لطفا منتظر باشید

قرآن و قيامت‏

نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ بَارِكْ لَنَا فِي حُلُولِ دَارِ الْبِلَى وَ طُولِ الْمُقَامَةِ بَيْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَى وَ اجْعَلِ الْقُبُورَ بَعْدَ فِرَاقِ الدُّنْيَا خَيْرَ مَنَازِلِنَا وَ افْسَحْ لَنَا بِرَحْمَتِكَ فِي ضِيقِ مَلَاحِدِنَا وَ لَا تَفْضَحْنَا فِي حَاضِرِي الْقِيَامَةِ بِمُوبِقَاتِ آثَامِنَا «15» وَ ارْحَمْ بِالْقُرْآنِ فِي مَوْقِفِ الْعَرْضِ عَلَيْكَ ذُلَّ مَقَامِنَا وَ ثَبِّتْ بِهِ عِنْدَ اضْطِرَابِ جِسْرِ جَهَنَّمَ يَوْمَ الْمَجَازِ عَلَيْهَا زَلَلَ أَقْدَامِنَا وَ نَوِّرْ بِهِ قَبْلَ الْبَعْثِ سُدَفَ قُبُورِنَا وَ نَجِّنَا بِهِ مِنْ كُلِّ كَرْبٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ شَدَائِدِ أَهْوَالِ يَوْمِ الطَّامَّةِ وَ بَيِّضْ وُجُوهَنَا يَوْمَ تَسْوَدُّ وُجُوهُ الظَّلَمَةِ فِي يَوْمِ الْحَسْرَةِ وَ النَّدَامَةِ «16» وَ اجْعَلْ لَنَا فِي صُدُورِ الْمُؤْمِنِينَ وُدّاً وَ لَا تَجْعَلِ الْحَيَاةَ عَلَيْنَا نَكَداً]

خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ورود ما را در خانه كهنگى و پوسيدگى، و طول اقامتمان را بين طبقات خاك بر ما مبارك گردان، و قبرها را پس از جدايى از دنيا بهترين منازلمان قرار ده، و تنگى لحد را به رحمتت، براى ما وسعت ده، و در برابر حاضران عرصه قيامت، به گناهان هلاك كننده‏اى كه بر گردن ماست رسوايمان مكن، و به سبب قرآن در جايگاه عرض اعمال، بر ذلّت و پستى وضع ما ترحم فرما، و هنگام لرزش پل جهنم، لغزش گام‏هاى ما را به وقت عبور از آن به وسيله قرآن استوار ساز، و پيش از برپا شدن قيامت، تاريكى‏ گورهاى ما را به قرآن روشن كن، و ما را در سايه قرآن از هر گونه اندوه روز قيامت، و سختى ترس‏هاى روز بلاى بزرگ و بى‏مانند نجات ده، و روزى كه چهره ستم پيشگان سياه مى‏شود- روز حسرت و پشيمانى- چهره‏هاى ما را سپيد كن، و براى ما در دل‏هاى مردم مؤمن، محبّت و دوستى قرار ده، و زندگى را بر ما سخت و دشوار مكن.

بيشتر انسان‏ها درباره قيامت به باور يقينى نرسيده‏اند. هر كار ناپسندى را مرتكب مى‏شوند سپس براى پوشاندن گناه خود به هر عذر و بهانه‏اى روى مى‏آورند و به تهديدهاى حق اعتماد نمى‏كنند تا در روز قيامت به پاى ميز محاكمه حاضر شوند.

يعنى بعضى از مردم راه را عوضى مى‏روند كه آنان گمراهند و تكليفشان روشن است. ولى برخى از مردم عوضى راه مى‏روند و با توجّه به آگاهى راه را اشتباهى پى مى‏گيرند و تا سرشان به سنگ نخورد بيدار نمى‏شوند؛ مانند آن بيمارى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله او را از خواب غفلتى نابخردانه، بيدار ساخت.

«پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله همواره جوياى حال ياران خود مى‏شد. يكى از يارانش بيمار و بسترى شد به عيادت اورفت و بر بالينش نشست. پس از احوال‏پرسى، بيمار گفت:

يار رسول اللّه صلى الله عليه و آله نماز مغرب را با شما به جماعت خواندم، شما سوره قارعه را در نماز خوانديد، من آنچنان تحت تأثير قرار گرفتم كه به خدا عرض كردم، اگر در نزد تو گنهكارم، طاقت عذاب آخرت را ندارم در همين دنيا مرا عذاب كن. اكنون رسول خدا مى‏بينى كه بيمار شده‏ام.

پيامبر فرمود: دعاى خوبى نكرده‏اى، چرا نگفتى:

رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِى الْأَخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» «1»

پروردگارا! به ما در دنيا نيكى و در آخرت هم نيكى عطا كن، و ما را از عذاب آتش نگاه دار.

آنگاه پيامبر براى او دعا كرد و او از بيمارى نجات يافت.» «2» بشر با وضع اسفبارى به صحنه قيامت وارد مى‏شود و براى دفاع از نفس و عمل خود از هر برخورد و كيفرى به جدال و اهانت روى مى‏آورد و فراموش كرده كه خداوند به او فرموده بود:

يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ عَلَيْهَا مَلئِكَةٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَّايَعْصُونَ اللَّهَ مَآ أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ» «3»

اى مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشى كه هيزم آن انسان ها و سنگ ها است، حفظ كنيد. بر آن فرشتگانى خشن و سخت‏گير گمارده شده‏اند كه از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپيچى نمى‏كنند، و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام مى‏دهند.

پس در دادگاه الهى و پاسخگويى حاكم مطلق در مى‏ماند كه چرا وَقُودُهَا النَّاسُ‏ شده است. يعنى او عامل توليد فساد و مواد آتش‏زاى جهنّم شده است.

هنگامى كه تجسّم عمل انسان در قيامت باشد همه خصلت‏ها و اعمال زشت او در دنيا، در آن روز آتش‏گيره مى‏شود.

ادعاى ايمان و مسلمانى كافى نيست. حراست از جان و خانواده از خطرات و آسيب‏ها مهم است. پس بايد مراقبت نمود كه به جدال با حق نيانجامد.

يَوْمَ تَأْتِى كُلُّ نَفْسٍ تُجدِلُ عَن نَّفْسِهَا وَ تُوَفَّى‏ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ» «4»

[ياد كن‏] روزى را كه هر كس [به پيشگاه حق‏] مى‏آيد [براى مصون ماندنش از عذاب‏] از خود دفاع مى‏كند و هر كس هر عملى انجام داده است [همه آن‏] به طور كامل به او داده مى‏شود و مورد ستم قرار نخواهند گرفت.

روزى هشام بن عبدالملك، بر يكى از مستخدمان خود خشم گرفته و با عصبانيّت او را سرزنش مى‏كرد. آن بيچاره ايستاده بود و در مقام عذرخواهى، طلب عفو و گذشت و احسان مى‏نمود.

در اين حال هشام بر سر او فرياد كشيد و گفت: هنوز در نزد من با فصاحت و درشتى عرض اندام مى‏كنى؟!

آن خدمتگزار گفت: اى امير! با آن همه گناه و جرمى كه در نامه اعمال بندگان مى‏باشد، آفريدگار جهان در روز قيامت به آنها فرصت مى‏دهد كه از خود دفاع كرده و با خداوند سخن بگويند، چنانكه در قرآن مى‏فرمايد: كُلُّ نَفْسٍ تُجدِلُ عَن نَّفْسِهَا هر انسانى براى برداشتن كيفر از خود به جدل و دفاع برمى‏خيزد.

مجرمان مى‏توانند سخن بگويند و عذر خود را بيان كنند، چرا با تو سخن نتوان گفت! امير گفت: اى واى بر تو! بگو آنچه مى‏خواهى. سپس خشم او فرونشست و او را آزاد كرد. «5» از جمله دستگيره‏هاى انسان در روز قيامت؛ شفاعت قرآن كريم مى‏باشد كه بسيار براى او سودمند و نجات بخش است.

امير المؤمنين عليه السلام در فضل قرآن مى‏فرمايد:

وَ اعْلَمُوا انَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ وَ قائِلٌ مُصَدَّقٌ وَ أَنَّهُ مَنْ شَفَعَ لَهُ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ شُفِّعَ فِيهِ وَ مَنْ مَحَلَ بِهِ الْقُرْآنُ يَوْمَ الْقِيامَةِ صُدِّقَ عَلَيْهِ، فَانَّهُ يُنادى مُنادٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ: «أَلا انَّ كُلَّ حارِثٍ مُبْتَلًى فى حَرْثِهِ وَ عاقِبَةِ عَمَلِهِ غَيْرَ حَرَثَةِ الْقُرآنِ». «6»

بدانيد كه قرآن شافعى است كه شفاعتش پذيرفته گشته، و گوينده‏اى است كه گفتارش تصديق شده است، آن كه قرآن در قيامت به شفاعتش برخيزد شفاعتش در مورد او قبول است، و از هر كه شكايت نمايد شكايتش پذيرفته است، زيرا ندادهنده‏اى در قيامت ندا مى‏دهد: «امروز هر انسانى دچار بذرى است كه افشانده و گرفتار نتيجه عمل خود است جز آنان كه زارع بذر قرآن در سرزمين حيات خود بودند.»

رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

الشُّفَعاءُ خَمْسَةٌ: الْقُرآنُ وَ الرَّحِمُ وَ الْأَمانَةُ وَ نَبِيِّكُمْ وَ أَهْلُ بَيْتِ نَبِيُّكُمْ. «7»

منجيان پنج تاست: قرآن، خويشاوندى، امانت، پيامبرتان و خانواده پيامبرتان.

و نيز فرمود:

تَعَلَّمُوا الْقُرآنَ؛ فَإِنَّهُ شافِعٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ. «8»

قرآن را بياموزيد؛ زيرا كه قرآن در روز رستاخيز شفاعت كننده است.

و نيز فرمود:

الصِّيامُ وَ الْقُرآنُ يَشْفَعانِ لِلْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيامَةِ. «9»

روزه و قرآن براى آدمى پا در ميانى مى‏كنند.

امام صادق عليه السلام پيرامون آيه:

وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى‏ رَبّهِمْ لَيْسَ لَهُم مّن دُونِهِ‏وَلِىٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ» «10»

و به وسيله اين قرآن كسانى را كه از محشور شدن به سوى پروردگارشان مى‏ترسند، هشدار ده كه آنان را [در آن روز هول‏انگيز] جز خدا سرپرست و شفيعى نخواهد بود؛ باشد كه بپرهيزند.

مى‏فرمايد:

أَنْذِرْ بِالْقُرآنِ مَنْ يَرْجُونَ الْوُصُولَ إِلى‏ رَبِّهِمْ بِرَغْبَتِهِمْ فيما عِنْدَهُ فَإِنَّ الْقُرآنَ شافِعٌ مُشَفَّعٌ. «11»

به وسيله قرآن هشدار ده كسانى را كه براى رسيدن به پروردگارشان اميد و اشتياق به آنچه نزد خداست دارند؛ زيرا قرآن براى آنان شفاعت كننده و شفاعت پذيرنده است.

به راستى ايستگاه‏هاى قيامت غيرقابل تحمّل است، هنگامى كه به حساب‏ها رسيدگى مى‏شود و براى هر عملى بايد پاسخگو باشى، اهل جهنّم به دوزخ مى‏روند و بهشتيان به فردوس برين مى‏شتابند؛ آنگاه فرشتگان بر دوزخيان ندا سر مى‏دهند: مرگ در كار نيست و پيوسته در عذاب خواهيد ماند، چه حالى پيدا مى‏كنند، خدا مى‏داند اين خطاب چقدر براى گرفتاران عذاب، سخت و دلخراش‏ است و نيز وقتى كه به اهل بهشت گفته مى‏شود: اى ساكنان حرمِ امن و امان كه در مينوى دل‏انگيز جاى گرفته‏ايد براى هميشه جاودانه خواهيد بود؛ چه نشاط و لذّتى به آنان دست مى‏دهد؟!

 

كلام پيامبر صلى الله عليه و آله در نقش قرآن در قيامت‏

پيامبر عزيز اسلام صلى الله عليه و آله در خطبه‏اش درباره نقش قرآن در محشر، چنين به مردم خطاب مى‏كند:

اى مردم! شما در زمان صلح و آرامش هستيد و مركب سفر سواره و شتابان شما را به پيش مى‏برد. شاهد بوده‏ايد كه شب و روز و خورشيد و ماه هر جديدى را كهنه مى‏كنند و هر دورى را نزديك مى‏گردانند و هر وعده و وعيدى را به انجام مى‏رسانند. پس براى پيمودن اين صحراى دور و دراز زاد و توشه فراهم آوريد.

مقداد بن اسود ايستاد و عرض كرد: اى رسول خدا! مى‏فرماييد چه كنيم؟ فرمود:

دنيا براى بلا و آزمايش و سرآمدن و نيستى است. پس هر گاه كارها همچون پاره‏هاى شب تار بر شما تاريك و شبهه ناك شد؛ به قرآن روى آوريد؛ زيرا قرآن شفاعت كننده‏اى است كه شفاعت او پذيرفته مى‏شود و شاكى كه درخواست او قبول مى‏شود. هر كه قرآن را فرا پيش خود قرار دهد، او را به سوى بهشت مى‏كشاند و هر كه آن را پشت سر خويش نهد به سوى دوزخش مى‏راند. «12»

 [ «17» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ كَمَا بَلَّغَ رِسَالَتَكَ وَ صَدَعَ بِأَمْرِكَ وَ نَصَحَ لِعِبَادِكَ «18» اللَّهُمَّ اجْعَلْ نَبِيَّنَا- صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلَى آلِهِ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَقْرَبَ الْنَّبِيِّينَ مِنْكَ مَجْلِساً وَ أَمْكَنَهُمْ مِنْكَ شَفَاعَةً وَ أَجَلَّهُمْ عِنْدَكَ قَدْراً وَ أَوْجَهَهُمْ عِنْدَكَ جَاهاً «19» اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ شَرِّفْ بُنْيَانَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهَانَهُ وَ ثَقِّلْ مِيزَانَهُ وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ وَ قَرِّبْ وَسِيلَتَهُ وَ بَيِّضْ وَجْهَهُ وَ أَتِمَّ نُورَهُ وَ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ «20» وَ أَحْيِنَا عَلَى سُنَّتِهِ وَ تَوَفَّنَا عَلَى مِلَّتِهِ وَ خُذْ بِنَا مِنْهَاجَهُ وَ اسْلُكْ بِنَا سَبِيلَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَهْلِ طَاعَتِهِ وَ احْشُرْنَا فِي زُمْرَتِهِ وَ أَوْرِدْنَا حَوْضَهُ وَ اسْقِنَا بِكَأْسِهِ‏]

خدايا! بر محمّد بنده و رسولت درود فرست، در برابر اين كه، پيام دينت را به مردم رساند، و فرمانت را آشكار كرد، و نسبت به بندگانت خيرخواهى فرمود.

خدايا! پيامبر ما را كه درودت بر او و بر آلش باد، روز قيامت از مقرب‏ترين پيامبران، و از نظر شفاعت در پيشگاهت، از نيرومندترين آنان، و از جهت منزلت و مقام از والاترين آنان، و از نظر جاه و آبرو، آبرومندترين آنان قرار ده.

خدايا! بر محمّد و آلش درود فرست، و بنيانش را برترى ده، و دليل و برهانش را بزرگ و با عظمت فرما، و ميزانش را سنگين كن، و شفاعتش را بپذير، و وسيله‏اش را نزديك فرما، و رويش را سپيد كن، و نورش را كامل، و درجه‏اش را بلند ساز، و ما را بر روش او زنده بدار، و بر آيينش بميران، و ما را در راهش قرار ده، و در راه او راه بر، و از اهل طاعتش قرار ده، و در گروه او محشور كن، و به حوضش وارد فرما، و از جامش سيرابمان كن.

 

حشر با آل محمّد عليهم السلام در قيامت‏

حشر در لغت به معناى گرد آوردن و برانگيختن به منظور وادار نمودن به كارى يا جمع كردن پراكنده‏ها به جهت آماده ساختن براى برنامه‏اى خاص است.

در اصطلاح شرع عبارت از اين است كه خداوند مردم را در روز قيامت براى سؤال و محاسبه اعمال گرد مى‏آورد. و بر اساس آيات قرآن مجيد، همه جنبندگان محشور مى‏شوند خداوند متعال در قرآن مجيد مى‏فرمايد:

وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِى الْأَرْضِ وَلَا طَآئِرٍ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّآ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم مَّا فَرَّطْنَا فِى الْكِتبِ مِن شَىْ‏ءٍ ثُمَّ إِلَى‏ رَبّهِمْ يُحْشَرُونَ» «13»

و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست، و نه هيچ پرنده‏اى كه با دو بال خود پرواز مى‏كند، مگر آنكه گروه‏هايى مانند شمايند؛ ما چيزى را در كتاب [تكوين از نظر ثبت جريانات هستى و برنامه‏هاى آفرينش‏] فروگذار نكرده‏ايم، سپس همگى به سوى پروردگارشان گردآورى مى‏شوند.

و نيز مى‏فرمايد:

وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنكُمْ وَ لَقَدْ عَلِمْنَا الْمُسْتْخِرِينَ* وَ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَحْشُرُهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ» «14»

و بى‏ترديد [حالات، اعمال و شمار] پيشينيانِ شما و آيندگانتان را مى‏دانيم.

* و مسلماً پروردگار توست كه محشورشان مى‏كند؛ زيرا او حكيم و داناست.

و نيز مى‏فرمايد:

وَ إِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُواْ لَهُمْ أَعْدَآءً وَ كَانُواْ بِعِبَادَتِهِمْ كفِرِينَ» «15»

و هنگامى كه مردم را [در قيامت‏] گرد آورند [معبودانشان‏] با آنان دشمن باشند و پرستش آنان را انكار كنند.

از مضمون آيات فوق و ديگر آيه‏ها در اين زمينه روشن مى‏شود كه: حشر آدميان و جنّيان در قيامت مسلم است. اما آيا اصناف حيوانات و حشرات و پرندگان نيز حشر دارند يا خير؟ اين مسأله از ديرباز نزد دانشمندان به ويژه متكلّمان مورد اختلاف بوده است:

بعضى گفته‏اند: حشر هر حيوانى مرگ اوست، مگر جن و انس كه به قيامت منتقل مى‏گردد.

ابوالحسن اشعرى بر اين عقيده است كه آنها مكلّف نيستند و حساب، خاص اهل تكليف است و اينكه در روايات و اخبار آمده، انتقام حيوان بى‏شاخ از حيوان شاخ‏دار گرفته مى‏شود از باب مثال و تشبيه و تقريب مطلب به ذهن مردم است، يعنى دقت در حساب مى‏شود.

ولى اكثر دانشمندان قائلند: كه همه حيوانات داراى شعور، در قيامت محشور مى‏شوند و به تناسب درك و احساس آنها مورد بازخواست قرار مى‏گيرند.

اين عقيده موافق عقل و نقل هم مى‏باشد؛ زيرا بيشتر حيوانات به سود و زيان آگاهند و دوست و دشمن خويش را مى‏شناسند و از خطر مى‏گريزند و به منفعت خود رو مى‏آورند.

در قرآن كريم به اين نظريه اشاره شده است:

وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ» «16»

و هنگامى كه همه حيوانات وحشى محشور شوند.

وحوش جمع وحش به معناى حيوانى است كه هرگز با انسان انس نمى‏گيرد.

مانند درندگان و چرندگان صحرايى كه با اجتماع آدميان، اهلى نمى‏گردند. بر پايه آيات پيشين، همه حيوانات وحشى و اهلى در قيامت محشور مى‏شوند.

برخى از مفسّران با توجّه به سياق آيات مربوط به نشانه‏هاى قبل از قيامت، نوشته‏اند:

«منظور آن است كه قبل از قيامت در اثر زلزله‏هاى پى‏درپى، حيوانات از لانه‏ها و بيشه‏هاى خود بيرون آمده و در كنار يكديگر جمع مى‏شوند.» «17» و همچنين برخى از انسان‏ها به خاطر اعمال زشت در دنيا به شكل حيوانات مسخ شده‏اند و در آخرت هم گروهى با نيّت درونشان محشور مى‏شوند. از جمله آنان، سخن چينان و حرام خواران هستند كه به صورت بوزينه و خوك محشور مى‏شوند.

 

روايات حشر مؤمنان در قيامت‏

 امّا حشر مؤمنان با معصومان و اهل بيت عليهم السلام و نيكان روزگار در صحنه قيامت با امام و پيشوايى كه او را هدايت مى‏نموده، از بيّنات يقينى آيات و روايات در دين اسلام است.

امير المؤمنين على عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيد كه فرمود:

إِذا حُشِرَ النَّاسُ يَوْمَ الْقِيامَةِ نادانى‏ مُنادٍ يا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ اللَّهَ جَلَّ اسْمُهُ قَدْ امْكَنَكَ مِنْ مُجازاةِ مُحِبِّيكَ وَ مُحِبِّى أَهْلِ بَيْتِكَ الْمُوالِينَ لَهُمْ فِيكَ وَ الْمُعادِينَ لَهُمْ فِيكَ فَكَافِئْهُمْ بِما شِئْتَ وَ اقُولُ: يا رَبِّ، الْجَنَّةَ، فَأُبَوِّؤُهُمْ مِنْها حَيْثُ شِئْتَ، فَذَلِكَ الْمَقامُ الْمَحْمُودُ الَّذى‏ وُعِدْتُ بِهِ. «18»

چون مردم روز قيامت محشور شوند، منادى مرا صدا مى‏زند، اى رسول خدا! خداوند بزرگ تو را متصدّى پاداش دادن به دوستانت و علاقمندان به خاندانت و وابستگان به آنها در راه ارادتى كه به تو داشته‏اند و دشمنان آنان، در اختيار تو قرار داده است، پس هر كيفرى كه خواهى به آنها روا دارد.

و من مى‏گويم، اى پروردگارم! بهشت. پس آنان را در هر كجاى آن بخواهم، جا مى‏دهم اين مقام محمودى است كه مرا به آن نويد داده‏اند.

رسول اللّه اعظم صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

إِلْزَمُوا مَوَدَتَّنا أَهْلَ الْبَيْتِ، فَإِنَّهُ مَنْ لَقِى اللَّهَ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ هُوَ يَوَدُّنا دَخَلَ الْجَنَّةَ بِشَفَاعَتِنا. «19»

به دوستى ما اهل بيت چنگ زنيد؛ زيرا هر كس در روز قيامت خدا را در حالى كه ما را دوست داشته باشد؛ ديدار كند، با شفاعت ما به بهشت مى‏رود.

و نيز فرمود:

مَنْ أَحَبَّنا أَهْلَ الْبَيْتِ فى‏ اللَّهِ حُشِرَ مَعَنا وَ أَدْخَلْناهُ مَعَنا الْجَنَّةَ. «20»

هر كه ما اهل بيت را به خاطر خدا دوست داشته باشد با ما محشور شود و او را با خود به بهشت بريم.

و نيز فرمود:

مَنْ أَحَبَّنا كانَ مَعَنا يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا أَحَبَّ حَجَراً لَحَشَرَهُ اللَّهُ مَعَهُ. «21»

هر كه ما را دوست بدارد روز قيامت با ما خواهد بود. اگر مردى، سنگى را دوست بدارد، خداوند او را با همان سنگ محشور مى‏كند.

امام على عليه السلام مى‏فرمايد:

وَ لَنا شَفاعَةً وَ لِأَهْلِ مَوَدَّتِنا شَفاعَةً فَتَنَافَسُوا فى‏ لِقائِنا عَلَى الْحَوْضِ، فَإِنَّا نَذُودُ عَنْهُ أَعْداءَنَا وَ نَسْقى‏ مِنْهُ أَحِبَّاءَنَا وَ أَوْلِياءَنا. «22»

ما حق شفاعت داريم و دوستداران ما نيز حق شفاعت دارند، پس براى ديدار ما در كنار حوض كوثر با يكديگر رقابت كنيد؛ زيرا ما دشمنان خود را از حوض دور مى‏كنيم و دوستان و علاقمندان خود را از آن، آب مى‏دهيم.

امام زين العابدين عليه السلام مى‏فرمايد:

قَصِيرَهٌ مِنْ طَوِيلَةٍ؛ مَنْ أَحَبَّنا لا لِدُنْيا يُصِيبُها مِنَّا وَ عَادَى عَدُوَّنا لا لِشَحْناءَ كانَتْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ، أَتَى اللَّهَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مَعَ مُحَمَّدٍ وَ إِبْراهِيمَ وَ عَلِىٍّ عليه السلام. «23»

سخن كوتاه، هر كه ما را دوست بدارد؛ اما نه به خاطر آنكه از ناحيه ما به دنيايى برسد و دشمن ما را دشمن بدارد، ليكن نه به سبب كينه‏اى كه ميان آن دو است، روز قيامت با همراه محمد صلى الله عليه و آله و ابراهيم عليه السلام و على عليه السلام به پيشگاه خدا درآيد.

پی نوشت ها:

 

 

______________________________

(1)- بقره (2): 201.

(2)- بحار الأنوار: 92/ 285، باب 109، ذيل حديث 1؛ مستدرك سفينة البحار: 7/ 293، فضل العافية.

(3)- تحريم (66): 6.

(4)- نحل (16): 111.

(5)- تاريخ مدينة دمشق: 68/ 212.

(6)- نهج البلاغه: خطبه 175.

(7)- بحار الأنوار: 8/ 43، باب 21، حديث 39؛ المناقب، ابن شهر آشوب: 2/ 164.

(8)- مسند احمد بن حنبل: 5/ 251، الزيارة و التوسل، صائب عبدالحميد: 127.

(9)- كنز العمال: 8/ 444، حديث 23575؛ مسند احمد بن حنبل: 2/ 174.

(10)- انعام (6): 51.

(11)- بحار الأنوار: 67/ 333، باب 59؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن: 4/ 60، ذيل آيه 6 سوره انعام.

(12)- بحار الأنوار: 89/ 17، باب 1، حديث 16؛ تفسير العياشى: 1/ 2، حديث 1.

(13)- انعام (6): 38.

(14)- حجر (15): 25- 26.

(15)- احقاف (46): 6.

(16)- تكوير (81): 5.

(17)- تفسير الميزان: 20/ 214، ذيل آيه 5 سوره تكوير.

(18)- بحار الأنوار: 65/ 117، باب 18، حديث 42؛ الأمالى، شيخ طوسى: 298، حديث 586.

(19)- بحار الأنوار: 27/ 170، باب 17، حديث 10؛ إرشاد القلوب، ديلمى: 2/ 254.

(20)- بحار الأنوار: 46/ 202، باب 11، حديث 77؛ كفاية الأثر: 300.

(21)- بحار الأنوار: 74/ 385، باب 15، حديث 9؛ مشكاة الأنوار: 84.

(22)- بحار الأنوار: 8/ 19، باب 20، حديث 9؛ الخصال: 2/ 624، حديث 10.

(23)- بحار الأنوار: 27/ 56، باب 1، حديث 12؛ المحاسن: 1/ 165، حديث 120.

 

 مطالب فوق برگرفته شده از 

کتاب:تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد یازدهم  

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه