محال بودن جلوۀ حق در دلي كه خالي از اغيار نيست
عقيده؛ يعنى نفى تمام خدايان ساختگى، اعم از خدايان بيجان بيرونى و درونى كه عبارتند از بتها، مظاهر عالم طبيعت، هواى نفس، تجاوز در شهوات، آمال و آرزوهاى غلط، خواستههاى بىريشه و بىبنيان، و بتهاى جاندار كه عبارت ميباشند از چهرههاى طاغوتى مثل: چهرۀ قابيل و چهرۀ فرعون، و هر موجود زندهاى كه در لباس آدمى در خط سير آنان به عنوان ارباب و كارگردان بشر، دستاندر كار زندگى انسان است. اعتقاد به خدا؛ يعنى به تمام معنا، جنگ درون با خدايان شكلدهندۀ پستى و ذلت و اثبات خداى دهندۀ عزت و واقعيت. اين معنا معناى عقيده است، و شما بدانيد كه طبق آيات قرآن مجيد، بدون نفى خدايان قلابى، اثبات خداى واقعى در دنياى جان، كار محالى است؛ يعنى تا خانۀ دل، خلوت از اغيار و بيگانگان، مظاهر طاغوتى و مظاهر خطر نشود، محال است نور وجود مقدّس حضرت حق در چنين خانهاي جلوه كند. من در اول بىشمار خطا كردم و اهرمن را در حصار راه دادم.
يك نظر در كار اين ويرانه كن دشمن خود را برون زين خانه كن[6]
نراقي
English