شعور حيوانات
تمام حيوانات عالم، علم دشمنشناسي و دوستشناسي دارند. موش با ديدن گربه سریع فرار ميکند، اما کنار پلنگ که شکل گربه است، بازي ميکند. موش ميداند پلنگ کاري به او ندارد، ولي گربه به اين کوچکي شش تا موش را يک جا شكار ميکند. اما از پلنگ نميترسد. خدا چه عظمتي دارد؛ خدایی که در مغز اين حيوانات، این دانشهاي گوناگون را قرار داده است.
در اينجا است که آدم بايد با تمام وجود فرياد بزند:
«العظمة لله الواحد القهار»
حيواني به اندازة موش صحرايي است. این حیوان تا دشمن را ميبيند، صبر ميکند که دشمن تا حد معيني جلو بيايد؛ از او وحشت نميکند. دشمن خيال ميکند كه حيوان ترسيده و خودش را باخته و آماده است که طعمه شود. اين نرم تن معمولي صبر میکند که دشمن در آن حد معين به او نزديک شود، اما نميگذارد او را لمس کند؛ اما ناگهان از بدنش 220 ولت برق توليد ميکند و به طرف دشمن اشعه ميفرستد و او را در جا خشک ميکند.
کارخانة برقي که مولد 220 ولت برق براي خشک کردن است، در کجاي اين حيوان قرار گرفته است. او چگونه اين 220 ولت را ميفرستد؟! موج برق را چگونه ميفرستد؟! این مسائل را فقط با ارادة خدا ميشود حل کرد.
English