فرونشاندن خشم
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد هشتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
غضب و خشم آتش خطرناكى است كه بر جان و بر ايمان زند.
گاهى از طرف نزديكان و آشنايان و دوستان و مردم كوچه و بازار نسبت به انسان اشتباهى به بار مىآيد و باعث ناراحتى و رنج و غضب و خشم مىگردد كه اگر در اين موارد مهار حركات و حالات به دست خشم افتد، آدمى به گناهى عظيم و ضررهايى بزرگ و خسارتهايى جبرانناپذير دچار مىشود.
قرآن مجيد در اين گونه موارد از انسان مىخواهد بر خود مسلّط باشد و از شعله ور شدن آتش غضب كه نمونهاى از آتش جهنم است پيشگيرى كند و چنانچه اين آتش بر خلاف خواسته حضرت محبوب زبانه كشيد با صبر و حوصله به خاموش كردن آن قبل از دست زدن به كارى همت گمارد، و علاوه بر آن از طرف مقابل خود گذشت كرده و به او نيكى كند.
فرو خوردن خشم و گذشت و عفو از انسان اشتباه كار، و نيكى به او از اخلاق انبيا و به خصوص رسول اسلام و از اوصاف پاك پرهيزكاران و اهل تقواست.
الَّذِينَ يُنفِقُونَ فِى السَّرَّآءِ وَالضَّرَّآءِ وَالْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ» «1»
آنان كه در گشايش و تنگ دستى انفاق مىكنند، و خشم خود را فرو مىبرند، و از [خطاهاىِ] مردم در مىگذرند؛ و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
امام صادق عليه السلام فرمود:
الْغَضَبُ مِفْتاحُ كُلِّ شَرٍّ. «2»
خشم و عصبانيت كليد هر شرّى است.
و نيز فرمود:
كانَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَتَعَوَّذُ فى كُلِّ يَوْمٍ مِنْ سِتٍّ: مِنَ الشَّكِّ، وَ الشِّرْكِ، وَ الْحَمِيَّةِ، وَالْغَضَبِ، وَ الْبَغْىِ، وَالْحَسَدِ. «3»
رسول خدا صلى الله عليه و آله هر روز از شش چيز به خدا پناه مىبرد: شك، شرك، نخوت، خشم، تجاوز، حسد.
فاطمه، دختر حضرت رضا عليه السلام از پدرانش از امير المؤمنين از رسول خدا صلوات اللَّه عليهم اجمعين روايت مىكند:
مَنْ كَفَّ غَضَبَهُ كَفَّ اللّهُ عَنْهُ عَذابَهُ، وَ مَنْ حَسُنَ خُلْقُهُ بَلَغَهُ اللّهُ دَرَجَةَ الصّائِمِ الْقائِمِ. «4»
هر كس غضب خود را مهار كند و خشم خود را جلوگيرى نمايد، خداوند او را از عذاب حفظ كند، و هر كه اخلاقش نيكو باشد حضرت حق او را به درجه شخص روزه دار كه به نماز هم قيام دارد، برساند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه ابليس گفت:
الْغَضَبُ وَهْقى وَ مِصْيادى، وَ بِهِ اصُدُّ خِيارَ الْخَلْقِ عَنِ الْجَنَّةِ وَ طَريقِها. «5»
خشم و غضب كمند و دام من است، به وسيله آن راه بهشت را به روى خوبان مىبندم.
امام صادق عليه السلام از حضرت باقر عليه السلام روايت مىكند:
اىُّ شَىْءٍ اشَرُّ مِنَ الْغَضَبِ؟ انَّ الرَّجُلَ اذا غَضِبَ يَقْتُلُ النَّفْسَ وَيَقْذِفُ الْمُحْصَنَةَ. «6»
چه چيزى از عصبانيت بدتر است؟ انسان هرگاه غضب كند به آدم كشى و لكه دار كردن دامن با عفت دست مىزند!
خاموش كردن فتنه
فتنهگرى در ميان خانوادهها و جامعه، يا در ميان دو ملت يا چند ملّت كه باعث ايجاد كينه و از هم گسستگى و دشمنى در بين افراد نسبت به يكديگر و علّت بروز جنگ و خونريزى و ضررها و خسارتهاى جبرانناپذير در ميان ملّتها و اقوام است.
فتنهگرى از گناهان بسيار بزرگ و به فرموده قرآن مجيد گناهى سنگينتر از گناه قتل نفس است بدون ترديد كار كافران و مشركان و معاندان و فاسقان و مردم پست و بى هويت و شيطان مسلك است.
گروهى از اين بى خبران از حق، و آلودگان به رذايل اخلاقى، و پست فطرتان آلوده، در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله به طور دائم و بى وقفه در ميان مردم به فتنه گرى مشغول بودند.
ادامه كار آنان خسارتهاى غير قابل جبران براى اسلام و ملت اسلام داشت.
اينان با برنامه خود به سوى خاموش كردن چراغ دين به پيش مىرفتند، حضرت حق در قرآن مجيد نسبت به اين جرثومههاى ننگين تكليف مسلمانان را روشن فرمود:
وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ اخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ اخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ اشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» «7»
و آنان را [كه از شرك و كفر و هيچ ستمى بازنمىايستند] هر كجا يافتيد، به قتل برسانيد و از جايى كه شما را بيرون كردند بيرونشان كنيد و فتنه [كه شرك، بتپرستى، بيرون كردن مردم از خانه و كاشانه و وطنشان باشد] از قتل وكشتار بدتر است.
وَقاتِلُوهُمْ حَتّى لاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدّينُ لِلّهِ» «8»
و با آنان بجنگيد تا فتنهاى [چون شرك، بتپرستى و حاكميّت كفّار] بر جاى نماند و دين فقط ويژه خدا باشد.
امير المؤمنين عليه السلام ريشه فتنه را هواى نفس و برنامههاى آلوده به بدعت مىداند:
ايُّهَا النّاسُ انَّما بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ مِنْ اهْواءٍ تُتَّبَعُ، وَ احْكامٍ تُبْتَدَعُ يُخالَفُ فِيها حُكْمُ اللّهِ. «9»
اى مردم! بدون شك شروع وقوع فتنه از هواپرستى، و احكام خود رأى است كه مخالف حكم خداست.
رسول خدا صلى الله عليه و آله اصحاب جمل و صفّين و نهروان را فتنه گران آلودهاى مىدانست كه در زمان حكومت مولا در ميان مردم بى گناه و مظلوم، آتشها روشن كنند و مزاحم دولت الهى على عليه السلام شوند، آنان را در تعبير ديگر ناكث و قاسط و مارق «10» خواند.
رسول خدا پس از بيانات مفصل خود، و نشان دادن موضع فتنه گران پليد فرمودند:
يا عَلِىُّ انَّكَ باقٍ بَعْدى وَ مُبْتَلىً بِامَّتى وَ مُخاصِمٌ بَيْنَ يَدَى اللّهِ فَأَعِدَّ لِلْخُصُومِ جَواباً. فَقُلْتُ: بِابى انْتَ وَ امّى، بَيِّنْ لِى ما هذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتى ابْتُلِىَ بِها، وَ عَلى ما اجاهِدُ بَعْدَكَ؟
فَقالَ لى: انَّكَ سَتُقاتِلُ بَعْدِى النّاكِثَةَ وَ الْقاسِطَةَ وَ الْمارِقَةَ؛ وَ حَلّاهُمْ وَ سَمّاهُمْ رَجُلًا رَجُلًا، وَ تُجاهِدُ امَّتى عَلى كُلِّ مَنْ خالَفَ الْقُرآنَ مِمَّنْ يَعْمَلُ فِى الدِّينِ بِالرَّأْى وَ لا رَأْىَ فِى الدِّينِ، انَّما هُوَ امْرٌ مِنَ الرَّبِّ وَ نَهْيِهِ. «11»
يا على! پس از من زندگيت ادامه پيدا مىكند و به امّتم مبتلا مىشوى، و در پيشگاه حق با آنان به محاكمه مىنشينى براى آن روز جواب آماده كن، عرضه داشتم: پدر و مادرم فدايت! اين فتنهاى كه امّت به آن گرفتار مىشوند براى من توضيح بده و اين كه بر چه چيزى با آنان بجنگم!!
فرمود: بعد از من با ناكثين و قاسطين و مارقين قتال خواهى كرد. آنگاه اسامى فرد فرد آنان را گفت، سپس فرمود: با هر كس كه در امّتم با قرآن مخالفت كند و در دين به رأى خودش عمل كند جنگ كن كه دين رأى بردار نيست، دين فقط و فقط امر و نهى خداست.
به هر صورت قرآن و روايات فتنه را گناهى بزرگ و خاموش كردن آن را عملى عظيم و ثوابى فوق العاده مهم مىدانند.
مردم مؤمن اگر در مقابل فتنه نايستند و با قدم و قلم و زبان و جان، و مال و آبرو جلوى گسترش فتنه را نگيرند، آتش فتنه به جان و ايمان خود آنان هم خواهد افتاد.
پيوستن پراكندگان
جامعه اسلامى با مردم يك شهر و يك منطقه، يا خانوادهاى پرجمعيت، هميشه داراى افرادى پاك سرشت، خوش اخلاق، با سخاوت، موقّر و منظم، متين و استوار، مؤمن و متّقى است.
اگر انسان بتواند خوبان امت يا نيكان شهر، يا پاكان خانواده را تبديل به دست واحد كند، وظيفه اسلامى دارد كه اين افراد متفرق و پراكنده را جمع كند و از طريق آن جمعيت يك دست و يك هدف، كارهاى مهم انجام دهد، و بسيارى از مشكلات مملكت يا شهر، يا اقوام را حل كند.
با چنين جمعيتى مىتوان، مسجد، حمام، كتابخانه، مدرسه، دانشگاه، مجتمع دينى، صندوق قرض الحسنه به وجود آورد، و با چنين نيروى پاكى مىتوان مشكلات مالى، خانوادگى و اخلاقى مردم شهر و جمعيت يك كشور را به حداقل رساند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- آل عمران (3): 134.
(2)- الكافى: 2/ 303، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 15/ 358، باب 53، حديث 20733.
(3)- بحار الأنوار: 70/ 263، باب 132؛ الخصال: 1/ 329، حديث 24.
(4)- بحار الأنوار: 68/ 388، باب 92، حديث 36؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2/ 71، حديث 328.
(5)- بحار الأنوار: 70/ 265، باب 132، ذيل حديث 15.
(6)- بحار الأنوار: 70/ 265، باب 132، حديث 16؛ الاختصاص: 243.
(7)- بقره (2): 191.
(8)- بقره (2): 193.
(9)- الكافى: 8/ 58، حديث 21؛ بحار الأنوار: 2/ 290، باب 34، حديث 8.
(10)- ناكث: بيعت شكنان، قاسط: روگردانان از حق، مارق: بيرون روندگان از دين همچون تير از كمان.
(11)- بحار الأنوار: 29/ 422؛ الاحتجاج: 1/ 195.
English