گناه و سبب آن - جلسه بیست و هفتم – (متن کامل + عناوین)
ويژگىهاى شيعه
تهران، حسينيه على اكبر عليهالسلام (جوانان) دهه اول جمادى الاول 1424
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
حضرت صادق عليهالسلام حقايقى رابه عنوان نشانههاى شيعه بيان مىكنند.[1] كه عبارت از ارزشهاى ذاتى است؛ نه اينكه چون خداوند يا پيغمبر صلىاللهعليهوآله يا امام معصوم عليهالسلامفرموده ارزش پيدا كرده است.
عدالت ذاتاً ارزش دارد. خدا نفرموده من به عدالت ارزش مىدهم. خدا فقط در قرآن مىفرمايد:
من شما را به عدالت امر مىكنم.[2] نه اينكه چون امر فرموده ارزش پيدا كرده است. يك حقيقت با ارزش را امر مىكند كه به كار بگيريد، خيلى از اين ويژگىهايى كه ائمه عليهمالسلام ما مخصوصاً حضرت صادق عليهالسلام درباره شيعه بيان مىكنند از اوصاف خود پروردگار است كه چون شيعه دراين مكتب تعليم مىبيند، همرنگ خدا مىشود.
در آيات آخر سوره توبه در باره پيغمبر مىفرمايد:
« بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ »[3]
ما به خدا نمىگوييم يا رئوف، يا رحيم. پروردگار مىفرمايد: پيغمبر رؤوف و رحيم است، اين رأفت يا رحمت كه از ويژگىهاى پيغمبر صلىاللهعليهوآله شمرده شده دو صفت از صفات پروردگار است، فرقش فقط در خدا و پيغمبر، بىنهايت بودن است.
رأفت در وجود حق بىنهايت است. در پيغمبر صلىاللهعليهوآله به اندازه سعه وجودى اوست كه نسبت به همه جهانيان اين رأفت و رحمت فراگير است.[4]
چنان كه در قرآن مىفرمايد:
« وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَــلَمِينَ »[5]
او به اين مقدار رحمت دارد كه صرف همه جهانيان كند.
از عبادت نى توان الله شد
كمال انسانيت
اگر همه كمالات را انسان در خود جمع كند، خدا نمىشود. ولى مىتواند تبديل به ابراهيم عليهالسلام و مسيح عليهالسلام و يحيى عليهالسلام شود. تنها مقامى كه آدم به دست نمىآورد مقام خدايى است. تنها مقامى كه غير انبيا به دست نمىآورند مقام نبوت است. تنها مقامى كه غير از امامان معصوم به دست نمىآورند، مقام امامت
است.[7]
اين سه مقام را كنار بگذاريم، هر مقامى را انسان مىتواند به آن برسد. هر وقت كه شروع كند مىتواند به آن برسد.
تا آدم زنده است دير نيست. اما وقتى كه آثار عالم آخرت پيدا شود و پردهها را كنار بزنند.
مىفرمايد:
« فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَـآءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »[8]
پرده روى چشم تو را كنار زديم و آن وقت چشم تيز بين تو آنچه را در دنيا از زبان قرآن و انبيا باور نكرده حالا باور مىكند كه آن وقت دير شده است.
توبه از گناه
يك حقيقت با ارزش توبه است. توبه يعنى قطع رابطه با گناه، گناهكار يك جاده را مىرود وقتى توفيق توبه پيدا مىكند.
يعنى جاده او شيطانى بوده و حالا پشت به جاده شيطان كرده و توبه مىكند. يعنى سالك راه الهى مىشود. اميرالمؤمنين توبه را از نظر اثر اين گونه تعريف مىكنند
هيچ قدرتى نيرومندتر از توبه براى نجات دادن انسان نيست. توبه فيض خداست و امر خداست. ولى قرآن مجيد، توبه اين سپر پرمنفعت را بعد از مرگ به طور كلى بىاثر مىداند.
در سوره نساء مىفرمايد:
« وَلَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّـٔاتِ حَتَّى إِذَا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنِّى تُبْتُ الْـٔـنَ وَلاَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَهُمْ كُفَّارٌ أُوْلئِكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا »[10]
كسى كه مرگش برسد، قبل از مرگ چشم او سوسو مىكند و پرده دنيايى كنار رفته، آثار آخرت و ملائكه و عذاب و اوضاع قيامت را مىبيند. قرآن مىفرمايد:
پيوسته تا همان روز آخر اهل گناه بود حالا كه آثار قيامت را مىبيند با همه وجود مىگويد توبه كردم.
قرآن مىفرمايد: اين توبه هيچ ارزشى ندارد.[11]
اتفاقاً قرآن نقل مىكند: توبه فرعون در حال غرق شدن بوده وقتى ديد لشكر و حكومت و تخت و بخت از دست رفت. امواج رود نيل به او هجوم مىكند. واقعاً فرياد زد:
« ءَامَنتُ أَنَّهُ لاَ إِلَـهَ إِلاَّ الَّذِى ءَامَنَتْ بِهِ بَنُواْ إِسْرَ ءِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ »[12]
خداى موسى و هارون را قبول كردم خدا به او فرمود: الان قبول كردى كه كار از كار گذشته است. ديگر عمرى ندارى.[13]
« ألآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ »[14]
آن وقت كه ظلم مىكردى و مردم را مىكشتى و پول مردم را غارت مىكردى و به مردم زور مىگفتى، آن وقت بايد آدم مىشدى.
الان براى آدم شدن جا و زمان ندارى.
قرآن مىفرمايد:
غرق او را فرا گرفت. و مهلت او تمام بود. ديگر آن توبه هم به درد نمىخورد، قرآن مىفرمايد: آن وقت كه عصيان و طغيان داشتى، بايد توبه مىكردى. بيست و پنج سال هم فرعون و اطرافيان او به موسى مىخنديدند. حتى به دلقك پول داده بودند كه نمد چوپانى كه موسى در سرما به تن مىكرد را بپوشد. و با تقليد و ادا درآوردن، فرعون و اطرافيان او را بخنداند. اما همه اين خندهها را خدا جواب مىدهد، بعد خندهها گريه فراوان خواهد بود كه به درد نمىخورد:[16]
« فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً وَلْيَبْكُواْ كَثِيرًا »[17]
آيه خطاب به يهود است. خندههايتان را كم كنيد، گريهتان را زياد كنيد، خبر نداريد پشت پرده برايتان چه خبر است. پيغمبراكرم صلىاللهعليهوآله فرمود:
آنچه را من از پشت پرده مىبينم اگر شما ببينيد « فَلْيَضْحَكُواْ قَلِيلاً » خيلى خندهتان كم مىشود. كه خدا به ما چشم پشت پرده را داده كه مشاهده مىكنيم.
حكايت حضرت مسيح و مرده
يكى از كارهايى كه مسيح به اذن من انجام مىداد، زنده كردن مردگان بود. فقط او اين كار را مىكرد. اين از معجزات اختصاصى مسيح بود. او روزى در شهر ناصريه فلسطين، محل تولد خودش، از كنار يك قبرستان خيلى كهنه عبور مىكرد، عرض كرد: خدايا به من اجازه مىدهى با يك مرده صحبت كنم.
خطاب رسيد: بله. هر قبرى را دلت مىخواهد انتخاب كن، صاحبش را صدا كن.
در ضمن طبق آيات قرآن و روايات آنانى كه بين ما بودند، از دنيا رفتند، به ما اشراف دارند و خبرهاى ما را مىگيرند. ما از آنها نمىتوانيم خبر بگيريم.[18]
امام باقر عليهالسلام مىفرمايد:
شبهاى جمعه تمام ارواح و اموات در كنار خانهها و پنجرهها با شما حرف مىزنند، شما مىشنويد، اظهار ناراحتى مىكنند و مىگويند: ما گرفتاريم ما نماز و روزه داريم، ما خمس بدهكاريم، ما براى شما حمالى كرديم، چرا به داد ما نمىرسيد.[19]
اگر پدر و مادرتان مردهاند به فكرشان باشيد. اگر نمازى يا روزه دارند خودتان بگيريد يا پول بدهيد بخوانند.
عيسى عليهالسلام قبرى قديمى را انتخاب كرد و گفت صاحب قبر با من حرف بزن. قبر لرزيد و خاكها كنار رفت.
يك پيرمرد محاسن سفيد، حدود هفتاد سال از قبر بلند شد گفت: السلام عليك يا روح الله. عيسى عليهالسلام گفت: تو مرا مىشناسى؟
گفت: بله، چون الان به من گفتند: تو را برمىگردانيم، مسيح مىخواهد با تو حرف بزند.
گفت: چند سال مردهاى؟ گفت: هشتصد سال.
گفت: در برزخ خوش مىگذرد؟ بىدين بودى؟ گفت: نه، من به پيغمبر آن روزگار ايمان داشتم، اهل عبادت و بندگى بودم. چرا در برزخ ناراحت هستى؟ گفت: يك بار پولى از مال يتيم پيش من ماند و من برنگرداندم. از روزى كه مُردم
در تلخى ماندن آن پول يتيم ماندهام و اين تلخى از كام من رد نمىشود.[20]
« وَ لاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى »[21]
بار سنگين نماز را هيچ سنگين بارى بر نمىدارد. قيامت خيلى عجيب است.
ابن عباس مىفرمايد:
مادرى در قيامت به جوان خود مىگويد: من يك عمل كم دارم كه مرا نجات بدهند، از اعمال خودت يك عمل به من بده. حضرت مىفرمايد: جوان فرار مىكند كه مادر حرفش را ادامه ندهد.[22]
« وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ »[23]
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
پی نوشت ها:
[1] ـ الكافي: 2/238، حديث 27؛ «عَنْ مِهْزَمٍ الْأَسَدِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام يَا مِهْزَمُ شِيعَتُنَا مَنْ لاَ يَعْدُو صَوْتُهُ سَمْعَهُ وَ لاَ شَحْنَاؤهُ بَدَنَهُ وَ لاَ يَمْتَدِحُ بِنَا مُعْلِناً وَ لاَ يُجَالِسُ لَنَا عَائِباً وَ لاَ يُخَاصِمُ لَنَا قَالِياً إِنْ لَقِيَ مُؤمِناً أَكْرَمَهُ وَ إِنْ لَقِيَ جَاهِلاً هَجَرَهُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَكَيْفَ أَصْنَعُ بِهَؤلاَءِ الْمُتَشَيِّعَةِ قَالَ فِيهِمُ التَّمْيِيزُ وَ فِيهِمُ التَّبْدِيلُ وَ فِيهِمُ التَّمْحِيصُ تَأْتِي عَلَيْهِمْ سِنُونَ تُفْنِيهِمْ وَ طَاعُونٌ يَقْتُلُهُمْ وَ اخْتِلاَفٌ يُبَدِّدُهُمْ شِيعَتُنَا مَنْ لاَ يَهِرُّ هَرِيرَ الْكَلْبِ وَ لاَ يَطْمَعُ طَمَعَ الْغُرَابِ وَ لاَ يَسْأَلُ عَدُوَّنَا وَ إِنْ مَاتَ جُوعاً قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَأَيْنَ أَطْلُبُ هَؤلاَءِ قَالَ فِي أَطْرَافِ الْأَرْضِ أُولَئِكَ الْخَفِيضُ عَيْشُهُمْ الْمُنْتَقِلَةُ دِيَارُهُمْ إِنْ شَهِدُوا لَمْ يُعْرَفُوا وَ إِنْ غَابُوا لَمْ يُفْتَقَدُوا وَ مِنَ الْمَوْتِ لاَ يَجْزَعُونَ وَ فِي الْقُبُورِ يَتَزَاوَرُونَ وَ إِنْ لَجَأَ إِلَيْهِمْ ذُو حَاجَةٍ مِنْهُمْ رَحِمُوهُ لَنْ تَخْتَلِفَ قُلُوبُهُمْ وَ إِنِ اخْتَلَفَ بِهِمُ الدَّارُ ثُمَّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله َّٔنَا الْمَدِينَةُ وَ عَلِيٌّ الْبَابُ وَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَدْخُلُ الْمَدِينَةَ لاَ مِنْ قِبَلِ الْبَابِ وَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَ يُبْغِضُ عَلِيّاً عليهالسلام.»
هم چنين آمده: وسائل الشيعة: 4/57، باب 13، حديث 4498؛ «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ الصَّادِقُ عليهالسلامشِيعَتُنَا أَهْلُ الْوَرَعِ وَ الاِجْتِهَادِ وَ أَهْلُ الْوَفَاءِ وَ الْأَمَانَةِ وَ أَهْلُ الزُّهْدِ وَ الْعِبَادَةِ أَصْحَابُ الاْءِحْدَى وَ خَمْسِينَ رَكْعَةً فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ الْقَائِمُونَ بِاللَّيْلِ الصَّائِمُونَ بِالنَّهَارِ يُزَكُّونَ أَمْوَالَهُمْ وَ يَحُجُّونَ الْبَيْتَ وَ يَجْتَنِبُونَ كُلَّ مُحَرَّمٍ.»
و نيز آمده: صفات الشيعة: 10؛ «عن أبي جعفر عليهالسلام أنه قال يا أبا المقدام إنما شيعة علي عليهالسلامالشاحبون الناحلون الذابلون ذابلة شفاههم من القيام خميصة بطونهم مصفرة ألوانهم متغيرة وجوههم إذا جنهم الليل اتخذوا الأرض فراشا و استقبلوها بجباههم باكية عيونهم كثيرة دموعهم صلاتهم كثيرة و دعاؤم كثير تلاوتهم كتاب الله يفرحون الناس و هم يحزنون.»
[2] ـ نحل 16 : 90؛ « إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الاْءِحْسانِ وَ إيتاءِ ذِي الْقُرْبى وَ يَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون »
[3] ـ توبه 9 : 128؛ «نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است.»
[4] ـ در اين زمينه چنين آمده: تفسير العياشي: 2/118، حديث 165 و 166، سورة البراءة؛ «عن ثعلبة عن أبي عبدالله عليهالسلام قال قال الله تبارك و تعالى «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ»قال فينا «عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ» قال فينا «حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ» قال فينا «بِالْمُؤمِنِينَ رَؤفٌ رَحِيمٌ»قال شركنا المؤنون في هذه الرابعة و ثلاثة لنا.»
«عن عبد الله بن سليمان عن أبي جعفر عليهالسلام قال تلا هذه الآية «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ» قال من أنفسنا قال «عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ» قال ما عنتنا قال «حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ» قال علينا « بِالْمُؤمِنِينَ رَؤفٌ رَحِيمٌ» قال بشيعتنا رءوف رحيم فلنا ثلاثة أرباعها، و لشيعتنا ربعها.»
[5] ـ انبياء 21 : 107؛ «و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم .»
[7] ـ در زمينه نبوت و امامت چنين آمده: الكافي: 1/175، حديث 2؛ «عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ عليهالسلام يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولاً وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ رَسُولاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلاً وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ خَلِيلاً قَبْلَ أَنْ يَجْعَلَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ الْأَشْيَاءَ قَالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قَالَ فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لايَنالُ عَهْدِي الظّالِمِينَ قَالَ لاَ يَكُونُ السَّفِيهُ إِمَامَ التَّقِي.»
هم چنين آمده: الكافي: 1/175؛ «قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام الْأَنْبِيَاءُ وَ الْمُرْسَلُونَ عَلَى أَرْبَعِ طَبَقَاتٍ فَنَبِيٌّ مُنَبَّأٌ فِي نَفْسِهِ لاَ يَعْدُو غَيْرَهَا وَ نَبِيٌّ يَرَى فِي النَّوْمِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَوَ لاَ يُعَايِنُهُ فِي الْيَقَظَةِ وَ لَمْ يُبْعَثْ إِلَى أَحَدٍ وَ عَلَيْهِ إِمَامٌ مِثْلُ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ عَلَى لُوطٍ عليهالسلام وَ نَبِيٌّ يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يُعَايِنُ الْمَلَكَ وَ قَدْ أُرْسِلَ إِلَى طَائِفَةٍ قَلُّوا أَوْ كَثُرُوا كَيُونُسَ قَالَ اللَّهُ لِيُونُسَ وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ قَالَ يَزِيدُونَ ثَلاَثِينَ أَلْفاً وَ عَلَيْهِ إِمَامٌ وَ الَّذِي يَرَى فِي نَوْمِهِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يُعَايِنُ فِي الْيَقَظَةِ وَ هُوَ إِمَامٌ مِثْلُ أُولِي الْعَزْمِ وَ قَدْ كَانَ إِبْرَاهِيمُ عليهالسلام نَبِيّاً وَ لَيْسَ بِإِمَامٍ حَتَّى قَالَ اللَّهُ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي فَقَالَ اللَّهُ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ مَنْ عَبَدَ صَنَماً أَوْ وَثَناً لاَ يَكُونُ إِمَاما.»
[8] ـ ق 50 : 22؛ «پس ما پرده بىخبرى را از ديده [ بصيرت ] ات كنار زديم در نتيجه ديدهات امروز بسيار تيزبين است .»
[9] ـ نهج البلاغة: حكمت 371؛ «قَالَ عليهالسلام لاَ شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الاْءِسْلاَمِ وَ لاَ عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى وَ لاَ مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ وَ لاَ شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَة . . . .»
[10] ـ نساء 4 : 18؛ «و براى كسانى كه پيوسته كارهاى زشت مرتكب مىشوند ، تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرا رسد [ و در آن لحظه كه تمام فرصتها از دست رفته ]گويد : اكنون توبه كردم . و نيز براى آنان كه در حال كفر از دنيا مىروند ، توبه نيست . اينانند كه عذابى دردناك براى آنان آماده كردهايم .»
[11] ـ در زمينه زمان توبه چنين آمده: من لايحضره الفقيه: 1/133، حديث 351؛ «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلىاللهعليهوآله فِي آخِرِ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَنَةٍ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ السَّنَةَ لَكَثِيرَةٌ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِشَهْرٍ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الشَّهْرَ لَكَثِيرٌ وَ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِجُمْعَةٍ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْجُمْعَةَ لَكَثِيرَةٌ وَ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِيَوْمٍ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ يَوْماً لَكَثِيرٌ وَ مَنْ تَابَ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَاعَةٍ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ السَّاعَةَ لَكَثِيرَةٌ وَ مَنْ تَابَ وَ قَدْ بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَذِهِ وَ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ.»
هم چنين آمده: من لايحضره الفقيه: 1/133، حديث 352؛ «سُئِلَ الصَّادِقُ عليهالسلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عز و جل وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الآْنَ قَالَ ذَاكَ إِذَا عَايَنَ أَمْرَ الآْخِرَة.»
[12] ـ يونس 10 : 90؛ «ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز همان كه بنىاسرائيل به او ايمان آوردند ، نيست و من از تسليمشدگان [ در برابر فرمانهاى حق ]هستم .»
[13] ـ عيون أخبار الرضا: 2/77، باب 22، حديث 7؛ «عن جذان بن سليمان النيسابوري قال حدثني إبراهيم بن محمد الهمداني قال قلت لأبي الحسن علي بن موسى الرضا عليهالسلام لأي علة أغرق الله عز و جلفرعون و قد آمن به و أقر بتوحيده قال لأنه آمن عند رؤة البأس و الإيمان عند رؤة البأس غير مقبول و ذلك حكم الله تعالى في السلف و الخلف قال الله عز و جلفَلَمّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنّا بِاللّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنّا بِهِ مُشْرِكِينَ فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمّا رَأَوْا بَأْسَنا و قال عز و جل يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً و هكذا فرعون لما أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ فقيل له آلآْنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً و قد كان فرعون من قرنه إلى قدمه في الحديد و قد لبسه على بدنه فلما أغرق ألقاه الله على نجوة من الأرض ببدنه لتكون لمن بعده علامة فيرونه مع تثقله بالحديد على مرتفع من الأرض و سبيل الثقيل أن يرسب و لا يرتفع و كان ذلك آية و علامة و لعلة أخرى أغرق الله عز و جل فرعون و هي أنه استغاث بموسى لما أدركه الغرق و لم يستغث بالله فأوحى الله عز و جل إليه يا موسى لم تغث فرعون لأنك لم تخلقه و لو استغاث بي لأغثته.»
[14] ـ يونس 10 : 91؛ «[ به اوگفته شد : ]اكنون [ كه به نابودى خود يقين دارى و زمان بازگشت به خدا سپرى شده ايمان مىآورى ؟ !] در حالى كه پيش از اين عصيان مىورزيدى.»
[15] ـ يونس 10 : 90؛ «تا هنگامى كه بلاى غرق شدن ، او را فروگرفت.»
[16] ـ وسائل الشيعة: 7/76، باب 29، حديث 8771؛ «. . . قَالَ رَسُولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً نَصَبَ فِي قَلْبِهِ نَائِحَةً مِنَ الْحُزْنِ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزِينٍ وَ إِنَّهُ لاَ يَدْخُلُ النَّارَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ حَتَّى يَعُودَ اللَّبَنُ إِلَى الضَّرْعِ وَ إِذَا أَبْغَضَ اللَّهُ عَبْداً جَعَلَ فِي قَلْبِهِ مِزْمَاراً مِنَ الضَّحِكِ وَ إِنَّ الضَّحِكَ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ اللَّهُ لاَ يُحِبُّ الْفَرِحِين.»
هم چنين آمده: الكافي: 2/665، حديث 14؛ «عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ وَ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ وَ ثَعْلَبَةَ رَفَعُوهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِي جَعْفَرٍ أَوْ أَحَدِهِمَا عليهالسلام قَالَ كَثْرَةُ الْمِزَاحِ تَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ كَثْرَةُ الضَّحِكِ تَمُجُّ الاْءِيمَانَ مَجّاً.»
آمده: الكافي: 2/664، حديث 13؛ « عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عليهالسلام قَالَ إِذَا قَهْقَهْتَ فَقُلْ حِينَ تَفْرُغُ اللَّهُمَّ لاَ تَمْقُتْنِي.»
[17] ـ توبه 9 : 82؛ «پس به كيفر گناهانى كه همواره مرتكب مىشدند بايد كمتر بخندند و بسيار بگريند .»
[18] ـ الكافي: 2/318، حديث 11؛ «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام قَالَ مَرَّ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ عليهالسلام عَلَى قَرْيَةٍ قَدْ مَاتَ أَهْلُهَا وَ طَيْرُهَا وَ دَوَابُّهَا فَقَالَ أَمَا إِنَّهُمْ لَمْ يَمُوتُوا إِلاَّ بِسَخْطَةٍ وَ لَوْ مَاتُوا مُتَفَرِّقِينَ لَتَدَافَنُوا فَقَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا رُوحَ اللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ ادْعُ اللَّهَ أَنْ يُحْيِيَهُمْ لَنَا فَيُخْبِرُونَا مَا كَانَتْ أَعْمَالُهُمْ فَنَجْتَنِبَهَا فَدَعَا عِيسَى عليهالسلام رَبَّهُ فَنُودِيَ مِنَ الْجَوِّ أَنْ نَادِهِمْ فَقَامَ عِيسَى عليهالسلام بِاللَّيْلِ عَلَى شَرَفٍ مِنَ الْأَرْضِ فَقَالَ يَا أَهْلَ هَذِهِ الْقَرْيَةِ فَأَجَابَهُ مِنْهُمْ مُجِيبٌ لَبَّيْكَ يَا رُوحَ اللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ فَقَالَ وَيْحَكُمْ مَا كَانَتْ أَعْمَالُكُمْ قَالَ عِبَادَةُ الطَّاغُوتِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا مَعَ خَوْفٍ قَلِيلٍ وَ أَمَلٍ بَعِيدٍ وَ غَفْلَةٍ فِي لَهْوٍ وَ لَعِبٍ فَقَالَ كَيْفَ كَانَ حُبُّكُمْ لِلدُّنْيَا قَالَ كَحُبِّ الصَّبِيِّ لَأُمِّهِ إِذَا أَقْبَلَتْ عَلَيْنَا فَرِحْنَا وَ سُرِرْنَا وَ إِذَا أَدْبَرَتْ عَنَّا بَكَيْنَا وَ حَزِنَّا قَالَ كَيْفَ كَانَتْ عِبَادَتُكُمْ لِلطَّاغُوتِ قَالَ الطَّاعَةُ لَأَهْلِ الْمَعَاصِي قَالَ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِكُمْ قَالَ بِتْنَا لَيْلَةً فِي عَافِيَةٍ وَ أَصْبَحْنَا فِي الْهَاوِيَةِ فَقَالَ وَ مَا الْهَاوِيَةُ فَقَالَ سِجِّينٌ قَالَ وَ مَا سِجِّينٌ قَالَ جِبَالٌ مِنْ جَمْرٍ تُوقَدُ عَلَيْنَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ قَالَ فَمَا قُلْتُمْ وَ مَا قِيلَ لَكُمْ قَالَ قُلْنَا رُدَّنَا إِلَى الدُّنْيَا فَنَزْهَدَ فِيهَا قِيلَ لَنَا كَذَبْتُمْ قَالَ وَيْحَكَ كَيْفَ لَمْ يُكَلِّمْنِي غَيْرُكَ مِنْ بَيْنِهِمْ قَالَ يَا رُوحَ اللَّهِ إِنَّهُمْ مُلْجَمُونَ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ بِأَيْدِي مَلاَئِكَةٍ غِلاَظٍ شِدَادٍ وَ إِنِّي كُنْتُ فِيهِمْ وَ لَمْ أَكُنْ مِنْهُمْ فَلَمَّا نَزَلَ الْعَذَابُ عَمَّنِي مَعَهُمْ فَأَنَا مُعَلَّقٌ بِشَعْرَةٍ عَلَى شَفِيرِ جَهَنَّمَ لاَ أَدْرِي أُكَبْكَبُ فِيهَا أَمْ أَنْجُو مِنْهَا . . . .»
[19] ـ الكافي: 3/231، حديث 5؛ «عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قُلْتُ لَأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّل،امام كاظم عليهالسلام يَزُورُ الْمُؤمِنُ أَهْلَهُ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ فِي كَمْ قَالَ عَلَى قَدْرِ فَضَائِلِهِمْ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُلِّ يَوْمَيْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُلِّ ثَلاَثَةِ أَيَّامٍ قَالَ ثُمَّ رَأَيْتُ فِي مَجْرَى كَلاَمِهِ أَنَّهُ يَقُولُ أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَةً يَزُورُ كُلَّ جُمْعَةٍ قَالَ قُلْتُ فِي أَيِّ سَاعَةٍ قَالَ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ وَ مِثْلِ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ فِي أَيِّ صُورَةٍ قَالَ فِي صُورَةِ الْعُصْفُورِ أَوْ أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ فَيَبْعَثُ اللَّهُ تَعَالَى مَعَهُ مَلَكاً فَيُرِيهِ مَا يَسُرُّهُ وَ يَسْتُرُ عَنْهُ مَا يَكْرَهُ فَيَرَى مَا يَسُرُّهُ وَ يَرْجِعُ إِلَى قُرَّةِ عَيْن.»
[20] ـ الكافي: 5/128، حديث 2؛ «عَنْ عَجْلاَنَ أَبِي صَالِحٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام عَنْ أَكْلِ مَالِ الْيَتِيمِ فَقَالَ هُوَ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ثُمَّ قَالَ عليهالسلام مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ مَنْ عَالَ يَتِيماً حَتَّى يَنْقَطِعَ يُتْمُهُ أَوْ يَسْتَغْنِيَ بِنَفْسِهِ أَوْجَبَ اللَّهُ عز و جل لَهُ الْجَنَّةَ كَمَا أَوْجَبَ النَّارَ لِمَنْ أَكَلَ مَالَ الْيَتِيمِ.»
هم چنين آمده: الكافي: 5/128، حديث 1؛ «عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليهالسلام أَوْعَدَ اللَّهُ عز و جل فِي مَالِ الْيَتِيمِ بِعُقُوبَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا عُقُوبَةُ الآْخِرَةِ النَّارُ وَ أَمَّا عُقُوبَةُ الدُّنْيَا فَقَوْلُهُ عز و جلوَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ الآْيَةَ يَعْنِي لِيَخْشَ أَنْ أَخْلُفَهُ فِي ذُرِّيَّتِهِ كَمَا صَنَعَ بِهَؤلاَءِ الْيَتَامَى.»
[21] ـ فاطر 35 : 18؛ «و هيچ سنگين بارى بار گناه ديگرى را برنمىدارد.»
[22] ـ الجديد في تفسير القرآن المجيد: 5/505، ذيل سوره فاطر 35 : 18؛ ««وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى...»... عن ابن عباس أنه قال: يوم القيامة يقول كل واحد من الأب و الأم لابنه احمل عنّي وزرا واحدا فيقول الولد حسبي ما علي ... .»
[23] ـ زلزال 99 : 8؛ «و هركس هموزن ذرهاى بدى كند ، آن بدى را ببيند .»
English