آثار گناهان كبيره و صغيره
منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
اللَّهُمَّ إِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ فِي مَقَامِي هَذَا مِنْ كَبَائِرِ ذُنُوبِي وَ صَغَائِرِهَا وَ بَوَاطِنِ سَيِّئَاتِي وَ ظَوَاهِرِهَا وَ سَوَالِفِ زَلَّاتِي وَ حَوَادِثِهَا تَوْبَةَ مَنْ لَا يُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَةٍ وَ لَا يُضْمِرُ أَنْ يَعُودَ فِي خَطِيئَةٍ «10» وَ قَدْ قُلْتَ- يَا إِلَهِي- فِي مُحْكَمِ كِتَابِكَ إِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِكَ وَ تَعْفُو عَنِ السَّيِّئَاتِ وَ تُحِبُّ التَّوَّابِينَ فَاقْبَلْ تَوْبَتِي كَمَا وَعَدْتَ وَ اعْفُ عَنْ سَيِّئَاتِي كَمَا ضَمِنْتَ وَ أَوْجِبْ لِي مَحَبَّتَكَ كَمَا شَرَطْتَ «11» وَ لَكَ- يَا رَبِّ- شَرْطِي أَلَّا أَعُودَ فِي مَكْرُوهِكَ وَ ضَمَانِي أَنْ لَا أَرْجِعَ فِي مَذْمُومِكَ وَ عَهْدِي أَنْ أَهْجُرَ جَمِيعَ مَعَاصِيكَ
خدايا! در اين موقعيّتى كه هستم، از گناهان بزرگ و كوچكم، و پوشيده و آشكارم، و از لغزشهاى گذشته و جديدم به سويت توبه مىكنم؛ توبه كسى كه با خود از گناه سخن نمىگويد، و انديشه بازگشتن در عرصه خطا را به خاطرش راه نمىدهد.
اى خداى من! در كتاب محكم و استوارت فرمودى: «بازگشت و توبه بندگانت را مىپذيرى، و از گناهان گذشت مىكنى، و توبه كنندگان را دوست دارى.» پس چنانكه وعده دادى، توبهام را بپذير و همان گونه كه ضمانت كردى از گناهانم گذشت كن، و چنانكه شرط فرمودى محبّتت را بر من واجب گردان.
من هم اى پروردگارم! در برابر اين همه عنايات تو تعهّد و شرطم اين است كه به آنچه پسند تو نيست برنگردم و ضمانتم اين است كه به آنچه مورد نكوهش توست بازنگردم، و پيمانم اين است كه از تمام گناهانت دورى كنم.
در جملات عرشى بالا به چهار مسئله بسيار مهم اشاره شده است:
1- گناهان كبيره و صغيره
2- توبه از گناه
3- قبول توبه از حضرت حق
4- آثار توبه و محبوبيّت تائب نزد خداوند
1- گناهان كبيره و صغيره
تقسيم گناه به كبيره و صغيره بر اساس آيات قرآن مجيد و روايات معتبره صورت گرفته است.
آيتاللَّه سيد كاظم يزدى در كتاب مشهور «عروة الوثقى» در باب شرايط امام جماعت فرموده:
تعيين گناه كبيره از چهار طريق ميسّر است:
الف) هر گناهى كه در قرآن و روايت به كبيره بودن آن تصريح شده است.
در «عيون أخبار الرضا» به روايت فضل بن شاذان كه از اعاظم اصحاب اماميه است آمده كه حضرت رضا عليه السلام در نامهاى به مأمون در باب اجتناب از معاصى كبيره اينچنين نوشتند:
1- ريختن خون انسانى كه خداوند خونش را محترم دانسته است.
2- زنا- محصنه و غير محصنه
3- دزدى
4- خوردن مايعات مست كننده
5- عقوق پدر و مادر
6- فرار از جنگ حق عليه باطل
7- خوردن مال يتيم به زور و ستم
8- خوردن ميته و خون و گوشت خوك و آنچه بدون ياد خدا سر بريده شده بدون ضرورت
9- خوردن ربا
10- خوردن مال حرام، و به عبارت ديگر سُحْت
11- قمار بازى
12- كم فروشى و خيانت در كيل و وزن
13- تهمت به پاكدامنان
14- لواط و همجنس بازى
15- نااميدى از رحمت خدا
16- ايمنى از مكر و عذاب خدا در برابر گناهان
17- دلسردى از عنايت رب
18- كمك به ستمكاران
19- ميل به ستم پيشگان
20- قسم دروغ
21- حبس حقوق مردم بدون تنگدست بودن
22- دروغ
23- كبر
24- اسراف
25- تبذير
26- خيانت
27- سبك شمردن حج
28- جنگ با اوليا و عاشقان حق
29- سرگرمى به امور بازدارنده از خداوند
30- اصرار و پافشارى بر گناهان «1» ب) هر گناهى كه قرآن مجيد و روايت معتبره بر مرتكب آن وعده عذاب داده، چنانكه از حضرت صادق عليه السلام در معناى كبيره روايت شده: گناهى است كه خداوند به آن وعده عذاب داده، سپس حضرت به پنج گناه از گناهان كبيره كه در قرآن آمده اشاره فرمودند:
1- خوردن مال يتيم به زور و ستم
2- فرار از جبهه
3- ربا
4- تهمت به پاكدامن
5- قتل نفس «2» ج) هر گناهى كه در قرآن و روايت از گناه كبيره بزرگتر شمرده شود، مانند فتنهگرى بين مسلمانان كه در قرآن مجيد آمده است:
وَالْفِتْنَةُ اشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ» «3»
و فتنه [كه شرك، بتپرستى، بيرون كردن مردم از خانه و كاشانه و وطنشان باشد] از قتل وكشتار بدتر است.
و در آيه ديگر:
وَ الْفِتْنَةُ اكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ» «4»
و فتنه [شرك و بتپرستى] از كشتار بزرگتر است.
د) هر گناهى كه نزد مردم مؤمن و پايبند به اصول و فروع الهى بزرگ شمرده شود، به طورى كه اطمينان حاصل گردد كه بزرگ بودن آن گناه منتهى به زمان معصوم است، مانند نجس نمودن مسجد از روى علم و آگاهى و عمد و به قصد هتك احترام خانه خدا، يا پرتاپ كردن و انداختن قرآن مجيد به قصد بى احترامى به كتاب خدا.
در هر صورت كبيره بودن گناه به يكى از چهار طريقى كه در «عروةالوثقى» فرموده ثابت مىشود. در غير اين موارد گناه صغيره شمرده مىشود، ولى آثار اسلامى مىفرمايد: اصرار بر صغيره هم گناه كبيره است.
گناه عبارت از زهر كشنده و سمّ قاتلى است كه انسان بيچاره دانسته و ندانسته با دست خود در ظرف حيات خود مىريزد، يا تيشهاى است كه به وسيله آن پى ديوارهاى حيات خراب مىشود تا جايى كه سقف هلاكت بر سر انسان بريزد و براى ابد وجود آدمى را از رحمت حق محروم نمايد، يا طوفانى است كه به دست خود انسان ايجاد مىشود تا دار و ندار انسان بر باد فنا رود.
از آنجا كه در جهان هستى هر عملى داراى عكسالعمل است، و به هيچ صورت عملى وجود ندارد كه عكس العمل نداشته باشد، براى گناهان و معاصى كه در حقيقت از اعمال و حركات انسان محسوب مىشود، آثار و تبعاتى است كه اگر گنهكار موفّق به توبه و انابه نشود، آن آثار و تبعات بدون شك در دنيا و آخرت گريبان گير او خواهد شد، و اين حقيقتى است كه قرآن مجيد و روايات به آن اشاره كردهاند و تجربه هم آن را در برابر ديدگان همگان قرار داده است.
|
خداى عز و جل گر ببخشدم شايد |
سزاى بندگيش چون زمن نمىآيد |
|
|
به هر چه بستم جز حق شكسته باز آمد |
دل مرا بجز از ياد خود نمىشايد |
|
|
براى توشه عقبى بسى نمودم سعى |
زمن نيامد كارى كه آن به كار آيد |
|
|
ز بيم آن كه مبادا خجل شود فردا |
دلى به طاعتى امروز مىنياسايد |
|
|
نرفتهام به ره حق چنانكه بايد رفت |
نكرده هيچ عبادت چنانكه مىبايد |
|
|
مگر به هيچ ببخشند جرم هيچان را |
ز هيچ هيچ نيايد ز هيچ هيچ آيد |
|
|
تمام روز در اين غم بسر برم كه صباح |
براى من شب آبستنم چه مىزايد |
|
|
دلم رميد و زمن بهترى نمىيابد |
اگر دچار تو گردد بگوش بازآيد |
|
|
حديث واعظ پرگو نَه در خورِ فيض است |
بيا بخوان غزلى تا دلم بياسايد |
|
(فيض كاشانى)
آثار و عواقب خطرناك گناهان در قرآن
فَبَدَّلَ الَّذينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذى قيلَ لَهُمْ فَانْزَلْنا عَلَى الَّذينَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ» «5»
ولى ستمكاران، سخنى را كه [بيرون دروازه شهر] به آنان گفته شده بود [پس از ورود به شهر] به سخنى ديگر تبديل كردند [به جاى درخواست ريزش گناهان، درخواست امور مادى كردند]. ما هم بر ستمكاران به سبب آن كه همواره نافرمانى مىكردند، عذابى از آسمان فرود آورديم.
بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ احاطَتْ بِهِ خَطَيئَتُهُ فَاولئِكَ اصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ» «6»
[نه چنين است كه مىگوييد] بلكه كسانى كه مرتكب گناه شدند وآثار گناه، سراسر وجودشان را فرا گرفت، آنان اهل آتشند و در آن جاودانهاند.
فَكَيْفَ اذا اصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ ايْديهِمْ» «7»
پس [وضع و حالشان] چگونه خواهد بود هنگامى كه به سبب آنچه مرتكب شدهاند، حادثه ناگوارى به آنان برسد.
فَاعْلَمْ انَّما يُرِيدُ اللَّهُ انْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ انَّ كَثيراً مِنَ النّاسِ لَفاسِقُونَ» «8»
پس اگر [ازداورى حكيمانهات] روى گردانند، بدان كه خدا مىخواهد آنان را به سبب پارهاى از گناهانشان مجازات كند؛ و مسلماً بسيارى از مردم فاسقاند.
وَ لَوْ انَّ اهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاْرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ» «9»
و اگر اهل شهرها و آبادىها ايمان مىآوردند و پرهيزكارى پيشه مىكردند، يقيناً [درهاىِ] بركاتى از آسمان و زمين را بر آنان مىگشوديم، ولى [آيات الهى و پيامبران را] تكذيب كردند، ما هم آنان را به كيفر اعمالى كه همواره مرتكب مىشدند [به عذابى سخت] گرفتيم.
مِمّا خَطيئاتِهِمْ اغْرِقُوا فَادْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ انْصاراً» «10»
[همه آنان] به سبب گناهانشان غرق شدند و بىدرنگ در آتشى درآورده شدند كه [از آن] در برابر خدا براى خود ياورانى نيافتند،
وَ مَنْ يَعصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَانَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فِيها ابَداً» «11»
و آنان كه از خدا و پيامبرش نافرمانى كنند، مسلماً آتش دوزخ براى آنان است و در آن جاودانه و هميشگىاند.
آثار و عواقب خطرناك گناه در روايات
حضرت صادق عليه السلام از پدر بزرگوارش امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه آن حضرت مكرّر مىفرمود:
ما مِنْ شَىْءٍ افْسَدَ لِلْقَلْبِ مِنْ خَطيئَتِهِ، انَّ الْقَلْبَ لَيُواقِعُ الْخَطيئَةَ فَلا تَزالُ بِهِ حَتّى تَغْلِبَ عَلَيْهِ فَيَصيرُ اعْلاهُ اسْفَلَهُ. «12»
چيزى براى دل انسان فاسد كنندهتر از گناهى كه مرتكب مىشود نيست، همانا قلب با گناه آميزش پيدا مىكند و اين سيه روزى ادامه مىيابد تا وضع قلب آن چنان شود كه ديگر طاقت قبول حق را نداشته باشد.
و نيز آن حضرت مىفرمايد:
اما انَّهُ لَيْسَ مِنْ عِرْقٍ يَضْرِبُ وَ لانَكْبَةٍ وَ لا صُداعٍ وَ لا مَرَضٍ الّا بِذَنْبٍ، وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِى كِتابِهِ:
وَ ما اصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ ايْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ» «13». «14»
رگى از بدن شما زده نمىشود، و پائى نمىشكند، و به سَردردى و مرضى دچار نمىشويد، مگر اينكه گناهى مرتكب شده باشيد، و اين است معناى قول خداوند در قرآن مجيد كه فرمود: «آنچه مصيبت و بلا به شما مىرسد در ارتباط با گناهان شماست و بسيارى از آن را هم مورد بخشش قرار مىدهد».
امير المؤمنين عليه السلام مىفرمود:
لا تُبْدِيَنَّ عَنْ واضِحَةٍ وَ قَدْ عَمِلْتَ الاْعْمالَ الْفاضِحَةَ، وَ لا يَأْمَنُ الْبَياتَ مَنْ عَمِلَ السَّيِّئاتِ. «15»
آن گونه كه دندانهايت آشكار شود نخند در حالى كه اعمال رسوا كنندهاى انجام دادهاى، و از حوادث و بلاهائى كه به خاطر بدىهايت شب هنگام بر تو فرو مىريزد و آن عذاب الهى است در امان مباش.
حضرت باقر عليه السلام فرمود:
انَّ الْعَبْدَ لَيُذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُزْوى عَنْهُ الرِّزْقُ. «16»
همانا عبد مرتكب گناه مىشود و به خاطر آن گناه به رزق و روزيش لطمه وارد مىگردد.
حضرت صادق عليه السلام فرمود:
اذا اذْنَبَ الرَّجُلُ خَرَجَ فِى قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوْداءُ، فَانْ تابَ انْمَحَتْ، وَ انْ زادَ زادَتْ حَتّى تَغْلِبَ عَلى قَلْبِهِ فَلا يُفْلِحُ بَعْدَها ابَداً. «17»
زمانى كه مرد گناهى مرتكب شود، نقطه سياهى در قلبش پديد مىشود، اگر از گناهش توبه كند آن نقطه محو مىگردد، و هنگامى كه بر گناه بيفزايد آن نقطه سياه افزوده مىشود تا تمام صفحه ملكوتى قلب را در خود بپوشاند، آن وقت است كه درِ رستگارى براى هميشه به روى او بسته مىشود.
امام باقر عليه السلام فرمود:
انَّ الْعَبْدَ يَسْأَلُ اللَّهَ الْحاجَةَ فَيَكُونُ مِنْ شَأْنِهِ قَضاءُها الى قَريبٍ اوْ الى وَقْتٍ بَطىءٍ فَيُذْنِبُ الْعَبْدُ ذَنْباً فَيَقُولُ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى لِلْمَلَكِ لا تَقْضِ حاجَتَهُ وَ احْرِمْهُ ايّاها، فَانَّهُ تَعَرَّضَ لِسَخَطى، وَ اسْتَوْجَبَ الْحِرمانَ مِنّى. «18»
همانا عبد از خداوند درخواست حاجت مىكند، شأن آن عبد اقتضا دارد حاجتش زود يا دير داده شود، و آنگاه مرتكب گناهى مىشود، خداوند به ملكِ مأمورِ قضاى حاجت مىفرمايد؛ حاجتش را مده و او را محروم از اجابت خواسته كن، او خود را در معرض خشم من قرار داده، و لزوم محروميّت از رحمتم را براى خويش فراهم كرده است.
امام صادق عليه السلام فرمود:
انَّ الرَّجُلَ يَذْنِبُ الذَّنْبَ فَيُحْرَمُ صَلاةَ اللَّيْلِ، وَ انَّ الْعَمَلَ السَيِّىءَ اسْرَعُ فِى صاحِبِهِ مِنَ السِّكِّينِ فِى اللَّحْمِ. «19»
همانا مرد مرتكب گناه مىشود، پس به سبب آن از نماز شب محروم مىگردد، به حقيقت كه عمل زشت اثرش در انسان از كارد در گوشت سريعتر است.
حضرت رضا عليه السلام فرمود:
هر گاه بندگان گناه جديدى مرتكب شوند، گناهى كه تا آن زمان سابقه نداشته، خداوند هم آنان را به بلاى تازهاى كه قبلًا نبوده مبتلا مىكند. «20»
حضرت صادق عليه السلام از قول حضرت حق بازگو مىكند:
اذا عَصانِى مَنْ عَرَفَنِى، سَلَّطْتُ عَلَيْهِ مَنْ لايَعْرِفُنِى. «21»
آن كه مرا مىشناسد هرگاه گناه كند، بر او مسلّط مىكنم كسى كه مرا نمىشناسد.
و نيز آن حضرت مىفرمايد:
انْ كانَتِ الْعُقُوبَةُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ النّارَ فَالْمَعْصِيَةُ لِماذا؟ «22»
اگر عقوبت از جانب خداوند آتش دوزخ است پس معصيت براى چه؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ الدّاءِ كَيْفَ لايَحْتَمى مِنَ الذُّنُوبِ مَخافَةَ النّارِ؟ «32»
تعجب مىكنم از كسى كه به خاطر ترس از بيمارى از غذا پرهيز مىكند، ولى به خاطر ترس از عذاب الهى از گناه خوددارى نمىنمايد.
رسول خدا عليه السلام فرمود:
مِنْ عَلاماتِ الشِّقاءِ: جَمُودُ الْعَيْنِ، وَ قَسْوَةُ الْقَلْبِ، وَ شِدَّةُ الْحِرْصِ فِى طَلَبِ الرِّزْقِ، والاْصْرارُ عَلَى الذَّنْبِ. «42»
از نشانههاى شقاوت: خشك چشمى، قساوت قلب، شدّت حرص در طلب رزق، و اصرار بر گناه است.
امير المؤمنين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مىكند:
اذا غَضِبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلى امَّةٍ وَ لَمْ يُنْزِلْ بِهَا الْعَذابَ، غَلَتْ اسْعارُها، وَ قَصُرَتْ اعْمارُها، وَ لَمْ تَرْبَحُ تُجّارُها، وَ لَمْ تَزْكُ ثِمارُها، وَ لَمْ تَغْزُرْ انْهارُها، وَ حُبِسَ عَنها امْطارُها، وَ سُلِّطَ عَلَيْها شِرارُها. «25»
هنگامى كه خداوند بر امّتى به خاطر كثرت گناه غضب كند و عذاب بر آنان نفرستد، آنان را به بلاهائى از قبيل: گرانى جنس، كوتاهى عمر، بىسود ماندن تجارت تجّار، پرورش نيافتن ميوهجات، پرنشدن نهرها از آب، حبس شدن باران، و تسلّط اشرار دچار مىكند.
|
خوشا كسى كه در اين عالم خراب آباد |
اساس ظلم فكند و بناى داد نهاد |
|
|
بيا بيا كه از آن رفتگان به ياد آريم |
كه رفتهاند و از ايشان كسى نيارد ياد |
|
|
مكن اقامت و بنياد خانمان مفكن |
كه دست حادثه خواهد فكندش از بنياد |
|
|
توانگرى كه درِ خير بر فقيران بست |
درى ز عالم بالا به روى او نگشاد |
|
|
كسى كه يافت بر احوال زيردستان دست |
به ظلم اگر نستاند خداش خير دهاد |
|
|
صنوبرا تو چه دل بستهاى به هر شاخى |
چو سرو باش كه از بار دل شوى آزاد |
|
|
چه خوش فتاد هلالى به بند خانه عشق |
برو غلامى اين خاندان مبارك باد |
|
(هلالى جغتايى)
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- بحار الأنوار: 76/ 12، باب 68، حديث 12؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام: 2/ 126، باب 35، حديث 1.
(2)- بحار الأنوار: 76/ 5، باب 68، حديث 5؛ الخصال: 1/ 273، حديث 17.
(3)- بقره (2): 191.
(4)- بقره (2): 217.
(5)- بقره (2): 59.
(6)- بقره (2): 81.
(7)- نساء (4): 62.
(8)- مائده (5): 49.
(9)- اعراف (7): 96.
(10)- نوح (71): 25.
(11)- جن (72): 23.
(12)- بحار الأنوار: 70/ 312، باب 137، حديث 1.
(13)- شورى (42): 30.
(14)- بحار الأنوار: 70/ 315، باب 137، حديث 3؛ الكافى: 2/ 269، حديث 3؛ وسائل الشيعة: 15/ 299، باب 40، حديث 20565.
(15)- بحار الأنوار: 70/ 317، باب 137، حديث 4؛ الكافى: 2/ 269، حديث 5.
(16)- بحار الأنوار: 70/ 318، باب 137، حديث 6؛ وسائل الشيعة: 15/ 301، باب 40، حديث 20573.
(17)- بحار الأنوار: 70/ 327، باب 137، حديث 10؛ الكافى: 2/ 271، حديث 13.
(18)- بحار الأنوار: 70/ 329، باب 137، حديث 11؛ وسائل الشيعة: 7/ 144، باب 67، حديث 8961.
(19)- بحار الأنوار: 70/ 330، باب 137، حديث 13؛ الكافى: 2/ 272، حديث 16.
(20)- بحار الأنوار: 70/ 343، باب 137، حديث 26؛ الكافى: 2/ 275، حديث 29.
(12)- بحار الأنوار: 70/ 343، باب 137، حديث 27؛ الكافى: 2/ 276، حديث 30.
(22)- بحار الأنوار: 70/ 347، باب 137، حديث 32؛ من لايحضره الفقيه: 4/ 393، حديث 5836.
(23)- بحار الأنوار: 70/ 347، باب 137، حديث 34؛ من لايحضره الفقيه: 3/ 359، حديث 4272.
(42)- بحار الأنوار: 70/ 350، باب 137، حديث 46؛ الخصال: 2/ 360، حديث 48.
English