اصلاح بين مردم
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد هشتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
حلّ اختلاف مردم با بيانى شيرين و سخنى دلپذير و موعظهاى حسنه، و به خرج دادن اخلاق يا مايه گذاشتن مال، دستور صريح اسلام است.
مسلمان نبايد اجازه دهد، اختلاف بين مردم مسلمان اعم از اختلاف زن و شوهر، دو خانواده، پدر ومادر و فرزندان، دو دوست، دو شريك، دو جمعيت، دو محل، دو شهر، دو مملكت كه يا معلول كمبود اخلاقى يا ميوه تلخ فقر و ندارى است، ادامه پيدا كند.
بر افراد آگاه و بزرگ ترهاى خانواده و جامعه و به خصوص اهل علم و معرفت واجب است در مقام اصلاح بين مردم به وسيله هر مايهاى كه لازم است، اخلاقى، آبروئى، مالى اقدام نمايند.
گاهى بين دو زوج به خاطر كمبود مالى اختلاف پيدا مىشود كه ادامه اختلاف ممكن است منجر به طلاق شود، بر بزرگان فاميل به خصوص ثروتمندان آنها واجب است با مال خود به نحوى كه آبروى آن خانواده حفظ شود. اقدام به رفع اختلاف كنند.
اصلاح بين مردم در آيات قرآن
فَاتَّقُوا اللّهَ وَ اصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ» «1»
از خدا پروا كنيد و [اختلاف و نزاع] بين خود را اصلاح نماييد.
وَ انْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما فَانْ بَغَتْ احْداهُما عَلَى الْاخْرى فَقَاتِلُوا الَّتى تَبْغى حَتَّى تَفىءَ الى امْرِ اللّهِ فَانْ فَاءَتْ فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالعَدْلِ وَ اقْسِطُوا انَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ» «2»
و اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر بجنگند ميان آنها صلح و آشتى برقرار كنيد، و اگر يكى از آن دو گروه بر ديگرى تجاوز كند، با آن گروهى كه تجاوز مىكند، بجنگيد تا به حكم خدا باز گردد. پس اگر بازگشت، ميانشان به عدالت و انصاف، صلح و آشتى برقرار كنيد؛ و همواره دادگرى را پيشه سازيد كه خدا دادگران را دوست دارد.
انَّما الْمُؤْمِنُونَ اخْوَةٌ فَاصْلِحُوا بَيْنَ اخَوَيْكُمْ» «3»
جز اين نيست كه همه مؤمنان با هم برادرند؛ بنابراين [در همه نزاع ها و اختلافات] ميان برادرانتان صلح و آشتى برقرار كنيد.
اصلاح بين مردم در روايات
امير المؤمنين عليه السلام در لحظات آخر عمر پربركت و نورانى خود به امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرمود:
اوصيكُما وَ جَميعَ وَلَدى وَ اهْلى وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتابِى بِتَقْوَى اللّهِ وَنَظْمِ امْرِكُمْ وَ صَلاحِ ذاتِ بَيْنِكُمْ فَانّى سَمِعْتُ جَدَّكُما صلى الله عليه و آله يَقُولُ: صَلاحُ ذاتِ الْبَيْنِ افْضَلُ مِنْ عامَّةِ الصَّلاةِ وَ الصِّيامِ. «4»
شما و همه فرزندان و خاندانم و هر كه اين وصيتم به او مىرسد را به تقواى الهى، و نظم در زندگى و اصلاح بين مردم سفارش مىكنم، چرا كه از جد شما صلى الله عليه و آله شنيدم فرمود: اصلاح ذاتالبين از عموم نماز و روزه بهتر است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
الا اخْبِرُكُمْ بِافْضَلَ مِنْ دَرَجَةِ الصِّيامِ وَ الصَّلاةِ وَ الصَّدَقَةِ قالوا: بَلى يا رسول اللّه! قالَ: صَلاحُ ذاتِ الْبَيْنِ، فإنَّ فَسادَ ذاتِ الْبَيْنِ هِىَ الْحالِقَةُ. «5»
شما را به كارى برتر از درجه روزه و نماز و صدقه خبر دهم. گفتند: آرى، رسول خدا! فرمود: آشتى دادن بين مردم؛ زيرا بر هم زدن بين مردم، نابود كننده است.
حضرت صادق عليه السلام به مفضل فرمود:
اذا رأَيْتَ بَيْنَ اثْنَيْنِ مِنْ شيعَتِنا مُنازَعَةً فَافْتَدِها مِنْ مالى. «6»
چون بين دو شيعه ما دعوائى مشاهده كردى، از مال من به آن دعوا خاتمه بده.
امام على عليه السلام فرمود:
ثابِرُوا عَلى صَلاحِ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُتَّقينَ. «7»
بر اصلاح بين مؤمنان و اهل تقوى مداومت كنيد.
فاش نمودن خوبىها و پنهان كردن زشتىها
فاش كردن خوبىهاى يك انسان در ميان مردم، و پنهان داشتن زشتىهاى او عملى مورد پسند حق است، و از اخلاق انبيا و امامان معصوم عليهم السلام است.
چه نيكوست كه انسان خوبىهاى افراد را براى مردم بازگو كند، تا به نشر معروف كمك كرده، و به آبروى خوبان افزوده باشد، و چه زشت است كه انسان زشتىها را رواج دهد تا ارواح آلوده گردد، و آبروى آبروداران بر باد رود.
معمولًا پنهان كردن خوبىها و فاش نمودن زشتىها كار بى خبران و فاسقان و فاجران و بى خردان است، اينان كه در مقام پنهان داشتن حسنات، فاش كردن زشتىها هستند، درونى آلوده به رذايل اخلاقى دارند، و در برابر حق متكبّر و در برابر خلق حسودند. اينان به فرموده كتاب خدا جزائى جز عذاب اليم در روز قيامت ندارند.
انَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ انْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِى الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ فِى الدُّنْيا وَ الْأَخِرَةِ» «8»
كسانى كه دوست دارند كارهاى بسيار زشت [مانند آن تهمت بزرگ] در ميان اهل ايمان شايع شود، در دنيا و آخرت عذابى دردناك خواهند داشت.
فاش نمودن زشتىهاى پنهان مردم كارى شيطانى و عملى حرام است و برنامهاى ضد اخلاق و خلاف انسانيت مىباشد.
معصومين بزرگوار ما بر اين حقيقت اصرار دارند كه زشتىها را پنهان بداريد و آبروى مردم را حفظ كنيد، و خوبىها را پخش كنيد و به آبرو و اعتبار مردم بيفزائيد كه اين از اخلاق حضرت حق است.
يا مَنْ اظْهَرَ الْجَميلَ وَ سَتَرَ الْقَبيحَ. «9»
اى خداوندى كه خوبى را ظاهر مىكنى و بدى را مىپوشانى.
امام على عليه السلام در دعاى كميل عرضه مىدارد:
كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ. «10»
چه بسيار بدى كه آن را از ديد مردم پنهان داشتى.
وَبِرَحْمَتِكَ اخْفَيْتَهُ، وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ. «11»
تويى آن مهربان خدائى كه بدىهايم را به رحمتت پنهان كردى و به فضلت پوشاندى، تا بتوانم در ميان مردم به خوبى و خوشى به زندگيم ادامه دهم.
حضرت مولا عليه السلام مىفرمايد:
لَوْ وَجَدْتُ مُؤْمِناً عَلى فاحِشَةٍ لَسَتَرْتُهُ بِثَوْبى. «12»
اگر مؤمنى را در كار زشتى بيابم او را با لباسم مىپوشانم (تاديگران وى را نبينند، مبادا كه زبان خود را نگاه ندارند و آبروى آن مؤمن بر باد رود)!
حضرت صادق عليه السلام روايت مىفرمايد:
نَحْنُ اصْلُ كُلِّ خَيْرٍ، وَ مِنْ فُرُوعِنا كُلُّ بِرٍّ، وَ مِنَ الْبِرِّ التَّوْحِيدُ وَ الصَّلاةُ وَ الصِّيامُ وَ كَظْمُ الْغَيْظِ وَ الْعَفْوُ عَنِ الْمُسىءِ وَ رَحْمَةُ الْفَقيرِ وَ تَعاهُدُ الْجارِ وَ الْاقْرارُ بِالفَضْلِ لِاهْلِهِ. وَ عَدُوُّنا اصْلُ كُلِّ شَرٍّ، وَمِنْ فُرُوعِهِمْ كُلُّ قَبيحٍ وَ فاحِشَةٍ، فَمِنْهُمْ الْكِذْبُ وَ النَّميمَةُ وَ الْبُخْلُ وَ الْقَطيعَةُ وَ اكْلُ الرِّبا وَ اكْلُ مالِ الْيَتِيمِ بِغَيْرِ حَقِّهِ وَ تَعَدِّى الْحُدودِ الَّتى امَرَاللّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ رُكُوبُ الْفَواحِشِ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ مِنَ الزِّنا و السِّرْقَةِ، وَكُلُّ مَنْ وافَقَ ذلِكَ مِنَ الْقَبيحِ، وَكَذَبَ مَنْ قالَ انَّهُ مَعَنا وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِفَرْعِ غَيْرِنا. «13»
ما ريشه هر خيرى هستيم و هر عمل نيكى شاخ و برگ ماست، و از نيكى توحيد و نماز و روزه و فرو خوردن خشم و گذشت از بد كار و رحمت به فقير، تعهد نسبت به همسايه و اقرار و اعترافت به خوبى خوبان است.
دشمنان ما ريشه هر شر و از شاخ و برگ آنان هر بدى و گناهى است از جمله:
دروغ، دوبه هم زنى، بخل، قطع رحم، خوردن ربا، خوردن مال يتيم بدون حق، تجاوز از حدود الهى و ارتكاب بدىهاى ظاهر و باطن از قبيل زنا و دزدى و هرچه كه قبيح است.
دروغ مىگويد آن كه آلوده به اين امور است و خود را از ما مىداند!
نرم خويى
اخلاقى كه مردم را جذب كند، و باعث هدايت و رشد مردم شود نرم خوئى نام دارد.
نرم خوئى حقيقى است كه حضرت حق، پيامبر بزرگوارش را به آن ستوده، پيامبرى كه او را اسوه و سرمشق تمام مردم تا روز قيامت قرار داده است، و پيروى از او را در تمام شؤون لازم شمرده، و متخلّف از وى را بدبخت و شقى ناميده است.
فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَليظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» «14»
[اى پيامبر!] پس به مهر و رحمتى از سوى خدا با آنان نرم خوى شدى، و اگر درشت خوى و سخت دل بودى از پيرامونت پراكنده مىشدند.
حضرت عبدالعظيم حسنى از حضرت رضا عليه السلام روايت مىكند:
كانَ فِيما ناجَى اللّهَ مُوسَى بْنُ عِمْرانَ انْ قالَ: الهى ما جَزاءُ مَنْ كَفَّ اذاهُ عَنِ النّاسِ، وَ بَذَلَ مَعْرُوفَهُ لَهُمْ؟ قالَ: يا مُوسى تُناديهِ النّارُ يَوْمَ الْقِيامَةِ:
لاسَبيلَ لِى عَلَيْكَ. «15»
موسى در مناجات با خدا از حضرت حق پرسيد:
خداوندا! جزاى كسى كه آزارش را از مردم نگاهدارد و خوبى خود را در هر زمينهاى به مردم برساند چيست؟ فرمود: اى موسى! در قيامت آتش به او مىگويد: مرا بر تو راهى نيست.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
نِعْمَ وَزيرُ الْإيمانِ الْعِلْمُ، وَنِعْمَ وَزيرُ الْعِلْمِ الْحِلْمُ، وَنِعْمَ وَزيرُ الْحِلْمِ الرِّفْقُ، وَنِعْمَ وَزيرُ الرِّفْقِ اللّينُ. «16»
ايمان را چه پشتيبان خوبى است علم، و علم را چه كمك خوبى است بردبارى، و بردبارى را چه يار خوبى است مدارا، و مدارا را چه يار خوبى است نرم خوئى.
و نيز فرمود:
ما مِنْ عَمَلٍ احَبَّ الَى اللّهِ تَعالى و الى رَسُولِهِ مِنَ الْإيمانِ بِاللّهِ وَ الرِّفْقِ بِعِبادِهِ، وَ ما مِنْ عَمَلٍ ابْغَضَ إِلَى اللّهِ تَعالى مِنَ الْاشْراكِ بِاللّهِ تَعالى وَ الْعُنْفِ عَلى عِبادِهِ. «17»
عملى نزد خدا و رسول خدا محبوبتر از ايمان به خدا و نرم خوئى نسبت به عباد خدا نيست، و عملى مبغوضتر نزد خدا از شرك و سختگيرى به بندگان الهى نيست.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ ماتَ مُدارِياً ماتَ شَهيداً. «18»
هر كس در حال نرم خويى با مردم بميرد شهيد از دنيا رفته است.
حضرت باقر عليه السلام فرمود:
انَّ لِكُلِّ شَىْءٍ قُفْلًا، وَ قُفْلُ الْإيمانِ الرِّفْقُ. «19»
براى هر چيزى قفلى است كه آن را از دستبرد حفظ مىكند، و قفل ايمان مدارا و نرم خوئى است.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
الرِّفْقُ يُمْنٌ، وَالْخُرْقُ شُومٌ. «20»
نرم خويى بركت، و سختگيرى و بدعملى شومى است.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- انفال (8): 1.
(2)- حجرات (49): 9.
(3)- حجرات (49): 10.
(4)- نهج البلاغه: نامه 47.
(5)- مجموعة ورّام: 1/ 39.
(6)- الكافى: 2/ 209، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 18/ 440، باب 1، حديث 24002.
(7)- عيون الحكم و المواعظ: 218.
(8)- نور (24): 19.
(9)- الكافى: 2/ 578، حديث 4؛ تهذيب الاحكام: 3/ 84، حديث 12.
(10)- البلد الأمين: 188؛ مصباح المتهجّد: 845.
(11)- البلد الأمين: 191؛ مصباح المتهجّد: 849.
(12)- دعائم الاسلام: 2/ 446، حديث 1559؛ الجعفريات: 242.
(13)- بحار الأنوار: 24/ 303، باب 66، حديث 15؛ الكافى: 8/ 242، حديث 336.
(14)- آل عمران (3): 159.
(15)- بحار الأنوار: 72/ 52، باب 42، حديث 6.
(16)- بحار الأنوار: 72/ 53، باب 42، حديث 11؛ دعائم الاسلام: 1/ 82.
(17)- بحار الأنوار: 72/ 54، باب 42، ذيل حديث 19.
(18)- بحار الأنوار: 72/ 55، باب 42؛ الدّعوات: 220، حديث 597.
(19)- بحار الأنوار: 72/ 55، باب 42، حديث 20؛ الكافى: 2/ 118، حديث 1.
(20)- بحار الأنوار: 72/ 59، باب 42، حديث 23؛ الكافى: 2/ 119، حديث 4.
English