دعاى تكوينى و تشريعى
وجود تمام موجودات، در ظاهر و باطن خود، عين خواستن و طلب هستند و در طبيعت خلقت هيچ موجودى از اين خلقت جدا نيست.
هيچ موجودى ذاتاً و طبعاً استعداد و لياقت و قدرت كوس استقلال زدن ندارد و نمىتواند داشته باشد.
ذات موجودات و طبع خلقت آنان و سازمان هستى و شؤونشان در برابر ذات بىنياز عين نياز و در برابر غنى مطلق فقر مطلق است.
وقتى ثابت باشد موجودات بدون استثنا، عين ربط و تعلق و عين تجلى و محض امكان و فقرند و يك جزء غير قابل ديدن و جزء ديدنى هيچ موجودى در هيچ نشانى مستقل و بىنياز نيست، چه راهى براى ادعاى استقلال و عدم نيازمندى براى موجودات هست؟
در ادعاى بىنيازى و استقلال به روى بزرگترين موجود معنوى عالم و شاخصترين عنصر خلقت و زيباترين چهره هستى حضرت رسول اللّه صلى الله عليه و آله بسته است، چه رسد به موجودات ديگر كه طفيل هستى او و سايه مصداق:
لَوْلاكَ لَما خَلَقْتُ الْأفْلاكَ .
اى پيامبر! اگر تو نمىبودى جهان و جهانيان را خلق نمىكردم.
او از همه عالم آگاهى و وقوفش به مسئله فقر ذاتى و نياز طبيعى و حتمى موجود بيشتر بود و توجه به اين نياز همه جانبه را نسبت به حضرت بىنياز و فقر ذاتى را نسبت به غنى حميد فخر خود مىدانست و بالاترين مقام را براى خويش سلطنت فقر به حساب مىآورد و در برابر حضرت دوست با تمام وجودش عرضه مىداشت:
ألْفَقْرُ فَخْرى .
فقر، سرافرازى و افتخار من است.
در زمينه اين نوع دعا و اين شكل درخواست و طلب، ذات موجودات يكسان است و كل عالم هستى بىوقفه در زمينه فقر ذاتى و امكانيش، حتى تمام كفار و بتپرستان و همه فاجران و فاسقان و ملحدان در حال دعايند و اگر اين خط و ربط در وجود آنان نسبت به حضرت او نبود، امكان ادامه زندگى براى كمترين لحظه براى هيچ كدامشان وجود نداشت.
از اين طلب ذاتى و درخواست طبيعى كه سراسر هستى موجودات و شؤون آنان را فرا گرفته و هيچيك را براى ادامه زندگى چارهاى جز آن نيست تعبير به دعاى تكوينى مىشود، كه در اين دعا زبان و صدا و اشك و ناله و زارى مدخليت ندارد و نسبت به اين دعا هم دستورى نيست كه چرا اين قسم از دعا ذاتى موجودات و بافت وجودى و طبيعى آنان است.
اما قسمتى ديگر در زمينه دعا وجود دارد كه به آن دستور داده شده و از جن و انس و ملائكه، خواستهاند كه اين حقيقت را بالاراده به دستور حضرت رب العزه تحقق دهند.
درست است كه خداوند عزيز به تمام خواستههاى عبادش آگاه و عالم و آشناست، اما همين خداى مهربان و آشناى به نيازهاى ارادى عباد از آنان خواسته، خواستههاى خود را با سوز دل و با حركت زبان و اعلام نيازمندىهاى دنيا و آخرت، همراه با اشك چشم و سودن پيشانى به خاك درگاه من ابراز كنيد كه من عاشق اين حال و علاقهمند به اين زارى و درخواست و اشك چشم شمايم.
اين معنا را بايد همه نيازمندان كه همه انسانها هستند و به خصوص گناهكاران از عباد كه در به در دنبال آشتى با دوست هستند رعايت كنند و بايد بدانند، همانطور كه گفته شد اگر دعا و درخواست و طلب و گدايى و نيازمندى در ذات موجودات نبود، به كمترين فيض و عنايت از جانب دوست نمىرسيدند، همانطور اگر براى آمرزش گناه و قبولى توبه و رسيدن به آنچه خير انسان است و دست يافتن به سعادت دنيا و آخرت، دعايى در كار نباشد، هيچ فيض و عنايت و كرامت و لطف و رحمت و رأفت و بسط رزق و آمرزش گناه و خير دنيا و آخرت نصيب انسان نمىگردد.
اين نوع دعا كه در قرآن و روايات و به وسيله همه انبيا و امامان عليهم السلام دستور داده شده دعاى تشريعى است.
از اين دعا تكبر نكنيد و از جبهه بر خاك درِ دوست گذاشتن روى مگردانيد و بر اين مسئله كه خدا همه چيز ما را آگاه است نياز به گفتن و اعلام كردن و درخواست نمودن نيست تكيه نكنيد و العياذ باللّه در پيشگاه حضرت رب العزه كه تمام خير در يد اوست حالت استغنا و بىنيازى نگيريد كه اين حال تحقق حقيقى پيدا نمىكند و جز گناه و جرم در برابر حضرت او چيزى نيست و خداوند بزرگ از اين حال شيطانى و خط ابليسى در قرآن مجيد تعبير به طغيان و استكبار فرموده است.
گنهكار با سكوت خود و خشكى حال و اشك چشمش به جايى نمىرسد و به فيضى از طرف حضرت اللّه مشرف نمىگردد.
خواستار سعادت دارين، با سكوت از خواسته و عدم تحرك در به دستآوردن سرمايه دنيايى و آخرتى، چيزى نصيبش نمىشود.
اينجاست كه بايد گفت: دعا بهترين عمل و قوىترين حركت و برترين حالتى است كه به توفيق حضرت ربوبى انسان را يارى كرده و از مهالك وى را مىرهاند.
دعا اين رابطه معنوى و فطرى كه به طور اكثر در مواقع دردمندى و حوادث و مصائب وخلأها و پيشآمدها در حال و زبان و قيافه و اشك سوزان انسان تجلى مىكند، معشوق انبيا و امامان عليهم السلام و محبوب اوليا و عارفان بوده، اين جزوه اگر بخواهد همين حقيقت را از زندگى پاكان عالم فقط از طريق قرآن و روايات بررسى كند، از چند جلد كتاب افزون خواهد شد، البته امتياز پاكان و عاشقان و عارفان در اين مسئله نسبت به ساير انسانها در اين بود كه آنان همه وقت چه در هنگام داشتن بهترين آرامش، چه وقت حوادث در پيشگاه حضرت رب الارباب در حال دعا بودند كه به دعا و اظهار نيازمندى و فقر در بارگاه قدس او عشق مىورزيدند، ولى بقيه انسانها معمولًا براى رفع حوادث و مشكلات ياد خدا مىكنند و اين معنى را خداوند مهربان در قرآن مجيد از انبيا و ساير انسانها خبر مىدهد.
English