روزى پاك در اختيار مؤمن
در حالى كه پروردگار مىفرمايد: من روزى شما را « من الطيّبات » قرار دادهام:
« كُلُواْ مِنَ الطَّيِّبَـتِ وَ اعْمَلُواْ صَــلِحًا »
« كُلُواْ مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَـلاً طَيِّبًا »
حضرت على عليهالسلام وقتى لقمهاى مىخورد، در باطنش مانند نور مىشود. آن كسى كه لاشه مرده را كه نجس و حرام است، مىخورد، دلش را مىميراند و خودش نيز اخلاق حيوانات را پيدا مىكند. مانند بعضى از اين خارجىها كه شب و روز گوشت خوك مىخورند و هيچ غيرتى نسبت به ناموس خود ندارند. دل با خوردن لاشه مىميرد و بىنور و بىصفا مىشود.
پيغمبر صلىاللهعليهوآله مىفرمايد:
« القلب القاسى بعيد من الله و بعيد من الجنة و قريب من النار »
اين دل سنگ شده و از خدا و بهشت دور مىشود و دل او به شيطان نزديك مىشود. مىگوييد: براى چه اين همه جنگ، نزاع و سندسازى مىكنى؟ مىگويد: فداى پول بشوم، همه مىبرند، چرا من نبرم؟ مفهوم حرف او اين است كه خدا توان كارگردانى و روزى دادن مرا ندارد، لذا من بايد نجسخور شوم.
خدا اسم اين گونه روزى را « لِمَن يَشَآءُ وَ يَقْدِرُ » گذاشته است. كم و محدود است. آيا خدا توان دادن اين روزى را ندارد؟
English