جهل و غفلت به نفس
كسانى كه به خاطر جهل و غفلت و بى توجهى به خودشان و به عالم هستى و به صاحب عالم، اسير بدن مىشوند و از تغذيه عقل و قلب و نفس و روح الهى خودشان در حد قدرت و توانشان باز مىمانند، تبديل به يك موجود ظلمانى و تاريك مىشوند، و به تعبير قرآن مجيد كلاف سر در گم و بافندگان پنبهاى كه آخر كار، پنبه بافته خودشان را رشته مىكنند. چيزى از آنها باقى نمىماند، معشوقشان كه بدن است در قبر مىپوسد، روان الهى بدون معشوق در برزخ مىماند و همان جا هم آن ظلمت و تاريكى به شكل وحشتناكى ظهور مىكند و تنهايى آنها را در يك عذاب سخت مىبرد و قيامتشان هم سختتر از برزخشان است!
در سوره مؤمن مىفرمايد: در برزخ، روز و شب به آنها آتش دميده مىشود:
« النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُواْ ءَالَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ »
آل فرعون يعنى كسانى كه مثل فرعون هستند، اخلاق فرعون را دارند، كسانى كه روش و راه فرعون را دارند! قرآن مجيد مىفرمايد: يك محروميت سنگين از رحمت خدا در قيامت كه فشار آن خيلى سنگين است، زير بار اين فشار هم مرگى براى آنها وجود ندارد. غير از دنياست كه آدم تحت فشار قرار بگيرد، حادثه ناگهانى ببيند، قلبش از كار بايستد، آنجا نظام حيات، نظام منهاى مرگ است:
« لاَ يَمُوتُ فِيهَا »
نمىميرند. اين آخرت را با آنهمه فيوضاتش، برزخ را با آن همه شيرينى، دنيا را با اين همه زيبايى، خداوند متعال مىفرمايد: ما فقط براى اهل تقوا قرار داديم، انسانى كه اسير بدن نيست! تمام جوانب وجودش را تغذيه مىكند، بدن را، با حلال طيب تغذيه مىكند.
« كُلُواْ مِمَّا فِى الْأَرْضِ حَلَـلاً طَيِّبًا »
حلال يعنى آن غذايى كه از طريق مقررات الهى به دست آمده، طيب هم يعنى آن غذايى كه ظاهرش پاك و پاكيزه و نفس انسان از آن غذا مشمئز نيست! مىفرمايد:
« وَ لاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَ تِ الشَّيْطَـنِ »
پايتان را جاى پاى شيطان نگذاريد! حالا اين شيطان يا هواى نفس يا شهوت يا رفيق بد يا قوم خويش بد يا يك جامعه بد است. آن كسى كه شما را دعوت به خلاف مىكند، حالا اين دعوت كننده در باطن خودتان باشد يا در ظاهر، اين شيطان است!
بدن را تغذيه مىكند با حلال طيب، عقل را تغذيه مىكند با معلومات! دنبال فهم است!
روزى نمىگذارد بر او بگذرد كه به معلوماتش و به فهمش اضافه نشود! حتى زمانى كه برايشان روشن بود كه پنج دقيقه ديگر مىميرند، همين پنج دقيقه را خرج خواندن يا پرسيدن يا فهميدن كردند و مردند! يا اگر پيغمبر بوده و نيازى نداشته كه بپرسد، خرج تعليم دادن كرده است.
آخرين نفس، هيچ پيغمبرى از بدن و كام و دهانش در نيامد مگر اينكه افراد بالاى سر خود را، دعوت به بندگى خدا كرد!
English