لطفا منتظر باشید

خشم و غضب‏

منابع مقاله:

کتاب : توبه آغوش رحمت  

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

بدون ترديد خشم و غضب در غير مورد حق، و عصبانيت و از كوره در رفتن در برابر پيشامدها، يا اشتباه زن و فرزند و اقوام، يا آزار غافلان و جاهلان از برادران دينى، حالتى شيطانى و برنامه‏اى ابليسى و كارى ناپسند و عملى ناشايسته است.

فرو خوردن خشم و خوددارى از عصبانيت براى هر مسلمانى لازم و ضرورى است، چرا كه انسان در فضاى خشم و غضب دچار بسيارى از معاصى و گناهان مى‏شود، و چه بسا مرتكب اعمالى شود كه جبرانش غيرممكن‏ و يا محال باشد.

فرو خوردن خشم و عفو كردن مردم و نيكى به آنان از نشانه‏هاى مردم باتقوا، و موجب محبوبيت انسان نزد حضرت حق است.

«... وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» «1».

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

اذَا غَضِبَ احَدُكُمْ وَهُوَ قائِمٌ فَلْيَجْلِسْ، فَانْ ذَهَبَ عَنْهُ الْغَضَبُ وَالَّا فَلْيَضْطَجِعْ‏ «2».

هرگاه يكى از شما خشمگين شد در حالى كه ايستاده است بايد بنشيند، اگر خشمش در حال نشستن برطرف شد چه خوب ورنه به پهلو دراز بكشد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به اميرالمؤمنين عليه السلام سفارش كرد:

لَا تَغْضَبْ فَإذَا غَضِبْتَ فَاقْعُدْ، وَتَفَكَّرْ فِى قُدْرَةِ الرَّبِّ عَلَى الْعِبادِ وَحِلْمِهِ عَنْهُمْ، وَاذَا قِيلَ لَكَ، اتَّقِ اللَّهَ فَانْبِذْ غَضَبَكَ، وَارْجِعْ حِلْمَكَ‏ «3».

خشمگين مشو، اگر غضب كردى بنشين، و در قدرت خداوند نسبت به بندگانش و بردبارى او در برابر آنان بينديش، و اگر در آن حال به تو گفته شد:

خدا را پروا كن، غضب و خشمت را كنارى بينداز و به حلم و بردباريت باز گرد.

امام على عليه السلام فرمودند:

ايّاكَ وَالْغَضَبَ، فَاوَّلُهُ جُنونٌ، وَآخِرُهُ نَدَمٌ‏ «4».

بر تو باد كه از غضب بپرهيزى كه ابتدايش ديوانگى و پايانش پشيمانى است.

حضرت باقر عليه السلام فرمودند:

مَنْ كَظَمَ غَيْظاً وَهُوَ يَقْدِرُ عَلى‏ امْضائِهِ حَشَا اللَّهُ قَلْبَهُ امْناً وَايماناً «5».

كسى كه خشمش را فرو خورد در حالى كه قدرت بر به كار گيرى آن را دارد، خداوند قلبش را از امن و ايمان پر مى‏كند.

حضرت صادق عليه السلام فرمودند:

الْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ «6».

خشم كليد هر شرى است.

 

حقد و كينه‏

كينه‏ورزى، كينه‏توزى و دشمنى با مردم بدون علت شرعى، ممنوع و حرام است.

كينه‏ورز و كينه‏توز براى فرو نشاندن آتش كينه مجبور است آلوده به ستم و ظلم و گرفتار بعضى از معاصى و گناهان شود.

كينه‏ورز و كينه‏توز از رحمت آوردن به مردم و مهربانى به همگان بركنار است، و به همين خاطر بر اساس آيات قرآن و روايات از رحمت و لطف حق در دنيا و آخرت محروم است.

على عليه السلام مى‏فرمايند:

الْحِقْدُ ألْأمُ الْعُيوبِ‏ «7».

كينه پست‏ترين عيب‏هاست.

و در كلامى ديگر فرموده‏اند:

الْحِقْدُ مِنْ طَبايِعِ الْاشْرارِ «8».

كينه از سرشت مردم شرير است.

و در سخنى ديگر اعلام نموده:

الْحِقْدُ نارٌ كامِنَةٌ، لَايُطْفيها الّا مَوْتٌ اوْ ظَفَرٌ «9».

كينه آتشى پنهان است كه آن را جز مرگ يا پيروزى بر طرف مقابل خاموش نمى‏كند.

امام على عليه السلام فرمودند:

احْصُدِ الشَّرَّ مِنْ صَدْرِ غَيْرِكَ بِقَلْعِهِ مِنْ صَدْرِكَ‏ «10».

شر و فتنه را از سينه‏ى ديگرى با درآوردنش از سينه‏ى خودت ريشه‏كن كُن.

امام در سخنى ديگر فرمودند:

سَبَبُ الْفِتَنِ الْحِقْدُ «11».

علت فتنه‏ها كينه است.

و در كلامى ديگر فرمودند:

مَنِ اطَّرَحَ الْحِقْدَ اسْتَراحَ قَلْبُهُ وَلبُّهُ‏ «12».

كسى كه كينه را كنار انداخت قلب و مغزش استراحت كرد.

و در بيانى فرمودند:

لَيْسَ لِحَقُودٍ اخْوَةٌ «13».

براى كينه‏توز برادرانى نيست.

در دعاى ندبه مى‏خوانيم كه پس از وفات رسول عزيز اسلام تمام بلاهايى كه از جانب مردم به اهل بيتش رسيد، و همه‏ى فتنه‏هايى كه ايجاد شد، و انحرافاتى كه در دين و حيات مردم به وجود آمد، و جبرانش تا قيامت محال است، معلول حقد و كينه‏ى فتنه‏گران و حسودان بوده.

 

بخل‏

حالتى كه مانع از خرج كردن مال و مقام و آبرو در راه خداست و نمى‏گذارد انسان به درد دردمندان، و مشكل مشكل‏داران، و ناتوانى ناتوانان و خلأ آبرومندان برسد بخل است.

بخل حالتى شيطانى، اخلاقى و ابليسى و از اوصاف ناپاكان و اشرار و حسودان است.

قرآن مجيد به شدت به بخل و بخيل حمله مى‏كند، و آلودگان به بخل را در قيامت مستحق عذاب شديد و عقاب سخت مى‏داند.

«وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ...» «14».

آنانكه از آنچه كه خداوند از فضلش به آنان عنايت كرده بخل مى‏ورزند گمان نكنند كه اين بخل ورزى به سود آنان است، بلكه اين صفت براى آنان زيان دارد، آنچه را كه از پرداخت آن در راه خدا بخل ورزيده‏اند در قيامت به صورت طوق آتشين گردنگيرشان مى‏گردد!

«... وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ* يَوْمَ يُحْمى‏ عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ» «15».

و آنان كه طلا و نقره را ذخيره مى‏كنند، و در راه خدا انفاق نمى‏نمايند، به عذاب دردناك بشارتشان بده.

روزى كه طلا و نقره‏ى آنان در آتش دوزخ گداخته شود و پيشانى و پشت و پهلوى آنان را به آن اجناس گداخته داغ كنند، به آنان گفته شود: اين است آنچه كه براى خود ذخيره كرديد!

رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

اقَلُّ النّاسِ راحَةً الْبَخِيلُ‏ «16».

در ميان مردم آنكه راحتى او از همه كمتر است بخيل است.

امام على عليه السلام فرمودند:

الْبُخْلُ جامِعٌ لِمَساوِى‏ءِ الْعُيوبِ، وَهُوَ زِمامٌ يُقادُ بِهِ الى‏ كُلِّ سُوءٍ «17».

بخل جمع كننده‏ى تمام عيوب زشت است و آن مهارى است كه كشاننده‏ى به جانب تمام بديهاست.

امام هفتم عليه السلام فرمودند:

الْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ‏ «18».

بخيل كسى است كه از انجام آنچه كه خدا بر او واجب نموده بخل ورزد.

 

احتكار

حبس اجناس مورد نياز مردم به خصوص غذا و دارو به طمع گران شدن و به نيت ثروت‏اندوزى، ستم و ظلم شديد بر بندگان حق، به خصوص ناتوانان از جامعه است.

محتكر با بى‏رحمى خود زمينه‏ى محروميت خويش را از رحمت خداوند در دنيا و آخرت فراهم مى‏كند.

فروش اجناس احتكارى كارى حرام و خوردن مال به باطل و از نظر قرآن مجيد و روايات مذموم است.

در رابطه با خوردن مال و پولى كه از راه نامشروع به خصوص احتكار به دست مى‏آيد، قرآن مجيد مى‏فرمايد:

«وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً» «19».

آن كس كه از راه زور و ستم، و از طريق نامشروع به كسب مال برخيزد، و اموال مردم را به دشمنى و ظلم به جانب خود سوق دهد او را به زودى در آتش دوزخ درافكنيم كه انتقام گرفتن خدا از ستم پيشگان كارى آسان است.

رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

مَنْ جَمَعَ طَعاماً يَتَرَبَّصُ بِهِ الْغَلاءَ ارْبَعِينَ يَوْماً فَقَدْ بَرِئَ مِنَ اللَّه وَبَرِئَ اللَّهُ مِنْهُ‏ «20».

كسى كه خوراك مردم را در جايى به مدت چهل روز به انتظار گران شدن روى هم بگذارد، از خدا بيزار و خدا هم از او بيزار است!

و نيز آن حضرت فرمودند:

مَنِ احْتَكَرَ طَعاماً ارْبَعِينَ يَوْماً وَتَصَدَّقَ بِهِ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ‏ «21».

كسى كه چهل روز غذاى مردم را احتكار كند و آن را در راه خدا صدقه بدهد از او پذيرفته نخواهد شد.

و در كلامى فرمودند:

بِئْسَ الْعَبْدُ الْمُحْتَكِرُ انْ ارْخَصَ اللَّهُ الْاسْعارَ حَزِنَ، وَانْ اغْلَاهَا اللَّهُ فَرِحَ‏ «22».

محكتر انسان بدى است، اگر خداوند قيمت‏ها را ارزان كند اندوهگين مى‏شود، و اگر گران كند مسرور مى‏گردد.

رسول حق صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

يُحْشَرُ الْحَكّارُونَ وَقَتَلَةُ الْانْفُسِ الى‏ جَهَنَّمَ فِى دَرَجةٍ «23».

محتكران و قاتلان در جهنم در يك درجه خواهند بود.

امام على عليه السلام فرمودند:

الْاحْتِكارُ شِيَمُ الْاشْرارِ «24».

احتكار سرشت و خوى اشرار است.

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

(1)- آل عمران (3): 134.

(2)- الترغيب: 3/ 450.

(3)- تحف العقول: 13؛ بحار الأنوار: 74/ 68، باب 3، حديث 6.

(4)- غرر الحكم: 303، آثار أخرى للغضب، حديث 6898؛ مستدرك الوسائل: 12/ 12، باب 53، حديث 13376.

(5)- كافى: 2/ 110، باب كظم الغيظ، حديث 7؛ بحار الأنوار: 68/ 410، باب 93، حديث 24.

(6)- كافى: 2/ 303، باب الغضب، حديث 3؛ خصال: 1/ 7، حديث 22؛ بحار الأنوار: 70/ 266، باب 132، حديث 17.

(7)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6763.

(8)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6767.

(9)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6766.

(10)- نهج البلاغه: 801، حكمت 178؛ غرر الحكم: 106، فى النهى عن الشر، حديث 1911.

(11)- غرر الحكم: 299، بعض آثار الحقد، حديث 6781.

(12)- غرر الحكم: 299، ذم الحقد، حديث 6774.

(13)- غرر الحكم: 419، جملة من علائم شر الإخوان، حديث 9602.

(14)- آل عمران (3): 180.

(15)- توبه (9): 34- 35.

(16)- امالى صدوق: 20، المجلس السادس، حديث 4؛ بحار الأنوار: 70/ 300، باب 136، حديث 2.

(17)- نهج البلاغه: 868، حكمت 378؛ بحار الأنوار: 70/ 307، باب 136، حديث 36.

(18)- كافى: 4/ 45، باب البخل و الشح، حديث 4؛ بحار الأنوار: 93/ 16، باب 1، حديث 36.

(19)- نساء (4): 30.

(20)- طب النبى: 22؛ بحار الأنوار: 59/ 292، باب 89.

(21)- كنز العمال: 9720.

(22)- كنز العمال: 9715.

(23)- كنز العمال: 9739.

(24)- تفسير معين: 83.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه