ربا و خطرات آن
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
تاريخ نشان مىدهد كه سودجوئى از راه پول در عرف ملل پيشين، عمل زشت و ناپسندى محسوب مىشده و رباخواران را نكوهش كرده و آن را ظلم مىشمردند؛ در نظر مردم چين، رباخواران جز در وقت وام دادن مورد اعتناى مردم نبودند، و بنابر يك مثل چينى قديمى: «دزدان عمده، صرافى مىكنند».
روشن است كه رباخوارى تا چه حد نفرتانگيز بوده است. در هند قرون وسطى نيز از جنبه مذهبى، مردم از آن كراهت داشتند و دورى مىجستند.
مگاستنس مىگويد:
هنديان نه پول خود را به تنزيل مىدادند و نه مىدانستند چطور بايد قرض كرد. «1» در ميان ايرانيان رباخوارى رايج نبود، ولى باز پس دادن وام را امر واجب و مقدس مىشمردند. «2»
حرمت ربا در شرايع آسمانى ديگر
در شريعت تورات نيز به طور صريح و واضح از آن منع شده است. در سِفْر خروج مىگويد:
اگر نقدى را به يكى از قوم من كه در نزد تو فقير است قرض بدهى، مثل تقاضا كننده مباش و ربا بر وى مگذار. «3» و در سِفْرلاوى آمده:
و اگر برادر تو فقير شده، نزد تو تهيدست شود او را دستگيرى نماى گر چه غريب و يا ميهمان باشد، تا آن كه با تو زندگانى بنمايد، نقد خود را به او به ربا مده و خوراك خود را به مرابحه به او مده. «4» در سفر مثنى آورده:
با برادرت معامله سودى مكن نه معامله نقره، نه معامله آذوقه، نه معامله هر چيزى كه جهت سود داده مىشود. «5» در كتاب نحميا مىگويد:
در دلم مشورت كرده، اعيان و سروران را عتاب كرده، به ايشان گفتم كه: شما هر كس از برادران خود ربا مىگيريد و جماعت بسيارى به خلاف ايشان گذاشتم. «6» در كتاب حزقيال گويد:
آن كه به ربح نمىدهد و مرابحه نمىگيرد و دست خود را از بى انصافى كشيده در ميان اشخاص محكم به راستى مىنمايد. «7» گذشته از شرايع آسمانى، چنانكه ذكر شد، رباخوارى در فكر ساده و بىآلايش ملل و اقوام پيشين، يك نوع عمل ظالمانه و دور از انصاف به شمار مىرفته، ولى به تدريج عادات زشت در آنان تأثير نموده و به قياس كالا و يا خانه كه به اجاره واگذار مىشد، عنوان جديدى براى آن تراشيده و به نام اجرت و مال الاجاره متداول نمودند، لكن با تغيير دادن عنوان نمىشد آثار شوم آن را از افكار عمومى و محيط اقتصادى بزدايند؛ زيرا در نظام طبقاتى وسيله قاطعى در دست سرمايه داران و از پا درآوردن بدهكاران بود.
روى اين اصل در تمدّنهاى بعدى سود و بهره را حداكثر به 12 درصد محدود نموده و زايد بر آن را غير قانونى اعلام كرده و مجازات بر آن معيّن نمودند! گذشته از اين كه اين محدوديّتها مفاسد ربا را به شرحى كه توضيح خواهيم داد از بين نمىبرد، پايدار هم نخواهد ماند و سرمايه داران كه در دولتها نفوذ دارند مترصّد فرصتند كه با تراشيدن عنوان تازه، مثلًا به نام اين كه تسهيل و توسعه وام جهت اعمال توليدى، بالابردن ميزان سود را ايجاب مىكند، دولتها را وادار به تجديدنظر در قانون موجود بنمايند و تحديد ميزان سود را به توافق طرفين موكول كنند، و به بيان ديگر و صريحتر:
دست سرمايه داران رباخوار را باز بگذارند تا آنها آزادانه، حداكثر فشار و استثمار را به طرف مقابل مضطر و نيازمند، زير سرپوش توافق تحميل بنمايند.
روى اين حساب، مقنّن اسلام كه به طبع آزمند و افزونطلبى بشر واقف است و مىداند در اين قبيل موارد، كم آن منتهى به زياده روى و به تدريج مؤدّى به فساد مىگردد، راه پيشروى و دستبرد به حصار قانونى را كاملًا بسته است و مثلًا از خوردن يك جرعه نوشابه مسكر و يا كسب يك درهم ربا جلوگيرى كرده است و علاوه بر اين كه در مورد قرض، سودجوئى را به طور كلى تحريم نموده، در خريد و فروش نيز در همه اشيا كه به وزن و يا كيل سنجش مىشود در صورتى كه عوضين معامله از يك جنس بوده باشد، كم و بيش بودن عوض مقابل را ممنوع نموده است.
و گناه يك درهم رباخوارى را اگرچه فرضاً در مقابل ميليونها وام و سالها مهلت باشد، بيشتر از گناه آن سيه كار پليد كه در خانه كعبه با مادر خود مرتكب فحشا گردد، به حساب آورده است.
و در حديثى حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
الرِّبا سَبْعُونَ جُزْءاً فَايْسَرُها مِثْلُ انْ يَنْكِحَ الرَّجُلُ امَّهُ فِى بَيْتِ اللَّهِ الْحَرامِ. «8»
گناه رباخوارى هفتاد بخش است كه آسانتر و سبكترش مانند آن است كه مرد با مادر خود در خانه كعبه جمع شود.
و نيز فرمود:
وَ مَنْ اكَلَ الرِّبا مَلأَ اللَّهُ بَطْنَهُ مِنْ نارِ جَهَنَّمَ بِقَدْرِ ما اكَلَ، وَ انِ اكْتَسَبَ مِنْهُ مالًا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ شَيْئاً مِنْ عَمَلِهِ، وَ لَمْ يَزَلْ فِى لَعْنَةِ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ ما كانَ عِنْدَهُ مِنْهُ قِيراطٌ. «9»
و هر كس ربا بخورد، به همان اندازه كه خورده است خداوند شكمش را از آتش دوزخ پر خواهد كرد، و چنانچه مالى از راه ربا به دست آورد، خداوند هيچ يك از اعمال حسنه او را قبول نمىكند، و تا زمانى كه قيراطى از آن مال نزد اوست و به صاحبش مسترد نساخته گرفتار لعنت خدا و فرشتگان خواهد بود.
ربا در قرآن مجيد
و لحن قرآن مجيد در مورد ربا بسيار تند و هراسانگيز است، و در هيچ يك از معاصى كبيره، جز در خصوص شرك به خداوند جهان، نظير آن وارد نشده است.
اينك بعضى از آيات آن را مورد مطالعه قرار مىدهيم:
الَّذينَ يأْكُلُونَ الرِّبا لايَقُومُونَ الّا كَما يَقُومُ الَّذى يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ ذلِكَ بِانَّهُمْ قالُوا انَّما الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبا وَ احَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا فَمَنْ جاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهى فَلَهُ ما سَلَفَ وَ امْرُهُ الَى اللَّهِ وَ مَنْ عادَ فَاولئِكَ اصْحابُ النّارِهُمْ فِيها خالِدُونَ* يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ يُربِى الصَّدَقاتِ وَ اللَّهُ لايُحِبُّ كُلَّ كَفّارٍ اثيمٍ» «10»
كسانى كه ربا مىخورند [در ميان مردم و براى امر معيشت و زندگى] به پاى نمىخيزند، مگر مانند به پاى خاستن كسى كه شيطان او را با تماس خود آشفته حال كرده [و تعادل روانى و عقلىاش را مختل ساخته] است، اين بدان سبب است كه آنان گفتند: خريد و فروش هم مانند رباست. در حالى كه خدا خريد و فروش را حلال، و ربا را حرام كرده است. پس هر كه از سوى پروردگارش پندى به او رسد و [از كار زشت خود] بازايستد، سودهايى كه [پيش از تحريم آن] به دست آورده، مال خود اوست، و كارش [از جهت آثار گناه و كيفر آخرتى] با خداست. و كسانى كه [به عمل زشت خود] بازگردند [و نهى خدا را احترام نكنند] پس آنان اهل آتشاند، و در آن جاودانهاند.* خدا ربا را نابود مىكند، و صدقات را فزونى مىدهد؛ و خدا هيچ ناسپاس بزهكارى را دوست ندارد.
و نيز مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِىَ مِنَ الرِّبا انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ* فَانْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ انْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ امْوالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَ لا تُظْلَمُونَ» «11»
اى اهل ايمان! از خدا پروا كنيد، و اگر مؤمن [واقعى] هستيد آنچه را از ربا [بر عهده مردم] باقى مانده رها كنيد.* واگر چنين نكرديد [و به رباخوارى اصرار ورزيديد] به جنگى بزرگ از سوى خدا و رسولش [بر ضد خود] يقين كنيد؛ و اگر توبه كرديد، اصل سرمايههاى شما براى خود شماست [و سودهاى گرفته شده را به مردم بازگردانيد] كه در اين صورت نه ستم مىكنيد و نه مورد ستم قرار مىگيريد.
و نيز مىفرمايد:
يا ايُّها الَّذينَ آمَنُوا لا تَأكُلُوا الرِّبا اضْعافاً مُضاعَفَةً وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ* وَاتَّقُوا النّارَ الَّتى اعِدَّتْ لِلْكافِرينَ» «13»
اى اهل ايمان! ربا را كه سودهاى چند برابر است نخوريد، و از خدا پروا كنيد تا رستگار شويد.* و از آتشى كه براى كافران آماده شده است بپرهيزيد.
بررسى آيات ربا
«بررسى در آيات شريفه، اين مطالب را به روشنى مىرساند:
1- رباخوارى با ايمان به خدا و رسول او و روز جزا منافات دارد و جمله انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ در آيه دوّم و اعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ در آيه سوم بدان تصريح مىنمايد.
2- با آلودگى به گناه ربا اميد به آسايش در دنيا و رستگارى در آخرت بى مورد است، و رباخواران در زمره منكران و كافران، گرفتار آتش قهر الهى خواهند بود.
3- حالت رباخواران شبيه به حالت شخص مصروع است كه در آن حال هرگز به مفاسد ناشى از عمل خود توجّه ندارد و در خرابكارى همچنان پيش مىرود و به حكم آن كه سجاياى نفس در جوهر آن ثابت مىماند و به صورت متناسب با آن سجايا درمىآيد، طبعاً در جهان ديگر نيز با قيافه مصروعانه و رسوا به پاى برمىخيزد.
4- آزمندى و سودپرستى فكر صحيح را از مغز عليل آنها ربوده و به غلط مىپندارند ربا هم مانند خريد و فروش است كه علاوه بر سرمايه سودى هم عايد فروشنده مىگردد، در صورتى كه چنين نيست و خريد و فروش نوعاً دور محور عرضه و تقاضا مىچرخد و كالا و بهاى آن در مقابل همديگر قرار گرفته و به مصلحت و رضاى طرفين انجام مىپذيرد، برعكس ربا كه وسيله استثمار و استعباد بوده و مالى بدون عوض و به محض تحميل بر طرف مقابل به دست مىآيد. و به ملاحظه اين تفاوت جوهرى و مباينت واقعى، خداوند بيع را حلال و ربا را حرام كرده است.
5- رباخوارى ظلم فاحش بوده و آثار شوم آن در هر دو جهان دامنگير ستمكار خواهد شد، و درست در نقطه مقابل صدقات قرار گرفته است كه در آن مالى بلاعوض به مستمندان بذل مىشود و اينجا مالى بلاعوض از نيازمندان دريافت مىگردد، و روى همين اصل خداوند بر آن وعده افزايش داده و اين يكى را وعيد به نابودى!
6- رباخوار منفور خداوند و كافر به نعمت او و دور از رحمت حق تعالى است، چه اين كه در نعمت مال سوء تصرّف كرده و بر خلاف دستور و در غير مورد مشروع، آن را به مصرف رسانده است، و هم عاطفه و رأفت و رحم بر نيازمندان را از دل خود رانده است. و به سزاى آن، از درگاه حق رانده خواهد شد.
7- خدا و رسول او رسماً به رباخواران اعلان جنگ دادهاند و عاقبت كار جنگ آوران با خدا و رسول جز شكست و خذلان ابدى و عذاب دائم نخواهد بود.
با يك سير اجمالى در مفاسد همه جانبه رباخوارى يقين حاصل مىشود كه اين همه تشديد و تضييق در قانون اسلام نسبت به اين عمل كاملًا بجا بوده و جلوگيرى از ربا، مطابق با ميزان عدل و رحمت است.» «14»
ربا در روايات
روايات زيادى در باب حرمت ربا در معتبرترين كتب روائى وارد شده كه به گوشهاى از آن روايات اشاره مىكنيم:
از رسول خدا صلى الله عليه و آله و ديگر معصومين عليهم السلام روايت شده:
اخْبَثُ الْمَكاسِبِ كَسْبُ الرِّبا. «15»
آلودهترين كسبها، كسب رباست.
شَرُّ الْكَسْبِ كَسْبُ الرِّبا. «16»
بدترين كسب، تحصيل رباست.
انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَعَنَ آكِلَ الرِّبا وَ مُوَكِّلَهُ وَ كاتِبَهُ وَ شاهِدَيهِ. «17»
خداوند عزّ و جلّ خورنده ربا و موكّل و نويسنده و شاهدان آن را لعنت كرده است.
الآْخِذُ وَ الْمُعْطِى سَواءٌ فِى الرِّبا. «18»
گيرنده ربا و دهنده آن، در تحمّل گناه آن مساوى هستند.
از حضرت رضا عليه السلام روايت شده است:
اعْلَمْ يَرْحَمُكَ اللَّهُ انَّ الرِّبا حَرامٌ سُحْتٌ مِنَ الْكَبائِرِ وَ مِمّا قَدْ وَعَدَ اللَّهُ عَلَيْهِ النّارَ، فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْها، وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلى لِسانِ كُلِّ نَبِىٍّ وَ فِى كُلِّ كِتابٍ. «19»
آگاه باش خداوند تو را رحمت كند، به حقيقت كه ربا حرام است. و از گناهان كبيره و از آن برنامه هائى كه خداوند به آن وعده آتش داده است، پس پناه مىبريم به خداوند از آن، ربا بر زبان هر پيامبرى و در آيات هر كتابى حرام شمرده شده است.
رسول حق صلى الله عليه و آله فرمود:
يَقُومُ آكِلُ الرِّبا مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ: لا حُجَّةَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ. «20»
خورنده ربا در قيامت برمىخيزد در حالى كه بر پيشانى او نوشته شده. او را بر خداوند دليل و برهان و عذر و حجّتى نيست.
حضرت صادق عليه السلام فرمود:
دِرْهَمُ رِباً اعْظَمُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ ثَلاثينَ زِنْيَةً كُلُّها بِذاتِ مَحْرَمٍ مِثْلِ خالَتِهِ وَ عَمَّتِهِ. «21»
يك درهم ربا گناهش در پيشگاه خدا از سى زنا بزرگتر است كه تمام آن با محرمانى مثل خاله و عمّه صورت بگيرد.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- تاريخ عمومى ويل دورانت: 2/ 689.
(2)- تاريخ عمومى ويل دورانت: 1/ 544.
(3)- «عهد عتيق» سفر خروج، فصل 22، بند 25.
(4)- سفرلاوى، فصل 25.
(5)- سفر مثنى، فصل 23، بند 19.
(6)- كتاب نحميا، فصل 5، بند 7.
(7)- كتاب حزقيال، فصل 18، بند 18.
(8)- وسائل الشيعة: 18/ 121، باب 1، حديث 2381؛ الخصال: 2/ 583، حديث 8.
(9)- وسائل الشيعة: 18/ 122، باب 1، حديث 23284؛ أعلام الدين: 416.
(10)- بقره (2): 275- 276.
(11)- بقره (2): 278- 279.
(13)- آل عمران (3): 130- 131.
(14)- رباخوارى: 149.
(15)- الكافى: 5/ 147، حديث 12؛ وسائل الشيعة: 18/ 118، باب 1، حديث 23271.
(16)- بحار الأنوار: 100/ 116، باب 5، حديث 10؛ الأمالى، شيخ صدوق: 488.
(17)- بحار الأنوار: 100/ 116، باب 5، حديث 8؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 8، حديث 4968.
(18)- كنز العمال: 4/ 105، حديث 9760؛ المستدرك على الصحيحين: 2/ 49.
(19)- بحار الأنوار: 100/ 121، باب 5، حديث 33؛ مستدرك الوسائل: 13/ 331، باب 1، حديث 15502.
(20)- ميزان الحكمة: 2/ 1031.
(21)- بحار الأنوار: 100/ 116، باب 5، حديث 5؛ الأمالى، شيخ صدوق: 181، حديث 7.
English