طلاق در عرب پيش از اسلام
با توجه به اين كه زن در ميان عربهاى روزگار جاهليت ارزشى نداشته، تا جائى كه زنده به گور كردن دختران در ميان آنان يك سنت پسنديده به شمار مىرفته از اين رو مرد در ميان عربها همه كاره و فعال ما يشاء بوده، طلاق نيز در اختيار او قرار داشت كه به صورتهاى گوناگون زير اقدام به طلاق و متاركه با زن مىنمود:
طلاق كنائى
گاهى مرد با زنش قهر مىكرد و تنها به سفر مىرفت و يا خيمه و رختخوابش را از زن جدا مىنمود و به اين وسيله به او مىفهمانيد كه ديگر حاضر نيست با او زندگى كند، و او نيز لازم بود به خانواده و قبيله خود برگردد.
اين نوع از طلاق را طلاق كنائى مىگفتند كه چنين طلاقى در اسلام مردود شناخته شد.
طلاق صريح
طلاق رسمى عربهاى جاهلى با تعبيراتى از قبيل: «الحقى باهلك فتعود طالقاً، حبلك على غاربك، انت نحلى كهذا البعير،» اجراء و اعلام ميشد و متاركه صورت مىگرفت.
ظهار
از جمله راههاى متاركه زن و مرد در ميان عربهاى جاهلى چنين بود كه مرد به همسرش مىگفت: «ظهرك كظهر امى» پشت تو مانند پشت مادر من است، پس از اين تعبير، ديگر زن بر مرد حلال نبود و بايد دنبال كارش و به خانه اقوامش مىرفت.
ايلاء
از طرق ديگر متاركه ايلاء بود كه مرد سوگند ياد مىكرد كه ديگر با همسرش همبستر نشود و به اين وسيله زن را در مضيقه قرار مىداد و به او زيان مىزد.
لعان
هر گاه مرد، زن را متهم به زنا مىكرد، و يا فرزندش را از خود نمىدانست، حق داشتند يكديگر را لعن كنند و بر يكديگر حرام دائم گردند.
امّا اسلام شايستهترين راهها را دربارهى طلاق و ملحقات آن تشريع كرد، و بر طلاق جاهليت اولى و جاهليت اين قرن خط بطلان كشيد، و همه ملتها را از اينگونه طلاقها كه جز ستم بر زن نيست بر حذر داشت.
English