نيل به سعادت هدف زندگانى انسان
انسان در زندگى خود هرگز هدفى جز سعادت و خوشبختى و كامروايى خود ندارد.
«خوشبختى و سعادت شكلى است از زندگى كه انسان آرزوى آن را داشته، شيفته آن است، مانند آزادى و رفاهيت و وسعت معاش و جز آنها».
و چنانچه گاهى افرادى را مىبينيم كه از خوشبختى و سعادت خود روگردان مىباشند، مانند كسى كه با انتحار به زندگى خود خاتمه مىدهد، يا از مزاياى زندگى اعراض مىكند، اگر در حال روحىشان دقيق شويم خواهيم ديد كه بواسطه عوامل ويژهاى، سعادت زندگى را در آنچه تعقيب مىكنند مىدانند؛ مثلًا كسى كه خودكشى مىكند در اثر حمله و هجوم ناملايمات، راحتى خود را در مرگ مىبيند و مثلًا كسى كه به زهد و رياضت پرداخته، لذائذ مادى را بر خود تحريم مىكند، سعادت را در شيوهاى كه پيش گرفته مىداند.
پس فعاليت زندگى انسان پيوسته براى دست يافتن به سعادت و پيروزى در آن راه مىباشد، خواه در تشخيص سعادت واقعى خود مصيب باشد يا مخطى.
English