نور خدا
ديدار با نور زمين و آسمان
وجود مبارك حضرت حق، به خاطر رحمت بىنهايت، احسان، فضل و كرمى كه به انسان دارد، هيچ حقيقتى در زندگى انسان كه كاربرد دنيايى و آخرتى دارد را از انسان پنهان نكرده و جزء اسرار قرار نداده است. حتى خودش را پنهان نكرده است.
حضرت سيدالشهداء عليهالسلام در دعاى عرفه مىفرمايد:
« مَتَى غِبْتَ حتى تحتاج الى دليل »
چه زمانى پنهان، سرّ، مخفى و غايب بودهاى كه يافتن تو، نياز به دليل و راهنمايى داشته باشد؟
يا در جمله ديگرى از دعاى عرفه مىفرمايد:
« عَمِيَتْ عينٌ لا تراك »
كور و خاموش باد آن چشمى كه تو را نمىبيند.
كسى به اميرالمؤمنين عليهالسلام عرض كرد: آيا خدايى را كه عبادت مىكنى، مىبينى؟
فرمود:
« ما كُنْتُ أعبد ربّاً لم أره »
هيچ وقت خدا را نديده عبادت نكردهام.
در سوره مباركه حديد مىفرمايد:
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْأَخِرُ وَ الظَّـهِرُ »
من آشكار و پيدا هستم.
وقتى در قرآن مىفرمايد:
« اللَّهُ نُورُ السَّمَـوَ تِ وَالْأَرْضِ »
يعنى در اين روشنايى بىنهايت، شما مىتوانيد با عينك وجودِ همه موجودات، مرا ببينيد ؛ چون حتى در جهان طبيعت، آسمانها و زمين نيز تاريكيى از نور من وجود ندارد.
خودم نور آسمانها و زمين هستم، يعنى تاريكى در اين عالم وجود ندارد كه بگوييم: چون تاريك است، نمىبينم. نه، در اين نور مطلق و روشنايى بىنهايت، همه موجودات مرا نشان مىدهند:
« كل الى ذلك الجمال يشير »
تمام موجودات، با وجود خود به آن زيباى مطلق اشاره مىكنند.
سعدى در اين زمينه چقدر زيبا مىگويد:
يار نزديكتر از من به من است
وين عجبتر كه من از وى دورم
English