دو علت مهم شكست لشكر ايران
دربارة علل شكست لشكر ايران ميتوان به دو علت مهم اشاره كرد:
علت اول اين بود كه مردم از فرهنگ غلط ساسانيان خسته شده بودند، براي همين آنان با كمال شوق اسلام را قبول كردند؛ مردم آن قدر از اوضاع زمان خود ناراحت بودند كه وقتى كه ملت اسلام آمد، هيچ كس دلش نمىخواست به نفع ساسانيان با آنها جنگ كند و همه دلشان مىخواست براي دين خدا آغوش باز كنند.
دومين علت اين بود كه ساسانيان فقط دنيا را مىديدند، ولي مسلمانها مىگفتند: ما چه بجنگيم و چه كشته بشويم، در هر دو صورت، پيروزيم. اگر زنده بمانيم، خدا دربارة اين زندگي فرموده: }مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً{؛ يعني ما داراي حيات طيب هستيم، و اگر كشته شويم، باز به فرمودۀ خداوند، احياي عند الله ميباشيم: }وَ لاَ تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِن لاَ تَشْعُرُونَ{؛ يعني اگر بمانيم، راحت هستيم، و اگر برويم، باز هم راحت هستيم. چنين ملتى شكست نمىخورد. البته، اين شكست علتهاى ديگر هم داشت كه تاريخ آنها را ذكر كرده است.
پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم آمد تا تمام زواياى انحرافى را درست كند. آنچه مهم است اين چند جمله است، «فَجَاءَهُمْ بِتَصْدِيقِ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ.»روزگار ما به سرعت دارد مصداق اين سه جمله مىشود؛ يعنى زواياى درستى دارد نابود مىشود؛ يعنى مردم از نظر عقل و روح دارند به خواب مىروند؛ يعنى مردم دارند با حريم نبوت قطع رابطه مىكنند؛ همين طوركه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم به وجود آمدن چنين وضعيتي را براي امت خويش پيشبيني كرده بود : «اَخْوَفُ مَا اَخاف عَلَى اُمَّتِي زَهْرةَ الدُّنْيَا وَكَثْرَتِهَا»: ترس من از امتم اين است كه بعد از من گرفتار زر و زينت شوند؛ زينت و زيور دنيا آنها را گرفتارشان كند. الان ميبينيم، دنيا با ما معاملهاى كرده كه ما در بيست و چهار ساعت شبانه روز، لحظهاى وقت نداريم كه نسبت به مرگ خود فكر كنيم. با اين همه ما نبايد نااميد شويم، مگر ميشود خداوند متعال رحمتش را از زمين دريغ كند؟
English