شيطان، دشمن قسم خورده انسان
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هشتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
او پس از آن كه از اطاعت حق نسبت به سجده آدم سرپيچى كرد، و مورد غضب و لعنت و رجم حضرت ربّ قرار گفت در پيشگاه خداوند از باب لجبازى با خدا و حسادت نسبت به آدم و فرزندانش قسم ياد كرد كه تا روز قيامت به گمراه كردن انسانها به جز مخلصين از عباد خدا اقدام كند.
خداوند در آيات سوره اعراف و حجر و اسرا و ص «1» از قسم خوردن شيطان براى گمراه كردن فرزندان آدم ياد مىكند: در اين زمينه به آيه شريفه سوره اعراف كه از آيات ديگر مفصلتر، است توجه كنيد:
قالَ فَبِما اغْوَيْتَنى لَا قْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ* ثُمَّ لآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ ايْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ ايْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لاتَجِدُ اكْثَرَهُمْ شاكِرينَ» «2»
گفت: به سبب اين كه مرا به بيراهه و گمراهى انداختى، يقيناً بر سر راه راست تو [كه رهروانش را به سعادت ابدى مىرساند] در كمين آنان خواهم نشست.* سپس از پيش رو و پشت سر و از طرف راست و از جانب چپشان بر آنان مىتازم و [تا جايى آنان را دچار وسوسه و اغواگرى مىكنم كه] بيشترشان را سپاسگزار نخواهى يافت.
او در ابتداى كلامش با كمال وقاحت و بى شرمى، گمراهى خود را به حضرت حق كه رحمت بىنهايت است نسبت داد و در اين زمينه مرتكب جنايت شد.
حضرت باقر عليه السلام در ذيل اين آيه مىفرمايد:
ثُمَّ لَآتِينَّهُمْ مِنْ بَيْنِ ايْدِيهِمْ
مَعْناهُ: اهَوِّنُ عَلَيْهِمْ امْرَ الْآخِرَةِ،
وَ مِنْ خَلْفِهِمْ
آمُرُهُمْ بِجَمْعِ الْامْوالِ وَ الْبُخْلِ بِها عَنِ الْحُقوقِ لِتَبْقى لِوَرَثَتِهِمْ،
وَ عَنْ ايْمانِهمْ
افْسِدُ عَلَيْهِمْ امْرَ دينِهِمْ بِتَزيينِ الضَّلالَةِ وَ تَحْسينِ الشُّبْهَةِ،
وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ
بِتَحْبيبِ اللَّذّاتِ الَيْهِمْ وَ تَغْلِيبِ الشَّهَواتِ عَلى قُلُوبِهِمْ. «3»
منظور از آمدن شيطان به سراغ انسان از پيش رو ساده جلوه دادن آخرت در نظر آدمى است، تا جائى كه براى آبادى عالم آخرت كارى انجام ندهد.
و منظور از پشت سر اين است كه آنان را به جمع آورى مال و ثروت و بخل ورزى از پرداخت حقوق واجب و باقى گذاردن درهم و دينار براى ورثه سوق مىدهم.
و مقصود از طرف راست، ضايع كردن امور معنوى است به وسيله ايجاد شك و ترديد و شبهات، و آرايش دادن امور ضلالت و گمراهى در نظر اولاد آدم است. و طرف چپ جلوه دادن لذّات مادى و شهوات در برابر انسان است.
با اين چهار برنامه وضع انسان به گونهاى شود كه تمام نعمتهاى الهى به دست او، در مسير غلط قرار گيرد، و از دايره شكر كه عالىترين خصلت است خارج گردد.
الهى! راه دور، ايمان ضعيف، دشمن بسيار، عمل اندك، اخلاق فاسد، قلب رنجور، سينه تنگ، دست خالى است.
الهى! اگر لطف و عنايت و كرم و رحمتت دست ما را نگيرد، به چاه هلاكت درافتيم.
الهى! با قدرتت دشمن را از ما بران، دست ما را به دامن رضا و خشنودى خود رسان.
|
الهى ده اثر بر اشك و آهم |
تو باش اندر همه حالى پناهم |
|
|
مهيا ساز اسباب نجاتم |
ده از مهر على بر كف براتم |
|
|
مبر دستم از اين شاخ ولايت |
به توحيدم ده آن سان استقامت |
|
|
كه اصل و فرع و نخل و برگ و بارم |
يك آيد در نظر از صد هزارم |
|
|
مرا در بندگى ثابت قدم كن |
كريما از كرم بر ما كرم كن |
|
در هر صورت مواظب باشيم ابليس و جنود او بر ما ولايت و حكومت پيدا نكنند كه قبول اين ولايت مساوى با خسران و زيان و ضرر جبرانناپذير است.
وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيّاً مِنْ دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبيناً» «4»
و هر كس شيطان را به جاى خدا سرپرست ويار خود گيرد، مسلماً به زيان آشكارى دچار شده است.
شيطان در كلام امام صادق عليه السلام
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
يَقُولُ ابْلِيسُ لِجُنُودِهِ: الْقُوا بَيْنَهُمُ الْحَسَدَ وَ الْبَغْىَ فَانَّهُما يَعْدِلانِ عِنْدَ اللّهِ الشِّرْكَ. «5»
ابليس به لشگرش مىگويد مردم را دچار حسد و تجاوز كنيد كه بار سنگين اين دو گناه در نزد خداوند مساوى شرك است.
و نيز از حضرت صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود:
قالَ ابْليسُ: خَمْسَةٌ لِيْسَ لى فيهِنَّ حيلَةٌ وَ سائِرُ النّاسِ فِى قَبْضَتى: مَنِ اعْتَصَمَ بِاللّهِ عَنْ نِيَّةٍ صادِقَةٍ وَ اتَّكَلَ عَلَيْهِ فِى جَميعِ امُورِهِ، وَمَنْ كَثُرَ تَسْبيحُهُ فِى لَيْلِهِ وَ نَهارِهِ، وَ مَنْ رَضِىَ لِاخيِه الْمُؤْمِنِ ما يَرْضاهُ لِنَفْسِهِ، وَ مَنْ لَمْ يَجْزَعْ عَلَى الْمُصيبَةِ حَتّى تُصيبَهُ، وَ مَنْ رَضِىَ بِما قَسَمَ اللّهُ لَهُ وَ لَمْ يَهْتَمَّ لِرِزْقِهِ. «6»
شيطان گويد: پنج كس اند كه در آنها برايم چاره نيست؛ زيرا آن پنج چيز حصن محكم الهى است كه هر كس در آن است به او دسترسى ندارم، و ديگر مردم در سايه ولايت و حكومت منند.
كسى كه با نيتى راستين به خدا متوسل شود و در تمام امورش به جناب او تكيه كند، كسى كه تسبيحش در شب و روز فراوان باشد، و آن كه آنچه براى خود رضايت مىدهد براى برادر مؤمنش رضايت دهد، و هر كه در مصيبت جزع نكند، و آن كه به داده خدا در روزى خشنود باشد، و براى به دست آوردن آن خودكشى نكند.
حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
بَيْنَما مُوسَى بْنُ عِمْرانَ جالِسٌ اذْ اقْبَلَ ابْليسُ، قالَ لَهُ مُوسى عليه السلام:
فَاخْبِرنى بِالذَّنْبِ الَّذى اذا اذْنَبَهُ ابْنُ آدَمَ استَحْوَذْتَ عَلَيْهِ، فَقال: اذا اعْجَبَتْهُ نَفْسُهُ، وَ اسْتَكْثَرَ عَمَلَهُ، وَ صَغُرَ فى عَيْنِهِ ذَنْبُهُ. «7»
موسى نشسته بود، ابليس نزد او آمد، موسى به او فرمود: مرا آگاه كن از گناهى كه وقتى انسان مرتكب مىشود به او چيره مىگردى، پاسخ داد: وقتى دچار خود بزرگ بينى شود، و عمل نيكش را زياد ببيند، و گناه در نظرش كوچك آيد.
آثار ولايت شيطان آن قدر زياد است كه شمردن و توضيحش كتاب مستقلى مىطلبد، به همين خاطر در هر فصلى به گوشهاى ناچيز از جنايات او اشاره مىكنم، تا عبرتى براى جامعه جهانى باشد.
شيطان در دادگاه الهى با پيروانش
كسانى كه تصوّر مىكنند در قيامت تمام گناهان خود را به گردن شيطان مىاندازند، و خود را در پيشگاه حق معذور نشان مىدهند، و خداوند هم عذر آنان را مىپذيرد، تصوّر باطل و بى جائى دارند، چرا كه براى شيطان در برابر اراده و اختيار انسان تسلّطى نيست، انسان با كمال قدرت مىتواند با شيطان مخالفت كند و نسبت به او كفر بورزد، و او در دادگاه عدل الهى همين معنا را به رخ گناهكاران و عاصيان مىكشد و عذر آنان را در پيشگاه حق، عذرى باطل و پوچ مىنماياند.
وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمّا قُضِىَ الْأَمْرُ انَّ اللّهَ وَعَدَ كُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَاخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لى عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ الّا انْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِى فَلا تَلُومُونِى وَ لُومُوا انْفُسَكُمْ ما انَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أنْتُمْ بِمُصْرِخِىَّ انّى كَفَرْتُ بِما اشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ انَّ الظّالِمينَ لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ» «8»
و شيطان [در قيامت] هنگامى كه كار [محاسبه بندگان] پايان يافته [به پيروانش] مىگويد: يقيناً خدا [نسبت به برپايى قيامت، حساب بندگان، پاداش و عذاب] به شما وعده حق داد، و من به شما وعده دادم [كه آنچه خدا وعده داده، دروغ است، ولى مىبينيد كه وعده خدا تحقّق يافت] و [من] در وعدهام نسبت به شما وفا نكردم، مرا بر شما هيچ غلبه و تسلّطى نبود، فقط شما را دعوت كردم [به دعوتى دروغ و بىپايه] و شما هم [بدون انديشه و دقت دعوتم را] پذيرفتيد، پس سرزنشم نكنيد، بلكه خود را سرزنش كنيد، نه من فريادرس شمايم، و نه شما فريادرس من، بىترديد من نسبت به شركورزى شما كه در دنيا درباره من داشتيد [كه اطاعت از من را همچون اطاعت خدا قرار داديد] بيزار و منكرم؛ يقيناً براى ستمكاران عذابى دردناك است.
شيطان دردادگاه الهى به اين ترتيب پاسخ دندان شكنى به همه كسانى كه گناهان خويش را به گردن او مىاندازند و او را عامل انحرافات خود مىشمرند و به او لعنت مىفرستند مىدهد، و اين طرز منطق عوامانه را كه گروهى از گنهكاران براى تبرئه خويش دارند، مىكوبد.
از آيه شريفه استفاده مىشود براى شيطان نسبت به اراده و اختيار انسان تسلّطى نيست، در هنگامى كه گرفتار دعوت شيطان شديد با پناه بردن به خدا و ياد قيامت، و قرار گرفتن در عبادت و عمل صالح و كار خير، با او مقابله كنيد كه در اين جنگ و جهاد اكبر، حضرت حق پشتيبان شماست، و پيروزى شما بر اين دشمن نابكار حتمى است.
عَنِ النَّبِىِّ صلى الله عليه و آله قالَ لِاصْحابِهِ: الا اخْبِرُكُمْ بِشَىْءٍ انْ انْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ تَباعَدَ الشّيْطانُ عَنْكُمْ كَما تَباعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ المَغْرِبِ؟ قالُوا: بَلى. قالَ: الصَّوْمُ يُسَوِّدُ وَجْهَهُ، وَ الصَّدَقَةُ تَكْسِرُ ظَهْرَهُ، وَ الْحُبُّ فِى اللّهِ وَ الْمُوازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ يَقْطَعانِ دابِرَه، وَاْلِاسْتِغْفارُ يَقْطَعُ وَتينَهُ. «9»
رسول خدا صلى الله عليه و آله به يارانش فرمود: شما را خبر ندهم به چيزى كه اگر انجام دهيد شيطان ازشما فاصله مىگيرد، چون فاصله مشرق از مغرب؟ گفتند: چرا فرمود: روزه رويش را سياه مىكند، صدقه پشتش را مىشكند، دوستى براى خدا و همدستى با عمل صالح ريشهاش را قطع مىنمايد، و استغفار از گناه رگش را مىزند.
اجراى برنامههاى الهى، و عمل به دستورهاى انبيا، و پيروى از آل محمّد صلوات اللَّه عليهم، و حركت در صراط مستقيم، باعث شكست قطعى شيطان، در زمان حمله و هجوم به انسان است.
و افتادن در شهوات و لذات حرام، و بىپروايى در گناه عامل پيروزى اين دشمن خطرناك بر انسان است.
حضرت صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه زير مىفرمايد:
وَشارِكْهُمْ فِى الْامْوالِ وَالْاوْلادِ وَ عِدْهُمْ» «10»
و با آنان [از راه سوق دادنشان به حرام] در اموال و [از طريق وسوسه كردنشان به زنا] در اولاد شريك شو، و به آنان وعده [دروغ] بده [كه از قيامت، حسابرسى، بهشت و دوزخ خبرى نيست].
مَنْ لَمْ يُبالِ ما قالَ وَ ما قيلَ فيهِ فَهُوَ شِرْكُ شَيْطانٍ، وَ مَنْ لَمْ يُبالِ انْ يَراهُ النّاسُ مُسيئاً فَهُوَ شِرْكُ شَيْطانٍ، وَ مَنِ اغْتابَ اخاهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ غَيْرِ تِرَةٍ بَيْنَهُما فَهُوَ شِرْكُ شَيْطانٍ، وَ مَنْ شُغِفَ بِمَحَبَّةِ الْحَرامِ وَ شَهْوَةِ الزِّنا فَهُوَ شِرْكُ شَيطانٍ. «11»
كسى كه باك ندارد چه مىگويد و دربارهاش چه مىگويند، شريك شيطان است. كسى كه باك ندارد، مردم او را بدكار ببينند، شريك شيطان است و كسى كه بدون عذر شرعى و خصومت فقهى و جدائى مجاز، از برادر مؤمنش غيبت كند، و آن كه دل به محبت حرام و لذت زنا داده، شريك شيطان است.
ميل به خوبىها، و شوق عبادت و ذوق اطاعت، و آراستگى به حسنات باعث جلب رحمت حق و كمك حضرت ربّ العزّه به انسان، و شوق به حرام و ذوق به معصيت، و آلودگى به رذايل، علّت سلطه شيطان و شريك شدن او در زندگى انسان است.
ما مىتوانيم با روى آوردن به خدا از طريق ايمان و اخلاق و عمل صالح او را كه دشمنى آشكار است از خود برانيم و از شرّش در دنيا و آخرت راحت شويم.
|
صفت هايى كه در انسان ضرور است |
بدين سان در بروز و در ظهور است |
|
|
حميّت، برّو تجريد و توكّل |
ورع، استار سر عفو و تحمّل |
|
|
وقار و كسر نفس و حلم و شفقت |
سخا و عدل باصمت است و همت |
|
|
مروت، شكر و حزم و حسن گفتار |
سياست با مكافاتست هشدار |
|
|
ادب، انصاف و اخلاص و امانت |
رضا صدق و فنا صبر و صداقت |
|
|
سهولت آدميت مهر و تقوا |
ثبات و جدّ و جهد است و تولّا |
|
|
تواضع، علم و حكمت با شهامت |
صله ارحام آنگه دان قناعت |
|
|
علو همتت گر رهبر آيد |
عبادت با كرامت همسر آيد |
|
|
نباشد گر بدين اوصاف همسر |
نه انسان بل زحيوانست كمتر |
|
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- اعراف (7): 16- 17؛ حجر (15): 39؛ اسرا (17): 62؛ ص (38): 82.
(2)- اعراف (7): 16- 17.
(3)- مجمع البيان فى تفسير القرآن: 4/ 228، ذيل آيه 17 سوره اعراف؛ بحار الأنوار: 60/ 152، باب 3.
(4)- نساء (4): 119.
(5)- بحار الأنوار: 72/ 278، باب 70، حديث 17؛ وسائل الشيعة: 16/ 38، باب 74، حديث 20914.
(6)- بحار الأنوار: 66/ 378، باب 38، حديث 32؛ الخصال: 1/ 285، حديث 37.
(7)- بحار الأنوار: 69/ 317، باب 117، حديث 28؛ مستدرك الوسائل: 1/ 137، باب 21، حديث 197.
(8)- ابراهيم (14): 22.
(9)- بحار الأنوار: 66/ 380، باب 38، حديث 39؛ تهذيب الاحكام: 4/ 191، باب 46، حديث 6.
(10)- اسراء (17): 64.
(11)- تفسير نور الثقلين: 3/ 183، ذيل آيه 17 سوره اسراء؛ بحار الأنوار: 70/ 356، باب 137، حديث 66؛ الخصال: 1/ 216، حديث 40.
English