لطفا منتظر باشید

خواندن خدا در حال رفاه و راحتى‏

منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد نهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

از نشانه‏هاى درستى يقين اين است كه آدمى ديده حق‏شناسى پيدا كند و در همه لحظه‏ها، رضايت حق را بر رضايت مردم مقدم بدارد و به قسمت خود راضى باشد.

هر چند تير شبهه و حرام از هر طرف به سوى او هجوم آورد.

حال بايد ديد آسايش و آرامش در چيست؟

دو ديدگاه در بين مردم دنيا وجود دارد:

ديدگاه اول: يك گروه از انسان‏ها زندگى خوب را در خوشى و راحتى مى‏بينند و براى رسيدن به آرامش درونى، به مال اندوزى و شهوت‏رانى مى‏پردازند حتى به جنايت و تجاوز دست مى‏زنند تا نيازهاى كاذب نفسانى و شيطانى را برآورده سازند. از ويژگى‏هاى اين دسته از مردم اين است كه انسان‏هايى سطحى‏نگر، خودخواه و احمق هستند؛ زيرا كه به عمق آيات قرآن و عبرت روايات و تجربه‏هاى تاريخى توجه ندارند و سرانجام با ذلّت و خوارى مى‏ميرند.

نمونه‏هاى بارز اين گروه شكست و نابودى پادشاهان جنايتكار و حاكمان ستمكار و منافقان خيانتكار و انسان‏هاى گناهكار كه حكايت آنان همچنان باقى است.

از جمله نكته‏هايى كه قرآن مجيد درباره خلقت انسان متذكر مى‏شود؛ مى‏فرمايد:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسنَ فِى كَبَدٍ» «1»

همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفريديم.

إِنَّ الْإِنسنَ خُلِقَ هَلُوعًا» «2»

همانا انسان حريص و بى‏تاب آفريده شده است.

إِنَّ الْإِنسنَ لَفِى خُسْرٍ» «3»

[كه‏] بى‏ترديد انسان در زيان‏كارى بزرگى است.

اين آيات و نمونه‏هاى ديگر؛ به روشنى نشانگر نقاط ضعف آدمى است كه پا از گليم خود فراتر مى‏گذارد و براى خود و خداوند و نظام طبيعت مشكل مى‏آفريند.

حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد:

مَنْ احَبَّ السَّلامَةَ؛ فَلْيُؤْثِرِ الْفَقْرَ، وَ مَنْ أَحَبَّ الرَّاحَةَ؛ فَلْيُؤْثِرِ الزُّهْدَ فِى الدُّنْيا. «4»

هر كه سلامتى را دوست دارد، پس تهيدستى و تنگدستى را اختيار كند و هر كه دوستدار آسايش است بايد كه بى‏اعتنايى به دنيا را برگزيند.

زهرى مى‏گويد: امام زين العابدين عليه السلام به مردى از همنشينان خود در محفلى فرمود:

از خدا بترس و در طلب دنيا اعتدال نگه دار و چيزى را كه آفريده نشده درخواست مكن ...

آن مرد عرض كرد: چگونه ممكن است كه كسى در طلب چيزى برآيد كه هنوز آفريده نشده است؟

حضرت فرمود: كسى كه خواهان توانگرى و دارايى و رفاه در دنيا باشد، در حقيقت آنها را براى آسايش مى‏خواهد. و آسايش در دنيا و براى اهل دنيا خلق نشده، بلكه آسايش و راحتى در بهشت و براى بهشتيان آفريده شده است. «5» بنابراين ميوه زهد و بى‏اعتنايى به دنيا، آسايش و آرامش روح است و تنها جايگاه واقعى آرميدن و آسودن در ورود به بهشت است كه با سلام و صلوات فرشتگان همراه است.

ديدگاه دوم: گروه ديگر از انسان‏ها زندگى خوب را در سايه رضايت حق و قناعت نفس مى‏دانند؛ پس با صبر و ايستادگى در برابر خواهش‏هاى نفسانى و وسوسه‏هاى شيطانى، آرامش روانى و قلبى براى خود فراهم مى‏كنند و در اثر رياضت‏ها و مبارزه‏هاى سخت تبديل به انسانى مؤمن و معتقد به اصول دينى مى‏شوند و همه مردم از وجود او در امان و ايمن هستند.

مقام رضا، مرتبه فناى اراده بنده در اراده حق است و تا او به اين مقام نرسد، اعمالش مورد پذيرش حق قرار نمى‏گيرد. راضى به رضايت خدا هيچ گونه درخواستى ندارد و خواهش او بر اساس اراده و تسليم امر اوست.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

مِنْ صِحَّةِ يَقينِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ لايُرْضِىَ النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ، وَ لايَلُومَهُمْ عَلى‏ ما لَمْ‏يُؤْتِهِ اللَّهُ، فَإِنَّ الرِّزْقَ لايَسُوقُهُ حِرْصُ حَريصٍ وَ لايَرُدُّهُ كَراهِيَةُ كارِهٍ وَ لَوْ أَنَّ احَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَما يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ كَما يُدْرِكُهُ الْمَوْتُ، ثُمَّ قالَ: إِنَّ اللَّهَ بِعَدْلِهِ وَ قِسْطِهِ جَعَلَ الرَّوْحَ وَ الرَّاحَةَ فِى الْيَقينِ وَ الرِّضا وَ جَعَلَ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ فِى الشَّكِّ وَ السَّخَطِ. «6»

از نشانه‏هاى درستى يقين فرد مسلمان اين است كه مردم را به وسيله خشم خداوند، خرسند نكند و مردم را بر آنچه خداى متعال به خود او نداده، سرزنش ننمايد؛ زيرا روزى را نه طمع شخص حريص بياورد و نه ناخرسندى فرد ناخوشايند؛ اگر كسى از شما چنانكه از مرگ مى‏گريزد از روزى‏اش بگريزد، روزى به او مى‏رسد همچنان كه مرگ به او مى‏رسد. سپس فرمود:

خداوند به عدل و داد خويش، نشاط و آسايش را در يقين و رضا؛ و غم و اندوه را در شك و ناخرسندى قرار داده است.

آرامش حقيقى تنها در مرتبه يقين و رضايت، به درون قلب آدمى مى‏نشيند سپس در فكر انسان نهادينه مى‏گردد، تمدن امروز كه مدعى گسترش آرامش و رفاه در سراسر جهان است و فقر ايمانى مسلمانان ما سبب شده كه به جاى فهم حقايق فطرى به سوى داروهاى سمى و درمان‏هاى موقتى و آرام بخش روى آورند و عافيت و سلامت خود را كه نعمت اصلى زندگى است به دست روان گردان‏هاى خيالى و لذت‏هاى آنى بسپارند و در كهنسالى با هزاران درد و مرض‏هاى بى‏درمان با مرگى تلخ، جان دهند.

وضعيت امروز دنياى بشر، نتيجه بى‏ايمانى و ضعف اعتقاد به ارزش‏هاى الهى است كه براى خود راحتى و آسايشى بدون خدا و حقيقت مى‏طلبد و سرانجام در آتش هوس‏ها و لذت‏ها مى‏سوزد.

توجه به حقيقتِ يگانه و وجود ازلى و ابدى به ويژه با دعا و مناجات و ارتباط عاشقانه با حق در همه امور، انسان را به اطمينان نفس و طراوت فطرت و دل مى‏رساند.

رسول اللّه صلى الله عليه و آله به ابوذر سفارش مى‏فرمايد:

يا أَباذَرٍ! تَعَرَّفْ إِلَى اللَّهِ فِى الرَّخاء يَعْرِفْكَ فِى الشِّدَّةِ. «7»

اى ابوذر! در هنگام آسايش خود را به خدا بشناسان تا در هنگام گرفتارى و بلا تو را بشناسد.

امام باقر عليه السلام در صفاى باطنى هر لحظه دعاى به سوى حق، پيوسته مى‏فرمود:

يَنْبَغِى لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ دُعاؤُهُ فِى الرَّخاءِ نَحْواً مِنْ دُعائِهِ فِى الشِّدَّةِ. «8»

سزاوار است كه مؤمن در هنگام خوشى و آسايش به مانند زمان سختى و گرفتارى دعا كند.

حضرت حق تعالى به داود عليه السلام وحى فرمود:

مرادر روزهاى شادى و سرخوشى ياد كن تا من در روزهاى درماندگى و سرافكندگى، دعايت را اجابت كنم. «9» امام صادق عليه السلام در باب پيش دستى در دعا كردن مى‏فرمايد:

إِنَّ الدُّعاءَ فِى الرَّخاءِ يَسْتَخْرِجُ الْحَوائِجَ فِى الْبَلاءِ. «10»

دعا در حال راحتى و آسودگى، نيازمندى‏هاى حال بلا را برآورده مى‏سازد.

بايد در هر حال صداى خواننده حق براى خداوند آشنا باشد تا در وقت قبولى در را باز نمايد.

امام سجّاد عليه السلام در مناجات خويش زمزمه مى‏فرمايد:

مرا از آنان قرار مده كه خوشى سرمستشان مى‏كند و بلا و گرفتارى از پايشان در مى‏آورد. اينان فقط زمانى تو را مى‏خوانند كه گرفتار شوند و تنها هنگامى به ياد تو مى‏افتند كه به مصيبتى سخت گرفتار آيند در اين هنگام در برابر تو به خاك مى‏افتند و دست خواهش به سويت برمى‏دارند. «11»

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بلد (90): 4.

(2)- معارج (70): 19.

(3)- عصر (103): 2.

(4)- غرر الحكم: 366، حديث 8240.

(5)- بحار الأنوار: 70/ 92، باب 122، حديث 69؛ الخصال: 1/ 64.

(6)- الكافى: 2/ 57، حديث 2؛ بحار الأنوار: 67/ 143، باب 52، حديث 7.

(7)- مكارم الأخلاق: 469، فصل 5؛ بحار الأنوار: 74/ 89: باب 4، حديث 3.

(8)- الكافى: 2/ 488، حديث 1؛ بحار الأنوار: 90/ 367، باب 24، حديث 1.

(9)- بحار الأنوار: 14/ 37، باب 3، حديث 15.

(10)- الكافى: 2/ 472، حديث 3؛ بحار الأنوار: 90/ 339، باب 20، حديث 12.

(11)- بحار الأنوار: 91/ 130، باب 32، حديث 19.

 

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه