عجايب ساختمان بدن انسان
اين ساختمان را با حكمت خودش ساخته، يعنى عدل در او به كار رفته كه توضيح اين مطلب مجالى خاص را مىطلبد، ولى براى فهم بيشتر مىتوانيد به كتاب «فيزيولوژى انسان» مراجعه كنيد تا معنى عدالت خدا در ساختمان انسان براى شما روشن شود كه اندازه گيريهاى در اين ساختمان گاهى از ده ميليونيم ميليمتر دقيقتر است! يعنى كارگاهى در اين عالم به دقت و ظرافت اين كارگاه پيدا نمىشود! سرعتها در اين عالم چقدر عجيب است، شما از كنار مغزتان تا كف پايتان، يك متر و هشتاد، يك متر و هفتاد، يك متر و نود، طول مسير است! شما پايتان مىرود روى نوك سوزن، دكمههاى عصبى كنار پوست كف پا، بايد رفتن پا را روى سوزن به وسيله اعصاب به مغز خبر دهند، مغز به اعصاب پا خبر دهد كه خودت را كنار بكش، كف پا رفته روى يك سوزن! كل اين مخابرات، خبردهى، خبرگيرى، يك سى هزارم ثانيه بيشتر زمان نمىبرد و ما يك چنين دستگاهى در دنيا نداريم! در مدت يك سى هزارم ثانيه تمام اين فعل و انفعالات انجام مىگيرد تا رشتههاى عصبى پوست به مغز، مركز گيرندگى خبر دهند، مغز فرمان بدهد براى اين كه پا كنار كشيده شود.
گرفتن و فرمان دادن! شعور محض است، عدل محض است و هر چيزى سر جاى خودش، كار خودش را مىكند! اشتباه نمىكند، عدالت و حكمت موج مىزند، مردم در غذا نمك مىريزند، به ميوهها نمك مىپاشند، خيلى از غذاهاى مردم خود به خود مزه شورى دارد! شورى براى مردم يك مزه است، ولى وقتى وارد بدن مىشود به اندازهاى كه چشم، آب شور نياز دارد، مىسازد و به چشم مىدهد! و الا اگر بيشتر شورى به چشم بدهد، دائم چشم مىسوزد، اگر كمتر بدهد، چشم فاسد مىشود! ولى كارگاه بدن تا نود سال مقدار شورى را محاسبه كرده، نه كم و نه زياد! نه يك ميليونيم مثقال شورى اضافه مىكند و نه كم مىكند! همان مقدارى كه چشم بايد در آب شور قرار داشته باشد.
مواد تلخ هم كه هيچ كس نمىخورد! تا زبان مىزند دور مىاندازد! ولى بدن به اندازه لازم به گوش مواد تلخ مىرساند، كه وقتى بشر ساعت هشت شب خوابيد، ساعت پنج صبح بيدار شود، در بيابانها، در جنگلها، در خانههاى قديمى، در هواى آزاد، حشرات در حال خواب وارد گوش نشوند و پرده گوش را نخورند تا انسان كر شود. هم بوى بدى دارد و هم خيلى تلخ است! ما نه بوى بدش به دماغمان مىخورد و نه اين تلخى از جايى نشت مىكند و داخل دهان مىآيد، با اينكه نزديك دهان است! چون گوش از داخل با دهان چندان فاصله ندارد، ولى اين ساختمان را يك طورى ساخته كه نه آب شور نشت مىكند از آن پشت كه به دهان بريزد و نه آب تلخ نشت مىكند و به دهان بريزد! و اما اين همه آبهاى رنگارنگ، آب سيب، آب نارنگى، آب سيب، آب ميوههاى ديگر، آب هندوانه، تنها يك آب صافى كه ما مىخوريم، همين آب لوله كشى است، خود بدن، آب شيرين تصفيه شده مورد نياز دهان را مىسازد و تحويل دهان مىدهد و يك لحظه هم آب بند نمىآيد،چون اگر آب بند بيايد و دهانمان خشك شود، زبان و اطراف آن همهاش زخم مىشود. زبان، گوشت خشك شده و جمع مىشود.
سه جفت چشمه زير زبان است، به كجاى بدن وصل است، به كدام كارخانه آب شيرين كن وصل است، نمىدانيم؛ ولى دائم آب شيرين مىدهد و كم هم نمىكند! نشت هم نمىكند، كه حالا زير چانه ما سوراخ شود و قطره قطره بريزد!
يك بنايى را ساخته كه اگر خود مردم با اشتباه در غذا، اشتباه در كار، اشتباه در حرام و گناه، آن را دست نزنند و خرابش نكنند، صد سال بدون ايجاد زحمت ايجاد كردن زندگى مىكند. مرض امر عارضى است، آدم مىتواند مريض نشود، امام عصر مريض نمىشود، وقتى هم بعد از صدها سال ظاهر مىشود، همه او را به صورت يك جوان سى و پنج ساله و چهل ساله مىبينند؛ چون مىداند كه با بدن چكار بكند! اين بناى وجود انسان!
English