لطفا منتظر باشید

نام اعظم حق‏

نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان

 «10» إِلَهِي أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ الْوَاجِبِ عَلَى جَمِيعِ خَلْقِكَ وَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الَّذِي أَمَرْتَ رَسُولَكَ أَنْ يُسَبِّحَكَ بِهِ وَ بِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ الَّذِي لَا يَبْلَى وَ لَا يَتَغَيَّرُ وَ لَا يَحُولُ وَ لَا يَفْنَى أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُغْنِيَنِي عَنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ بِعِبَادَتِكَ وَ أَنْ تُسَلِّيَ نَفْسِي عَنِ الدُّنْيَا بِمَخَافَتِكَ وَ أَنْ تُثْنِيَنِي بِالْكَثِيرِ مِنْ كَرَامَتِكَ بِرَحْمَتِكَ فَإِلَيْكَ أَفِرُّ و مِنْكَ أَخَافُ وَ بِكَ أَسْتَغِيثُ وَ إِيَّاكَ أَرْجُو «11» وَ لَكَ أَدْعُو وَ إِلَيْكَ أَلْجَأُ وَ بِكَ أَثِقُ وَ إِيَّاكَ أَسْتَعِينُ وَ بِكَ أُؤمِنُ وَ عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ وَ عَلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَتَّكِلُ‏

خداى من! به حق لازم و واجبى كه در همه آفريده‏هايت دارى، و به نام بزرگت كه به پيامبرت دستور دادى، تو را به آن تسبيح كند، و به بزرگى ذات كريمت كه كهنه نمى‏شود، و دگرگون نمى‏گردد، و تغيير حال نمى‏يابد، و فانى نمى‏شود، از تو مى‏خواهم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى، و مرا با بندگيت از هر چيز بى‏نياز كنى، و به خاطر ترس از تو، ارتباطم را با دنيا قطع فرمايى، و كرامت و رحمت فراوانت را به من برگردانى.

به سوى تو مى‏گريزم و از تو مى‏ترسم و به تو فريادرسى مى‏كنم، و تو را اميدوارم و تو را مى‏خوانم و به تو پناه مى‏آورم، و به تو اعتماد مى‏كنم، و از تو يارى مى‏خواهم، و به تو ايمان مى‏آورم، و بر تو توكّل مى‏كنم، و بر جود و كرمت‏ تكيه مى‏زنم.

عده‏اى از اهل دل و گروهى از اهل معرفت و جمعى از آنان كه باطنشان به نور عشق محبوب منوّر است، با تكيه بر قرآن مجيد و روايات عقيده دارند منظور از اسم اعظم حق «ربّ» است.

اگر به آيات قرآن مجيد، دقت كنيد، به اين معنا آگاه مى‏شويد كه تمام انبياى حق در هنگام برخورد با حوادث متوسّل به اسم «ربّ» شده و گره از كار بسته باز مى‏كردند:

آدم عليه السلام براى قبول توبه‏اش به درگاه حضرت حق عرضه داشت:

رَبَّنا ظَلَمنا انْفُسَنا وَ انْ لَمْ تَغْفِرْلَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ» «1»

پروردگارا! ما بر خود ستم ورزيديم، و اگر ما را نيامرزى و به ما رحم نكنى مسلماً از زيانكاران خواهيم بود.

نوح براى نجات از بدكاران و قوم خطاكارش به حضرت حق عرضه داشت:

رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الاْرْضِ مِنَ الْكافِرينَ دَيّاراً» «2»

پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار.

ابراهيم عليه السلام براى قبولى زحمتش نسبت به ساختن كعبه عرضه داشت:

رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا انَّكَ انْتَ السَّميعُ الْعَليمُ» «3»

پروردگارا! [اين عمل را] از ما بپذير كه تو شنوا و دانايى.

موسى عليه السلام براى رفع مشكلش به وقت فرار از مصر و قرار گرفتن در منطقه مَدْيَنْ عرضه داشت:

رَبِّ انّى لِمَا انْزَلْتَ الَىَّ مِنْ خَيْرٍ فَقيرٌ» «4»

پروردگارا! به آنچه از خير بر من نازل مى‏كنى، نيازمندم.

عيسى عليه السلام براى درخواست مائده از حضرت محبوب متوسّل به اين نام عظيم شد:

رَبَّنا انْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ» «5»

اى پروردگار ما! براى ما از آسمان سفره‏اى پر از غذا نازل كن.

تمام انبياى و اوليا در دعاهاى خود به اين نام متوسّل مى‏شدند، و مشكل خود را از اين طريق حلّ نمودند؛ البته شرايط مربوط به دعا را هم رعايت مى‏كردند، كه رعايت نكردن شرايط دعا، زمينه استجابت را به بن‏بست مى‏كشاند.

در اين مناجات عاشقانه هم حضرت زين‏العابدين عليه السلام خداوند را به نام بزرگش قسم مى‏دهد.

تا نام جمال يار برديم‏

 

رنگ از رخ لاله‏زار برديم‏

برديم غمت به خلوت خاك‏

 

آرايش روزگار برديم‏

ز آيينه دل به سيل گريه‏

 

عالم عالم غبار برديم‏

تا كشته غمزه تو گرديم‏

 

صد شمع به هر مزار برديم‏

     

مرهم مرهم زديم چندان‏

 

كز داغ دل اعتبار برديم‏

تا شاهد عافيت گزيديم‏

 

ناموس ز هر كنار برديم‏

     

آزاده روى گذشت عرفى‏

 

صد دوش به زير بار برديم‏

     

(عرفى شيرازى)

توكل و ايمان به خدا

 

و در پايان دعا امام سجّاد عليه السلام بحث توكّل را مطرح كرده و مى‏فرمايد:

«عَلَيْكَ أَتَوَكَّلُ وَ عَلَى جُودِكَ وَ كَرَمِكَ أَتَّكِلُ»

و بر تو توكّل مى‏كنم، و بر جود و كرمت تكيه مى‏زنم.

آرى، اگر انسان به خدا ايمان بياورد و در گفتار خود ايمان و اسلام خود صادق باشد و بر كسى غير او تكيه نكند، از امواج و طوفان‏هاى سرسخت نمى‏هراسد، چرا كه ايمان واقعى از توكّل جدا نيست، اما بايد توجّه داشت كه: حقيقت توكّل واگذارى كار به ديگرى و انتخاب او به وكالت است و مفهوم آن اين نيست كه انسان دست از تلاش و كوشش بردارد و به انزوا بخزد و بگويد: تكيه گاه من خداست، بلكه مفهوم آن اين است كه: هرگاه نهايت تلاش و كوشش خود را به كار برد و نتوانست موانع و مشكلات را از سر راه خود كنار زند، وحشتى به خود راه ندهد، و با اتّكاى به لطف پروردگار و استمداد از ذات پاك و قدرت بى‏پايان او، ايستادگى به خرج دهد و به جهاد پى‏گير خود هم‏چنان ادامه دهد، حتى در جايى كه توانايى دارد نيز خود را بى‏نياز از لطف خداوند نداند، چرا كه هر قدرتى هست بالاخره از ناحيه اوست.

پی نوشت ها:

______________________________

(1)- اعراف (7): 23.

(2)- نوح (71): 26.

(3)- بقره (2): 127.

(4)- قصص (28): 24.

 

(5)- مائده (5): 114.

 مطالب فوق برگرفته شده از 

کتاب:تفسير و شرح صحيفه سجاديه، جلد دوازدهم  

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه