لطفا منتظر باشید

وظيفه مسلمانان نسبت به قرآن‏

وظيفه فرد فرد مسلمانان، وظيفه فرد فرد مؤمنان، نسبت به كتاب خدا و ثقل اكبر الهى وظيفه‏اى بس سنگين و مسئوليتى فوق العاده عظيم است. بدون شك در روز قيامت در دادگاه عدل هر مسلمانى نسبت به كتاب حق مورد بازپرسى و سؤال قرار خواهد گرفت، چنانكه آيات قرآن و روايات بر اين مسئله دلالت واضح دارند.

براى مسلمانان نسبت به كتاب الهى سه وظيفه مهم است:

1- قرائت قرآن‏

2- فهم قرآن‏

3- عمل به قرآن‏

فراگيرى قرائت قرآن، و فهم مفاهيم آيات الهى، و عمل به كتاب عزيز حق، باعث سعادت دنيا و آخرت، و موجب سربلندى مسلمين نسبت به ساير ملل عالم است.

اكتفاى به قرائت قرآن هيچ كس و هيچ جامعه‏اى را به جائى نمى‏رساند، اين فهم قرآن و عمل به دستورهاى الهى است كه مرده را زنده، و بى جان را جاندار، و تاريك را نورانى مى‏نمايد.

قرآن مى‏فرمايد:

فَاقْرَؤُوا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ انْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِى الاْرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ فِى سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ» «1»

بنابراين آنچه را از قرآن براى شما ميسر است بخوانيد. او مى‏داند كه به زودى برخى از شما بيمار مى‏شوند، و گروهى براى به دست آوردن رزق و روزى خدا در زمين سفر مى‏كنند، و بعضى در راه خدا مى‏جنگند؛ پس آنچه را از آن ميسّر است بخوانيد.

بدون شك دستور به قرائت قرآن براى فراگيرى مفاهيم آن و خودسازى و تربيت و پرورش ايمان و تقواست.

در سوره بقره آمده:

الَّذِينَ ءَاتَيْنهُمُ الْكِتبَ يَتْلُونَهُ‏حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُوْلئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ‏وَمَن يَكْفُرْ بِهِ‏فَأُوْلئِكَ هُمُ الْخسِرُونَ» «2»

كسانى كه كتاب آسمانى به آنان عطا كرده‏ايم، آن را به طورى كه شايسته آن است قرائت مى‏كنند [و آن قرائت نمودن با تدبر و به قصد عمل است‏] اهل ايمان به آن [كتاب‏] هستند و كسانى كه به آن كفر مى‏ورزند فقط آنان زيانكارند.

راغب اصفهانى در توضيح «تلو» و مشتقّات آن مطالبى را ذكر مى‏كند كه آن مطالب محصولى از آيات كتاب خداست، و از آن مطالب، لزوم قرائت قرآن و وجوب فهم آن و عمل به دستورهاى الهى استفاده مى‏شود و مى‏گويد:

تلاوت، عامل ايمان و تحقق اعتقاد پاك در قلب و اخلاق حسنه در نفس و عمل صالح در اعضاى آدمى است. «3» تلاوت كننده قرآن در قيامت به چهار بهره بالايى خواهد رسيد:

1- عزّت بى ذلّت‏

2- غناى بى فقر

3- علم بى‏جهل‏

4- حيات بى موت‏

رسول خدا و ائمه طاهرين عليهم السلام در دويست و شصت و هشت سالى كه بين مردم بودند، همّت خود را صرف تعليم قرائت و فهم آيات و زمينه سازى براى عمل به قرآن مجيد نمودند.

 

دورنمائى از حقايق قرآن‏

آن مدرسه‏اى كه سفيران الهى يعنى پيامبران بزرگ حق براى تربيت انسان به مقتضاى فطرت و عقل و وجدان بنا كردند، رسول با كرامت اسلام به وسيله ارائه قرآن مجيد تكميل كرد.

قرآن، مردم را به بهترين زندگى و برترين تمدّن و خلاصه به راه اقوم و آراسته شدن به حقايق و معارف دعوت كرد، و علاج افسردگى عقل را در رجوع به آيات الهى دانست.

قرآن مجيد، براى انسان حرّيّت و آزادى فكر به ارمغان آورد، و بشر را از قيد خرافات و اوهام كه همچون زنجير گران، آنان را از همه جهت بسته و از رشد بازداشته بود نجات داد، و ايشان را از اين بند مهلك خلاص نمود، تا روز به روز به ترقّى و تعالى و تكامل خود بيفزايد و در مسير طبيعى سير به سوى كمال قرار گيرد.

قرآن، آنچه به خير انسان است تعليم داد، و هر چه براى وى ضرر داشت او را به آن آگاهى داد و اعلام كرد: اعمال خير مايه شادكامى و بهبود و اصلاح جامعه و علّت رسيدن به حق و فضيلت، و اعمال ناپسند موجب بدبختى و تباهى و گرفتارى در دنيا و آخرت و هلاكت ابدى است.

قرآن كريم، مردم را در تمام امور اعم از مادى و معنوى به تفكّر و تعمق دعوت‏ كرد، و راه تقليد كوركورانه را راه ضلالت و جاده شيطان دانست، و در اين زمينه مردم را به سير در حقايق تشويق نمود، و رشد دادن عقل و انديشه را بر آنان واجب كرد.

قرآن كريم، درب دانش را به روى همگان گشود و جهل و بى خبرى را مايه ذلّت و تيره روزى دانست، و تعليم و تعلّم را در رأس فرائض و واجبات قرار داد فاصله بين فهميده و نفهم را فاصله بين حق و باطل و نور و ظلمت و حيات و مرگ دانست.

قرآن مجيد، درس استقلال و آزادى به انسان آموخت و بر وى واجب كرد كه طوق بندگى و بردگى غير حق را از گردن حيات خود باز كند و جز در برابر حضرت رب و مالك حقيقى و وجود مستجمع جميع صفات كمال، سر فرود نياورد.

قرآن مجيد، تكيه بر شرافت نژادى و حسب و نسب را كه عامل ظلم و ستم و زور و قلدرى است مردود دانست و سپيد را بر سياه و سياه را بر سپيد، و عرب را بر عجم و عجم را بر عرب، جز به تقوا امتياز نداد.

قرآن عزيز، بين تمام افراد از هر نژاد و رنگ به شرط ايمان، طرح برادرى و دوستى انداخت و همگان را به اتحاد و اتفاق و صدق و صفا و صميميت و حقيقت دعوت كرد، و از تمام مردم خواست كه در تمام شؤون حيات پشتيبان و يار يكديگر باشند.

 

هماهنگى قرآن با ابعاد وجود انسان‏

تنها كتابى كه در پهنه آفرينش با تمام ابعاد وجود انسان هماهنگ است قرآن مجيد مى‏باشد.

با اندك دقتى در ابعاد وجود انسان، و معارف قرآن و نظام عالى اين كتاب مسئله را به صورت يك امر بديهى و حقيقت مسلّم مى‏بينيد.

اما ابعاد وجود انسان:

1- يكى از ابعاد وجود انسان ميل به تجسس و كاوش و شناسايى است، انسان مى‏خواهد از محيط اطراف و مجاورش آگاه شود، يعنى شناخت طبيعت و كاينات بخشى از وجود آدمى است، انسان نمى‏تواند مانند حيوانات ناآگاه به دنيا آيد و ناآگاه بميرد، و از كنار شگفتى‏هاى جهان و طبيعت بى‏تفاوت بگذرد، اين قسمت از وجود انسان را مى‏توان بُعد جهان‏شناسى ناميد.

2- هر انسانى مى‏خواهد براى خود مبدأ فكرى بسازد و زندگى خود را بر مبناى جهان بينى خاص خود بنا نهد، بنابراين مرحله دوم وجود انسان جهان بينى يا تبيين جهان بر اساس بينشى است كه از جهان دارد.

3- از آن‏جا كه انسان يك موجود اجتماعى است، از جامعه، طبقات، اصناف و اقشار اجتماعى و اوضاع سياسى نمى‏تواند خود را دور نگهدارد و در مقابل جريانات حاكم بى تفاوت باشد، بنابراين نياز سوم، نياز اجتماعى- سياسى است.

4- تأثير جوامع گذشته روى انسان‏هاى معاصر، يكى ديگر از ابعاد وجود انسان است، بنابراين انسان نياز به تاريخ و فلسفه تاريخ دارد و مسئله تاريخ يكى ديگر از ابعاد وجود انسان را تشكيل مى‏دهد.

5- رفتار و سلوك اخلاقى، نقش مؤثّرى در حيات و رفاه انسان ايفا مى‏كند، از اين رو نبايد از نقش سوء خلق و بدى تربيت انسان‏ها نيز غافل ماند.

6- مسائل مادى و اقتصادى اگر در رأس نباشد محققاً نقش بسزائى در زندگى انسان دارد، از اينرو بُعد ديگر وجود انسان را اقتصاد و مسئله توليد و توزيع ثروت تشكيل مى‏دهد.

7- ميل به پرستش و اطاعت و عبوديت از نيروى مافوق چيزى است كه نهاد هر انسان را به خود مشغول داشته است، آثار پرستش انسان‏هاى قديم را از ابنيه تاريخى و آثار حجّارى‏ها و خطوط و نقوش باستانى آنها مى‏توان به دست آورد.

جاى شگفتى است كه وقتى قرآن را به عنوان كتاب زندگى بخوانيم و تدبر كنيم‏ خواهيم ديد نام سوره‏هاى قرآن كه معرّف محتويات آن است به طور دقيق با مسائل و محتويات زندگى انسان و ابعاد مختلف وجودى او منطبق است.

 

تعداد و نام‏هاى سوره‏هاى قرآن‏

«قرآن داراى 114 سوره است و به اضافه نام‏هاى مكررى كه برخى از آنها دارد مانند سوره توبه (زكات) جمعاً داراى 120 نام است كه با نسبت دقيق و مضبوط، آنها را به اين صورت رده‏بندى مى‏كنيم.

1- بيشتر نام سوره‏هاى قرآن در رابطه با طبيعت و كاينات يعنى جهان‏شناسى است. اين نام‏ها بازگو كننده محتويات اين سوره‏هاست.

بقره، فيل، زنبور عسل، مورچه، عنكبوت، نور، خورشيد، ماه، ستاره، دود (گاز)، آهن، شب، روز روشن، صبحگاهان، رعد، زلزله، انسان، جنّ، خون بسته (علق)، انجير، مردم، اسبان نفس زن، روزگار، شهر (مكّه) و غيره كه همه نام 31 سوره را تشكيل مى‏دهند.

2- سپس نام‏هاى متناسب با موضوع جهان بينى مطرح مى‏شود. به طور دقيق نسبت سوره‏هايى كه به اين نام در قرآن مجيد آمده در درجه دوم قرار دارد به اين شرح:

اعراف، قيامت، قارعه، واقعه، حاقّه، نازعات، غاشيه، قدر، فرشته، حشر، مرسلات، تكوير، انفطار، انشقاق و غيره. شماره اين سوره‏ها به 29 سوره مى‏رسد.

3- در درجه سوم سوره‏هايى قرار دارد كه از جامعه و طبقات اجتماعى و سياسى نام خود را برگزيده است از قبيل: احزاب، مؤمنون، شورى، زنان، صف، رزمندگان، شعرا، فتح، منافقون، روم، مردم و غيره. رقم نام اين سوره‏ها به 27 مى‏رسد.

4- سوره‏هايى است كه نام مسائل تاريخى و يا فلسفه تاريخ را حمل مى‏كند از اين نمونه است:

آل عمران، انبيا، يونس، هود، يوسف، ابراهيم، نوح، مريم، سبا، محمّد صلى الله عليه و آله، لقمان، حجر، بنى اسرائيل، كهف، قصص، احقاف، قريش و غيره. رقم اينها 17 سوره است.

5- سوره‏هايى كه از مسائل اخلاقى و طرز سلوك و رفتار انسانى بحث مى‏كند، و با اين نام‏ها معرفى مى‏شوند: حجرات، عبس، همزه، مطفّفين، ماعون، تحريم و رقم آنها 6 سوره است.

6- سوره‏هايى كه از مسائل مادى و اقتصادى سخن مى‏گويد، و با نام‏هاى: انفال، زكات (توبه)، مائده، تكاثر، انعام شناخته مى‏شوند، و اينها 5 سوره‏اند.

7- سوره‏هايى كه از پرستش و شعائر دينى سخن گفته و نام عبادت دارد مانند:

حج و سجده كه تنها همين دو سوره‏اند و اين كمترين رقم از رده‏هاى تقسيمى ما را تشكيل مى‏دهد، حال آن كه مسائل مربوط به كاينات و طبيعت، مسائل جهان‏بينى و سياست، و تاريخ و اقتصاد و اخلاق به مراتب بيشتر از مسائل مربوط به عبادت و ممنوعيت‏ها و احكام دينى است.

ما مى‏خواهيم با اين ديدگاه قرآن را به عنوان بزرگ‏ترين كتاب زندگى انسان، و الهام بخش مترقى‏ترين درس‏هاى جهاندارى، سياست، اقتصاد، تاريخ، و جامعه‏شناسى معرفى كنيم و بيش از پيش بدان روى آوريم تا بتوانيم وارثان زمين و پيمايندگان راه زندگى در جهان امروز باشيم.» «4»

 

نور بودن قرآن‏

اصطلاح نور در رابطه با قرآن مجيد، واقعيتى است كه در آيات كتاب حق به آن اشاره شده است.

آرى، قرآن مجيد نور عقل، نور وجدان، نور اخلاق، نور زندگى، نور جامعه، نور دنيا و نور آخرت انسان است.

بدون اين نور به دست آوردن زندگى صحيح، و حيات طيّبه براى احدى امكان ندارد. حيات بدون قرآن ظلمت محض، و دنياى بدون قرآن تاريكى مطلق، و آخرت منهاى قرآن جز سَموم و حَميم و تاريكى عذاب دهنده، چيزى نيست.

يا ايُّهَا النّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ انْزَلْنا الَيْكُمْ نُوراً مُبيناً» «5»

اى مردم! يقيناً از سوى پروردگارتان براى شما برهان [و دليلى چون پيامبر و معجزاتش‏] آمد؛ و نور روشنگرى [مانند قرآن‏] به سوى شما نازل كرديم.

قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ» «6»

بى‏ترديد از سوى خدا براى شما نور و كتابى روشنگر آمده است.

مهيمن بودن قرآن‏

لفظ مُهَيْمِن در سوره مباركه مائده آمده است:

وَ انْزَلْنا الَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ» «7»

و ما اين كتاب [قرآن‏] را به‏درستى و راستى به سوى تو نازل كرديم در حالى كه تصديق كننده كتاب‏هاى پيش از خود و نگهبان و گواه بر [حقّانيّت همه‏] آنان است.

در اين آيه اشاره به موقعيت قرآن بعد از ذكر كتب پيشين انبيا شده است.

مهيمن در اصل به معنى چيزى است كه حافظ و شاهد و مراقب و امين و نگاهدارى كننده چيزى بوده باشد، و از آن‏جا كه قرآن در حفظ و نگهدارى اصول كتاب‏هاى آسمانى پيشين مراقبت كامل دارد و آنها را تكميل مى‏كند لفظ مهيمن بر آن اطلاق كرده است.

 

قرآن برترين سخن‏

كلام، كلام حق است، تجلّى علم و حكمت و نور بى‏نهايت در بى‏نهايت است.

كلام حق حاوى مسائل و اخبار و حكايات امم گذشته است، كه بدين وسيله هر گمراهى هدايت مى‏شود، و هر دردمندى به درمان مى‏رسد، و هر فقيرى به غنا دست مى‏يابد.

كلام خالق هستى، و پديدآورنده بالا و پستى، و نقّاش نقش شگفت‏انگيز آفرينش است.

كلام مهر و محبّت، عشق و عاطفه، حق و حقيقت، عدل و انصاف، درستى و راستى، صدق و صداقت، و دوستى و كرامت است.

دريائى از واقعيت، بحرى بى‏پايان، اقيانوسى بى ساحل، نورى جاودانى، ضيايى هميشگى، و حقيقتى ثابت و استوار است.

آنچه بندگان تا روز قيامت نسبت به آن نيازمندند در اين كلام است. اين كلام به پاكيزه‏ترين لفظ و در نيكوترين اسلوب و در بهترين شكل و ترتيب بيان شده است.

اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَديثِ» «8»

خدا نيكوترين سخن را نازل كرد.

بوى مشكى در جهان افكنده‏اى‏

مشك را در لامكان افكنده‏اى‏

صد هزاران غلغله زين بوى مشك‏

در زمين و آسمان افكنده‏اى‏

از شعاع نور و نار خويشتن‏

آتشى در عقل و جان افكنده‏اى‏

از كمال لعل جان‏افزاى خويش‏

شورشى در بحر و كان افكنده‏اى‏

تو نهادى قاعده عاشق كشى‏

در دل عاشق كُشان افكنده‏اى‏

هم شكار و هم شكارى گير را

زير اين دام گران افكنده‏اى‏

پُر دلان را همچو دل بشكسته‏اى‏

بى دلان را در فغان افكنده‏اى‏

جان سلطان زادگان را بنده‏وار

پيش عقل پاسبان افكنده‏اى‏

(مولوى)

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- مزّمّل (73): 20.

(2)- بقره (2): 121.

(3)- مفردات ألفاظ القرآن، راغب اصفهانى: 167

(4)- دائرة المعارف قرآن كريم: 3/ 76.

(5)- نساء (4): 174.

(6)- مائده (5): 15.

(7)- مائده (5): 48.

(8)- زمر (39): 23.

 

 مطلب فوق برگرفته شده از

 کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد یازدهم

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه