فارسی
يكشنبه 31 تير 1403 - الاحد 13 محرم 1446
قرآن کریم مفاتیح الجنان نهج البلاغه صحیفه سجادیه

0
نفر 0

رضا به قضا و قدر و حكم الهى در همه امور

 

 منابع مقاله:

کتاب  : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

 

 «1» الْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى بِحُكْمِ اللَّهِ شَهِدْتُ أَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعَايِشَ عِبَادِهِ بِالْعَدْلِ وَ أَخَذَ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ

«2» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ لَا تَفْتِنِّي بِمَا أَعْطَيْتَهُمْ وَ لَا تَفْتِنْهُمْ بِمَا مَنَعْتَنِي فَأَحْسُدَ خَلْقَكَ وَ أَغْمَطَ حُكْمَكَ

 

سپاس خداى را، به خاطر خشنودى به حكم تقدير خدا نسبت به تمام موجودات. شهادت مى دهم كه خدا آنچه را وسيله زندگى و معاش است، بين بندگانش به عدالت تقسيم كرد، و نسبت به تمام بندگانش راه احسان پيش گرفت.

خدايا! بر محمد و آل محمد درود فرست، و مرا به آنچه به بندگانت عطا كردى امتحان مكن، و ايشان را به آنچه از من منع كرده اى ميازماى، تا به بندگانت حسد ورزم، و حكم و فرمانت را سبك انگارم.

 

زمانى كه بنده از طريق آيات قرآن و روايات و انديشه در نظام هستى و واقعيت هاى آفرينش به وجود مقدس حضرت حق معرفت پيدا كرد، اين معنا براى او همچون خورشيد وسط روز روشن مى شود كه به وجود آمدنش در اين صحنه با عظمت خلقت و شكل و قيافه اش، و آنچه به عنوان روزى از طريق حلال و از مسير پاك برايش مقدر شده، و حكم حضرت محبوب در تمام زمينه هاى حيات اعم از مادى و معنوى به مصلحت و خير و سعادت او جارى گشته، و اندازه گيرى هاى امور نسبت به او به اراده ازليّه و ابديّه او در حالى كه بر وفق رحمت و لطف است حاكم گشته، به مقام رضاى از دوست مى رسد، و نسبت به وضع خود در آن حدودى كه مربوط به حضرت معبود است كمال خوشحالى و انبساط و شادى و نشاط و رضا را از ذات قلب و سويداى دل لمس مى كند.

عبد وقتى به اين معنا معرفت پيدا كند كه آنچه در دار وجود است تجلّى علم و عدل و حكمت و رحمت و ربوبيّت و لطف و كرامت است؛ چرا به اين همه واقعيّت رضا ندهد؟

بنده وقتى خود را محصول اراده او حس كند، و پدر و مادر خويش را جلوه عنايت او بداند، و دنيا را سفره خانه لطف دوست مشاهده كند، و كم و زياد امور مادّى را از طريق مشروع عين عنايت او ببيند چرابه داده حق رضا ندهد، و گره در چهره بيندازد؟!

عبد وقتى خود را مملوك مولايش بداند، و مولايش را وجودى بى نهايت در بى نهايت لطف و رحمت مشاهده كند، و بداند كه در كلّ خانه هستى احدى همچون حضرت حق علاقه به عبد ندارد، و كسى مانند او مصلحت انديش بنده نيست، و وجودى همانند او خير دنيا و آخرت و سعادت امروز و فرداى او را نمى خواهد، در هر شأن و مقامى كه باشد، چه در ناز و نعمت و چه در بلا و طوفان، چه در خوشى و عافيت و چه در مرض و رنج، و چه در وسعت رزق و چه در تنگى رزق، در عين رضا و خشنودى، به محضر مبارك محبوب عرضه مى دارد:

غير بوسيدن لعل تو نداريم هوس

هوس ما به همه عمر همين باشد و بس

ديگران را هوس حور و قصور است و مرا

نيست جز ديدن روى و سر كوى تو هوس

بى گل روى تو اى سرو قد لاله عذار

هست بر دلشدگان ساحت گلشن چو قفس

سوختم از غم هجران تو چونان كه بود

بر سوز دل من آتش دوزخ چو قبس

به فصاحت شده ام شهره آفاق ولى

در بيان سخن عشق تو باشم اخرس

به همه عمر دمى با تو به سر برده محيط

حاصل عمر گرانمايه همين باشد و بس

 

(محيط قمى)

 

حقيقت رضا

رضاى عبد از حق به اين است كه اختيار خويش از ميانه بردارد، يعنى راضى به هر چه خداى عزّ و جلّ در حق او انجام دهد؛ باشد چه امرى كه محبوب بنده است مانند بسط رزق و سلامت جسم، و چه امرى كه مكروه عبد است مانند امر به انفاق و شركت در جهاد و تحمل رنج و بلا در راه او.

از رسول بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده:

اوَّلُ ما كَتَبَ اللَّهُ تَعالى فِى اللَّوْحِ: انّى انَا اللَّهُ، لا الهَ الَّا انَا، مَنْ لَمْ يَرْضَ بِقَضائى، وَلَمْ يَشْكُرْ لِنَعْمائى، وَ لَمْ يَصْبِرْ عَلى بَلائى فَلْيَطلُبْ رَبّاً سِوائى. «1»

اول مطلبى كه خداوند در لوح به قلم قدرت نوشت اين بود: همانا من پروردگار عالمم، جز من معبودى نيست، هر كس به قضا و حكم من رضا ندهد، و نعمت هايم را شكر نكند، و بر بلا و آزمايش هايم صبر ننمايد، پس خدائى غير من را طلب كند.

آرى، برابر اين روايت عرشى و جملات ملكوتى، هر كس خدا را بخواهد بايد به داده او راضى باشد، و بر نعمتش شكر كند. و بر بلايش صبر نمايد.

اين كه اول حقيقتى كه بر لوح نقش مى بندد رضا به قضاست؛ دليل بر عظمت اين مسئله و رفعت اين حقيقت و بلندى جايگاه اين مقام است.

اضطراب نسبت به كرده حق، و ناخشنودى از قضا و حكم او چه در امور مادى و چه در امور معنوى نشان نزاع عبد با مولاست، و نزاع عبد با مولا دليل بر دورى عبد از مولا و عدم معرفت بنده به حضرت حق است.

بنده بايد بداند كه نسبت به مصالح خويش و علل سعادت و سلامت خود جاهل است، و آن كه در حق او قضا و قدر مادّى و معنوى دارد علم بى نهايت در بى نهايت است، و جاهل را نسزد كه با عالم، بدون منطق و دليل، به منازعت برخيزد، كه منازعه عبد با مولا به عصيان و معصيت كشد، و عصيان و معصيت، عبد را از نظر رحمت حق بيندازد.

آن كه راضى به كرده حق درباره خويش است، تجلّى گاه معرفت و بصيرت است، و با حضرت محبوب داراى معيّت مى باشد، و چون اهل معرفت و داراى مقام معيّت است در راه رضاى او بلاى هر دو عالم تحمل كند، و اندكى باك به خود راه ندهد.

آن كه اختيار خويش بر اختيار مولا انتخاب كند، از مقام معرفت و معيّت دور است و آن چنان مبتلاى به ضعف نفس و ناتوانى روح، كه در راه حضرت دوست طاقت و تحمّل ذرّه اى بلا و رضا به داده او ندارد!

رضا به اين است كه آنچه از دوست مى رسد نيكو بينى؛ چنانكه حضرت امام حسين عليه السلام وقتى كه در گودال قتلگاه با بدن مجروح و در شدّت تشنگى افتاده بود، و در مقابل خود هفتاد و يك بدن قطعه قطعه مى ديد كه هر يك از اولياى خاص الهى بودند، و با گوش خويش صداى ضجّه و ناله اهل بيت را مى شنيد، صورت به خاك گذاشت و از صميم قلب با شورى عاشقانه به درگاه دوست چنين زمزمه كرد:

الهى رِضىً بِقَضائِكَ، صَبْراً عَلى بَلائِكَ، تَسْليماً لَامْرِكَ لا مَعْبُودَ لى سِواكَ. «2»

يعنى آنچه از جانب تو به من رسيده، چنان نيكو و زيبا مى بينم كه نسبت به آن در كمال خشنودى و رضايم، و برامتحانت صابر و در برابر امرت تسليم، كه مرا معبودى و محبوب و معشوقى جز تو نيست!

و چنانكه خواهر با كرامتش در پاسخ زاده مرجانه به وقتى كه از آن حضرت پرسيد كار خدا را با خاندانت چگونه ديدى؟

فرمود:

ما رَأيْتُ الّا جَميلًا. «3»

جز زيبائى چيزى نديده ام!

آرى، عبد اگر با ديد حق به اوضاع و احوال بنگرد، و از دريچه چشم دوست به آنچه برايش مقدّر شده نظر كند، تسليم عظمت كار شود، و از اختيار خويش درآيد، و اندر ميانه جز اختيار دوست اختيارى نماند.

 

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

 

(1)- فيض القدير: 4/ 617.

(2)- موسوعة الامام على بن ابى طالب عليه السلام فى الكتاب و السنة و التاريخ: 7/ 248.

(3)- بحار الأنوار: 45/ 115، باب 39؛ اللّهوف: 160.

 

 


منبع : پایگاه عرفان
0
0% (نفر 0)
 
نظر شما در مورد این مطلب ؟
 
امتیاز شما به این مطلب ؟
اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی:

آخرین مطالب

از تولد تا غیبت  
گوشه اى از عذاب قيامت‏  
سعادت ابدی در گرو اشک و عزاداری برای سیدالشهدا ...
مراتب صبر
میدان جنگ‏ از صابر همدانی
غیرت و حمیت حضرت ابوالفضل علیه السلام
همه مشکلاتمان را در روز عرفه حل کنیم !
عاشورا در آينه تفاسير (1)
آشنایی با سنت اربعین نویسی
مفهوم حیات و مرگ در قرآن

بیشترین بازدید این مجموعه

شهادت محمد بن ابی بکر از یاران امام علی (ع)
طلوع ماه هاشمی ولادت حضرت عباس علیه السلام
حوادث بعد از واقعه عاشورا
توحید و حکومت دینی
هشداری جدی به زیر آب زن های حرفه ای
مفهوم حیات و مرگ در قرآن
نگاهی به زندگانی علی اکبر علیه السلام
افزایش رزق و روزی با نسخه‌ امام جواد (ع)
کرامات و معجزات حضرت فاطمه زهرا (س) (2)
متن دعای معراج + ترجمه

 
نظرات کاربر

پر بازدید ترین مطالب سال
پر بازدید ترین مطالب ماه
پر بازدید ترین مطالب روز



گزارش خطا  

^