چند ماجرا از دينداران واقعى
کسانی که به حقیقت، اهل خدا هستند و به قیامت باور دارند، و بر اساس این اهل خدا بودن و باور داشتن قیامت، برای انسانها ارزش قایل هستند، دل آنها، به خاطر مشکلات انسانهاي ديگر، و یا به خاطر گمراهی و بدکاری آنان، آرام نیست، و وقتی قلب مبارک آنها آرام میشود که مشکلات مردم، چه از نوع مادی آنها، و چه از نوع معنویشان، حل بشود.
قرآن مجید میگوید، اين دينداران از همة ابزارهایی که در اختیار دارند، هم به خاطر عبادت خدا، و هم به خاطر تأمین خیر دنیا و آخرت خودشان، و هم برای حل مشکلات مردم استفاده میکنند، و از عجایب حال آنها این است که کینهای نسبت به مردم پيدا نميكنند، هر چند هم از دست آنان آزار ببینند. آنها آزاردهی مردم را محصول جهل و بیخبری آنها میدانند. اين دينداران واقعي از مردم آزار میکشند، ولي بعد معلّم آنها میشوند و آنها را بیدار و بینا میکنند. در حقیقت، چنين دينداراني منابع برکات پروردگار در جامعة انسانی هستند که گاهی شعاع وجودشان محدودۀ زمان و مكان ملتی را که در آن زندگی میکنند، در مينوردد و نور وجود آنها تمام زمانها را اشغال میکند و سودشان به انسانیت میرسد.
در اين بحث ميخواهم ماجراهايي را بيان كنم که براي همگان مفيد هستند. البته، به خواست خدا و واقعاً به محبت و به رحمت خدا، من هم گاهي به طور مستقيم، در برخي از اين ماجراهايي كه نقل خواهم كرد، تا حدی وارد شدم، و در برخي از آنها هم نتوانستم وارد شوم و بعداً از آنها باخبر شدم.
ويژگي اين ماجراها اين است كه هر يك از آنها ثمرۀ فوقالعادهای برای خود آن شخص ديندار، یا براي مردمی که در حیطة آن شخص بودند، داشته است. اين ماجراها هم ماجراي مالي است، و هم علمی و هم اخلاقی و تربیتی.
اين ماجراها نشان ميدهند كه چقدر اين انسانهای خداخواه و مؤمن به قیامت، ميتوانند گاهي برای یک شهر، و گاهي برای یک مملکت، و گاهي برای دنیا مفید باشند.
English