لطفا منتظر باشید

نگاهى به سورۀ نوح

در زمینۀ همین مسأله‌ای که دربارۀ انبیا و ائمه گفته شد و كمي دربارۀ آن بحث علمی شد، برای‌ شما آیه‌اي را قرائت مي‌کنم كه خیلی جالب است: }وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا{ [3]: خداوند همۀ انبیا و امامان معصوم را پیشوایان هدایت قرار داده است. نوح که نهصد و پنجاه سال عمر کرد. البته، این عددی است که قرآن مجید آن را می‌گوید[4]، و عدد دیگری هم نوشته‌اند. حالا من به آن عدد قطعی تکیه می‌کنم. از انبيا از نوح عليه السلام که نهصد و پنجاه سال عمر کرد، تا آن پیغمبرانی که در بین مردم کم ماندند؛ به خاطر آن که عمرشان يا با شهادت، یا با غیر شهادت، زود پایان یافت، مثل مسیح عليه السلام و یحیی عليه السلام[5]؛ یحیی جوان بود كه شهید شد و مسیح هم سي و سه سال داشت که خدا در قرآن می‌گوید، او را به آسمان بردند و از نظرها پنهان کردند[6]؛ چون دشمنان به دنبال او بودند تا او را پيدا كنند و بكشند؛ همۀ اين پيامبران، }يَهْدُونَ بِأَمْرِنا{: آنچه رنج بود، تحمّل کردند، تا مردم را در صراط مستقیم قرار بدهند، و در اين مسير، خسته، کسل و فراری هم نشدند و مردم را رها نكردند. در آیۀ پنجم، سورۀ نوح، نوح عليه السلام به پروردگار می‌گوید: }رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمي‏ لَيْلاً وَ نَهاراً { [7]: خدایا! من مردم را نسبت به قرار گرفتن در صراط مستقیم دعوت کردم؛ یعنی استراحت خودم را هم هزینۀ این‌ها کردم و شب و روز، آن‌ها را دعوت کردم، و در آيات هشتم و نهم، نوح عليه السلام مي‌گويد: }ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً* ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً *{ [8]؛ من هم در پنهان و هم در آشکار، مردم را دعوت کردم. دعوت انبیا هم دعوت روشنی بود. خداوند در قرآن می‌گوید: نوح عليه السلام مردم را به سه برنامه دعوت کرد: }أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ{[9]: اين كه بیایید به جای آن كه خود را هزينۀ این بتان بکنید که چیزي هم از اين طريق به دست نمي‌آوريد، خود را هزينۀ خداوند كنید تا همه چیز را هم به دست آوريد. تنها اگر خود را هزينۀ خداوند بکنید، دنیای‌تان خیلی آباد می‌شود. وعدۀ انبیا هم مثل وعدۀ خدا صدق است و وعده‌اي درست مي‌باشد. نوح عليه السلام ‌گفت: شما بیایید. خدا را عبادت کنید؛ از گناه بپرهیزید، و معلّمی من را هم قبول بکنید؛ من یک معلّمم: }أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطيعُونِ.{ [10]: بعد گفت: اگر کل جامعه در مدار عبادۀ الله، در مدار اجتناب از گناهان و در مدار گوش دادن به حرفِ من كه معلّم دلسوزی براي شما هستم و هیچ توقع فردي هم از شما ندارم، قرار گيرد، }يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً.{[11]: تمام ابرها باران به موقع و باران فراوانِ با منفعت برای‌تان می‌شود. گفت، باران با منفعت، چون گاهی پروردگار باران منفعت را تبدیل به باران عذاب می‌كند؛ باراني مي‌بارد كه دو سوم زمین‌های کشاورزی را نابود می‌نمايد و به خانه‌ها آسيب شدید می‌رساند، و گاهی سي تا چهل سال طول می‌کشد تا خرابی‌هاي آن جبران شود. باران را با كلمۀ }مِدْراراً { توصيف نمود و گفت: }يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً{[12]؛ يعني هم باران به موقع باشد و هم فراوان و هم با منفعت باشد. همه اين معاني در لغت }مِدْراراً{ جمع است. }وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ{[13]: همۀ شما را ثروتمند مي‌كند و به همۀ پسران و دخترانتان می‌گوید که پشتوانۀ شما باشند؛ به پسران و دختران می‌گوید که باعث شادی دل‌هاي‌تان بشوند؛ به پسران و دختران می‌گوید که زینت و آبروی زندگی‌تان باشند. }وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً{[14]: همۀ سرزمینتان، رودها و رودخانه‌های‌تان را پر از آب می‌کند. ما اگر تصوّر بکنیم باران به موقع ببارد و فراوان هم ببارد و تمام مردم هم مال‌دار شوند و ثروتمند گردند، و همۀ آن‌ها هم فرزندان خوبي پیدا کنند، و تمام رودخانه‌ها پر آب شوند، ديگر مملكت به كجا خواهد رسيد.

بعد نوح عليه السلام گفت: خدایا! در این نهصد و پنجاه سال، با این وعده‌های درستی که من به مردم دادم، جواب مردم به من این بود كه انگشت‌های خود را در گوش‌هاي‌شان می‌گذاشتند تا صدای من را نشنوند، و لباس‌های‌ خود را جمع می‌کردند و بر روي سرشان می‌انداختند تا قیافۀ من را نبینند. خدا می‌گوید، انبيايي از طرف من آمدند تا کشورهای شما را از فقر نجات بدهند؛ كشاورزي‌تان را کاملاً به کمال برسانند؛ رودها و رودخانه‌هایتان را پر از آب کنند؛ یعنی خیال نکنید انبیاي من، برای شما فقط سود آخرتی دارند. نه، این افراد سود دنیایی هم دارند.

منبع :
نظرات کاربران (0)
ارسال دیدگاه