نيكى با ديگران
نوشته : حضرت آیت الله حسین انصاریان
... وَأربعٌ مَن كُنّ فِيه مِن المُؤمِنِينَ أسكَنَه اللَّه فِى أَعلَى عِلِيّينَ فِى غُرَفٍ فَوقَ غُرَفٍ فِى محلّ الشَّرَفِ كلّ أشرف: مَن آوَى اليتيمَ وَنَظَر لَهُ فَكان لَه ابا رَحيماً، وَمن رَحِم الضّعيف وأعانَه وَكَفاه، وَمن أنفقَ علَى والِدَيهِ ورَفَق بِهما وبِرَّهُما وَلَمْ يَحزُنْهُما، وَمَن لَم يَخرِقَ بِمَملوكِه وَأعَنَه عَلى مَا يَكلِفُه وَلَم يَستَسِعَه فِيمَا لَايُطِيقُ «1»
. و چهار چيز است كسى كه از مؤمنين در او باشد خدا او را در اعلى عليين در غرفههايى بالاى غرفهها در شريفترين محل جاى مىدهد: كسى كه يتيمى را پناه دهد و به او نظر محبت اندازد و نسبت به وى پدرى مهربان باشد، و كسى كه به ناتوان رحم كند و او را يارى دهد و امورش را كفايت نمايد، و كسى كه هزينهى پدر و مادرش را بپردازد و با آنان مدارا كند و نسبت به هر دو نيكى ورزد و آنان را غصهدار ننمايد، و كسى كه به حقوق غلام و كنيز و خدمتكارش تجاوز نكند و او را بر آنچه تكليف مىكند يارى دهد و او را در امورى كه در طاقت او نيست به كار نگيرد.
يتيم نوازى
يتيم به آن انسانى مىگويند كه يا به خاطر مرگ پدر از نوازش و محبت پدرانه محروم شده، يا به سبب مرگ مادر از آغوش عاشقانهى مادرانه بىبهره گشته، يا هر دو منبع لطف و فيض و عشق و محبت را از دست داده است.
از وظايف الهى و تكاليف قرآنى و مسؤوليتهاى اسلامى اهل ايمان توجه همه جانبه به يتيمان براى جلب خشنودى خداست.
قرآن مجيد و روايات در ضمن بيان مطالبى لطيف و اشاراتى دقيق، و سفارشاتى عميق و توصيههايى بسيار مهم مردم را به رعايت حقوق همه جانبهى يتيمان دعوت كرده و اين كار را از اعظم عبادات و افضل قربات شمردهاند.
حق يتيم آن چنان عظيم است كه قرآن بيست و سه بار از يتيم ياد كرده، و فصل جداگانهاى در روايات اهل بيت عليهم السلام به اين برنامهى بسيار مهم اختصاص يافته است.
قرآن مجيد نسبت به ايتام اين عناوين را به كار گرفته است:
احسان به يتيم، اكرام به يتيم، اطعام يتيم، انفاق به يتيم، امر ازدواج يتيم، پناه دادن به يتيم، كار براى يتيم، حفظ مال يتيم، خوردن مال يتيم، برخورد قهر آميز با يتيم.
آيات كريمهى قرآن به ترتيب عناوين بالا عبارت است از آياتى كه در اين سطور مىنگارم:
احسان به يتيم
«وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ...» «2».
و ياد كنيد هنگامى را كه از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و تهيدستان احسان و نيكى كنيد.
اكرام به يتيم
«كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ» «3».
چنين نيست كه خدا شما را خوار و پست كرده باشد، بلكه علّت خوارى و پستى شما اين است كه يتيم را گرامى نداشتيد و حقوقش را رعايت ننموديد.
از آيهى شريفه استفاده مىشود كه هركس به اكرام يتيم و رعايت حق او برخيزد، مورد اكرام حضرت حق قرار مىگيرد و در پيشگاه حضرت ربّ رفعت مقام مىيابد.
اطعام به يتيم
«وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً» «4».
و پيوسته در عين دوست داشتن طعام براى خودشان آن را به تهيدست و يتيم و اسير مىخورانند.
در اين آيهى شريفه خداى مهربان اطعام به يتيم را از اعمال قابل تقدير اهل بيت عليهم السلام شمرده است، اهل بيتى كه به فرمودهى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، هم سنگ قرآن و در همهى امور زندگى براى همهى مردم سرمشق حسنه هستند.
انفاق به يتيم
«يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ...» «5».
از تو مىپرسند چه چيزى را انفاق كنند، بگو: آنچه را از مال انفاق مىكنيد به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و تهيدستان انفاق كنيد.
ازدواج يتيم
«وَ ابْتَلُوا الْيَتامى حَتَّى إِذا بَلَغُوا النِّكاحَ...» «6».
يتيمان را نسبت به امور دينشان و اخلاق و رفتارشان و نحوهى تصرف در اموالشان تا زمانى كه براى ازدواج آماده شدند و مسألهى نكاح براى آنان سهل و آسان آمد آزمايش كنيد، اگر توان ازدواج داشتند اموالشان را در اختيارشان قرار دهيد...
«وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ...» «7».
و اگر مىترسيد كه در ازدواج با يتيمان نتوانيد عدالت را رعايت كنيد پس با آن كس از زنان كه خوشايند شماست ازدواج كنيد.
حفظ مال يتيم
اگر از پدر يتيم يا مادرش يا از هر دو نفر مالى براى يتيم باقى ماند بر سرپرست يتيم واجب است كه در حفظ آن مال بكوشد، و پس از رشد يتيم- سن تشخيص مسائل مربوط به امور مالى- آن مال را تا دينار آخر در اختيار او قرار دهد.
«وَ آتُوا الْيَتامى أَمْوالَهُمْ وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ إِنَّهُ كانَ حُوباً كَبِيراً» «8».
اموال يتيمان را به خود آنان بدهيد و مال نامرغوب خود را با مال مرغوب آنان جابه جا نكنيد، و اموال آنان را به ضميمهى اموال خود نخوريد، زيرا اين كار گناهى بزرگ است.
«... فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ وَ لا تَأْكُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ يَكْبَرُوا...» «9».
پس اگر از آنان رشد و صلاحيتى در كارگردانى زندگى و تصرف در اموال يافتيد اموالشان را در اختيارشان بگذاريد، و اموالشان را به خيال اين كه مبادا كبير شوند از روى اسراف و شتاب نخوريد...
خوردن مال يتيم
تصرف در اموال يتيمان بدون مجوز شرعى، و خوردن آنچه در مالكيت آنان است گناهى بسيار سنگين و سبب دچار شدن به عذاب الهى است.
«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً» «10».
بىترديد كسانى كه اموال يتيمان را از روى تجاوز و ستم مىخورند جز اين نيست كه در شكمهايشان آتش مىخورند و به زودى در آتش برافروخته درآيند.
پناه دادن به يتيم
از امورى كه بسيار پسنديده و باارزش و از خصلتهاى نيك انسانى است پناه دادن به يتيم است.
پناه دادن به يتيم براى مصون ماندن او از آفات و بلاها و حوادث تلخ و قرار گرفتنش در مدار امنيت و تربيت و رشد و صلاح لازم كار بسيار باارزشى است كه حضرت حق به خود نسبت داده است، و در حقيقت كسى كه يتيم را پناه دهد كارى الهى انجام داده است.
«أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى» «11».
آيا خدا تو را يتيم نيافت پس پناهت داد؟
برخورد نامناسب با يتيم
از كارهاى زشتى كه بنا بر روايات اهل بيت عليهم السلام عرش را به لرزه مىآورد برخورد نامناسب و قهر آميز با يتيم است، برخوردى كه دل او را مىسوزاند و اشكش را جارى مىكند و او را در فشار روحى قرار دهد.
خداى مهربان كه ولى و سرپرست حقيقى ايتام است و مردم مؤمن را وكيل خود در اين سرپرستى گرفته از اين كه با يتيم برخورد قهر آميز شود نهى فرموده است:
«فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ» «12».
و اما يتيم، از وظايف و تكاليفت دربارهى او اين است كه با وى برخورد قهر آميز ننمايى.
كار براى يتيم
تا زمانى كه يتيم قدرت بر انجام كارهاى خود را ندارد، و به اين خاطر ممكن است زيان و ضررى متوجه او شود بر اهل ايمان و دلسوزان تكليف است كه به خاطر خدا كار لازم را براى او انجام دهند.
كار براى يتيم از چنان ارزشى برخوردار است كه قرآن مجيد مىفرمايد: دو پيامبر چون موسى و خضر عليهما السلام با هم مىرفتند تا به قريهاى رسيدند، از اهل آن قريه درخواست طعام كردند ولى اهل آن قريه از اين كه آن دو مسافر ملكوتى را مهمان كنند امتناع ورزيدند، در آن قريه ديوارى را يافتند كه نزديك به انهدام و خرابى بود، پس خضر عليه السلام به تعمير و استوار ساختن آن اقدام كرد و پس از بيان مطالبى به موسى عليه السلام گفت: ديوار متعلق به دو طفل يتيم در اين شهر بود كه زير آن ديوار گنجى متعلق به آن دو يتيم قرار داشت، دو يتيمى كه پدرشان مردى صالح و شايسته بود، خدا اراده كرد كه آن دو يتيم به سن رشد برسند تا در سايهى رحمت پروردگارت گنجشان را (كه من با تعمير و استوار كردن ديوار دور از دستبرد قرار دادم) استخراج كنند «13».
روايات و يتيم
امام صادق عليه السلام فرمود:
مَن أرادَ أن يُدخِلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ فِى رَحمَتِهِ ويُسكِنَهُ جَنَّتَهُ، فَلْيُحْسِنْ خُلُقَهُ، وَليُعطِ النصفَةَ مِن نَفسِهِ، وَلْيَرحَمِ اليَتِيمَ، وَلْيُعِنِ الضَّعِيفَ، وَلْيَتَواضَعْ للَّهِ الَّذِى خَلَقهُ «14»
. كسى كه مىخواهد خدا او را در رحمتش درآورد، و در بهشت جايش دهد، بايد اخلاقش را نيكو گرداند، و از جانب خود به همگان انصاف دهد، و به يتيم مهر ورزد، و ناتوان را يارى رساند، و براى خدايى كه او را آفريده فروتنى كند.
آمرزش والدين با اعمال نيك فرزندان
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: عيسى بن مريم عليه السلام به قبرى عبور كرد كه صاحبش در عذاب بود، سپس سال بعد به آن قبر عبور كرد در حالى كه صاحبش دچار عذاب نبود، به پروردگار گفت: سال اوّل از اين قبر عبور كردم صاحبش در عذاب بود، و سال بعد در عذاب نبود. خدا به او وحى فرمود: اى روح اللَّه! از او فرزندى شايسته به سنّ رشد رسيد كه جادهاى را اصلاح كرد، و يتيمى را پناه داد، پس به خاطر عمل فرزندش او را آمرزيدم «15».
پاداش يتيمنوازى
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
مَن كفّلَ يَتِيماً وكَفّلَ نَفَقَتَهُ كُنتُ أنا وهُو فِى الجَنّةِ كَهاتينِ؛ وقَرَنَ بَينَ أصبَعَيه المُسَبّحَةَ والوُسطى «16»
كسى كه عهدهدار يتيمى شود و هزينهى او را نيز به عهده گيرد، من و او مانند اين دو در بهشتيم و بين دو انگشت مسبّحه و وسط خود را پيوند داد (تا نزديك بودن چنين انسانى را در بهشت با خود نشان دهد).
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
مَا مِن مُؤمِنٍ وَلَا مُؤمِنَةٍ يَضَعُ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ يَتيمٍ مُتَرحِّماً لَهُ إلّاكَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِكُلّ شَعرَةٍ مَرَّتْ يَدُهُ عَلَيها حَسنةً «17»
. مرد و زن مؤمنى نيست كه از روى مهرورزى دستش را بر سر يتيم بگذارد مگر اين كه خدا به هر مويى كه دستش بر آن بگذرد حسنهاى براى او مىنويسد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
إنّ اليتيمَ إذا بَكى اهتَزَّ لَه العَرشُ فَيقولُ الربّ تَبارَكَ وتَعالى: مَن هَذَا الَّذى أبكى عبدِى الَّذى سَلَبَتهُ أبوَيهِ فِى صِغَرِه؟ فَوَ عِزَّتِى وَجَلَالِى لَايَسْكُتُه أحدٌ إلّاأوجبتُ لَه الجنّة «18»
. بىترديد هنگامى كه يتيم گريه كند، عرش به خاطر او به لرزه آيد، پس پروردگار متعال مىفرمايد: چه كسى اين بندهى مرا كه در كودكى پدر و مادرش را از او گرفتم به گريه انداخت؟ به عزت و جلالم سوگند احدى او را ساكت نمىكند مگر اين كه بهشت را بر او واجب مىكنم.
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود:
أحسِنُوا فِى عَقبِ غَيرِكُم، تُحْفَظُوا فِى عَقبِكُم «19»
به فرزندان باقى مانده از ديگران نيكى كنيد تا به فرزندانى كه از شما باقى مىماند نيكى كنند.
حضرت امام رضا عليه السلام فرمود:
مَن أَكَلَ مِن مَالِ اليَتيمِ دِرهَماً واحِداً ظُلماً مِن غَيرِ حَقٍّ يُخَلِّدُه اللَّهُ فِى النّار «20»
. كسى كه از مال يتيم از روى ستم و به ناحق يك درهم بخورد، خدا او را در آتش جاودانه كند.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- امالى مفيد: 166، مجلس 21، حديث 1؛ بحار الانوار: 66/ 380، باب 38، حديث 38.
(2)- بقره (2): 83.
(3)- فجر (89): 17.
(3)- انسان (76): 8.
(5)- بقره (2): 215.
(6)- نساء (4): 6.
(7)- نساء (4): 3.
(8)- نساء (4): 2.
(9)- نساء (4): 6.
(10)- نساء (4): 10.
(11)- ضحى (93): 6.
(12)- ضحى (93): 9.
(13)- «فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ اسْتَطْعَما أَهْلَها فَأَبَوْا أَنْ يُضَيِّفُوهُما فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ فَأَقامَهُ قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْهِ أَجْراً* قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً* أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَها وَ كانَ وَراءَهُمْ مَلِكٌ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْباً* وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينا أَنْ يُرْهِقَهُما طُغْياناً وَ كُفْراً* فَأَرَدْنا أَنْ يُبْدِلَهُما رَبُّهُما خَيْراً مِنْهُ زَكاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً* وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً» كهف (18): 77- 82.
(14)- امالى صدوق: 389، المجلس الحادى و الستون، حديث 15؛ بحار الانوار: 72/ 18، باب 33، حديث 6.
(15)- كافى: 6/ 3، باب فضل الولد، حديث 12؛ بحار الانوار: 72/ 2، باب 31، حديث 2.
(16)- قرب الاسناد: 45؛ بحار الانوار: 72/ 3، باب 31، حديث 4.
(17)- ثواب الاعمال: 199؛ بحار الانوار: 72/ 4، باب 31، حديث 9.
(18)- ثواب الاعمال: 200؛ بحار الانوار: 72/ 5، باب 31، حديث 12.
(19)- نهج البلاغه: 833، حكمت 264.
(20)- فقه الرضا: 332، باب 85؛ بحار الانوار: 72/ 5، باب 31، حديث 13.
مطالب فوق برگرفته شده از
کتاب : زيبائى هاى اخلاق
English