لطفا منتظر باشید

بندگان خالص پروردگار

اما داراترين انسان در اين عالم که دارايي‌اش را نمي‌گيرند، آن است که خداوند به پيامبر مي‌فرمايد: بند کفن را باز مي‌کنند، در قبر را مي‌بندند، و همه مي‌روند. آن‎گاه جبرئيل به پروردگار مي‌گويد: بندۀ تو را تنها گذاشتند و رفتند؛ آیا اجازه مي‌دهي مونسش شوم. خطاب مي‌رسد: آيا بندۀ من در دنيا، در خانۀ تو را زد؟ مي‌گويد: خدايا! خير. مي‌گويد: تو چه کاره‌ هستي؟! اسرافيل مي‌گويد؛ همين جواب را مي‌دهد. بعد خود پروردگار به آن بنده‌اش مي‌گويد: همه رفتند. نترس، تنها نيستي. تا قيامت خودم با تو هستم.[9] آن که خدا دارد، شيرين‌ترين زندگي را دارد؛ زيباترين مرگ را هم دارد. شما مرگي از اين زيباتر در اين عالم پيدا مي‌کنيد که آدم وقتي مي‌خواهد بميرد، صداي خود پروردگار را بشنود که:

(يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعي‏ إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّة * فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي * وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي‏)[10]

شيرين‌تر از اين هم چیزی وجود دارد.

(لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ)[11]

اوتمام آسمان‌ها و زمين و تمام موجودات بين آسمان‌ها و زمين را آفريده است؛ اما کيفيت آفرينش به فرمودۀ اميرالمؤمنين (ع) بدون نقشه، بدون مصالح، و بدون ابزار است؛ يعني وقتي مي‌خواست کل عالم را خلق کند، فقط ارادۀ خودش بود، ابزار و مصالحي در کار نبود. هيچ چيزي نبود، و او عالم را آفريد.[12]

اين‏جا است که همۀ انبيا و اوليا شگفت‌زده هستند. اين‏جا است که زين‏العابدين (ع) در زيارت امين الله مي‌گويد:

«اللهم إنّ قلوب المخبتين اليک والهه»[13]

خدايا! دل بندگان واقعي‌ات نسبت به تو مبهوت است. بنابراين چگونه می‎توان تصور کرد که انسان، چنين خدايي را رها کند و به دنبال بت‎سازي و پرستش بت زنده و بت مرده برود.

(لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْ‏ءٍ)

اين آیه بیانگر آیین خلقت است.

در آيه بعدي مي‌‌فرمايد:

(الَّذي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقَهُ)

خدايي هستم که هر چيزي را در اين عالم آفريده‏ام، از نظر ظاهر و باطن و غيب و شهود زيبا و نيکو آفريده‎ام. با نگاه من موجودات را نگاه کنيد.

ابلهـي ديـد اشتـري بــه چـرا       گفت نقشت همه کژ است چرا

ناداني به شتر گفت: اين چه دهان و چه گردن دراز و کجي است؟! اين چه پاي بلند و پهني است؛ اين چه شکم بزرگي است؟!

گفت اشتر كـه انـدرين پيکـار عيـب نقـاش مي‌کنـي هشـدار

در كژي‌ام مكن بـه نقش نگـاه      تـو ز من راه راست رفتن خواه

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه