لطفا منتظر باشید

دعوت قرآن به طراحى زندگى خود به شكل زندگى انبيا

در گفتۀ حق تعالي: }الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ. سخن از عقيده است. معناي آيه چنين است: مردمى كه با ما آشتى كردند و در وجود خود، ايمان به ما را با آلودگى‌اي آميخته نكردند، ايمنى دنيا و آخرت براى آ‌ن‌ها است. امّا اگر من ابوجهلى، ابولهبى، ابوسفيانى، معاويه‏اى، يزيدى و قارونى، خدا را قبول داشته باشم، در وجود من، اين ايمان به خدا آميخته با انواع آلودگي‌ها خواهد بود. دليل آن هم اين است كه چنين توحيدي و خدايي نمي‌تواند جلوى من را بگيرد؛ بلكه بايد انسان خدايى را قبول داشته باشد كه بتواند حكومت خود را در همة شؤون وجود بنده‌اش بگستراند و وجود او را به واقعيتي خالص منقلب كند تا او آدم بشود.

دعوت قرآن مجيد از جامعة انسانى اين است كه طرح زندگى خود را به شكل زندگى انبيا قرار بدهد. قرآن به انسان‌ها مي‌گويد، ببينيد انبيا عليهم السلام در مقابل من چگونه مردمى بودند، شما هم آن گونه شويد. با تكيه به اين دعوت قرآني، روايتى از قول پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم نقل شده است. قبل از نقل اين روايت، نخست اين دعوت قرآني را تبيين مي‌كنم. در قرآن خداوند از بنى‏آدم دعوت كرده، مانند انبيا زندگى كنند:

}لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَن كَانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً{ [6]

؛ يعني بنى‏آدم! طرح زندگى خود را مانند طرح زندگي پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم طراحي نماييد و به اجرا درآوريد تا به من برسيد و تا آخرت شما آباد شود؛ تا مانند ماهىِ ميان دريا، غرق در عشق و محبت من شويد.

اين دعوت قرآن، ما را برمي‌انگيزاند كه زندگى پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم را بررسى كنيم تا بفهميم كه اين آدم چه مى‏گفت و به چه چيز دعوت مى‏كرد و در زندگي خود چگونه عمل مي‌كرد و چگونه توانست در اين شصت و سه سال عمركوتاة خود در اين دنيا اين قدر بركت به جا گذارد و برود. به راستي مگر از عمر عالم چقدر سهم پيغمبر بود؟ براي درك مسأله، بهتر است سهم عمر پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلّم نسبت به عمر عالم سنجيده شود. در سالنامه‌اي كه تحقيقات علمى دانشمندان را آورده بود و به احتمال قوى، بر مبناى آخرين تحقيقاتشان هم بود، ديدم كه آن‌ها عمر كره زمين را چهار ميليارد و پانصد ميليون سال برآورد كرده‌اند. اين تازه عمر زمين است. به طور حتم، عمر خورشيد، بيش‌تر از زمين است و عمر كهكشان‌ها هم به مراتب بيش‌تر از آن‌ها است. امّا دربارة اين كه عمر عالم چقدر است، اطلاعاتي در دست نداريم؛ چون ابتداى عالم را نمى‏دانيم؛ براي اين كه نه كتاب آسماني از آن خبر داده، و نه دامنة علم بشري مى‏تواند به ابتداي عالم برسد، همان‌‌طور كه دامنۀ اين علم نمي‌تواند به انتهاى عالم برسد. خلاصه، از اين همه وقت و عمر عالم كه امتدادش براي ما غير قابل تصوّر است، سهم پيغمبر اسلام صلّى الله عليه و آله و سلّم ، تنها شصت و سه سال بوده است.

ما بررسى كنيم و ببينيم در اين شصت و سه سال عمر، اين انسان چه كرده كه چهارده قرن است فرياد خدا بلند است كه همه جا اسم اين مرد را با من اسم ببريد. البته، اين اسم بردن، نه مستحب است، نه دلبخواه، بلكه بردن اين اسم با اسم خداوند، در هر شبانه و روز، در هنگام نماز صبح، يك مرتبه، و در هنگام نماز‌هاي ظهر، عصر مغرب و عشا، ، هر كدام دو مرتبه، واجب است. معناي اين دستور اين است كه وقتى مى‏خواهيد ياد من را كه صاحب عالم هستم، بكنيد، معشوق مرا هم كنار من اسم ببريد؛ چون من شما را بدون او تكميل نمى‏كنم. وقتى كه ركعت دوم تمام مى‏شود، بايد بگوييم، «اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشريك له و اشهد ان محمداً رسول الله». اسامى و القاب پيغمبر زياد است: محمد، نبى، رسول، امى، هاشمى، مكى، مدنى، ابطحى[7]، رحمة للعالمين، بشير، نذير، هادى، مهدى، و شايد در حدود دويست لقب براى رهبر عاليقدر اسلام هم ‌اكنون در مدينه، در دو طرف محراب مسجد پيغمبر، نوشته شده است، لكن از مجموع اين اسامى و به ويژه آن اسامي پيغمبر كه در قرآن مجيد آمده، هيچ كدام در تشهد نيامده است، به جز «عبده» كه به معناي اين است كه اين آدم بندة من بود.

پس قرآن دعوت مى‏كند كه بنده شويد، و اگر مردم بنده شدند، دنيا و آخرتشان آباد مى‏شود.

حقيقت بندگى انسان‏ از زبان پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم

حضرت باقر عليه السّلام در روايتي از پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله و سلّم نقل مي‌كند كه:

همانا ياران محمد صلّي الله عليه و آله و سلّم عرض ‌كردند: اى رسول خدا! ما بر نفاق از خودمان ترسناكيم؟ حضرت فرمود: چرا از آن مى‏ترسيد؟ عرض كردند: هنگامى كه نزد شما هستيم و شما ما را متذكر مي‌كنيد و به آخرت تشويق‏ مي‌نماييد، ما از خدا مى‏ترسيم و دنيا را يكسره فراموش مي‌كنيم و در آن بى‏رغبت مي‌شويم تا آن جا كه گويا در آخرت هستيم و به چشم خود بهشت و دوزخ را مي‌بينيم، و چون از خدمت شما مي‌رويم و به خانه‏هايمان برمي‌گرديم و بوى فرزندان را مي‌شنويم و به زنان و خاندانمان مي‌نگريم، از آن حالى كه نزد شما داشتيم، دگرگون مي‌شويم، طوري كه گويا ما شما را نديده و در خدمت شما نبوده‏ايم و چنين حالى را نداشته‏ايم، آيا شما از اين كه اين تغيير حالت، نفاق در ما باشد، بر ما مي‌ترسيد؟ رسول خدا صلّي الله عليه و آله و سلّم به آن‏ها فرمود: هرگز، اين نفاق نيست؛ اين‌ها وسوسه‏هاى شيطاني است كه شما را به دنيا تشويق مي‌كند. به خدا سوگند، اگر شما به همان حالى كه خودتان را به آن توصيف كرديد، مي‌مانديد، و به همان شكل، خدا را بندگي مي‌كرديد، فرشتگان دست در دست شما مي‌گذاشتند و بر روى آب راه مي‌رفتيد و براى رد شدن از روى رودخانه‏ها و درياها، به پل و كشتى نياز نداشتيد و مي‌توانستيد با كف پايتان از آن‌ها رد ‏شويد، در حالي كه در آن‌ها فرو نمي‌رويد.[8]‌

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه