معرفت ميثم تمار به امامت
وقتى اميرالمؤمنين عليه السلام بيست سال قبل از به دار كشيده شدن ميثم، درخت نخيله كوفه را نشانش داد و فرمود: ميثم! اين درخت پربار را مىبينيد كه چقدر خرما دارد، يك روز بار و ميوه اين درخت تو مىشوى، گفت: على جان! چطور من ميوه اين درخت مىشوم؟ تصور كرد اينجا دفنش مىكنند. فرمود: يك روزى تو را مىگيرند و به تو پيشنهاد مىكنند از حق و حقيقت و فضيلت و نبوت و امامت و قرآن كه همه در على عليهالسلام جمع است، جدا بشوى، وتو جدا نمىشوى و به اين درخت به دار آويخته مىشوى و دست و پايت را قطع مىكنند، گفت: مولا! فدا شدن در راه تو ارزشش را دارد.[6]
اگر عقل، غذا به او داده شود و قلب انسان نورانى گردد، محبوب خدا مىشود. شما بهترين هديه را براى چه كسى برده ايد، براى آن كسى كه يك روزى از همه بيشتر دوستش داشتيد. عقل، هديه خدا به انسان است كه بهترين مخلوق اوست.
اميرالمؤمنين عليهالسلام مىفرمايد: اين عقل عقل مطبوع است، عقل گرسنه است و بايد تبديل به عقل مسموع شود.[7]
«وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ»[8]
گوشتان را در محضر خدا، وقف علمِ بامنفعت كنيد و علمى كه از همه جهت منفعت دارد و منشأش خدا و پيغمبر و امام و فقهاى شيعه باشد، اين گوش وقتى كه كسب معرفت كند، به عقل داده و عقل نور را پخش مىكند. وقتى عقل خدا را شناخت، دل حركت مىكند و دنبال خدا مىگردد.
راه وصال به خدا، ترك گناهان و اداى واجبات الهى است و عبادت را به عشق وصال انجام مىدهد؛ به خاطر همين عشق به وصال است كه امام حسين عليهالسلام، شب عاشورا را از دشمن براى عبادت و تلاوت قرآن مهلت مىگيرد.[9]
حالا شب عاشورا چه خصوصيتى دارد، ما زياد نمىدانيم، امّا قرآن مجيد به اين ده شب؛ اول محرم تا شب عاشورا؛ قسم خورده است:
English