عافيت و شكر بر آن
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد نهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَلْبِسْنِي عَافِيَتَكَ وَ جَلِّلْنِي عَافِيَتَكَ وَ حَصِّنّي بِعَافِيَتِكَ وَ أَكْرِمْنِي بِعَافِيَتِكَ وَ أَغْنِنِي بِعَافِيَتِكَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيَّ بِعَافِيَتِكَ وَ هَبْ لِي عَافِيَتَكَ وَ أَفْرِشْنِي عَافِيَتَكَ وَ أَصْلِحْ لِي عَافِيَتَكَ وَ لَا تُفَرِّقْ بَيْنِي وَ بَيْنَ عَافِيَتِكَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ «2» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ عَافِنِي عَافِيَةً كَافِيَةً شَافِيَةً عَالِيَةً نَامِيَةً عَافِيَةً تُوَلِّدُ فِي بَدَنِي الْعَافِيَةَ عَافِيَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ
خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و عافيتت را بر من بپوشان، و سراپايم را به عافيتت فراگير، و به عافيتت محفوظم دار، و به عافيتت گراميم دار، و به عافيتت بىنيازم كن، و به عافيتت بر من صدقه ده، و عافيتت را به من ببخش، و عافيتت را بر من بگستران، و عافيتت را برايم شايسته گردان، و در دنيا و آخرت بين من و عافيتت جدايى مينداز.
خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا عافيت ده؛ عافيتى بىنياز كننده، شفابخش، برتر، افزون شونده؛ عافيتى كه در بدنم عافيت توليد كند، عافيت دنيا و آخرت.
تندرستى كامل در تمام شؤون مادى و معنوى
سلامتى ظاهر و باطن، و عافيت در دين و دنيا و آخرت در صورتى كه به نحو صحيح از آن بهره بردارى شود از اشرف و اجلّ و اعظم نعمتهاى حضرت حق به انسان است.
عافيت در تمام امور نعمتى زيبا و موهبتى بزرگ است كه وجود مقدس حضرت محبوب به عبدش عنايت مىفرمايد:
اگر بدن عليل باشد، و زبان از گويائى و گوش از شنوائى، و چشم از بينايى و قدم از راه رفتن و دست از كار كردن محروم باشد، چگونه مىتوان كسب سعادت دنيا و آخرت كرد؟
اگر قلب از نظر اعتقادى مريض، و سينه دچار تنگى، و باطن گرفتار تاريكى، و روح دچار گرفتگى باشد، به چه صورت مىتوان به تأمين خير دنيا و آخرت برخاست.
عافيت در روايات
امام على عليه السلام مىفرمايد:
نَسْأَلُهُ الْمُعافاةَ فِى الادْيانِ كَما نَسْالُهُ المُعافاةَ فِى الْابْدانِ. «1»
از حضرت حق درخواست عافيت دردينمان مىكنيم چنانچه درخواست سلامتى كامل در بدنهايمان مىنمائيم.
حضرت صادق عليه السلام مىفرمايد:
الْعافِيَةُ نِعْمَةٌ خَفِيَّةٌ اذا وُجِدَتْ نُسِيَتْ، وَ اذا عُدِمَتْ ذُكِرَتْ. «2»
سلامتى و عافيت نعمت پنهانى است، قدرش بر همگان مجهول است، چون يافت شود فراموش گردد، و زمانى كه از دست برود با آه و حسرت از آن ياد كنند.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
الْعافِيَةُ اهْنَأُ النِّعَمْ. «3»
سلامتى و تندرستى خوشگوارترين نعمت است.
الْعافِيَةُ افْضَلُ
[أَشْرَفُ
] اللِّباسَيْنِ. «4»
تندرستى شريفترين دو لباس است.
لا لِباسَ اجْمَلُ مِنَ الْعافِيَةِ. «5»
لباسى زيباتر از عافيت نيست.
ايُّهَا النّاسُ سَلُوا اللّهَ الْيَقينَ، وَ ارْغَبُوا الَيْهِ فِى الْعافِيَةِ، فَانَّ اجَلَّ النِّعْمَةِ الْعافِيَةُ. «6»
اى مردم از حضرت حق طلب يقين كنيد، و در تحقق عافيت به او رغبت نماييد كه بزرگترين نعمت عافيت است.
انَّ الْعافِيَةَ فِى الدِّينِ وَ الدُّنْيا لَنِعْمَةٌ جَليلَةٌ، وَ مَوْهِبَةٌ جَزيلَةٌ. «7»
به حقيقت كه سلامتى دردين و دنيا، هر آينه نعمت با عظمت و موهبت بزرگى است.
بِالْعافِيَةِ تُوجَدُ لَذَّةُ الْحَياةِ. «8»
با عافيت وتندرستى لذّت زندگى يافت مىشود.
انْ اتاكُمُ اللّهُ بِعافِيَةٍ فَاقْبَلُوا، وَ انِ ابْتُليتُمْ فَاصْبِرُوا، فَانَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقينَ. «9»
اگر حضرت حق شما را عافيت داد از آن استقبال نماييد، و اگر به آزمايش و ابتلا و رنج و محنت دچار شديد استقامت ورزيد كه عاقبت خوش براى پرهيزكاران است.
كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ فَهُوَ مَحْقُورٌ، وَ كُلُّ بَلاءٍ دُونَ النّارِ عافِيَةٌ. «10»
هر نعمت و عنايتى منهاى بهشت كم و كوچك است، و هر بلائى منهاى آتش جهنّم عافيت و سلامت است.
حضرت باقر عليه السلام مىفرمايد:
لا نِعْمَةَ كَالْعافِيَةِ، وَ لاعافِيَةَ كَمُساعَدَةِ التَّوفِيقِ. «11»
هيچ نعمتى چون سلامت و عافيت نيست، و هيچ عافيتى مانند مساعدت نمودن توفيق با انسان نيست.
امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد:
الْعافِيَةُ عَشَرَةُ اجْزاءٍ، تِسْعَةٌ مِنْها فِى الصَّمْتِ الّا بِذِكْرِ اللّهِ، وَ واحِدٌ فِى تَرْكِ مُجالَسَةِ السُّفَهاءِ. «12»
عافيت و سلامتى ده جزء است، نه جزء آن خاموشى است مگر ذكر خدا در ميان باشد، و يك جزء ديگر آن ترك همنشينى با نادانان است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله فرمود:
مَنْ صَلَّى عَلَىَّ مَرَّةً فَتَحَ اللّهُ عَلَيْهِ باباً مِنَ الْعافِيَةِ. «13»
هر كس بر من يك بار صلوات فرستد، خداوند درى از عافيت به روى او باز مىكند.
سَمِعَ النَّبِىُّ صلى الله عليه و آله رَجُلًا يَقُولُ: اللَّهُمَّ انّى اسْألُكَ الصَّبْرَ، فَقالَ: سَأَلْتَ الْبَلاءَ فَاسْأَلْهُ الْعافِيَةَ. «14»
رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيد كه مردى مىگويد: خدايا از تو طلب صبر مىكنم.
حضرت فرمود: از خدا بلا خواستى، طلب عافيت كن.
رسول خدا صلى الله عليه و آله بر مريضى وارد شد و از او احوال پرسيد، عرضه داشت: نماز مغرب را خواندم و در نماز سوره قارعه را قرائت كردم سپس به حضرت حق عرضه داشتم: الهى اگر براى من نزد تو گناهى است و مىخواهى مرا در آخرت به آن گناه عذاب كنى، آن را در دنيا مكافات كن، يا رسول اللَّه اين شدم كه مىبينيد!
حضرت فرمود: درخواست بدى كردى، چرا اين گونه دعا نكردى؟
رَبَّنا آتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِى الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النّارِ» «15»
پروردگارا! به ما در دنيا نيكى و در آخرت هم نيكى عطا كن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.
رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
ما سُئِلَ اللّهُ شَيْئاً احَبَّ الَيْهِ مِنْ انْ يُسْأَلَ الْعافِيَةَ. «16»
درخواستى از حضرت حق محبوبتر از درخواست عافيت از او نشده است.
مردى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و گفت: يا رسول اللَّه چه دعائى برتر است؟
فرمود: درخواست عفو و عافيت در دين و دنيا و آخرت از خدا، فردا آمد همان سؤال را كرد و همان جواب را شنيد، روز سوم آمد همان را پرسيد و همان را شنيد روز چهارم آمد عرضه داشت: چه درخواستى از حق از همه درخواستها برتر است؟ حضرت فرمود: از خدا عفو و عافيت در دنيا و آخرت بخواه كه اگر اين دو در دنيا به تو عطا شود، سپس در آخرت هم از آن نصيب ببرى به رستگارى و فلاح رسيدهاى.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
سَلُوا اللّهَ الْمُعافاةَ فَانَّهُ لَمْ يُؤْتَ احَدٌ بَعْدَ الْيَقِينِ خَيْراً مِنَ الْمُعافاةِ. «17»
از خداوند درخواست عافيت كنيد، به حقيقت كه احدى را بعد از يقين به حقايق، بهتر از عافيت عنايت نكردهاند.
امير المؤمنين عليه السلام به فرزندش حضرت مجتبى عليه السلام اين دعا را تعليم داد:
لا تُفَرِّقْ بَيْنِى وَ بَيْنَ الْعافِيَةِ ابَداً ما ابْقَيْتَنى. «18»
خداوندا! بين من و عافيت، تا هستم جدائى مينداز.
حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به پيشگاه حق عرضه مىداشت:
اللَّهُمَّ انِّى اسْأَلُكَ الْعَافِيَةَ، وَ اسْأَلُكَ جَميلَ الْعافِيَةِ، وَ اسْأَلُكَ شُكْرَ الْعافِيَةِ، وَ اسْأَلُكَ شُكْرَ شُكْرِ الْعافِيَةِ. «19»
خداوندا از تو درخواست عافيت مىكنم و عافيت زيبا مىخواهم و توفيق شكر بر عافيت و شكر بر شكر عافيت مىطلبم.
رسول خدا صلى الله عليه و آله دعا مىكرد:
اسْأَلُكَ تَمامَ الْعافِيَةِ. ثُمَّ قالَ: تَمامُ الْعافِيَةِ: الْفُوْزُ بِالْجَنَّةِ، وَ النَّجاةُ مِنَ النّارِ. «20»
الهى از تو تمام عافيت را مىخواهم، سپس فرمود: تمام عافيت رستگارى به بهشت ونجات از آتش جهنم است.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: براى ابوذر دعائى بود كه در آسمان معروف بود:
اللَّهُمَّ انّى اسْأَلُكَ الْايْمانَ بِكَ، وَ التَّصْدِيقَ بِنَبِيِّكَ، وَ الْعافِيَةَ مِنْ جَميعِ الْبَلاءِ، وَ الشُّكْرَ عَلَى الْعافِيَةِ، وَ الْغِنى عَنْ شِرار النّاسِ. «21»
الهى از تو طلب ايمان به تو، و تصديق به پيغمبرت، و عافيت از تمام بلاها، و شكر بر عافيت، و بى نيازى از شرار خلق، مىكنم.
حضرت باقر عليه السلام مىفرمايد:
انَّ لِلّهِ عَزَّوَجَلَّ ضَنائِنَ يَضَنُّ بِهِمْ عَنِ الْبَلاءِ فَيُحْييهِمْ فِى عافِيَةٍ، وَ يَرْزُقُهُمْ فِى عافِيَةٍ، وَ يُميتُهُمْ فِى عافِيَةٍ، وَ يَبْعَثُهُمْ فِى عافِيَةٍ، وَ يُسْكِنُهُمْ الْجَنَّةَ فِى عافِيَةٍ. «22»
براى خداوند بندگان باارزش و خاصى است كه آنان را از بلا حفظ مىكند، آنان را در عافيت و سلامت همه جانبه زنده مىكند، و در عافيت روزى مىدهد، و در عافيت مىميراند، و در عافيت وارد قيامت مىكند، و در عافيت در بهشت مسكن مىدهد.
|
تويى جان و تويى جانانه دل |
تويى ساكن ميان خانه دل |
|
|
منوّر باشد اى ساقى مدامم |
ز عكس طلعت پيمانه دل |
|
|
دمى از غلغل ميناى وصلت |
تهى هرگز نشد خمخانه دل |
|
|
چنان شمع رخت در دل بر افروخت |
شده پابوس تو پروانه دل |
|
|
خيال گنج مهر جانفزايت |
گرفته سربسر ويرانه دل |
|
|
شده در گلشن تن مرغ جان را |
خط و خال تو دام و دانه دل |
|
|
مرا نور على چون مهر گردون |
شده روشن به بام خانه دل |
|
(نورعلى شاه اصفهانى)
در هر صورت اگر از نعمت عافيت و سلامت چه در بدن، چه در عقل، چه در امور مادى و معيشت دنيايى برخورداريد، قدر آن را بدانيد، و آن را يك فرصت بى نظير الهى ببينيد و از اين فرصت و مهلت براى تأمين سعادت دو سرا بهره بگيريد، و اگر از عافيت كم داريد از حضرت حق تمام عافيت را بخواهيد كه او از عنايت و لطف به شما بخل نمىورزد.
[ «3» وَ امْنُنْ عَلَيَّ بِالصِّحَّةِ وَ الْأَمْنِ وَ السَّلَامَةِ فِي دِينِي وَ بَدَنِي وَ الْبَصِيرَةِ فِي قَلْبِي وَ النَّفَاذِ فِي أُمُورِي وَ الْخَشْيَةِ لَكَ وَ الْخَوْفِ مِنْكَ وَ الْقُوَّةِ عَلَى مَا أَمَرْتَنِي بِهِ مِنْ طَاعَتِكَ وَ الاجْتِنَابِ لِمَا نَهَيْتَنِي عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ]
و بر من منّت گذار، به تندرستى و امنيّت و سلامت در دين و بدنم و بينايى در دلم، و قاطعيت در امورم، و هراس برايت، و بيم از حضرتت، و توان و نيرو بر آنچه از طاعتت به من فرمان دادى، و دورى از نافرمانيت نسبت به آنچه مرا از آن برحذر داشتى.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- نهج البلاغه: خطبه 98.
(2)- بحار الأنوار: 75/ 243، باب 23؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 406، حديث 5878.
(3)- عيون الحكم و المواعظ: 31.
(4)- غرر الحكم: 483، حديث 11150.
(5)- بحار الأنوار: 74/ 383، باب 15، حديث 5؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 406، حديث 5880.
(6)- بحار الأنوار: 67/ 176، باب 52، حديث 33؛ مستدرك الوسائل: 11/ 194، باب 7، حديث 12723.
(7)- غرر الحكم: 324، حديث 7523.
(8)- غرر الحكم: 483، حديث 11155.
(9)- نهج البلاغه: خطبه 97.
(10)- بحار الأنوار: 74/ 384، باب 15، حديث 5؛ الأمالى، شيخ صدوق: 322، حديث 8.
(11)- بحار الأنوار: 75/ 165، باب 22، حديث 1؛ تحف العقول: 286.
(12)- مستدرك الوسائل: 8/ 337، باب 16، حديث 9594.
(13)- بحار الأنوار: 91/ 63، باب 29، حديث 52؛ مستدرك الوسائل: 5/ 333، باب 31، حديث 6021.
(14)- معانى الاخبار: 230، حديث 1؛ بحار الأنوار: 78/ 172، باب 1، حديث 7.
(15)- بقره (2): 201.
(16)- كنز العمال: 2/ 64، حديث 3130؛ رياض السالكين: 7/ 150.
(17)- السنن الكبرى، نسائى: 6/ 221، حديث 10718؛ مسند ابى يعلى: 1/ 113، حديث 124.
(18)- بحار الأنوار: 91/ 191، باب 35، حديث 4؛ مهج الدّعوات: 145.
(19)- بحار الأنوار: 92/ 362، باب 129، حديث 20؛ الدّعوات: 84، حديث 211.
(20)- بحار الأنوار: 92/ 362، باب 129، ذيل حديث 20؛ الدّعوات: 84، حديث 212.
(21)- بحار الأنوار: 22/ 407، باب 12، حديث 23.
(22)- الكافى: 2/ 262، حديث 1؛ المؤمن: 21، باب شدة ابتلاء المؤمن.
English