اخلاص در عمل
هيچ مايهاي نميتواند به عبادت و کوشش و نيکيها رنگ او را بدهد جز اخلاص؛ و اخلاص هم ويژة قلب است. يعني آدم بايد به خدا و کار حق، معرفت پيدا کند و بعد هم تمرين کند که هر کاري ميکند، بدون لحاظ کردن هیچکس و چيز دیگری آن کار را انجام دهد.
تو بندگي چو گدايان به شرط مزد نکن
که خواجه خود روش بنده پروري داند
انسان عبادت و کار خيري انجام میدهد و ميل او اين است که اين عبادت و عمل خير را کسي ببيند. اما چه بينندهاي بالاتر و برتر از وجود مقدس حضرت حق است. جلب نظر پروردگار نيكو است؛ اگر نظر شش ميليارد جمعيت به يک عبادت و کار خيري جلب شود، هيچ ارزشي ندارد جز اينکه ساختمان عبادت و کار خير را ویران کند. جلب توجه ديگران يعني آتش زدن به خرمن عبادت و کار خير.
از طرفی انسان علاقه دارد که براي عبادت و کار خير خود، مزدي بطلبد. ارزش هيچ عبادتي چنان نیست که کسي جز خدا بتواند بعد از انجام عمل، آن را بپردازد؛ بالاترين پاداش دهنده حضرت حق است. انجام عمل به طمع پاداش او نیز اخلاص و خلوص است.
English