لطفا منتظر باشید

آثار هوا و باد

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هشتم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

آنچه كه ثابت شده در ميان كره‏هاى جهان بزرگ، كره زمين داراى هواى ثابت مى‏باشد، ضخامت هواى دور كره زمين را از صد كيلومتر تا هشتصد كيلومتر تخمين زده‏اند.

هوا جسمى است لطيف، شفاف و ناپيدا و داراى پنج هزار و نهصد ميليارد تن وزن مى‏باشد.

هوا پر ارزش‏ترين موجود براى حيات انسان است. انسان و سلسله جانوران و سلسله گياهان، براى زندگى نياز به تنفس دارد، و تنفس بى وجود هوا ممكن نيست، پس اگر هوا نبود زنده‏اى نبود، اگر هوا نبود روشنائى ماه، روشنائى‏هاى ديگر نبودند و حس باصره از كار مى‏افتاد، تنها نقاطى كه برابر تابنده قرار مى‏گرفت و مى‏توانست نور را منعكس سازد روشن بود.

اگر هوا نبود صدايى و بانگى نبود، چون هوا وسيله نقل موج‏هاى صوتى است، در نتيجه حسّ سامعه از كار مى‏افتاد.

اگر هوا نبود خاك نبود، پس كشت و كار و زراعتى نبود، چرا؟ اكسيژن كه جزئى از هواست، در سنگ و آجر و فلز اثر مى‏گذارد، سطح مواد ارضى در اثر تركيب با اكسيژن نرم شده و مى‏شود و از آن خاك نرم به وجود آمده و مى‏آيد، خاك را كه هواى آرام درست كرده، باد به اطراف برده و مى‏برد، و بر روى زمين گسترانيده و مى‏گستراند.

آرى، اگر هوا نبود خوراكى يافت نمى‏شد، و حسّ ذائقه از كار مى‏افتاد! اگر هوا نبود آتش نبود، چون آتش در اثر اكسيژن هوا مى‏باشد، وقتى بخواهند چاه نفت فروزانى را خاموش كنند، توليد خلأ مى‏كنند. يعنى هوا را نابود مى‏سازند، اگر آتش نبود زندگى بشر با نبودن آتش چگونه مى‏شد؟! آيا آسايشى در جهان بود؟

اگر هوا نبود بويى در جهان نبود؛ زيرا بو عبارت است از پخش ذرّات بودار در هوا، پس در اثر نبودن هوا شامه از كار مى‏افتاد.

اگر هوا نبود رگ‏هاى بدن ما پاره مى‏شد و خون بيرون مى‏ريخت، ديگر حياتى باقى نمى‏ماند، هوا فشار مخصوصى به بدن وارد مى‏سازد، يعنى در هر سانتى متر مربع در حدود يك كيلوگرم، اين فشار از پاره شدن رگ‏ها جلوگيرى مى‏كند، در نقاط بالا كه فشار هوا كم است با وسايل مصنوعى فشار هوا را زياد مى‏كنند.

اگر هوا نبود كره زمين هر روز به وسيله بيست ميليون سنگ‏هاى آسمانى بمباران مى‏شد، سنگ هائى كه در حدود پنجاه كيلومتر در ثانيه سرعت دارد، آيا در اين صورت جاندارى در روى زمين زنده مى‏ماند؟

هوا اين سنگ‏ها را در خود حل مى‏كند تا به زمين نرسند، اگر هوا نبود گرماى سوزان روزها، و سرماى سخت شب‏ها زنده‏اى باقى نمى‏گذارد، و سودهاى ديگر و بسيار كه در هواست!!

آيا گران قيمت‏ترين چيز را در حيات جانداران، اين گونه رايگان تحت اختيار آن گذاردن، نشانه قدرت نامتناهى و رحمت نامتناهى و حكمت نامتناهى سازنده جهان نمى‏باشد؟

هوائى كه كره زمين را احاطه كرده است، موجودى است متحرك، و بيشتر  قت‏ها در جريان است و از اين سو به آن سوى مى‏رود.

شگفتى اين جاست كه چنين موجودى كه بيشتر عمرش در حركت مى‏باشد، و از اين جا به آن جا مى‏رود، چرا از زمين سفر نمى‏كند، لااقل برود و برگردد!

چه كسى آن را به زمين دوخته است. چه قلعه‏اى به گرد آن كشيده‏اند كه در فضا پخش نمى‏شود، كى اين قلعه را كشيده است و قلعه را از چه ساخته است؟ و بنيادش را روى چه قرار داده است.

با چه نيروئى اين هواى متحرك را به تمام نقاط زمين دوخته‏اند؟ و يا به آن چسبانيده‏اند؟ آيا ماده مى‏تواند هواى متحرك را در حال حركت ثابت قرار دهد؟

ولى قدرت نامتناهى و علم نامتناهى و حكمت نامتناهى او، هواى متحرك را بر زمين ثابت قرار داده است. «1»

 

معجزه علمى درباره هوا و باد

حضرت صادق عليه السلام در رابطه با مسئله هوا و باد در گفتگوئى با مفضّل بن عمر كوفى مى‏فرمايد:

اى مفضل! تو را بر باد و آنچه در آن است آگاه كنم: آيا نبينى چون بايستد، چگونه اندوهى جان ستان آرد، و تندرست‏ها را پريشان كند، و بيماران را بكاهد، و ميوه‏ها را تباه سازد و سبزى‏ها را بگنداند، و جسم‏ها را وبائى سازد و غلات را دچار آفت كند.

با توجه به اين همه مسائل روشن است كه وزش باد تدبير حكمت‏دار و مصلحت جوى خلق است، و از هوا خاصيت ديگرى هم به تو گوشزد كنم، آواز اثرى است كه از برخورد اجسام در هوا نقش بندد، و هوا آن را به گوش رساند، مردم روز و شب در كارها و حوايج خود سخن گويند، و اگر اثرش در هوا بجا ماند، چنانچه نوشته در كاغذ، جهان از آن پر شود و آنها را گرفتار سازد، و نيازشان به تازه كردن و عوض كردنش بيش از نياز به تازه كردن كاغذ است؛ زيرا گفته بيش از نوشته است.

و آفريننده حكيم جلّ قدسه اين هوا را كاغذى سبك ساخته تا سخن را تا هر جا برساند و باز پس رود تا صفحه تازه و پاكى به جاى آن آيد، و پيوسته تو را همين نسيم به نام «هوا» بس كه از مصالحش عبرت‏گيرى و خدا را بشناسى؛ زيرا كه آن زندگى تن است، و با نفس آن را به درون كشد و از برون نسيم روح بخش آن را فرا گيرد، و مركب آواز باشد تا آن را از دور به گوش رساند و بوها را از جائى به جائى برساند، ننگرى كه بوى از آن سوى آيدت كه باد وزد و هم آواز، و هم او پذيراى گرما و سرماى پى در هم است كه وسيله خوبى و نشاط جهانند، و اين باد وزنده از اوست.

باد از اجسام تراود و ابر را از اين جا به آن جا براند تا سودش همگانى باشد، ابر را درهم كند تا ببارد، و از هم بگسلد تا سبك شود و نازك گردد، و درخت را آبستن كند و كشتى را به راه برد، و خوراك‏ها را نرم سازد، و آب را خنك كند و آتش را برافروزد، و هرچه‏تر است خشك كند و خلاصه هر چه در زمين است زنده كند، اگر باد نبود گياه پراكنده مى‏شد، جاندار مى‏مرد، هر چيزى داغ مى‏شد و تباه مى‏گرديد! «2»

 

آثار ديگرى از هوا و باد

از آثار هوا و باد، مسائلى كه از معجزات علم امام معصوم است:

1- نورزيدن باد علّت غم و اندوه، تبديل سلامتى به بيمارى، باعث تشديد مرض، گنديدن گياهان، از بين رفتن ميوه‏جات، باعث پخش ميكرب وبا، و به آفت خوردن غلّات است.

2- هوا علّت رساندن صوت به گوش، و پخش صدا در تمام كره زمين است.

3- هوا باعث حيات موجودات زنده است.

4- هوا علت رساندن بو به حس شامه است.

5- هوا مؤثّر در گرما و سرما و تعديل آن دو در تمام كره زمين است.

6- هوا، جا به جا كننده ابرها، و به هم رساننده آنها جهت توليد باران و از هم شكافنده ابر براى صافى فضاست.

7- تلقيح كننده نباتات براى به وجود آمدن ميوه هاست.

8- حركت دهنده كشتى‏ها دردرياهاست.

9- خنك كننده آب‏هاى روى زمين است.

10- علت برافروخته شدن آتش است.

براى هر يك از موارد دهگانه بالا مى‏توان مقالات جالب و مفصلى نوشت. در اين زمينه مى‏توانيد به كتابهاى مفصل و مهم علمى مراجعه كنيد تا بيش از پيش ارزش و قيمت علم معصوم براى شما روشن شود.

كيست كه بتواند آثار نعمت‏هاى حضرت حق را به شماره آورده و به اداى شكر نعمتى از نعمت‏هاى آفريننده جهان هستى اقدام كند؟!

الهى! غرق جهليم، درنادانى و نفهمى دست و پا مى‏زنيم، از هستى و عناصر آن بى خبريم، عمرى است دچار معصيت و گناهيم، از خط هدايت و صراط مستقيم دوريم، از لطف و عنايت و رحمت خاصت مهجوريم، در هر صورت به عجز و ذلت و بى خبرى و ضعف و زبونى خود و اين كه جز گناه و معصيت كار ديگرى از ما صادر نشده معترفيم، ما را به نور هدايت منور فرما، و از بند هواى نفس آزاد كن، وتوفيق شكر نعمت هايت را همراه با بصيرت و روشندلى به ما مرحمت كن.

الهى از دعاى اهل حالى‏

 

زآه سينه صاحب كمالى‏

رسان بر جاه از زندان و چاهم‏

 

از اين زندان برآور بانگاهم‏

     

الهى قادرى بر هر چه خواهى‏

 

تعالى الله از اين پادشاهى‏

به رفعت بين كه در زندان ذلّت‏

 

گرفتار است در قيد خجالت‏

نه يك جو فكر فرداى قيامت‏

 

نه از غفلت كند يكروز غفلت‏

نه از بهر سفر زادى مهيا

 

نه زين غم يك دل شادى مهيا

چه گويم اى عزيزان رفتم از دست‏

 

پرمرغ هوايم بال بشكست‏

نه دردى تا سوى درمان نهم رو

 

نه عشقى تا سوى جانان نهم رو

نه راه چاره و نى چاره جويم‏

 

نه دل تا دست از هستى بشويم‏

منم شرمنده از اين بى‏نوايى‏

 

عنايت كن ز لطف خود نوايى‏

     

(ميرزا عباس همدانى، رفعت)

بنابراين به اين نكات توجه كرديد كه خورشيد باعث حرارت، و حرارت باعث تبخير آب، و بخار به علت سردى هوا تبديل شونده به ابر، و باد باعث تلقيح ابرها و در نتيجه باريدن باران بر سطح زمين و خلاصه ظهور آب براى ادامه حيات موجودات روى زمين است.

 

آب از ديدگاه قرآن‏

وَ انْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً بِقَدَرٍفَاسْكَنّاهُ فِى الْأَرْضِ» «3»

و از آسمان، آبى به اندازه نازل كرديم و آن را در زمين جاى داديم.

اوَلَمْ يَرَوْا انّا نَسُوقُ الْماءَ الَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ انْعامُهُمْ وَانْفُسُهُمْ افَلا يُبْصِرُونَ» «4»

آيا ندانسته‏اند كه ما آب را به سوى زمين بى‏گياه مى‏رانيم و به وسيله آن‏ زراعتى را بيرون مى‏آوريم كه دام‏هايشان و خودشان از آن مى‏خورند؟ پس آيا [آثار رحمت خدا را] نمى‏بينند؟!

وَ هُوَ الَّذى خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً» «5»

و اوست خدائى كه از آب بشر را آفريد.

بيش از هر چيز آب در ساختمان بدن انسان به كار رفته است.

چه بنابر تحقيقات فهلينگ: در 5/ 2 ماهگى 94% و در 4 و 5 ماهگى 90% و در هفت ماهگى 80% و در موقع زايمان 69% وزن جنين انسان از آب تشكيل شده است، و از نظر زيست شناسان، انسان به اسفنجى مى‏ماند كه از هر طرف آب آن را فرا گرفته است.

افَرَأيْتُمُ الْماءَ الَّذى تَشْرَبُونَ* ءَانْتُمْ انْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ امْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ* لَوْ نَشاءُ جَعَلْناهُ اجاجاً فَلَوْلا تَشْكُرُونَ» «6»

به من خبر دهيد آبى كه مى‏نوشيد،* آيا شما آن را از ابر باران‏زا فرود آورده‏ايد يا ما فرود آورنده‏ايم؟* اگر بخواهيم آن را تلخ مى‏گردانيم، پس چرا سپاس گزارى نمى‏كنيد؟

وَ هُوَ الَّذى انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَاخْرَجْنا بِهِ نَباتَ كُلِّ شَى‏ءٍ» «7»

و اوست كه از آسمان آبى فرستاد، و به وسيله آن گياهان گوناگون را [از زمين‏] رويانديم.

باران درون خاك را خيس و مرطوب مى‏كند، و درختان از راه ريشه و گل‏ها به وسيله ريشه يا ساقه آب را به سوى بالا جذب مى‏كنند، و شاخه‏هاى گل از آب غذا مى‏گيرند:

وَ انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَاخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ» «8»

و از آسمان، آبى [مانند برف و باران‏] نازل كرد و به وسيله آن از ميوه‏هاى گوناگون، رزق و روزى براى شما بيرون آورد.

وَ انْزَلَ لَكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً فَانْبَتْنا بِهِ حَدائِقَ ذاتَ بَهْجَةٍ ما كانَ لَكُمْ انْ تُنْبِتُوا شَجَرَها» «9»

و براى شما از آسمان آبى نازل كرد كه به وسيله آن باغ‏هايى خرم و باطراوت رويانديم كه روياندن درختانش در قدرت شما نيست.

الَمْ تَرَ انَّ اللّهَ انْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَاخْرَجْنا بِهِ ثَمَراتٍ مُخْتَلِفاً الْوانُها» «10»

آيا ندانسته‏اى كه خدا از آسمان آبى نازل كرده است، پس به وسيله آن ميوه‏هايى كه رنگ‏هايش گوناگون است، پديد آورده‏ايم.

هزاران عامل، با برنامه هايى منظم در عالم طبيعت به اراده حكيمانه حضرت حق دست به دست مى‏دهند، تا انواع روييدنى‏هاى رنگارنگ و ميوه‏هاى گوناگون و جالب پديد آيد.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- در مسئله باد و باران در تفسير دعاى سوم صحيفه سجّاديه مسائل مهمى نگاشته شد.

(2)- بحار الأنوار: 3/ 119، باب 4، حديث 1؛ توحيد المفضّل: 140.

(3)- مؤمنون (23): 18.

(4)- سجده (32): 27.

(5)- فرقان (25): 54.

(6)- واقعه (56): 68- 70.

(7)- انعام (6): 99.

(8)- بقره (2): 22.

(9)- نمل (27): 60.

(10)- فاطر (35): 27.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه