لطفا منتظر باشید

ارزش عمر و راه هزینه آن - جلسه هفدهم – (متن کامل + عناوین)

معرفت نفس مقدمه معرفت خدا

تهران، حسينيه هدايت رمضان 1374

 الحمدلله رب العالمين و صلّى اللّه على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

چهره با عظمت انسانيت را، وجود مبارك اميرالمؤمنين  عليه السلام در نه جمله نشان دادند.

«الصُّورَةُ الإنسانِيَّةُ هِىَ أكْبَرُ حُجَجِ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ»[1]

حجتى و راهنمايى و دليلى بر وجود مقدس حضرت حق تعالى در ميان ميلياردها دليل و آيه و نشانه حق، بزرگتر از وجود انسان نيست! شايد به همين خاطر باشد كه عقلا و اهل بصيرت و اهل دل اين روايت معروف را دليل بر اين معنا گرفتند كه رسول خدا فرمودند:

  «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ»[2]

خداشناسى به معناى واقعى در گرو خودشناسى است. درباره موجودات ديگر نيز كتب مختلفى نوشته شده است، مثلاً درباره مورچه و زنبور بيش از بيست هزار جلد كتاب نوشته شده كه اين كتب در رابطه با انسان نيز مى باشد. يعنى همين بيست هزار كتاب براى اضافه كردن معلومات انسان نوشته شده است! پس ما هيچ كتابى را نداريم كه در رابطه با انسان نباشد، حالا اين كتابها يا مستقيم مربوط به انسان است، مثل كتابهاى مربوط به بدن و روان و مغز و اعصاب، بعضى كتب مربوط به تاريخ بشر در زمين است، مربوط به تاريخ علوم انسان است يا كتابهايى است كه به واسطه با انسان سر و كار دارد و اين مجموعه معلوم نيست كه چه اندازه است!

كتابخانه لندن، طول قفسه هاى كتاب در آن بيش از هزار كيلومتر است! البته اين هزار كيلومتر را طولى نگذاشته اند، در يك كتابخانه با عظمتى است كه مقدار طول كتابخانه و قفسه ها بيش از هزار كيلومتر است! يا كتابخانه لنين گراد كه در شوروى سابق بوده، پانزده ميليون جلد كتاب داشت، آن زمانى كه من آمارش را ديدم.

كتابخانه هاى مهم دنيا و موضوع انسان شناسى

من يك دوستى داشتم، ايشان يك دعوت علمى براى غرب داشت! بسيار   شخصيتى عالم و متدين و متواضع بود. ايشان مى گفت: از جمله جاهايى كه من دعوت شده بودم، واتيكان بود، از جمله جاهايى كه رفتيم كتابخانه واتيكان بود كه زير نظر پاپ است. وقتى وارد كتابخانه شدم، به من گفتند: به چه رشته اى علاقه داريد، گفتم: انسان شناسى! گفتند: شما هر رشته اى را بخواهيد ما اينجا كتاب داريم، رشته طبيعى، حيوان شناسى، آسمان شناسى، دين شناسى، گفتم: به رشته انسان شناسى علاقه دارم. گفتند: كدام بعد انسان؟ گفتم: حالات روانى! مرا بردند در يك قسمت از كتابخانه، از شماره يك تا سه هزار! سه هزار جلد كتاب به من نشان دادند و گفتند: اين سه هزار جلد كتابهايى است كه فقط و فقط درباره جوششهاى روحى جلال الدين رومى نوشته شده! شما مى توانيد هر كدام از اينها را مطالعه كنيد و مسائل روحى و روانى را در اين كتابها ببينيد. براى يك نفر، يعنى براى آدمى كه هشتصد سال پيش در قونيه تركيه از دنيا رفته، معروف بوده به اينكه متخصص فلسفه و عرفان و فقه است.

گفت: ما سه هزار جلد كتاب فقط درباره عارف رومى داريم! حالا كتابهايى كه به طور عموم درباره انسان نوشته شده تعدادش روشن نيست، يك گوشه پانزده ميليون، يك گوشه هزار كيلومتر قفسه كتاب! شما اين آستان قدس وقتى مى رويد يك سرى به كتابخانه بزنيد، اصلاً بهت آور است كه براى انسان چه كتابهايى نوشته شده! كتابخانه مرحوم صاحب الغدير، كتابخانه صاحب عبقات الانوار، كتابخانه مرعشى در قم كه در دنيا كم نظير است، كتابخانه هايى كه در قديم بوده! ما كتابخانه هايى داشته ايم در نيشابور كه يك ميليون جلد كتاب داشته كه چنگيز دستور داد همه اش را آتش زدند! مراغه ما كتابخانه داشته ايم، چهارصد هزار كتاب بى تكرار بعد از خرابى مغول، خواجه نصير طوسى[3] جمع كرده! آنوقت   كتاب نويسان عجيبى هم داشته! علامه حلى[4] هشتصد سال قبل در حله عراق زندگى مى كرده، ايشان شبى كه در سن هشتاد سالگى چشم از دنيا بست، كتابهاى علمى كه خودشان تأليف كردند، پانصد و بيست و سه جلد كتاب مى باشد.

فيض كاشانى[5] چهارصد سال پيش سيصد جلد كتاب نوشته! علامه مجلسى[6] بيش از دويست جلد كتاب نوشتند و هفتاد و چهار سال هم در دنيا بودند!

زيباترين كتابى كه در اروپا راجع به انسان نوشته شده، كتاب «انسان موجود ناشناخته» تأليف الكسيس كارل[7] است، كه دوبار هم جايزه نوبل برده و واقعا هم آدم دانشمند و با انصاف و خوبى بود. انسان واقعاً هنوز موجودى مى باشد كه شناخته نشده است.

هنوز در دنياى وجود ما جهانهاى ناشناخته اى است كه هنوز روشن نشده، كه قرآن در اين باره مى فرمايد:

« سَنُرِيهِمْ »

سين علامت فعل مضارع است! جمله نريهم فعل مضارع و دليل برآينده است، قرآن مى گويد:

« سَنُرِيهِمْ ءَايَـتِنَا فِى الْأَفَاقِ وَ فِى أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »[8]

حق در آينده پرده از اسرار عالم و اسرار وجود شما، برمى دارد، در آيه شريفه انسان، در كنار كل عالم آمده است. اين حرف حكيمانه قرآن است:

« سَنُرِيهِمْ ءَايَـتِنَا فِى الْأَفَاقِ وَ فِى أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »

من در آينده با فعاليت مغز خودتان و الهامات الهيه خودم، پرده ها از اسرار كل خلقت و از اسرار خلقت خودتان بر مى دارم تا چهره حق براى شما قابل مشاهده باشد. يعنى: اى كسانى كه قرآن را به شما فرستادم، در زمان شما توحيد شما، توحيد كاملى نخواهد بود!

اسرار آفرينش يك طرف و اسرار آفرينش انسان طرف ديگر، با واو عاطفه آورده، يعنى او يك بحث ديگرى است و اين يك بحث ديگر!

دو موضوع در آيه هست: يكى موضوع كل عالم و يكى موضوع شخص انسان است! و اين آيه هم فعلش مضارع است يعنى در آينده، يعنى هنوز شب و روز، دانشمندان مشغول فعاليت فكرى هستند براى يافتن جهانهاى ناشناخته عالم و جهانهاى ناشناخته آدم!

نشانه هاى وجود انسان

جمله دوم:

«وَهِىَ الْكِتابُ الَّذى كَتَبَهُ بِيَدِهِ»[9]

اين گفتار اميرالمؤمنين  عليه السلام است! مى فرمايد: مرد و زن! شما كتابى هستيد كه پروردگار عالم با دست خودش اين كتاب را تأليف كرده است! حالا چند تا آيه در اين كتاب هست؟

«و فى كل شى ء له آية تدل على انه واحد»[10]

چند تا آيه الان در كتاب وجود ماست؟ من يك آيه را مى گويم، شما همه اسم سلول را شنيديد، بعضى در مدرسه و بعضى در دانشگاه و بعضى ها هم زير ميكروسكوپ ديده ايد! كوچكترين واحد بدن ما، اسمش سلول است.

هر سلولى زنده است و پروردگار عالم اين سلول را با مخلوط كردن شصت و سه عنصر از عالم به وجود آورده و مقدار اين شصت و سه عنصر، يك ميليونيم  گِرَمش هم حساب شده! اولا يك دانه سلول را ما اگر بخواهيم با چشم ببينيم نمى شود، ولى شصت و سه عنصر، يك سلول شده، بايد بگذارند زير ميكروسكوپ و آن را پنج هزار برابر كنند و يك ذره هم رنگ روى آن بپاشند كه ما آن را ببينيم! حالا در اين ساختمان بدن ما، چند تا از اين سلول ها وجود دارد.

يك سانتيمتر مكعب بدن شما چند تا سلول دارد؟ خيلى راحت عددش پيدا مى شود، در طول و عرض و حجم بدن ضرب مى كنند، تعداد به دست مى آيد كه چند تا سلول در بدن وجود دارد. دانشمندان نوشته اند: يك انسان بنشيند ثانيه اى هزار تا از آن را بشمارد، يك ساعت شصت دقيقه است، يك دقيقه شصت ثانيه است، يك ساعت سه هزار و ششصد ثانيه است، هر ثانيه اى اگر هزار تا از آن را بشمارد، سيصد هزار سال طول مى كشد تا سلول هاى بدن شمرده شود!! حالا اين كتاب چند تا آيه دارد؟ هر آيه هم دليلى بر وجود خداست! آنوقت انسان اين كتاب را بردارد و رويش غيبت بنويسد، تهمت بنويسد، زنابنويسد، ربا بنويسد!

 محرمات الهى و نعمت هاى او

هر يك دانه ده شاهى ربا خوردن گناهش در پرونده سنگين تر از سى زناى با محارم است![11] اصل اين خط را هم يهودى ها كشيدند؛ چون ربا در امتها سابقه نداشته، اختراعش مال يهود است، شراب و قمار و زنا را خط كشى كند! آنوقت روز قيامت خدا بگويد: حالا كتاب وجودت را كه سالم در دنيا تحويل دادم، سالم تحويلم بده! كتابم را آن طورى كه از مادرت به دنيا آوردم، خط روى آن نبود به من برگردان! ما كه خيالمان راحت است، مى گوييم: مولا جان! ما كه تازه خطهاى  اين كتاب را با وجود على و فاطمه و حسن و حسين معنى كرديم! ما يك عمرى گريه كرديم كه روى اين كتاب گرد و غبار ننشيند! دائم او را پاك كرديم، روزه گرفتيم، نماز خوانديم، هيئت رفتيم،اشك ريختيم، قرآن سر گرفتيم، ما زير تمام خطهاى اين كتابت را روشنايى داديم، نور داديم! اما آنهايى كه روى اين كتاب را خط قيرى و سياه كشيدند، خط آلوده كشيدند، تمام صفحات هفتاد ساله اين كتاب را نجس كردند! علتش را بگو به چه علت!؟ اگر قيامت يك گوشه اى تو را صدا بزند بگويد: من بد خدايى بودم! به چه علت اوامر مرا نقض كردى؟ ديگر خدا به آنها انسان نمى گويد، مى گويد:

« أُوْلئِكَ كَالأَنْعَـمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ »[12]

اصلا كتاب به هم خورده!

«وَهِىَ الْكِتابُ الَّذى كَتَبَهُ بِيَدِهِ»

به ما مى گويند: اينقدر دنبال خدا مى روى چه ديده اى؟! همه چيز! چه خيرى از اين خدا نصيب تو شده؟ همه چيز! تو چه مى دانى كه اين معشوق با ما چه كرد؟! همه خير دنيا و آخرت را به ما داده است كه يكى از نعمت ها، وجود امام حسين  عليه السلام است كه نمى توانيم شكر او را به جا آوريم

.

والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته


[1] ـ شرح الاسماء الحسنى: 1/12، به نقل از ابن ابى جمهور؛ تفسير الصافى: 1/92، ذيل آيه 2
سوره بقره؛ «قَالَ عَلىٌّ  عليه السلام: الصُّورَةُ الإنسانِيَّةُ هِىَ أكْبَرُ حُجَجِ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، وَهِىَ الْكِتابُ الَّذى كَتَبَهُ بِيَدِهِ، وَهِىَ الْهَيكَلُ الَّذى بَناهُ بِحكمتِهِ، و هِىَ مَجْمُوعُ صُوَرِ الْعالَمينَ، و هِىَ الْمُخْتَصَرُ مِنَ اللَّوحِ الْمَحفُوظِ، وَهِىَ الشّاهِدَةُ عَلى كُلِّ غائِبٍ، وَهِىَ الْحُجَّةُ عَلى كُلِّ جاحِدٍ، وَهِىَ الطَّريقُ الْمُستَقيمُ إلى كُلِّ خَيْرٍ، وهِىَ الْجِسْرُ الْمَمْدُودُ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ.»

[2] ـ بحار الأنوار: 2/32، باب 9، حديث 22؛ «قَالَ النَّبِيُّ  صلى الله عليه و آله مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ ثُمَّ
عَلَيْكَ مِنَ الْعِلْمِ بِمَا لاَ يَصِحُّ الْعَمَلُ إِلاَّ بِهِ وَ هُوَ الاْءِخْلاَصُ.»

[3] ـ شرح حال ايشان در كتاب فلسفه آفرينش جلسه 1 آمده است.

[4] ـ شرح حال ايشان در كتاب مرگ و فرصت ها، جلسه 12 آمده است.

[5] ـ شرح حال ايشان در كتاب مرگ و فرصت ها، جلسه 12 آمده است.

[6] ـ شرح حال ايشان در كتاب تواضع و آثار آن، جلسه 15 آمده است.

[7] ـ آلكسيس كارل، زيست شناس فرانسوى در سال 1873 در ليون به دنيا آمد و در 1944 در پاريس درگذشت. وى به خاطر مطالعه سيستم گردش خون جايزه نوبل فيزيولوژى دريافت جايزه كرد. او در آمريكا كتابى با عنوان انسان موجود ناشناخته در فلسفه زندگانى نوشت كه قسمتى به زبان انگليسى و قسمتى به فرانسه نوشت ولى بعد آنرا ترجمه كرد و در تيراژ بالا منتشر گرديد، و به نوزده زبان ترجمه شد. آخرين فصل اين كتاب در موضوع احياى انسانيت است كه در آن بهسازى نژادى داوطلبانه نقش نهايى را به عهده دارد.

[8] ـ فصلت 41 : 53؛ «به زودى نشانه هاى خود را در كرانه ها و اطراف جهان و در نفوس
خودشان به آنان نشان خواهيم داد تا براى آنان روشن شود كه بى ترديد او حق است .»

[9] ـ شرح الاسماء الحسنى: 1/12، به نقل از ابن ابى جمهور؛ تفسير الصافى: 1/92، ذيل آيه 2
سوره بقره؛ «قَالَ عَلىٌّ  عليه السلام: الصُّورَةُ الإنسانِيَّةُ هِىَ أكْبَرُ حُجَجِ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ، وَهِىَ الْكِتابُ الَّذى كَتَبَهُ بِيَدِهِ، وَهِىَ الْهَيكَلُ الَّذى بَناهُ بِحكمتهِ، و هِىَ مَجْمُوعُ صُوَرِ الْعالَمينَ، و هِىَ الْمُخْتَصَرُ مِنَ اللَّوحِ الْمَحفُوظِ، وَهِىَ الشّاهِدَةُ عَلى كُلِّ غائِبٍ، وَهِىَ الْحُجَّةُ عَلى كُلِّ جاحِدٍ، وَهِىَ الطَّريقُ الْمُستَقيمُ إلى كُلِّ خَيْرٍ، وهِىَ الْجِسْرُ الْمَمْدُودُ بَيْنَ الْجَنَّةِ وَالنّارِ.»

[10] ـ شرح نهج البلاغه: 6/412؛ «ثم قال  عليه السلام و ظهرت آثار صنعته و دلائل حكمته في مخلوقاته
فكانت و هي صامتة في الصورة ناطقة في المعنى بوجوده و ربوبيته سبحانه و إلى هذا المعنى نظر الشاعر فقال: فو عجبا كيف يعصى الإله أم كيف يجحده الجاحد و في كل شيء له آية تدل على أنه واحد.»

[11] ـ بحار الأنوار: 100/116، باب 5، حديث 5؛ الامالى، شيخ صدوق: 181، حديث 7؛ «دِرْهَمٌ رباً أَعْظَمُ عنداللّه مِنْ ثلاثين زنيةً كلُّها بِذات محرم.»

[12] ـ اعراف 7 : 179؛ «آنان مانند چهارپايانند بلكه گمراه ترند.»

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه