هيزم آتش جهنم
« فَاتَّقُواْ النَّارَ الَّتِى وَ قُودُهَا النَّاسُ »
جهنم با نفت و گازوئيل و بنزين و گاز و هيزمهاى جنگل و زغال سنگ، آتش ايجاد نمىكند. قرآن مجيد مىگويد: آتش هفت طبقه جهنم، خود مردم هستند!
« وَ قُودُهَا النَّاسُ »
زغال سنگش خود مردم هستند، نفت آن خود مردم هستند، گازش خود مردم هستند، هيزمش خود مردم هستند! آيا مىشود آدم دايره وار، بالاى سر، پايين پا، دست راست، دست چپ، پيش رو، پشت سر، آتش براى خودش روشن بكند و بعد هم در اين آتش نسوزد! آب خنك بخورد! اگر چنين باشد پس خدايى خدا را بايد تعطيل اعلام كرد و نظام عالم خلقت را هم بايد يك نظام ظالمانه كور اعلام كرد.
ولى اين طور نيست. عجيب اين است كه پروردگار در حسابگرى خود، بسيار دقيق است كه حتى بعضى از نيتهايى كه پياده نمىشود، آنها را در قرآن اعلام كرده كه به حساب شما مىآورم! نه آن نيت در چشم آمده، نه در دست آمده، نه در قدم آمده، نه در شهوت آمده، يك چيزى بر باطن عبد گذر كرده كه خدا گذر آن را راضى نبوده است. ولى حساب مىكند:
« اجْتَنِبُواْ كَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ »
نيت خير هم مانند نيت شر در حسابرسى خداوند مىآيد.
حكايت يك انسان الهى و عبادى
يكى از علماى بزرگ ما در قم، در شهرشان يك دهه منبر رفته بودم و او هر ده شب پاى منبر مىآمد، آنجا وقتى كه او را شناختم، ديدم عجب گوهر گرانبهايى است! قم كه مىرفتم يك برنامهام اين بود كه ايشان را ملاقات كنم. اخلاق، دانش، انديشه پاك، بى ريايى، خدايى بودن، واقعاً در او جمع بود و مرگ خيلى زيبايى هم داشت. اهل ذكر و تهجد بود و بعد از نماز صبحش از دنيا رفت!
English