اجتهاد و كوشش، از ويژگىهاى شيعه
امام صادق عليهالسلام ويژگى ديگر شيعه را مىفرمايد:
« و الاجتهاد »
ريشه اجتهاد، سه حرف، جهد است، مردم وقتى كلمه جهاد را مىشنوند فكر مىكنند يعنى اسلحه به دوش گرفتن و به جبهه رفتن، در حالى كه اين يك رشته
جهاد است نه همه جهاد. اجتهاد به معناى كوشش و فعاليت است.
امام صادق عليهالسلام مىفرمايد:
شيعيان ما عافيت طلب نيستند. اهل زحمت و تلاش در كار مثبت هستند. اهل علم آنها خوب درس مىخوانند. كشاورزان و صنعت گران آنان خوب كار مىكنند.
من از پسر علامه امينى رحمهالله پرسيدم: پدر شما روزى چند ساعت كار مىكرد كه كتاب الغدير را به نگارش در آوردند. علامه امينى رحمهالله اهل تبريز بود. حدود
هفتاد و پنج ساله بودند كه از دنيا رفتند. پسر ايشان گفت: در بيست و چهار ساعت، هجده ساعت كار مىكرد. شش ساعت براى صبحانه و ناهار و خواب گذاشته بودند. اين شيعه خسته نمىشود.
آيت الله مرعشى رحمهالله تعريف كردند: من در قم جوان و مجتهد بودم و در نجف تحصيل كرده بودم.
چهل ساله بودم كه چهار ماه گرماى قم را با بادبزن حصيرى سر مىكرديم. خادم را فرستادم به يك روستاى خنك كه يك خانه هشتاد مترى برايم اجاره كرده بود. بار اثاث را بسته بودم و كنار كوچه گذاشتم كه يك اسب بار كند. تا ما به آن روستا برويم و سه ماه آب خنك زير درختان بخوريم. فرمود: يك پيرزنى از در خانه من رد شد تا مرا ديد يك آهى كشيد و گفت: ما كه يك باد بزن حصيرى هم نمىتوانيم بخريم؟ خوش به حال آقا مىخواهد سه ماه آب خنك بخورد. پير
زن رفت و من به خادم خانه گفتم: اين بار را برگردان. خادم گفت: آقا اطاق كرايه كردهايم؟ گفتم: برو فسخ كن.
گفتند: من پنجاه سال از اين شهر بيرون نرفتهام و هنوز زير كولر ننشستهام، ديدم حق با پير زن است.
ايشان شروع به مطالعه و تحقيق كردند، يكى از كارهاى ايشان كتابى سى جلدى و كتابى محورى و مصدرى است. كتابخانه ايشان كه در كره زمين از نظر كيفى كم نظير است.
ايشان گفتند: من پول نداشتم كتاب بخرم، از آنان كه نماز و روزه گردنشان بود پول نماز و روزه مىگرفتم. و با اين پولها اين كتابها را خريدم. شيعيان ما اهل كارند واقعاً خسته نمىشوند.
من يك دوستى دارم داراى تخصص قلب است. او شانزده ساعت مىخواند و مىنويسد. و تا الان هميشه شاگرد اول بوده است. شيعه اگر درس بخواند عالى مىخواند. شيعه اگر صنعتگر است خيلى كارش را دقيق انجام مىدهد. اگر كشاورز است مانند اميرالمؤمنين بهترين كشاورزى را دارد. اگر پاكدامن است بهترين پاكدامن است.
كسى شيعهاى را در مسجدالحرام به نام صفوان بن يحيى ديد، اهل كوفه
بود. خيلى نماز مىخواند، يعنى صد و پنجاه و سه ركعت مىخواند. به او گفت: صفوان چرا اين قدر نماز مىخوانى؟ گفت: من دو تا شريك داشتم. عبداللّه بن جندب و على بن نعمان يك روز نشسته بوديم با هم قرار گذاشتيم. هر كدام زودتر مرديم، آن دو نفر ديگر تمام نمازهاى ديگرى و روزههايش را انجام دهد. على بن نعمان مرد. من با عبداللّه بن جندب حساب كرديم فهميديم او شصت و پنج سال تكليف داشته است. برايش خوانديم، حالا من ماندم و نماز و روزه آن دو را انجام مىدهم و سر سال سه تا زكات مىدهم.
اين شيعه است كه اين گونه كار مىكند. شيعه قوى و استوار و محكم و اهل ورع و اجتهاد است.
English