آيا راهى براى فرار از ربا هست؟
با توجه به مطالبى كه در علل تحريم ربا و به زنجير كشيدن اموال مردم از كتاب و سنت آورده شده، و با در نظر گرفتن آن همه تهديد و تشديد و اعلان جنگ از طرف خدا و رسول بر ضد رباخواران چگونه متصور است كه با صحنه سازى و تبديل نام به شكلى كه در اين زمان متداول شده است حقيقت و واقع امر تغيير كند و محرمات مباح گردد، در صورتى كه مناط احكام شرعى حسن و قبح و مصالح و مفاسد واقعى است نه الفاظ و عناوين.
بنابراين مشاهده مىكنيم در هر مورد كه از نظر واقع مفسدهاى از آنچه ذكر شد مترتب نمىشود حتى با صدق عنوان ربا مانعى از آن نمىباشد، مانند معاملات ربوى ميان پدر و فرزند و زن و شوهر:
«ليس بين الرجل و ولده ربا:»
ميان مرد و فرزندش ربا نيست.
«و لا بين المرئه و زوجها ربا:» ميان زن و شوهرش ربا نيست.
زيرا رابطه اتحاد ميان پدر و فرزندش و زن و شوهر به اندازهاى مستحكم است كه از نظر شارع اسلام در حكم شخص واحد به شمار مىروند، و البته اگر شخص واحد مالى را از اين دست خود به دست ديگرش منتقل كند اشكال و مفسدهاى به وجود نخواهد آمد.
و اگر اين عمل صورت سازى و سوء استفاده از مواد و مقرراتى كه در موارد ديگر، و در شرايط مخصوص به آن مورد وضع شده است، و پنهان ساختن جرم رباخوارى زير پردهى عناوين ديگر كه مسلما نه در پيشگاه خداوند از نظر مردم پنهان نخواهد ماند، در قانون اسلام به صحت و حليت شناخته شود، آيا منجر به نقض غرض از تحريم ربا نمىگردد؟
و آيا ممكن است خود قانونگذار به مخالفت و در هم شكستن قانونى كه خود وضع نموده است، اين همه دستآويز به دست متمردان و قاچاقچيان بدهد؟ و اگر فرض شود كه خداوند اجازه داده است همه سرمايهداران و استثمارگران رباخوارى را به رنگ بيع و شرط و يا ضم ضميمه و امثال آن رنگآميزى كنند و در فساد و خرابكارى همه جا مطلق العنان باشند پس چه حاجت و علتى وضع قانون ربا را به آن شدت ايجاب مىكرد؟ و اين به اصطلاح «تبصره» تا چه اندازه وسعت و شمول دارد كه در همه جا و به دلخواه همه كس مىتواند قانون را از اثر انداخته و آن را بكلى لغو ونسخ نمايد.
English