لطفا منتظر باشید

ديدار حضرت موسى عليه‏السلام با ولىّ خدا

پروردگار به حضرت موسى بن عمران  عليه‏السلام آدرس داد كه برو يك نفر را ببين و از طرف من اين پيغام را ببر كه: هر چه مى‏خواهى، بخواه ؛ چون من استجابت مى‏كنم.

حضرت موسى  عليه‏السلام آمد و او را ديد. چهره نورانى، الهى، ملكوتى و پاك كه تمام عمر خود را به درستى گذرانده بود. به او گفت: چند سال دارى؟ گفت: بالاى نود سال. گفت: من موسى بن عمران هستم، پروردگار به من گفت تا به تو بگويم: هر چه بخواهى، رد نمى‏كنم. شرطى نيز ندارد.

گفت: اى موسى ! صد سال است كه من سرم را بلند نكردم تا چيزى بخواهم، چون مى‏دانستم كه مرا مى‏بيند و حاجتم را مى‏داند، او كه مى‏داند و صد سال مرا گردانده است، خجالت مى‏كشم از او چيزى بخواهم. اما اكنون كه خودش اجازه داده است، مى‏خواهم.

موسى بن عمران  عليه‏السلام مى‏فرمايد: با حال خوبى گفت: يا الهى ! بعد از دنيا رفت. موسى بن عمران  عليه‏السلام گفت: خدايا ! چه شد؟ خطاب رسيد: صد سال مى‏خواست
بگويد: اى خداى من، خجالت مى‏كشيد. مى‏گفت: من لياقت ندارم كه بگويم: اى خداى من، من چه كسى هستم؟ اما اكنون كه گفت: اى خداى من، من نيز با همه وجود گفتم: بله، اى بنده من. با جواب من، او نزد خودم آمد:

 « فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ »

 جواب‏هاى خدا به اين‏ها را مگر مى‏شود توضيح داد. جواب‏هاى دنيايى‏اش را بگويم: يكى از جواب‏هاى دنيايى‏اش را كه خود شما مى‏توانيد حس كنيد اين است:

شما مى‏دانيد كه ميليون‏ها زمينه لغزش به طرف جهنّم براى ما فراهم شده است  مى‏آمدند تعريف مى‏كردند كه خارج كشور چنين و چنان است، بعضى از مردم پول جمع مى‏كردند كه بروند و برگردند. اكنون تمام مفاسد غرب در كنار ماست.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه