍ ءَامِنِينَ »[30]

وقتى در بهشت مستقر مى‏شوند، به امام صادق  عليه‏السلام عرض مى‏كنند: يابن
رسول الله ! خوشمزه‏ترين، بالاترين، زيباترين، با لذت‏ترين نعمتى كه آنجا به ما مى‏دهند، چيست؟ مى‏فرمايد: تماشاى چهره جدم حسين  عليه‏السلام است.[31]

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

پی نوشت ها: 


[1] ـ نور 24 : 35؛ «خدا نور آسمان‏ها و زمين است.»

[2] ـ نور 24 : 35؛ «خدا هر كس را بخواهد به سوى نور خود هدايت مى‏كند.»

[3] ـ نور 24 : 36؛ «[ اين نور ] در خانه‏هايى است كه خدا اذن داده [ شأن و منزلت و قدر و عظمت آنها  ]رفعت يابند.»

[4] ـ نور 24 : 36؛ «و نامش در آنها ذكر شود، همواره در آن خانه‏ها صبح و شام او را تسبيح مى‏گويند.»

[5] ـ نور 24 : 37؛ «مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى‏دارد، [ و ] پيوسته از روزى كه دل‏ها و ديده‏ها در آن زير و رو مى‏شود، مى‏ترسند.»

[6] ـ انسان 76 : 10؛ «ما از پروردگارمان در روزى كه روز عبوس و بسيار هولناكى است مى‏ترسيم.»

[7] ـ معاني الأخبار: 400؛ بحار الأنوار: 16/363، باب 11، حديث 65؛ «عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ  عليه‏السلامعَنْ قَوْلِ اللَّهِ  عز و جل كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها قَالَ أَمَّا الشَّجَرَةُ فَرَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وَ فَرْعُهَا عَلِيٌّ  عليه‏السلام وَ غُصْنُ الشَّجَرَةِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله وَ ثَمَرُهَا أَوْلاَدُهَا  عليه‏السلام وَ وَرَقُهَا شِيعَتُنَا ثُمَّ قَالَ عليه‏السلام إِنَّ الْمُؤمِنَ مِنْ شِيعَتِنَا لَيَمُوتُ فَيَسْقُطُ مِنَ الشَّجَرَةِ وَرَقَةٌ وَ إِنَّ الْمَوْلُودَ مِنْ شِيعَتِنَا لَيُولَدُ فَتُورِقُ الشَّجَرَةُ وَرَقَةً.»

و نيز آمده: بحار الأنوار: 16/364، باب 11، حديث 66؛ «عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى  عليه‏السلام عَنْ آبَائِهِ  عليه‏السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله أَنَا سَيِّدُ مَنْ خَلَقَ اللَّهُ وَ أَنَا خَيْرٌ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ جَمِيعِ الْمَلاَئِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ الْمُرْسَلِينَ وَ أَنَا صَاحِبُ الشَّفَاعَةِ وَ الْحَوْضِ الشَّرِيفِ وَ أَنَا وَ عَلِيٌّ أَبَوْا هَذِهِ الْأُمَّةِ مَنْ عَرَفَنَا فَقَدْ عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ أَنْكَرَنَا فَقَدْ أَنْكَرَ اللَّهَ  عز و جل وَ مِنْ عَلِيٍّ سِبْطَا أُمَّتِي وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ أَئِمَّةٌ تِسْعَةٌ طَاعَتُهُمْ طَاعَتِي وَ مَعْصِيَتُهُمْ مَعْصِيَتِي تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُمْ وَ مَهْدِيُّهُمْ.»

[8] ـ نور 24 : 35؛ «خدا هر كس را بخواهد به سوى نور خود هدايت مى‏كند.»

[9] ـ الكافى: 1/286، حديث 1؛ «إِنَّما يُرِيدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً فَكَانَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ فَاطِمَةُ  عليه‏السلام فَأَدْخَلَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله تَحْتَ الْكِسَاءِ فِي بَيْتِ أُمِّ سَلَمَةَ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّ لِكُلِّ نَبِيٍّ أَهْلاً وَ ثَقَلاً وَ هَؤلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ ثَقَلِي فَقَالَتْ أُمُّ سَلَمَةَ أَ لَسْتُ مِنْ أَهْلِكَ فَقَالَ إِنَّكِ إِلَى خَيْرٍ وَ لَكِنَّ هَؤلاَءِ أَهْلِي وَ ثِقْلِي.»

و در كتب اهل سنت آمده: الدر المنثور في تفسير المأثو: ر5/198، ذيل آيؤ 33 احزاب؛ «أخرج ابن جرير و ابن أبى حاتم و الطبراني عن أبى سعيد الخدري رضى الله عنه قال قال رسول اللَّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله لى الله عليه و سلم نزلت هذه الآية في خمسة في و في علي و فاطمة و حسن و حسين « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا ».»

هم چنين آمده: «أخرج ابن مردويه و الخطيب عن أبى سعيد الخدري رضى الله عنه قال كان يوم أم سلمة أم المؤنين رضى الله عنها فنزل جبريل  عليه‏السلام على رسول اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهبهذه الآية «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » قال فدعا رسول اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله بحسن و حسين و فاطمة و علي فضمهم اليه و نشر عليهم الثوب و الحجاب على أم سلمة مضروب ثم قال اللهم هؤاء أهل بيتي اللهم اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا قالت أم سلمة رضى الله عنها فانا معهم يا نبى الله قال أنت على مكانك و انك على خير.»

[10] ـ احزاب 33 : 33؛ «جز اين نيست كه همواره خدا مى‏خواهد هرگونه پليدى را از شما اهل بيت [ كه به روايت شيعه و سنى محمّد، على، فاطمه، حسن و حسين عليهم‏السلام‏اند ] برطرف نمايد، و شما را چنان كه شايسته است [ از همه گناهان و معاصى ] پاك و پاكيزه گرداند.»

[11] ـ آل عمران 3 : 191؛ «آنان كه همواره خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو آرميده ياد مى‏كنند، و پيوسته در آفرينش آسمان‏ها و زمين مى‏انديشند.»

[12] ـ نور 24 : 37؛ «مردانى كه تجارت و داد و ستد آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و پرداخت زكات باز نمى‏دارد.»

[13] ـ نور 24 : 37؛ «[ و ] پيوسته از روزى كه دل‏ها و ديده‏ها در آن زير و رو مى‏شود، مى‏ترسند.»

[14] ـ نور 24 : 38؛ «[ اين‏گونه عمل مى‏كنند ] تا خدا آنان را بر [ پايه ] نيكوترين عملى كه انجام داده‏اند پاداش دهد.»

[15] ـ نجم 53 : 3؛ «و از روى هوا و هوس سخن نمى‏گويد.»

[16] ـ إقبال الأعمال: 467؛ كشف اليقين: 83؛ «لضربة علي يوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين.»

و هم چنين آمده: إقبال الأعمال: 467؛ «قال النَّبِيِّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله لما برز مولانا علي إليه برز الإسلام كله إلى الكفر كله.»

و نيز آمده: إقبال الأعمال: 467؛ «قد روينا في الطرائف عن المخالف أن النَّبِيِّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قال لضربة علي لعمرو بن عبد ود أفضل من عمل أمتي إلى يوم القيامة.»

و در جاى ديگر از رسول گرامى اسلام  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله نقل شده: كشف الغمة: 1/162؛ بحار الأنوار: 40/330، باب 98، حديث 13؛ «عَمَّارَ بْنَ يَاسِرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهيَقُولُ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى زَيَّنَكَ بِزِينَةٍ لَمْ يُزَيِّنِ الْعِبَادَ بِزِينَةٍ هِيَ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْهَا زُهْدُكَ فِيهَا وَ بُغْضُهَا إِلَيْكَ وَ حَبَّبَ إِلَيْكَ الْفُقَرَاءَ فَرَضِيتَ بِهِمْ أَتْبَاعاً وَ رَضُوا بِكَ إِمَاماً يَا عَلِيُّ طُوبَى لِمَنْ أَحَبَّكَ وَ صَدَّقَ عَلَيْكَ وَ الْوَيْلُ لِمَنْ أَبْغَضَكَ وَ كَذَّبَ عَلَيْكَ أَمَّا مَنْ أَحَبَّكَ وَ صَدَّقَ عَلَيْكَ فَإِخْوَانُكَ فِي دِينِكَ وَ شُرَكَاؤكَ فِي جَنَّتِكَ وَ أَمَّا مَنْ أَبْغَضَكَ وَ كَذَّبَ عَلَيْكَ فَحَقِيقٌ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنْ يُقِيمَهُ مَقَامَ الْكَذَّابِينَ.»

[17] ـ نور 24 : 38؛ «[ اين‏گونه عمل مى‏كنند ] تا خدا آنان را بر [ پايه ] نيكوترين عملى كه انجام داده‏اند پاداش دهد.»

[18] ـ ملك 67 : 2؛ «مرگ و زندگى را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامتان نيكوكارتريد.»

[19] ـ نساء (4) : 173؛ «و از فضل و احسانش بر آنان مى‏افزايد.»

[20] ـ آل عمران 3 : 37؛ «يقيناً خدا هر كس را بخواهد، رزق بى‏حساب مى‏دهد.»

[21] ـ فرقان 25 : 73؛ «و آنان كه وقتى به آيات پروردگارشان پندشان دهند، در برابر آن با حالت كرى و كورى نمى‏افتند، [ بلكه با گوش شنوا و چشم بصيرت به آن دل مى‏دهند.  ].»

[22] ـ فرقان 25 : 74؛ «و آنان كه مى‏گويند: پروردگارا ! ما را از سوى همسران و فرزندانمان خوشدلى و خوشحالى بخش، و ما را پيشواى پرهيزكاران قرار ده.»

[23] ـ شورى 42 : 20؛ «كسى كه زراعت دنيا را بخواهد، اندكى از آن را به او مى‏دهيم.»

[24] ـ فرقان 25 : 74؛ «پروردگارا ! ما را از سوى همسران و فرزندانمان خوشدلى و خوشحالى بخش.»

[25] ـ كوثر 108 : 1 ـ 3؛ «به نام خدا كه رحمتش بى‏اندازه است و مهربانى‏اش هميشگى * بى‏ترديد ما به تو خير فراوان [ كه بركت در نسل است و از فاطمه ريشه مى‏گيرد ] عطا كرديم. * پس [ به شكرانه آن  ]براى پروردگارت نماز بخوان و شتر قربانى كن. * يقيناً دشمن [ كه به  ]تو [ زخم زبان مى‏زند ] خود بدون تبار و نسل [ و بريده از همه خيرات و بركات ] است.»

[26] ـ بحار الأنوار: 43/57 - 58، باب 3، حديث 50؛ «عَنِ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ  عليه‏السلام عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله صَلاَةَ الْعَصْرِ فَلَمَّا انْفَتَلَ جَلَسَ فِي قِبْلَتِهِ وَ النَّاسُ حَوْلَهُ فَبَيْنَا هُم..فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَعْطَى فَاطِمَةَ فِي الدُّنْيَا ذَلِكَ أَنَا أَبُوهَا وَ مَا أَحَدٌ مِنَ الْعَالَمِينَ مِثْلِي وَ عَلِيٌّ بَعْلُهَا وَ لَوْ لاَ عَلِيٌّ مَا كَانَ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ أَبَداً وَ أَعْطَاهَا الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ مَا لِلْعَالَمِينَ مِثْلُهُمَا سَيِّدَا شَبَابِ أَسْبَاطِ الْأَنْبِيَاءِ وَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ . . . .»

و نيز آمده: بحار الأنوار: 43/100، باب 5، حديث 11؛ تفسير القمي: 337/2، ذيل آيه 30 سوره واقعه؛ «يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ أَعْطَانِي فِي عَلِيٍّ سَبْعَ خِصَالٍ هُوَ أَوَّلُ مَنْ يَنْشَقُّ عَنْهُ الْقَبْرُ مَعِي وَ هُوَ أَوَّلُ مَنْ يَقِفُ مَعِي عَلَى الصِّرَاطِ فَيَقُولُ لِلنَّارِ خُذِي ذَا وَ ذَرِي ذَا وَ أَوَّلُ مَنْ يُكْسَى إِذَا كُسِيتُ وَ أَوَّلُ مَنْ يَقِفُ مَعِي عَلَى يَمِينِ الْعَرْشِ وَ أَوَّلُ مَنْ يُقْرِعُ مَعِي بَابَ الْجَنَّةِ وَ أَوَّلُ مَنْ يَسْكُنُ مَعِي عِلِّيِّينَ وَ أَوَّلُ مَنْ يَشْرَبُ مَعِي مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ يَا فَاطِمَةُ هَذَا مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ عَلِيّاً فِي الآْخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُ فِي الْجَنَّةِ إِذَا كَانَ فِي الدُّنْيَا لاَ مَالَ لَهُ فَأَمَّا مَا قُلْتَ إِنَّهُ بَطِينٌ فَإِنَّهُ مَمْلُوءٌ مِنْ عِلْمٍ خَصَّهُ اللَّهُ بِهِ وَ أَكْرَمَهُ مِنْ بَيْنِ أُمَّتِيوَ أَمَّا مَا قُلْتَ إِنَّهُ أَنْزَعُ عَظِيمُ الْعَيْنَيْنِ فَإِنَّ اللَّهَ خَلَقَهُ بِصِفَةِ آدَمَ  عليه‏السلام وَ أَمَّا طُولُ يَدَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ  عز و جلطَوَّلَهَا لِيَقْتُلَ بِهَا أَعْدَاءَهُ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِهِ وَ بِهِ يُظْهِرُ اللَّهُ الدِّينَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ بِهِ يَفْتَحُ اللَّهُ الْفُتُوحَ وَ يُقَاتِلُ الْمُشْرِكِينَ عَلَى تَنْزِيلِ الْقُرْآنِ وَ الْمُنَافِقِينَ مِنْ أَهْلِ الْبَغْيِ وَ النَّكْثِ وَ الْفُسُوقِ عَلَى تَأْوِيلِهِ وَ يُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ يُزَيِّنُ بِهِمَا عَرْشَهُ يَا فَاطِمَةُ مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً إِلاَّ جَعَلَ لَهُ ذُرِّيَّةً مِنْ صُلْبِهِ وَ جَعَلَ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِ عَلِيٍّ وَ لَوْ لاَ عَلِيٌّ مَا كَانَتْ لِي ذُرِّيَّةٌ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَخْتَارُ عَلَيْهِ أَحَداً مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ فَزَوَّجَهَا رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهفَقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ عِنْدَ ذَلِكَ وَ اللَّهِ مَا كَانَ لِفَاطِمَةَ كُفْوٌ غَيْرُ عَلِيٍّ  عليه‏السلام.»

[27] ـ فرقان 25 : 74؛ «پروردگارا ! ما را از سوى همسران و فرزندانمان خوشدلى و خوشحالى بخش.»

[28] ـ بحار الأنوار: 43/128، باب 5، ذيل حديث 32؛ كشف الغمة: 1/357؛ «. . . قَالَ جَبْرَئِيلُ ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيَّ أَنِ اعْقِدْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ فَإِنِّي قَدْ زَوَّجْتُ أَمَتِي فَاطِمَةَ بِنْتَ حَبِيبِي مُحَمَّدٍ عَبْدِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَعَقَدْتُ عُقْدَةَ النِّكَاحِ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى ذَلِكَ الْمَلاَئِكَةَ أَجْمَعِينَ وَ كُتِبَ شَهَادَتُهُمْ فِي هَذِهِ الْحَرِيرَةِ وَ قَدْ أَمَرَنِي رَبِّي  عز و جل أَنْ أَعْرِضَهَا عَلَيْكَ وَ أَنْ أَخْتِمَهَا بِخَاتَمِ مِسْكٍ وَ أَنْ أَدْفَعَهَا إِلَى رِضْوَانَ وَ إِنَّ اللَّهَ  عز و جل لَمَّا أَشْهَدَ الْمَلاَئِكَةَ عَلَى تَزْوِيجِ عَلِيٍّ مِنْ فَاطِمَةَ أَمَرَ شَجَرَةَ طُوبَى أَنْ تَنْثُرَ حَمْلَهَا مِنَ الْحُلِيِّ وَ الْحُلَلِ فَنَثَرَتْ مَا فِيهَا فَالْتَقَطَتْهُ الْمَلاَئِكَةُ وَ الْحُورُ الْعِينُ وَ إِنَّ الْحُورَ الْعِينَ لَيَتَهَادَيْنَهُ وَ يَفْخَرْنَ بِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ . . . .»

[29] ـ اسراء 17 : 71؛ «[ ياد كن ] روزى را كه هر گروهى از مردم را با پيشوايشان مى‏خوانيم.»

[30] ـ حجر 15 : 46؛ «با سلامت و امنيت وارد آنجا شويد.»

[31] ـ اصل روايت پيدا نشد ولى شبيه آن آمده: المناقب: 4/73، بحار الأنوار: 43/298، باب 12، حديث 60؛ «عَنْ جَابِرٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى سَيِّدِ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ.»

هم چنين آمده :المناقب: 4/73، بحار الأنوار: 43/298، باب 12، حديث 59؛ «الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ  عليهم‏السلامقَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى أَحَبِّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى الْحُسَيْنِ رَوَاهُ الطَّبَرِيَّانِ فِي الْوَلاَيَةِ وَ الْمَنَاقِبِ وَ السَّمْعَانِيُّ فِي الْفَضَائِلِ بِأَسَانِيدِهِمْ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَجَاءٍ

وَ عَمْرُو بْنُ شُعَيْبٍ أَنَّهُ مَرَّ الْحُسَيْنُ  عليه‏السلام عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرِو بْنِ الْعَاصِ فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى أَحَبِّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ فَلْيَنْظُرْ إِلَى هَذَا الْمُجْتَازِ فَمَا كَلَّمْتُهُ مُنْذُ لَيَالِي صِفِّينَ فَأَتَى بِهِ أَبُو سَعِيدٍ الْخُدْرِيُّ إِلَى الْحُسَيْنِ  عليه‏السلام فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ أَ تَعْلَمُ أَنِّي أَحَبُّ أَهْلِ الْأَرْضِ إِلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ تُقَاتِلُنِي وَ أَبِي يَوْمَ صِفِّينَ وَ اللَّهِ إِنَّ أَبِي لَخَيْرٌ مِنِّي فَاسْتَعْذَرَ وَ قَالَ إِنَّ النَّبِيَّ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قَالَ لِي أَطِعْ أَبَاكَ فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ  عليه‏السلام أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ تَعَالَى وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما.»

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه