لطفا منتظر باشید

كامل‏ترين ايمان‏

منابع مقاله:

کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هشتم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

ايمان حقيقتى است كه بر اثر انديشه و تفكّر در نظام آفرينش، و دقّت در خلقت خويشتن، و مطالعه در معارف الهيّه، به خصوص آيات قرآن مجيد، و كلمات نورانى انبيا و ائمه عليهم السلام، و توجه به دعاها، مخصوصاً دعاى كميل، جوشن كبير، عرفه حضرت سيد الشهدا به دست مى‏آيد.

البته مايه و سرمايه اوليه ايمان، از جانب حضرت دوست با خمير وجود انسان عجين شده، و اين واقعيت عرشى و لطيفه ملكوتى به صورت دانه يا غنچه در باطن آدمى قرار دارد، انديشه و تفكّر در نظام خلقت، و مطالعه در آفرينش خويشتن، و شنيدن معارف قرآن و دقّت در سخنان اولياى الهى، اين دانه را تبديل به شجره طيبه، و اين شكوفه را همچون گل صبح بهار باز مى‏كند. انسان با چنين راه و روشى، به اين حقيقت مى‏رسد كه هستى صاحبى دارد، خدا نام.

انديشه و فكر، و توجّه به قرآن، و شنيدن آثار نبوت و ولايت، درى از نورانيّت، براى تماشاى قدرت و حكمت و دانش بى‏نهايت به روى انسان باز مى‏كند، و احساس انسان را نسبت به صاحب آفرينش زنده مى‏نمايد.

مگر مى‏شود، انسان نسبت به موجودات هستى، عقل خود را به كار بگيرد، و كلمات شيرين و مستدل و برهانى اولياى حق را بشنود، و در آيات قرآن كريم دقّت‏ نمايد، ولى به حقيقت و جان هستى، و خلاصه به وجود مقدّس خالق اين همه موجودات گوناگون، و اين نظام اعجاب‏انگيز متوجه نشود؟!

انسان وقتى به اين معنى رسيد، و اين نور پاك، و منبع خير را در وجود خود احساس كرد، به اين حقيقت هم متوجه مى‏شود كه جناب او از پديد آوردن اين همه موجود و به خصوص آفرينش انسان، هدفى مقدس و مبارك دارد.

به دنبال تجلّى اين حقيقت است كه در مقام جستجو قرار مى‏گيرد، و بالاخره از باب عاقبت جوينده يابنده است، با كمك حضرت حق براى فهم وظايف و مسؤوليت‏هايش كه با اجراى آنها به هدف خلقت خود مى‏رسد، هدايت مى‏شود، و بين او و پيامبران الهى و امامان بزرگوار دوستى و رفاقت و محبت برقرار شده، و به مسئوليت‏هايش كه در كتاب آسمانى و سخنان انبيا و اوليا تجلّى دارد آشنا مى‏شود، و به اين معنى واقف مى‏گردد كه دنيا خانه عمل و كار و آخرت مركز حيات ابدى و برداشت محصولى است كه در دنيا دانه آن را كاشته است.

با چنين سيرى و سفرى كه عقل و فطرت و وجدان و نظام هستى، و فرمايش‏هاى پاك انبياء انسان را بدرقه مى‏كنند موضوعات مربوط به ايمان و حقايق شيرين مربوط به عقد قلبى و خلاصه آنچه را كه انسان براى تأمين سعادت ابدى و سلامت سرمدى لازم دارد، و از آن به عنوان متعلّقات ايمان ياد مى‏شود به دست مى‏آيد، و آن بر اساس آيات قرآن مجيد عبارت است از: خدا، قيامت، ملائكه، قرآن، انبياء.

توجّه واقعى و رابطه حقيقى با اين پنج حقيقت، و عشق به اين پنج واقعيّت، بنا بر گفته خود حضرت حق در قرآن كريم عبارت است از ايمان، و دارنده آن معنون به عنوان مؤمن است:

لَيْسَ الْبِرَّ انْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ‏ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ» «1»

نيكى اين نيست كه روى خود را به سوى مشرق و مغرب كنيد، بلكه نيكى [واقعى و كامل كه شايسته است در همه امور شما ملاك و ميزان قرار گيرد، منش و رفتار و حركات‏] كسانى است كه به خدا و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيامبران ايمان آورده‏اند.

اكنون بياييد براى يافتن اين واقعيت‏ها، آنطورى كه هست با كمك عقل و فطرت و انديشه در حقايق همراه با توجه به آيات كتاب الهى كه سند تمام واقعيت‏ها و حقايق هستى است اين سير و سفر را شروع كنيم، تا مزّه ايمان، و مزّه درك و فهم هدف حق را از به وجود آوردن انسان و شناخت وظايف و مسئوليت‏هاى نهاده شده بر عهده خويش را بچشيم.

انَّ فِى خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتى تَجْرى‏ فِى الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النّاسَ وَ ما انْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَاحْيا بِهِ الْارْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَبَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ و السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْارضِ لَآياتٍ لِقَومٍ يَعْقِلُونَ» «2»

بى‏ترديد در آفرينش آسمان‏ها و زمين و رفت و آمد شب و روز و كشتى‏هايى كه در درياها [با جابه‏جا كردن مسافر و كالا] به سود مردم روانند و بارانى كه خدا از آسمان نازل كرده و به وسيله آن زمين را پس از مردگى‏اش زنده ساخته و در آن از هر نوع جنبنده‏اى پراكنده كرده و گرداندن بادها و ابرِ مسخّر ميان آسمان و زمين، نشانه‏هايى است [از توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا] براى گروهى كه مى‏انديشند.

دل گفت مرا علم لدنى هوس است‏

 

تعليم كن اگر تو را دسترس است‏

گفتم كه الف گفت دگر هيچ مگوى‏

 

در خانه اگر كس است يك حرف بس است‏

     

(سعدى)

براى كسى كه دنبال حقيقت است، و عاشق سعادت ابدى، و به راستى مى‏خواهد قلبش به نور ايمان روشن شود، و به وظايف و مسؤوليت‏هايش گردن نهد، از هر بابى يك واقعيت، و از هر گلستانى يك گل بيشتر لازم نيست.

اگر كسى در واقعيت‏هاى روشنى كه در آيه بالا ذكر شده: آفرينش آسمان‏ها و زمين، رفت و آمد شب و روز، حركت كشتى بر روى آب به نفع انسان، بارش باران، زنده شدن زمين مرده، پخش شدن اين همه موجودات زنده گوناگون، وزش باد، ابر مسخّر بين آسمان و زمين، تفكّر و انديشه كند، و تعقّل و دقت نمايد، بدون ترديد آن نور مطلق، و آن هستى بى‏نهايت در بى‏نهايت و آن علم و حكمت و رحمت را در ذات قلب خود حس خواهد كرد.

 

انديشه در خلقت انسان‏

پس از انديشه در واقعيّت‏هاى هستى نوبت به انديشه در خلقت خويش مى‏رسد:

وَ فِى انْفُسِكُمْ افَلا تُبْصِرُونَ» «3»

و [نيز] در وجود شما [نشانه‏هايى است‏] آيا نمى‏بينيد؟

داستان خلقت انسان، داستان اعجاب‏انگيز و شگفت‏آورى است.

مواد غذايى بعد از عبور از هزاران راه، در صلب پدر تبديل به اسپرم مى‏شود، در رحم مادر با اوول هم آغوش مى‏گردد، پس از مدتى گوشت و استخوان و خون به وجود مى‏آيد، آنگاه در آن تاريك خانه رحم شكل مى‏گيرد، و دهان و زبان و حلق و بينى و گوش و چشم و مغز و پوست و مو و رنگ و انگشت و آنچه كه فعلًا دارد پيدا مى‏كند و به صورت موجودى آراسته، و در چهارچوب احسن تقويمى با لطف و عنايت صاحب خلقت قدم به دنيا مى‏گذارد، و براى مدتى مديد بر سر سفره احسان الهى قرار مى‏گيرد تا به نقطه شكوفائى بلوغ و تحقق تكليف و مسؤوليت برسد، زمانى كه به شدت نيازمند آشنائى با انبياى حق و اولياى الهى است.

كانَ النَّاسُ امَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرينَ وَ مُنْذِرينَ وَ انْزَلَ مَعَهُمُ الكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ فيما اخْتَلَفُوا فيهِ» «4»

مردم [در ابتداى تشكيل اجتماع‏] گروهى واحد و يك دست بودند [و اختلاف و تضادى در امور زندگى نداشتند]، پس [از پديد آمدن اختلاف و تضاد] خدا پيامبرانى را مژده دهنده و بيم رسان برانگيخت، و با آنان به درستى و راستى كتاب را نازل كرد، تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند، داورى كند.

با انبياى خود به حق و راستى كتاب فرستاد، تا در موارد نزاع و اختلاف، فقط و فقط دين خدا به عدالت حكمفرما باشد. آرى، انبياء با ابلاغ وحى به وسيله فرشته حق مبعوث به رسالت شدند، و به همراه خود كتاب و دستور آوردند، تا مردم به وظايف و مسئوليت‏هاى خود آشنا شوند، و به خوبى‏ها رو آورده، از بدى‏ها رو بگردانند، و در موارد نزاع و اختلاف داورى حق را در بين خود بپذيرند.

از آيات گذشته مسئله خدا، قيامت، فرشتگان، كتاب، نبوت معلوم شد. اين پنج‏ حقيقت از متعلّقات ايمان است، و قرآن مجيد باور كننده آن را مؤمن مى‏نامد.

مؤمن انسانى است كه به حقايق و واقعيت‏هاى غيبى و شهودى ايمان دارد، و بر اساس ايمان خود، به خواسته‏هاى خدا و انبيا و امامان و قرآن مجيد تسليم است، و از اجراى برنامه‏هاى الهى در تمام زمينه‏هاى زندگى تحت هيچ شرايطى روى گردان نيست.

ما جگر سوختگان با غم دلدار خوشيم‏

 

سينه مجروح ولى با الم يار خوشيم‏

اى حكيم از پى آزادى ما رنجه مشو

 

زانكه در داغ غم عشق گرفتار خوشيم‏

در علاج دل بيچاره ما رنج مبر

 

كه چو چشم خوش او خسته و بيمار خوشيم‏

ما كه سودا زدگان سر بازار غميم‏

 

سود و سرمايه اگر رفت به بازار خوشيم‏

ديگران گر بتماشاى جمال تو خوشند

 

ما شب و روز بيك وعده ديدار خوشيم‏

آتش افروز و به غم سوز و بزخمى بنواز

 

كه جگر خسته و دل سوخته و زار خوشيم‏

عندليبان دل آشفته گلزار توييم‏

 

به اميد گل اگر زخم زند خار خوشيم‏

كى زآزار تو بيزار شود جان حسين‏

 

زخم چون از تو رسد با همه آزار خوشيم‏

     

(منصور حلّاج)

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بقره (2): 177.

(2)- بقره (2): 164.

(3)- ذاريات (51): 21.

(4)- بقره (2): 213.

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه