ايمان، اولين جنبهاى كه بايد عمل را در قبولى بدرقه كند
اولين جنبهاي كه بايد عمل را به سمت پروردگار عالم، بدرقه كند، ايمان خود انسان است. متصلين الهى، اعمالشان قبول مىشود، و خدا اصلاً به اعمال غير متصلين، كلمة صالح را وصل نمىكند. شما مىگوييد، خدمت به جامعة بشر. من ميپرسم، مگر بشر در مقابل خدا چه كسى است كه براى استفادۀ بشري ديگر از خدمت او، چنين بر سر خدا منت بگذارد، مثلاً چهار متر سيم را به يكديگر وصل كرده، و چهار تا پيچ و مهره را به همديگر بسته، و سى واشر و برنامههاى ديگر صنعتى را با يكديگر مركّب كرده، و اين محصول براى بشر وسيلهاي شده كه او ميتواند راه هزار متر را در يك برنامة زمانى كمتر از مركبهاى قديم طى كند. شما چنين كاري را خدمت به بشر مىبينى، ما هم اين نگاه را قبول ميكنيم، ولى اين عمل در منطقۀ الهى وقتى مورد ارزيابي قرار مىگيرد، خدا هم براى پذيرش آن شرايطى را عرضه كرده كه اگر بشر بخواهد از زير بار آن شرايط فرار كند، او آن عمل را قبول نمىكند؛ چون او اول اعلام كرده، و حق، هميشه اول با او است، نه با بشر كه بعد بخواهد بر خدا منت بگذارد. حق هميشه با خداوند است. اصلاً اول حق، وسط حق و آخر حق، هميشه به پروردگار عالم برمىگردد. هر كجا كه بشر بخواهد حقى را رعايت كند؛ حقّ خداوند بر همة حقوق مقدّم و پيش است، و از همة حقوق مهمتر ميباشد.
قرآن مجيد مىفرمايد: به پدر و مادر احسان كنيد، اما نه به نحو كلى.[5]
امام صادق و امام رضا عليهما السلام مىفرمايند: رعايت حقوق پدر و مادر مؤمن باشند يا مشرك، واجب است مگر در جايى كه خدا آن را گناه شمرده است و بخواهد حق خدا پايمال شود. در آن جا پدر و مادر از ارزش پدر و مادرى مىافتند و ديگر پدر و مادر نيستند؛ آن جا ميدان مبارزه دو انسان با پروردگار در خطّ زندگى بشرى ميباشد كه فرزند آنها است، و حقّ پروردگار عالم مقدّم است؛ چون حيثيت يك زن يا حيثيت يك مرد كه در منطقة مخلوقيت هستند، با ذات اقدس خالق قابل مقايسه نيست. احسان به پدر و مادر صحيح است، اما تا هنگامى كه حقى از حقوق الهى پايمال نشود.[6]
English