قرآن، راهى براى رسيدن به منازل كرامت
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد یازدهم / نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
اللَّهُمَّ وَ كَمَا نَصَبْتَ بِهِ مُحَمَّداً عَلَماً لِلدَّلَالَةِ عَلَيْكَ وَ أَنْهَجْتَ بِآلِهِ سُبُلَ الرِّضَا إِلَيْكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلِ الْقُرْآنَ وَسِيلَةً لَنَا إِلَى أَشْرَفِ مَنَازِلِ الْكَرَامَةِ وَ سُلَّماً نَعْرُجُ فِيهِ إِلَى مَحَلِّ السَّلَامَةِ وَ سَبَباً نُجْزَى بِهِ النَّجَاةَ فِي عَرْصَةِ الْقِيَامَةِ وَ ذَرِيعَةً نَقْدَمُ بِهَا عَلَى نَعِيمِ دَارِ الْمُقَامَةِ «9» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ احْطُطْ بِالْقُرْآنِ عَنَّا ثِقْلَ الْأَوْزَارِ وَ هَبْ لَنَا حُسْنَ شَمَائِلِ الْأَبْرَارِ وَ اقْفُ بِنَا آثَارَ الَّذِينَ قَامُوا لَكَ بِهِ آنَاءَ اللَّيْلِ وَ أَطْرَافَ النَّهَارِ حَتَّى تُطَهِّرَنَا مِنْ كُلِّ دَنَسٍ بِتَطْهِيرِهِ وَ تَقْفُوَ بِنَا آثَارَ الَّذِينَ اسْتَضَاءُوا بِنُورِهِ وَ لَمْ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ عَنِ الْعَمَلِ فَيَقْطَعَهُمْ بِخُدَعِ غُرُورِهِ
خدايا! همان گونه كه محمّد را به وسيله قرآن نشانهاى، براى هدايت به سوى خود نصب كردى و به سبب آل او، راههاى خشنودى خود را آشكار ساختى، پس بر محمد و آلش درود فرست، و قرآن را براى ما وسيله رسيدن به بالاترين منازل كرامت، و نردبانى كه به جانب محل سلامت بالا رويم، و سببى كه به وسيله آن، رهايى در عرصه قيامت را پاداش داده شويم و وسيلهاى كه از بركت آن در نعمتهاى سراى اقامت وارد گرديم، قرار ده.
خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست، و به واسطه قرآن، سنگينى گناهان را از دوش ما فرود آر، و زيبايى اخلاق نيكان را به ما عنايت فرما، و ما را پيرو آثار كسانى قرار ده كه همه ساعات شب و تمام روز را، به وسيله قرآن به بندگى برخاستند، تا جايى كه ما را به پاك كنندگى آن، از هر آلودگى پاك كنى. و تابع آثار كسانى قرار دهى كه به نور قرآن روشنى جستند، و آرزوى بى جا آنها را از عمل براى آخرت غافل نكرد، تا با فريب و نيرنگهايش آنان را به هلاكت اندازد، و از به دست آوردن آخرت باز دارد.
كريم در لغت به معناى بخشنده و دارنده كرم است. و برگرفته از ماده كرامت به مفهوم مفيد فايده است. بنابراين كرامت نسبت به هر موجودى تفاوت دارد؛ درباره ذات مقدس اللّه، شرافت ذاتى و بخشش بىعوض تفسير شده است كه داراى اين مقام است، يعنى: پروردگارى كه موجودات را آفريده و در پرورش آنان احسان و انعام و نعمتهاى بدون بها قرار داده است.
در مورد انسان؛ مقصود دارا بودن اخلاق و افعال ستوده و سجاياى اخلاقى اوست و به طور كلى بزرگى مقام و محاسن ارزشى او در مجموعه آفرينش است.
هر گاه صفت كريم را به كتاب خدا نسبت مىدهند، اشاره به زيبايىهاى ظاهرى قرآن از نظر فصاحت و بلاغت واژگان و جملهها و محتواى جالب آن كه سرآغاز هر كمال و جمال و نيكى و زيبايى است و در بردارنده قواعد و حقايق اخلاقى و فضائل كريمانه و سودمند براى انسان، تنها موجود برتر آفرينش است.
پس فرستنده قرآن و متن قرآن و پيام آور قرآن و اهداف قرآن، همگى كريم هستند.
امام على عليه السلام در باب كرامت قرآن مىفرمايد:
إِنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ لَمْيَعِظْ احَداً بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ، فَإِنَّهُ حَبْلُ اللَّهِ الْمَتينُ وَ سَبَبُهُ الْامينُ وَ فيهِ رَبيعُ الْقَلْبِ وَ يَنابيعُ الْعِلْم، وَ ما لِلْقَلْبِ جَلاءٌ غَيْرُهُ مَعَ أَنَّهُ قَدْ ذَهَبَ الْمُتَذَكِّرُونَ وَ بَقِىَ النّاسُونَ اوِ الْمُتَناسُونَ. «1»
خداوند احدى را به مانند اين قرآن پند نداده، كه قرآن دستگيره استوار خدا و وسيله امين اوست، در آن بهار دل و چشمههاى دانش است، دل را به غير آن مايه جلا نيست، دريغا كه موعظه پذيران از قرآن از دنيا رفتند، و فراموشكاران يا آنان كه خود را به فراموشى زدهاند، ماندند.
جلوه كرامت قرآنى را مىتوان در عمق آيات الهى يافت؛ زيرا نزول آيات نورانى و رحيمانه قرآن، بر قلب پيامبر، آن انسان كامل و خواندن آن با زبان آشناى مردم، بر دلهاى خفته و خسته، كرامتى بزرگ و رحمتى روح بخش بوده است.
از سوى ديگر حكمت و دانايى حق ايجاب مىكند كه نظام قانون مدارى با جهان آفرينش همسو و با آينده انسان همگام و با حيات بشرى و كمال جويى او همراه باشد تا به وسيله نسخهاى نورانى و كتابى كريم هدفمند گردد.
قرآن ويژگىهاى كريمانه خود را نسبت به انسان چنين بيان مىفرمايد:
كَلَّآ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ* فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُ* فِى صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ* مَّرْفُوعَةٍ مُّطَهَّرَةِ* بِأَيْدِى سَفَرَةٍ* كِرَامِبَرَرَةٍ» «2»
اين چنين [برخوردى شايسته] نيست، بىترديد اين آيات قرآن مايه پند است.* پس هركه خواست از آن پند گيرد،* در صحيفههايى است ارزشمند* بلند مرتبه و پاكيزه* در دست سفيرانى* بزرگوار و نيكوكار.
إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ* فِى كِتبٍ مَّكْنُونٍ* لَّايَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ* تَنزِيلٌ مّن رَّبّ الْعلَمِينَ» «3»
كه يقيناً اين قرآن، قرآنى است ارجمند و باارزش؛* [كه] در كتابى مصون از هر گونه تحريف و دگرگونى [به نام لوح محفوظ جاى دارد.]* جز پاك شدگان [از هر نوع آلودگى] به [حقايق و اسرار و لطايف] آن دسترسى ندارند.* نازل شده از سوى پروردگار جهانيان است.
كرامتهاى انسانى در قرآن
در قرآن كريم كرامتهاى انسانى بر دو گونه بيان شده است:
الف- كرامت معنوى و مقامى كه نزد خداوند به عنوان مدال افتخار محسوب مىشود؛ مانند كرامتى كه اهل تقوا و پرهيزكاران نزد پروردگار عزيز دارند.
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَيكُمْ» «4»
بىترديد گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.
تاج كرامت و بزرگوارى را خداوند بر سر كسانى قرار مىدهد كه اهل پرهيز و خواهان عزّت باشند و مولاى متقيان على عليه السلام مىفرمايد:
لا كَرَمَ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوى وَ سُئِلَ أَىُّ عَمَلٍ أَفْضَلُ، قالَ: التَّقْوى. «5»
هيچ كرامتى عزّت بخشتر از تقوا نيست و پرسيده شد چه عملى برتر است؟
فرمود: پرهيزكارى.
امام صادق عليه السلام مىفرمايد: وقتى دو نفر در حضور امير المؤمنين عليه السلام بر يكديگر فخرفروشى كردند، حضرت فرمود:
آيا به پيكرهايى پوسيده و روحهايى كه در آتشند به يكديگر مىباليد؟ اگر عقل و فكر داشته باشى از خوبى و امتيازى برخوردارى، و اگر باتقوا باشى، كرامت و بزرگوارى دارى وگرنه الاغ از تو بهتر است و تو از هيچ كس بهتر نيستى. «6» ب- كرامت طبيعى و ذاتى و استعدادى و به عبارت ديگر: برترى ويژهاى كه خداوند به انسان عطا نموده است.
پروردگار متعال در حق چنين موجودى مىفرمايد:
وَ لَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِى ءَادَمَ وَحَمَلْنهُمْ فِى الْبَرّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنهُم مّنَ الطَّيّبتِ وَ فَضَّلْنهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا» «7»
به يقين فرزندان آدم را كرامت داديم، و آنان را در خشكى و دريا [بر مركبهايى كه در اختيارشان گذاشتيم] سوار كرديم، و به آنان از نعمت هاى پاكيزه روزى بخشيديم، وآنان را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى كامل داديم.
اعطاى كرامت به آدم و نسل او به اين است كه نعمتهايى مانند عقل و هوش و استعداد در نهاد او قرار داده و قانون آسمانى و رهبرى معصوم و همراهى فرشتگان در اختيار او گذارده است. و او را از فرش خاكى به عرش برين نزديك ساخته و زمينههاى رشد و كمال را در او فراهم كرده و به بندگى او نزد فرشتگان و آسمانيان مباهات نموده است.
پروردگار كريم براى كسانى كه در دنيا و آخرت خواهان پيشرفت و رشد معنوى هستند ابزار و وسائل كمال به سوى بهشت و سعادت را فراهم ساخته است و مىفرمايد:
انظُرْ كَيْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَ لَلْأَخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِيلًا» «8»
با تأمل بنگر چگونه برخى از آنان را بر برخى [در امور مادى و بهرههاى دنيايى] فزونى بخشيديم، و همانا آخرت از نظر درجات برتر، و از جهت فزونى بيشتر است.
برترىهاى آخرت به معيارهاى دنيايى نيست كه هر انسانى بر پايه علم و استعداد و شهرت و هنر و نژاد و مقام و مدرك و منطقه جغرافيايى، به درجات بالا مىرسد؛ بلكه نردبان اوج در آخرت بر اساس عقل و ايمان و اخلاق و تقوا و قرآن و ... است كه هر كسى براى رسيدن به بالاترين درجه بايد در آرزو و تلاش به سر برد.
امام زين العابدين عليه السلام مىفرمايد:
مَعاشِرَ شِيعَتِنا! أَمَّا الْجَنَّةُ فَلَنْ تَفُوتَكُمْ سَرِيعاً كانَ اوْ بَطِيئًا وَلكِنْ تَنافَسُوا فِى الدَّرَجاتِ. «9»
اى شيعيان ما! هرگز بهشت قيامت از دست شما نخواهد رفت، چه شتاب كنيد و چه كندى نماييد، اما براى رسيدن به درجات آن با هم رقابت كنيد.
و نيز مىفرمايد:
عَلَيْكَ بِالْقُرآنِ فَإِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْجَنَّةَ بِيَدِهِ لَبِنَةً مِنْ ذَهَبٍ وَ لَبِنَةً مِنْ فِضَّةٍ وَ جَعَلَ مَلاطَها الْمِسْكَ وَ تُرابَهَا الزَّعْفرانَ وَ حَصْباءَها اللُّؤْلُؤ وَ جَعَلَ دَرَجاتِها عَلَى قَدْرِ آياتِ الْقُرآنِ فَمَنْ قَرَأَ الْقُرآنَ، قالَ لَهُ: إِقْرَأْ وَ ارْقَ وَ مَنْ دَخَلَ مِنْهُمُ الْجَنَّةَ لَمْيَكُنْ فى الْجَنَّةِ أَعْلى دَرَجَةً مِنْهُ ما خَلا النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ. «10»
بر تو باد به قرآن، زيرا خداوند بهشت را به قدرت خود با خشتى طلا و خشتى از نقره ساخته است و گِل آن را از مشك خوش بوى و خاك آن را از زعفران و سنگفرش آن را مرواريد قرار داد و درجههاى آن را به اندازه آيات قرآن قرار مقرّر نموده است. پس هر كه قرآن بخواند قرآن به او مىگويد: بخوان و بالا برو و هر كه از آنان وارد بهشت شود بالاتر از مرتبه و مقام او نباشد، مگر پيامبران و اهل صدق و درستى.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- نهج البلاغه: خطبه 175.
(2)- عبس (80): 11- 16.
(3)- واقعه (56): 77- 80.
(4)- حجرات (49): 13.
(5)- بحار الأنوار: 67/ 288، باب 56، حديث 16؛ الأمالى، شيخ صدوق: 321، حديث 8.
(6)- بحار الأنوار: 41/ 55، باب 105، حديث 4؛ علل الشرايع: 2/ 393، حديث 8.
(7)- اسراء (17): 70.
(8)- اسراء (17): 21.
(9)- بحار الأنوار: 71/ 308، باب 20، حديث 61؛ تفسير الامام العسكرى: 205، حديث 94.
(10)- بحار الأنوار: 8/ 133، باب 23، حديث 39؛ تفسير القمى: 2/ 259، ذيل آيه 65 سوره غافر.
English