هدايت كردن امام موسى بن جعفر عليه السلام
وجود مبارك موسى بن جعفرعليه السلام از داخل كوچه رد مىشدند، از دم در ديدند عجب صداى موسيقى و بزن و بكوب مىآيد، به كسى كه دم در ايستاده بود و كنيز بود، فرمودند: صاحب اين خانه بنده است يا آزاد؟ گفت: نخير قربان آزاد است! حضرت حركتشان را ادامه دادند و فرمودند: اگر بنده بود كه اين بساط در اين خانه نبود![7]
« أَيَحْسَبُ الاْءِنسَـنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى »[8]
زمين و آسمان مال من است، بدنش مال من است، چشم و گوشش مال من است، قدرت لذت خواهى و لذت برى او مال من است، شهوت را من به او دادم، زيبايى را من به او دادم، آنوقت آزاد است، يعنى هر جا كه دلش مىخواهد و به هر شكلى كه ميلش مىكشد خرج مىكند؟! هان، آزاد است كه اين طور است، اگر بنده بود كه مثل من بود، من نماز مىخوانم چون بنده هستم، روزه مىگيرم چون بنده هستم، غيبت نمىكنم چون بنده هستم، فحش نمىدهم چون بنده هستم، تهمت نمىزنم، شهوت حرام ندارم و بنده هستم! گفت و رفت. صاحبخانه، او را صدا كرد، پرسيد: با كى دم در حرف مىزدى؟ گفت: من او را نمىشناختم اما يك آقايى بود خيلى با ادب و سنگين و رنگين آمد رد شود، ديد سر و صدا از اين خانه زياد مىآيد، مطربها مىزنند، زنها مىخوانند، پايكوبى و رقص!
English