مفسّران واقعى قرآن
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد یازدهم / نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
اعتقاد شيعه بر اساس آيات قرآن و معتبرترين روايات بر اين است كه دوازده امام معصوم عليهم السلام به اشاره حق به وسيله پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به عنوان امام معصوم و واجبالاطاعة به جهانيان معرفى شدهاند.
تمام مقاماتى كه در ظاهر و باطن براى رسول خدا صلى الله عليه و آله بود، به غير از مقام نبوت، براى امامان بزرگوار عليهم السلام ثابت و مسلّم است.
همان طور كه معرفت نسبت به خدا و رسولش واجب و لازم است معرفت به امام هم از واجبات عقليّه و شرعيّه مىباشد.
امامان معصوم بنابر اصيلترين روايات، شهداى حق بر خلق، هدايت كننده بشر به واقعيتها، واليان امر و خزانههاى علم حق، خلفاى الهى و ابواب حضرت معبود، نور خدا در زمين و آسمان و دنيا و آخرت، اركان ارض، آيات الهى، اهل ذكر، راسخون در علم، عباد انتخاب شده، نعمت الهى بر عباد، معدن دانش، و درخت نبوت، و محل رفت و آمد ملائكه، و وارثان علوم انبيا، و دارندگان اسم اعظم، و داراى جميع علومند. «1» بر اين اساس تمام علوم قرآن، و حقايق و دقايق و لطايف كتاب الهى در پيش آنان است، و مفسران واقعى قرآن، اين بزرگوارانند.
شيعه دوازده امامى بر خلاف فرق ديگر اسلامى براى فهم قرآن مجيد، علاوه بر كمكگيرى از علوم، متوسّل به علوم امامان معصوم است، و به اين خاطر در ميان كليّه تفاسيرى كه بر قرآن مجيد نوشته شده تفاسير شيعه از اعتبار و صحّت و سلامت و استحكام و اتقان بيشترى برخوردار است، و اين واقعيتى است كه مخالفان هم به آن اقرار دارند.
منصف وقتى با كمك علوم حقيقى و دانش ثابت و روايات رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام، و نيز با كمكگيرى از خود قرآن براى فهم قرآن به قرآن مراجعه كند، اعتراف قلبى مىنمايد كه قرآن از جانب خداست و از هجوم شك و ترديد در امان مانده، به حبل الهى در تمام امورش چنگ مىزند، و براى تميز حق از باطل به پناه كتاب حق مىرود، و در سايهاش مقيم مىگردد و از نورش استفاده مىكند، و از غيرش طلب هدايت نمىنمايد، و اين همه حقايقى است كه حضرت سجّاد عليه السلام در فرازهاى آينده به آن تذكّر داده است.
[ «6» اللَّهُمَّ فَكَمَا جَعَلْتَ قُلُوبَنَا لَهُ حَمَلَةً وَ عَرَّفْتَنَا بِرَحْمَتِكَ شَرَفَهُ وَ فَضْلَهُ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ الْخَطِيبِ بِهِ وَ عَلَى آلِهِ الْخُزَّانِ لَهُ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ يَعْتَرِفُ بِأَنَّهُ مِنْ عِنْدِكَ حَتَّى لَا يُعَارِضَنَا الشَّكُّ فِي تَصْدِيقِهِ وَ لَا يَخْتَلِجَنَا الزَّيْغُ عَنْ قَصْدِ طَرِيقِهِ «7» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْنَا مِمَّنْ يَعْتَصِمُ بِحَبْلِهِ وَ يَأْوِي مِنَ الْمُتَشَابِهَاتِ إِلَى حِرْزِ مَعْقِلِهِ وَ يَسْكُنُ فِي ظِلِّ جَنَاحِهِ وَ يَهْتَدِي بِضَوْءِ صَبَاحِهِ وَ يَقْتَدِي بِتَبَلُّجِ إِسْفَارِهِ وَ يَسْتَصْبِحُ بِمِصْبَاحِهِ وَ لَا يَلْتَمِسُ الْهُدَى فِي غَيْرِهِ]
خدايا! چنانكه دلهاى ما را حامل واقعيتهاى آن ساختى، و شرافت و فضيلتش را به ما فهماندى، پس بر محمد خطيب به قرآن و بر آلش خزانهداران قرآن درود فرست، و ما را از كسانى قرار ده كه اعتراف دارند: قرآن از جانب توست، تا شك و شبههاى در مسير تصديق آن، عارض دلهاى ما نشود و انحرافى، ما را از راه راستش باز ندارد.
خدايا! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از كسانى قرار ده كه به ريسمان محكم قرآن چنگ مىزنند، و از متشابهات كه محل لغزش عقول است، در پناه آيات محكمش مأوى مىگيرند، و در سايه بال رحمتش آرامش مىيابند، و به نور صبحگاهش راه مىيابند، و به درخشندگى سپيدهاش كه موجب آشكار شدن حق است اقتدا مىكنند، و از چراغش، چراغ مىافروزند، و از غير آن هدايت نمىجويند.
اعتصام به قرآن
زندگى هر موجودى از جمله انسان محدود به حدودى است. انسان در اين فرصتِ بسته، پيوسته درحال تكميل شدن بوده و شخصيت او در حال شكلگيرى است.
شخصيت انسان كه برگرفته از اعتقادات و باورهاى اوست، منشأ اعمال و رفتار وى مىگردد. اعمال و رفتار انسان نيز در روز قيامت، تجسم پيدا مىكند. و هر كس با آثار و نتايج كردار خود دست به گريبان خواهد بود.
اگر انسان در عالم دنيا اعمال خود را بر اساس قرآن و دستورها و معارف الهى سامان دهد در عالم آخرت از آثار و محصول آنها بهرهمند و شادمان خواهد شد.
حضرت على عليه السلام كه داناى به حقيقت دنيا و آخرت و رابطه ميان آنهاست؛ نگران آينده مسلمانان است و مىفرمايد:
انَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرآنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ شُفِّعَ فيهِ، وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرآنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ. «2»
آن كه قرآن در قيامت به شفاعتش برخيزد شفاعتش در مورد او قبول است، و از هر كه شكايت نمايد شكايتش پذيرفته است.
يقينى است كه: قرآن كلام خدا و برنامه زندگى همه انسانها است. ولى سخن تنها و اقرار ظاهرى، كافى نيست. ابراز عقيده در صورتى ايمان به قرآن و دستورهاى حيات بخش است كه از باور قلبى حكايت كند و انسان از عمق جان به حقيقت آن ايمان داشته باشد و در مقابل سخنان و پيامهاى حق تسليم محض باشد.
رسول گرامى حق صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
إِنَّ هَذَا الْقُرآنَ مَأَدُبَةُ اللَّهِ فَتَعَلَّمُوا مَأدُبَتَهُ مَا اسْتَطَعْتُمْ. إِنَّ هَذَا الْقُرآنَ حَبْلُ اللَّهِ وَ هُوَ النُّورُ الْبَيِّنْ وَ الشِّفاءُ النَّافِعُ عِصْمَةٌ لِمَنْ تَمَسَّكَ بِهِ وَ نَجاةٌ لِمَنْ تَبِعَهُ. «3»
قرآن سفره معنوى خداست پس هر چه مىتوانيد از حقايق اين سفره معنوى فرا گيريد. به درستى كه اين قرآن پيمان خداوند است و نورى روشن و درمانى سودمند، نگهدارنده براى كسى كه به آن چنگ زند و رهايى براى آن كه پيروى از او نمايد.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
إِنَّ هَذَا الْقُرآنَ فِيهِ مَنَارُ الْهُدَى وَ مَصابِيحُ الدُّجى فَلْيَجْلُ جالٍ بَصَرَهُ وَ يَفْتَحُ لِلضِّياءِ نَظَرَهُ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ حَياةُ قَلْبِ الْبَصِيرِ كَما يَمْشِى الْمُسْتَنِيرُ فِى الظُّلُماتِ بِالنُّورِ. «4»
همانا در اين قرآن نشانه نور هدايت و چراغهاى شب تار است. پس شخص تيزبين بايد دقت كند و براى بهره گرفتن از روشنايى آن ديده خود را بگشايد؛ زيرا كه انديشه كردن، حيات دل بيناست چنانكه كسى كه جوياى روشنى باشد در تاريكىها به سبب نور راه مىپيمايد.
خداوند در قرآن كريم در دعوتهاى خود كه به صورت مستقيم به پيامبران و معصومان عليهم السلام و اولياى خود و غيرمستقيم به همه انسانها با واژههاى انسان، مردم، مؤمنان، متقيان؛ و نيز ضميرهاى اشاره و كنايه و غايب، همگان را به اطاعت از دستورهاى وحى و شرع فرا مىخواند. و تابلوهاى گوناگونى هم براى راهنمايى به آن در راه زندگى نصب شده است.
امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام به برخى از رهنمونها اشاره مىفرمايد:
إِذا دَعاكَ الْقُرْآنُ إِلى خَلَّةٍ جَميلَةٍ فَخُذْ نَفْسَكَ بِأَمْثالِها. «5»
هرگاه قرآن تو را به خويى نيك فرا خواند، وجود خود را به پندهاى آن وادار كن.
سَلُوا اللَّهَ الإِيمانَ وَ اعْمَلُوا بِمُوجِبِ الْقُرآنِ. «6»
از خداوند ايمان را خواهش كنيد و به واجبات قرآن عمل كنيد.
اتَّبِعُوا النُّورَ الَّذِى لايُطَفأُ وَ الْوَجْهَ الَّذى لايَبْلى وَ اسْتَسْلِمُوا وَ سَلِّمُوا لِامْرِهِ فَإِنَّكُمْ لَنْ تَضِلُّوا مَعَ التَّسْلِيمِ. «7»
از نورى كه خاموش نمىشود و حقيقتى كه پوشيده نمىگردد؛ پيروى كنيد و اطاعت نماييد و فرمانش را بپذيريد، پس به درستى كه با پذيرش آن، هرگز گمراه نمىشويد.
عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْقُرآنَ احِلُّوا حَلالَهُ وَ حَرِّمُوا حَرامَهُ وَ اعْمَلُوا بِمُحْكَمِهِ وَ رُدُّوا مُتَشابِهَهُ إِلى عالِمِهِ فإِنَّهُ شاهِدٌ عَلَيْكُم وَ أَفْضَلُ ما بِهِ تَوَسَّلْتُمْ. «8»
شمارا به اين قرآن سفارش مىكنم؛ حلال آن را حلال بدانيد و حرام آن را حرام بشماريد و به محكم آن عمل كنيد و آيات متشابه آن را به داناى آن برگردانيد. همانا قرآن گواهى بر شماست و برترين وسيلهاى است كه به آن دست مىآويزيد.
حكمت الهى چنين برنامهريزى شده كه سنّت خداوند از طريق اهل بيت عليهم السلام باشد و مردم از كلام آنان با معارف قرآن آشنا شوند. و با به كار بستن آنها در تأمين سعادت خود بكوشند. هر چند مخالفان در دورههاى گوناگون در صدد برآمدند تا مردم را از نور هدايت الهى كه در مكتب اهل بيت عليهم السلام تجسّم مىيابد خاموش كنند، ولى هرگز به اين كار موفّق نشدند بلكه در تاريكى باطل خويش نابود شدند.
قرآن، خورشيد فروزندهاى است كه معارف آن پايانناپذير است. هر انسان و جامعهاى بخواهد با قرآن و كلام الهى آشنا شود و زندگى فردى و اجتماعى خود را بر اساس آيهها و پيامهاى اين كتاب مقدس سامان دهد، راهى جز تمسّك به آن بر پايه تفسير و تبيين پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام و الگو قرار دادن سيره و روش آنها ندارد.
امام زين العابدين عليه السلام در تفسير آيه 35 سوره نور مىفرمايد:
إِنَّ مَثَلَنَا فى كِتابِ اللَّهِ كَمَثَلِ الْمِشْكاةِ وَ الْمِشكاةُ فِى الْقَنْدِيلِ فَنَحْنُ الْمِشْكاةُ
فِيهَا مِصْبَاحٌ
وَالْمِصْباحُ مُحَمَّدٌ
الْمِصْبَاحُ فِى زُجَاجَةٍ»
نَحْنُ الزُّجاجَةُ
يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ
عَلِىٌ
زَيْتُونَةٍ
مَعْرُوفَةٍ
لَّاشَرْقِيَّةٍ وَ لَاغَرْبِيَّةٍ
وَ لا مُنْكَرَةٍ وَلا دَعِيَّةٍ
يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِىءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ»
الْقُرآنُ
عَلَى نُورٍ يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِمَن يَشَآءُ وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثلَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلّ شَىْءٍ عَلِيمٌ
بِأَنْ يَهْدِىَ مَنْ أَحَبَّ إِلَى وَلايَتِنا ... «9»
مثل ما در كتاب خدا مانند چراغدانى است و چراغدان در آويزهاى مىباشد و ما محل چراغى هستيم كه در آن چراغى مىباشد و آن محمد صلى الله عليه و آله است.
و چراغ در آبگينهاى بلورين و ما آن آبگينهايم از درختى پربركت كه امام على عليه السلام است؛ زيتون شناخته شده افروخته مىشود. نه شرقى و نه غربى است، نه زشت صفت و نه آلوده نسب، روغن آن از پاكى و صافى نزديك است كه روشنى بدهد گرچه آتشى به آن نرسيده باشد؛ نورى است «قرآن» بر فراز نورى، خدا هر كس را بخواهد به سوى نور خود هدايت مىكند و خدا براى مردم مثلها مىزند [تا حقايق را بفهمند] و خدا به همه چيز داناست. به اينكه هر كه را بخواهد به دوستى و ولايت ما رهبرى مىكند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- به جلد اول اصول كافى باب حجت و مجلدات احقاق الحق و الغدير و عبقات و وافى فيض مراجعه نماييد.
(2)- نهج البلاغه: خطبه 175.
(3)- وسائل الشيعة: 6/ 168، باب 1، حديث 7648؛ بحار الأنوار: 89/ 19، باب 1، حديث 18، با كمى اختلاف.
(4)- الكافى: 2/ 600، حديث 5؛ وسائل الشيعة: 6/ 170، باب 3، حديث 7655.
(5)- غرر الحكم: 111، حديث 1977.
(6)- غرر الحكم: 111، حديث 1979.
(7)- غرر الحكم: 111، حديث 1972.
(8)- غرر الحكم: 111، حديث 1986.
(9)- بحار الأنوار: 23/ 324، باب 18، حديث 40؛ تأويل الآيات الظاهرة: 357.
English